وین دایر، دیروز در سن هفتاد و پنج سالگی درگذشت. بعید است کسی اهل کتاب و کتابخوانی باشد و نام او را نشنیده باشد. حتی در عبور گذری از کنار ویترین کتابفروشیها و قفسه کتابهای آنها، نام او را خواسته یا ناخواسته، بارها و بارها میبینیم. وین دایر جزو روان درمانگرهایی بود که شیوه سنتی آموزش و درمان را ترک کرد و کوشید به انسانها کمک کند که خود، پاسخ دشواریهای زندگی خود را بیابند. مکتبی که بعد از تلاشهای او و چند تن دیگر (از جمله دیل کارنگی)، به نام Self-Help یا «خودیاری» به صورت گسترده رواج پیدا کرد. شاید دوست داشتنیترین جملهی وین دایر برای من، موضع بسیار عمیق و زیبایش در برابر بیماری بود. وقتی او در سال ۲۰۱۲ از بیماری سرطان خون خود مطلع شد، در وبلاگش پیامی با این مضمون نوشت: شاید این بیماری، به …
محمدرضا شعبانعلی
امسال هم به سنت سالهای قبل، نرگس رحمانی عزیز زحمت کشید و کارت پستال اختصاصی سمینار رفتارشناسی در کسب و کار را طراحی کرد. تصویر این کارت پستال را اینجا برای شما میگذارم و در سمینار نسخهی اصلی آن را خدمتتان تقدیم خواهم کرد.
پیش نوشت 1: دیشب باید یک مسیر نسبتاً طولانی، در تهران رانندگی میکردم. مسیر رانندگی من، ترکیبی از خیابانهای تنگ و باریک و اتوبانهای عریض و پرترافیک بود. فرصت مناسبی بود که به الگوهای رانندگی نگاه کنم. با وجودی که مشاهدات من برای شما تازگی ندارد، اما خیلی دلم میخواست آنها را اینجا بنویسم. پیش نوشت 2: فکر میکنم شیوه رانندگی ما، در مقیاس میکرو و ماکرو اطلاعات بسیار ارزشمندی به ما میدهد. مقیاس میکرو به این معنا که به نظرم برای ازدواج با یک نفر، یک ساعت نشستن در کنار او و مشاهده رانندگی او در شهر، بسیار بیشتر از دهها ساعت مشاوره و انواع آزمونهای روانشناسی و شخصیت شناسی از MBTI تا MMPI ارزش دارد. من زمانی برای استخدام افراد در مجموعه خودمان، در مرحله نهایی (که مثلاً سه یا چهار نفر باقی ماننده بودند) بعد از اینکه جلسهای …
ترفندهای مذاکره – پاسخهای مثبت متوالی (فایل صوتی)
در ادامه فایلهای صوتی رادیو مذاکره، فایل جدید رادیو مذاکره را میتوانید از طریق لینک زیر دانلود کنید. این فایل صوتی به ترفند پاسخ های مثبت متوالی (Consecutive Yes) و در کنار آن ترفند پرش از روی موضوع یا Leapfrog پرداخته است. لینک دانلود فایل صوتی رادیو مذاکره – محمدرضا شعبانعلی – پاسخ های مثبت متوالی
صحبتهایی درباره کارآفرینی – برنامه تلویزیونی ایران شهر
محسن امین از دوستان عزیز و بزرگوار من هستند که بعید است کسی در حوزه اجتماعی فعالیت بکند و نمونه کارهای ارزشمند او را ندیده باشد. محسن عزیز و نیز خانم نرگس خانعلیزاده لطف بزرگی به من کردند و یکی از گفتگوهای ما در برنامه تلویزیونی ایرانشهر را پیاده سازی و در روزنامه همشهری منتشر کردند. از ایشان اجازه گرفتم تا همان متن را در اینجا هم بازنشر کنم. طبیعی است برنامه، یک برنامه عمومی زنده تلویزیونی است. بنابراین اگر جایی محتوا و جملات را درست و مفید میبینید، به لطف دوستان عزیزم است و اگر خطایی در آن میبینید، اشتباهات و بیدقتیهایی است که من در برنامه داشتهام. از جمله زحمات محسن امین، یک مجله اینترنتی علمی پژوهشی به نام عصر مس آنلاین است که نمونهای از یک مجموعه تولید محتوای تخصصی صنعتی – مدیریتی است. امیدوارم که این نوع نشریات …
این مطلب، بدون ساختار مشخص و بسیار نامنظم است و صرفاً برای دوستان و ساکنان قدیمی این خانه که مدتهاست من را تحمل میکنند منتشر شده. دوستان عزیز جدیدتر و مهمانان تازه این خانه، شاید نکته جذابی در آن نبینند. دقیقاً مرداد سال قبل بود که سرفصلی به نام چرکنوشته در روزنوشتهها باز کردم. در همان روزها هم فهرستی از دغدغههایی که دوست داشتم در موردشان بنویسم، تنظیم کردم و منتشر کردم. امروز برگشتم و آن فهرست را خواندم. همینطور حرفهایی که دوستانم در قالب کامنت مطرح کرده بودند را دوباره مرور کردم. برایم مرور اتفاقهایی که در یک سال گذشته افتاد و تغییراتی که در ذهن و زبانم ایجاد شده و دغدغههایی که دیگر نیست و دغدغههایی که نبود و هست، جالب بود. تصمیم گرفتم که این مرور ذهنی را در اینجا ثبت کنم تا شاید در آینده، با …
قوانین کسب و کار: ما پلههایی برای یکدیگر هستیم
پیش نوشت 1: معمولاً عادت دارم که حرفهایم را در قالب داستان و خاطره و رویدادهایی که برایم اتفاق افتاده است تعریف میکنم. اما حرف امروز من حرف سادهای است. اکثر ما هم آن را میدانیم. اما گاهی رعایت نمیکنیم. به طرز شگفت انگیزی، در طول هفته گذشته دوستانم چهار مورد کاملاً متفاوت و نامربوط از مشکلات محیط کار را با من مطرح کردند که ریشه آنها، به نوعی مشابه بود. پیش نوشت 2: نمیدانستم آن را باید چگونه طبقه بندی کنم. میتوانستم اسمش را بگذارم قوانین کسب و کار. چون به نظر خودم، یکی از مهمترین قوانین کسب و کار در همه جای جهان است. میتوانستم بگویم اخلاق. چون به نظرم از سادهترین اصول اخلاقی است. میتوانستم بگویم اصول مذاکره. چون به نظرم رعایت آن دستاوردهای بسیار بزرگی را در محیط کار و زندگی ایجاد میکند. میتوانستم بگویم اتیکت. چون …
در مطلبی که درباره آموزش و یادگیری زبان انگلیسی نوشته بودم، نکات و پیشنهادهای متعددی را مطرح کردم و یکی از آنها، مطالعهی جمله های کوتاه انگلیسی بود. با وجودی که پیدا کردن چنین سایتهایی دشوار نیست و احتمالاً خودتان هم، تعداد زیادی از این نوع سایتها را میشناسید، تصمیم گرفتم چند مورد از آنها را که حس میکنم مناسبتر هستند در اینجا معرفی کنم. WikiQuote سایت WikiQuote یکی از در دسترسترین و پرمحتواترین سایتهای نقل قول و جملات کوتاه انگلیسی است. جمله های کوتاه و بلند انگلیسی فراوانی را میتوانید در آن بیابید. مزیت مهم WikiQuote این است که تقسیم بندی بسیار خوبی دارد. در همان صفحهی اول، جملهها بر اساس نام اشخاص، موضوع، نام مکانها و مواردی مانند اینها دستهبندی شدهاند. ضمن اینکه WikiQuote برای یادگیری زبان انگلیسی خوب است، به خاطر داشته باشید که به آن خیلی …
دستگاه دوباره کار نمیکرد. اسپیندلها میچرخیدن و مته دوم، روبروی قطعه کار قرار میگرفت. قطعه کار رو جلو میکشید. اما قبل از اینکه نوک مته به قطعه برسه، آلارم میداد و قطعه کار رو میبرد عقب و اسپیندلها میچرخیدن. چند وقت یه بار اینطوری میشد. اگه یکی از بیرون میدید احتمالاً فکر میکرد برنامه دستگاه مشکل داره. اما برای ما دیگه عادی شده بود. یه لیمیت سوییچ کوچولو بود که گاهی شل میشد و با سفت کردنش، همه چیز به حال عادی برمیگشت. اما این دفعه، هر چی با لیمیت سوییچ بازی کردیم، مسئله حل نشد. آقای پنهان چی – که البته اسم واقعیش این نبود و ما اونجا به این اسم صداش میکردیم – رفت و گاوصندوق رو باز کرد و کتاب راهنمای دستگاه CNC هایدن هاین رو آورد. البته دستگاه ما یه دستگاه قدیمی آلمان شرقی بود که …
همیشه، قبل از شروع برنامه تلویزیونی یا رادیویی، توضیحات ثابتی رو تکرار میکنم. به مجری توضیح میدهم که: من دکتر نیستم! علاقهای هم ندارم که باشم. درس مهندسی خواندهام. ضمناً چه دکتر چه مهندس، لطفاً من را با این عناوین صدا نکنید. من پدر و مادر دارم و آنها در هنگام تولد برایم نام انتخاب کردهاند. “شناسنامه” دارم. به خاطر احساس خوبی که به پدر و مادرم دارم، دوست دارم نامی را که برایم انتخاب کردهاند، اینجا و همه جا بشنوم. بنابراین لازم نیست مدرک دانشگاهی من را به جای نام کوچکم به کار ببرید. من “محمدرضا شعبانعلی” هستم. نه “مهندس شعبانعلی” و نه “دکتر شعبانعلی”. وزارت علوم در قد و قوارهای نیست که به جای پدر و مادرم، نام کوچک من را تعیین کند. ضمن اینکه من 36 سال زندگی کردهام و زحمت کشیدهام و مطالعه کردهام و درس …
