دوست خوبم رضا. در زیر نوشتهی قبلی، مطلبی نوشت که فکر میکنم ارزش دارد به شکل جداگانه مورد بحث قرار بگیرد: محمدرضا. در مورد اینده آموزش و دانش شکی در مورد حرف های شما نیست .اما در مورد مهارت و تجربه جای سوال هست. مثلا در حوزه های کار فنی داشتن علم تنها کافی نیست بلکه تجربه حرف اول را می زند تا جایی که حتی سازمان های بزرگ فضایی هم بی نیاز از تکنیسین ها ی کارآزموده نیستند. و این مهارت و استادی در هیچ دوره ای منقرض نخواهد شد .تنها مسئله این است که چگونه این تجربه به نسل بعد منتقل بشود با توجه به سرعت تحولات و پیچیده شدن تکنولوژی ها که فرصت استادی و کسب تجربه را نمی دهند. آیا همین نقطه ضعفی برای تکنولوژی نخواهد شد؟ من هم پاسخی بسیار مختصر و کوتاه نوشتم تا …
محمدرضا شعبانعلی
پیش نوشت: مطلبی که میخوانید واقعاً شخصی است. خیلی شخصی. زیادی شخصی. حتی بیشتر. برای دوستم اکبر نوشتهام. برایم مطلبی را نوشت و من هم برایش – که درد بهبود دارد – درد و دلی نوشتم. شاید برای اکثر دوستان این وبلاگ، خواندنی یا مفید یا جذاب، نباشد. صحبتهای اکبر: سلام محمدرضا جان پیش نوشت: این مطلب درد دلی با محمدرضا است که امیدوارم بخواند و مستقیم یا غیرمستقیم پاسخ دهد. راستش را بخواهی من، به عنوان کسی که در یک دانشگاه معتبر مدارک خود را اخذ کرده و اکنون در یک دانشگاه متوسط دولتی تدریس می کند، از کنایه های مکرر تو به دانشگاه کمی مکدر شده ام. من پس از آشنایی با تو و متمم، پیوسته کوشیده ام تا سطح قابلیت و مهارت های دانشجویانم را ارتقا دهم. اما هر بار که با دیدگاه تو در مورد دانشگاه …
کار زیبای Trenton Stull
پیش نوشت: زیر مطلبی که در مورد سبک زندگی و سطح زندگی نوشته بودم، یکی از دوستانم به نام زهرا، کامنتی گذاشته بود که آن را عیناً در اینجا نقل میکنم: من که پشت کنکور ارشدم, همه زندگیم درس خوندن واسه کنکور و آزمونای استخدامیه, ما کنکوریا یه سبک زندگی بیشتر نداریم. دلم از خواندن این کامنت خیلی گرفت. خیلی زیاد. نه به خاطر ترحم به کسانی که پشت کنکور یا آزمون استخدامی هستند. به خاطر جنس حرفها و سبک نگاهی که به مسئلهی کنکور و زندگی و استخدام، در بین بسیاری از ما رایج است. اگر چه نمیدانم سبک درست چیست و پیشنهاد درست چیست، اما دلم میخواست حرفهایی را برای زهرا و زهراها و دوستان خوب دیگری که آنها را نمیشناسم و الان برای کنکور کارشناسی یا کارشناسی ارشد درس میخوانند بنویسم. نامهای برای زهرا (یا زهراها): زهرای …
پیش نوشت صفر: این متن در ادامهی گام اول و گام دوم و گام سوم و گام چهارم و گام پنجم تا عید با متمم نوشته شده است. طبیعتاً مطالعهی این قسمت، پس از مطالعهِ قسمتهای قبلی میتواند تصویر شفافتری در ذهن خواننده ایجاد نماید. پیش نوشت یک: مطلبی تحت عنوان تعریف سبک زندگی در متمم منتشر شده بود که بسیاری از دوستان، در مورد آن، توضیحات و نظرات خود را آنجا نوشتهاند. اگر آن را نخواندهاید یا نظرات دوستانمان را در آنجا مطالعه نکردهاید، احتمالاً مرور آن قبل از مطالعهی این مطلب، میتواند به درک این مبحث تا حد زیادی کمک کند. اصل بحث: لغت سبک زندگی، لغت تازهای نیست. اما قبل از مفهوم پردازیهای جدید، عملاً مجموعهای از دستورالعملهای سنتی بود که در قالب بسته بندی جدید، به ما دیکته میشد. کافی است درباره سبک زندگی، در اینترنت …
ماجرای نگارش تاریخ تمدن ویل دورانت، ماجرایی جالب و آموزنده است. ویل دورانت و آریل دورانت، با نگارش کتابهایی مانند داستان فلسفه و کتاب کاخهای فلسفه (که بعداً به دلایلی تصمیم گرفتند نام آن را به لذات فلسفه تغییر دهند) درآمد اولیهای پیدا کردند که به عنوان نطفهی اولیهی تولد مجموعه تاریخ تمدن مورد استفاده قرار گرفت. بعد از آن، با انتشار هر کتاب، هزینهی مطالعه و تحقیق و سفرهای مربوط به کتاب بعدی را تامین میکردند و به این شکل، پروژهای بزرگ انجام شد. کاری که به نظر، فراتر از توانایی دو نفر (حتی با وجود صرف تمام عمر بر روی آن) است. کسانی که در زمان زنده بودن ویل دورانت و آریل، کتابی مثل مشرق زمین گاهوارهی تمدن را خریدهاند، با کسانی مثل من و شما که امروز آن کتاب یا کتابها را میخریم، تفاوتی مهم دارند. آنها …
گفتگو با شاهین فاطمی درسا – رادیو مذاکره جدید!
یکی از اولین فایلهای رادیو مذاکره، فایل گفتگو با شاهین فاطمی، مدیر عامل چرم درسا بود. چند هفته قبل، با شاهین فاطمی در مورد درسا (که امروز دیگر خود را چرم درسا نمیداند) گفتگو میکردیم و راجع به کارهای جدیدی که درسا در حال انجام آن است، گپ میزنیم. نظرمان در همه جا، یکسان نبود. اما لااقل بحثی خوب و دوست داشتنی بود. از شاهین اجازه گرفتم و جلسهی دومی را گذاشتیم و این بار حرفهایمان را ضبط کردیم. بنابراین، شاید حدود نیمی از حرفهای این فایل، مشابه سایر فایلهای رادیو مذاکره است و نیمی دیگر، بحثی بین دو دوست که هر دو علاقمند به یک برند هستند. اما در مورد پیاده سازی یک استراتژی، با یکدیگر اختلاف نظرهایی دارند. امیدوارم این جلسهی طولانی دو ساعت و نیمه که در قالب سه فایل خدمت شما ارائه میشود، برای شما هم …
برای چه و برای که مینویسم؟ (در جواب یک بچه محل!)
پیش نوشت صفر: خیلی از ما در روزنوشتهها، با پسوند و پیشوند و شیوههای مختلف، میکوشیم نام خودمان را از دیگران متمایز کنیم تا دیگران راحتتر بتوانند ما را تشخیص دهند و با بقیهی دوستان اشتباه نگیرند. محمدها و علیها و ساراها و الهامها و مریمها، بیشتر از بقیه این مشکل را دارند. محمد (بچه محل) هم، یکی از دوستان خوب من است که در یکی از نخستین بحثهایش، به هم محلی بودن مان اشاره کرد و بعد از آن، همیشه با محمد (بچه محل)، نوشت و خواندیم و صحبت کردیم. آنچه اینجا مینویسم، پاسخی به نکتهای است که محمد (بچه محل) در اینجا نوشته بود. بخشی از صورت سوال را اینجا دوباره نقل میکنم: اصلی ترین و اولویت دارترین فعالیت شما که دوست دارید از طریق وب آموخته های مرتبط با آن را منتشر کنید چیست؟ اصول مذاکره، کسب …
یک کلیپ ویدئویی کوتاه از یک پاندا دیدم که لااقل برای من، دوست داشتنی بود و گفتم شاید شما هم – اگر آن را ندیدهاید – دوست داشته باشید آن را ببینید. هر چقدر هم سعی کردم که مفاهیم آنتروپومورفسیم را برای خودم تکرار کنم، باز هم نمیتوانم باور کنم که این پاندا، واقعاً در حال تجربهی لذت و خوشحالی (شبیه همان چیزی که ما میفهمیم و تصور میکنیم) نباشد. لینک دانلود کلیپ
سبک زندگی یا سطح زندگی؟ گرانترین چوب لباسی دنیا (گام پنجم)
پیش نوشت صفر: این مطلب در ادامهی چهار مطلب قبلی (گام اول، گام دوم، گام سوم، گام چهارم) نوشته شده و در صورتی که فرصت نکردهاید چهار مطلب قبلی را بخوانید، پیشنهاد (و در واقع خواهش) من این است که ابتدا سری به آنها بزنید. پیش نوشت 1: گران ترین چوب لباسی دنیا با یکی از دوستانم در مورد دستگاه تردمیل حرف میزدیم، گفت: ما تردمیل خریدیم و برای مدت کوتاهی از آن استفاده کردیم. اما به سرعت، شور و شوق آن از بین رفت و به یک چوب لباسی در کنار اتاقم تبدیل شده. تردمیلهای چوب لباسی شده، قبلاً هم به چشمم آمده بودند. اما شاید چون کسی برایشان نامی نگذاشته بود، آنها را ندیده بودم. چیزهای زیادی هست که به چشم میآید اما دیده نمیشود. همچنانکه صداهای زیادی به گوش میرسد اما شنیده نمیشود. طی این مدت، با …
