سال گذشته، همین روزها بود که آخرین سمینار سالیانه خودم رو تحت عنوان رفتارشناسی در محیط کسب و کار برگزار کردم. اگر دقیقتر بگویم، 19 شهریور بود. سمینارهای سالیانه 5 سال متوالی برگزار شد و افتخار میکنم که هر سال بهتر و منظمتر برگزار شد و با استقبال بیشتر دوستان عزیزم روبرو شد. در حدی که سال گذشته با وجودی که در هیچ جا جز متمم اطلاع رسانی نکردیم، مجبور شدیم فقط برای دوستان متممی امکان ثبت نام را ایجاد کنیم و سه هفته قبل از آغاز سمینار، آخرین بلیط آن هم فروخته شد که در سمینارهای آموزشی بخش خصوصی، تا جایی که من میدانم چندان سابقه ندارد. این کلیپ ویدئویی چهار دقیقهی آخر سمینار سال قبل است که گفتم برای تجدید خاطره اینجا منتشر کنم. فردا، مطلب مستقلی را خطاب به بهداد مینویسم و گزارشی از بازنگری آن تصمیم …
محمدرضا شعبانعلی
نوع مطلب: گفتگو با دوستان برای: شیرین موضوع: جملهای نقل کرده بودم از ژان کوکتو و شیرین هم زیر آن مطلبی نوشته بود که اینگونه آغاز میشد: این جمله هنوز بدست من نرسیده و خوشحالم که اولین بار اینجا خوندمش اگه جای دیگه ای بود به احتمال زیاد ازش رد میشدم، می رفتم. با اینکه درست و حسابی هم نفهمیدم ژان کوکتو چی گفته ولی اینجا و متمم مثل ایستگاه فکر کردن شده برای من و بقول شما نمیشه درباره پست هایی که میذارین، فکر و خیال پردازی. کاش دوستانی که متوجه شدن کامنت بذارن و یا شما بهشون جواب بدین تا حداقل از جمع بندی دیدگاه های شما چیزی به ذهنم برسه. البته کامنت شیرین، کاملتر هست و برای خوندنش میتونید به مطلب قبلی سر بزنید. پیش نوشت: شیرین عزیز. حرفهایی که اینجا به بهانهی ژان کوکتو برای تو …
خبرنگار پرسید: فرض کنید خانه شما در حال سوختن در آتش است و میتوانید فقط یک چیز را برای خودتان بردارید. چه چیزی را برمیدارید؟ ژان کوکتو گفت: آتش را. *** پی نوشت یک: میدانم که دو سالی است این جمله در شبکه های اجتماعی دست به دست میشود. اما گاهی زیبایی برخی مفاهیم در حدی است که حتی وقتی میدانی در آغوش هزاران ناقل و گوینده بودهاند، باز هم نمیتوانی از فکر کردن به آنها و خیال پردازی در مورد آنها صرف نظر کنی. پی نوشت دو: روایت فارسی این نقل قول، طولانیتر است که از ترکیب عمدی یا سهوی پاسخ ژان کوکتو در سالها قبل با سوالی که در سال 2014 در کتاب When your house is on the fire مطرح شده ایجاد شده است. این کتاب توسط اریک کولبل و با الهام از ژان کوکتو تنظیم منتشر شده و سوال طولانیتری را …
برای هما و جلیل: کسب و کار دیجیتال و رابطه آن با شناخت دنیای دیجیتال (1)
نوع مطلب: گفتگو با دوستان برای: هما و جلیل حرف های هما: سوالی که برای من پیش می آید اینه که الان و دراین شرایط بهتره چه کاری رو انجام بدیم؟ کشور ما از نظر تکنولوژی متاسفانه عقبه من با دونستن این مطلب که مدیریت و اقتصاد و فلسفهی تکنولوژی دیجیتال خیلی مهمه می تونم چه اقدامی انجام بدم؟ یه اقدام می تونه این باشه که مطالعه ام رو در این مورد زیاد کنم. ولی من فکر می کنم باید این کار هدفدار باشه. درسته؟ حرف های جلیل: مطالب مختلفی در رابطه با تکنولوژی دیجیتال در سایت روزنوشته ها و متمم مطرح شده است ولی بنظر می رسد بحثهای مربوطه بیشتر قابل استفاده برای کسانی است که آشنایی اولیه با تکنولوژی دیجیتال و فلسفه مربوط به آن داشته باشند. آیا برای کسی که علاقه مند به مطالعات عمیق و …
نوع مطلب: گفتگو با دوستان برای: باران توضیح : دوست خوبم باران، چند وقت پیش مطلبی نوشته بود که مدتهاست قول دادهام در موردش نکاتی را بنویسم اما فرصت کافی دست نداده بود. آنچه هم امروز مینویسم همهی آنچه نیست که میخواستم بنویسم و نوشتن همهی آنها زمان بیشتری میبرد. امیدوارم در آینده فرصت بیشتری دست دهد (و شاید همین نوشته زمینه و بهانهای شود) تا بحثهای بیشتری از این دست را مطرح کنیم. متن صحبتهای باران: یکی از دوستان نوشته که وقتی نوشته های شما رو می خونه، سطح توقعش از خودش بالا میره. می خوام بگم که منم عین اون! و این بالا رفتن توقع با من کاری کرد کارستون. سال قبل به مدت دو ماه روزانه دوازده تا چهارده ساعت کار می کردم و شبها هم تا ساعت دوازده -یک می نوشستم و درسهای متمم رو می بلعیدم(به معنای واقعی.. …
قبلاً گفته بودم که گاهی اوقات، بخشهایی از کتابهایی را که میخوانم یا قبلاً خواندهام، روی وبلاگ انگلیسی مینویسم و نقل میکنم که عموماً با برچسب Book Excerpts علامتگذاری میشوند. این کار مزایای زیادی داشته و دارد. اولاً چون هوش و ذهنم، آنقدر قوی نیست، از قدیم هم همیشه از روی کتابها رونویسی میکردهام و باعث میشده مطالب را بهتر بفهمم. ثانیاً به یادگیری زبان انگلیسیام کمک میکند. به هر حال تمرکز بیشتری ایجاد میشود و حافظه فعالتر میشود. ضمناً حالا که این کار را میکنم، شاید نوشتن آن در وبلاگ انگلیسی کمک کند که دوستانم هم در جریان بعضی از جملات و بحثهای جالب قرار بگیرند و راحتتر بتوانند کتابها و آدمها را بشناسند. البته ایدهی این کار را از کیندل گرفتم که اجازه میدهد استفاده کنندگان، ببینند که دیگران چه چیزهایی را در کتابها Highlight میکنند و به …
نوع مطلب: گفتگو با دوستان پیش نوشت یک: یکی از دوستان متممی عزیزم، برایم نوشته بود که مدتی است متوجه شدهاند که سرطان دارند. نکات و توضیحاتی نوشته بودند که به دستور و اراده ایشان (که کاملاً هم منطقی بود) از اشاره به آنها صرف نظر میکنم. اول خواستم مستقیماً برای ایشان مطلبی را بفرستم، اما در همین مدت کوتاه، مورد مشابه دیگری هم شنیدم و احساس کردم که بهتر است اینجا بنویسم. بنا به اشارههای دوستم و پیامی که از ایشان داشتم، تلویحاً مجوز نوشتن در اینجا را دریافت کردهام. پیش نوشت دو: طبیعتاً مانند هر حرف دیگری که من میگویم و هر کسی در هر جا و در هر زمینهای میگوید، اینها حرفها و نظراتی شخصی هستند و مشخصاً برای دوستم نوشته شدهاند. خصوصاً در تمام این نوشته، این نکته را در ذهن دارم که اشاره کرده بودند …
لحظه نگار: آقا (یا خانم) ورد پرس! من اسپم نیستم!
هفت هشت سال هست که با وردپرس کار میکنم. اما امروز برای اولین بار، وقتی داشتم تمرین میگذاشتم چنین پیغامی گرفتم: کمی سرچ کردم و دیدم ظاهراً یکی از سیستمهای حفاظتی به نام Flood Protection هست که اگر کامنتی را در کمتر از 15 ثانیه بنویسید یا اینکه کامنتهای متوالی را در کمتر از 15 ثانیه منتشر کنید، کامنت شما را اسپم فرض میکند. حالا فعلاً مجوز کامنت گذاری را به صورت موقت از اکانت من گرفته و باید بنشینم تا من را ببخشد. از این به بعد، کندتر تایپ میکنم!
برای بهروز ایمانی مهر: نکاتی درباره سئو متمم و سایر بحثهای پراکنده دیگر
نوع مطلب: گفتگو با دوستان پیش نوشت: این نوشته، حاوی برخی جزئیات و نکات و تجربه ها در مورد سئو و متمم است که ممکن است برای بخشی از دوستان، جذاب یا مفید نباشد. دوست خوبم بهروز ایمانی مهر، مطلبی را مطرح کرده بود و گفته بود که توضیحاتی در مورد آنها بدهم. به دستور او اینها را مینویسم. بهروز: دو تا سوال در مورد متمم داشتم. سوال اول اینکه؛ قبلاً گفتین که کارگاه یا درس “تفکر انتقادی” هفته های ۲۳ تا ۲۵ در متمم آغاز میشه (اگه اشتباه نکرده باشم). الان که تقویم هفته های بعد رو نگاه کردم، این درس در اونها نیست. ممکنه بفرمایین این درس حدوداً چه هفته ای شروع میشه؟ و سوال دومم در مورد انتشار سری”پاراگراف انگلیسی پویا” است. این مجموعه موقتاً متوقف شده یا ممکن است ادامه پیدا کنه؟ * یک سوال خیلی بیربط! دیگه هم …
یه آقایی هست به اسم Laird Kay که علاقهی خاصی به عکاسی از صنعت هوایی و ملحقات و متعلقات اون داره و به اصطلاح علاقمند به Aviation Photography هست. سایتی هم به اسم خودش داره (www.lairdkay.com) و البته یک اکانت اینستاگرام جذاب به اسم lairdkay خیلی عکسهای متفاوت و زیبایی داره و گفتم شاید در بین خوانندگان اینجا، کسی باشه که به این نوع تصاویر علاقمند باشه و مثل من از دیدنشون لذت ببره. یه جورایی من رو یاد یک هفته در فرودگاه آلن دو باتن میندازه. نمیدونم چرا. شاید به خاطر برخورد تا این حد نزدیک با فضای فرودگاهی.
