چند روزی است که ترانهی حوالی تو با صدای هوتن هنرمند را خریدهام و گوش میدهم و بارها و بارها در گوشم تکرار میشود. به قصد رعایت حقوق صاحب اثر، صرفاً بخشی از این ترانه را برای شما در اینجا میگذارم. این اثر، مجاز است و مانند بسیاری از آثار موسیقی از طریق فروشگاه بیپ تیونز عرضه میشود. یک بار دیگر هم باید به جان بچههای بیپ تیونز دعا کرد. چون بخشی از مشکل رعایت نکردن کپی رایت، به دشوار بودن یا طولانی بودن مسیر پرداخت حقوق صاحب اثر بازمیگردد. شاید اگر بیپ تیونز نبود، ما وقتی آهنگی را میشنیدیم، تا بعداً که به فروشگاهی برسیم و یادمان باشد و آن آلبوم وجود داشته باشد، خریدنش را فراموش میکردیم. توضیح اینکه عنوان این نوشته (دچار چشم تو دگر دچار خود نمیشود) بازنویسی مفهومی یکی از بیتهای ترانه است: گمان نمیکنم شود دوباره …
محمدرضا شعبانعلی
حسابداری جنگ – هزینه جنگ عراق برای آمریکا چقدر بوده است؟
اخیراً سرگرم مطالعهی کتاب جنگ سه هزار میلیارد دلاری هستم. کتاب توسط ژوزف استیگلیتز و لیندا بیلمز نوشته شده است. استیگلیتز، اقتصاددان آمریکایی برنده جایزه نوبل است که در نیویورک زندگی میکند و در دانشگاه کلمبیا درس میدهد. او به مدت چهار سال، اقتصاددان ارشد بانک جهانی هم بوده است. بیلمز هم استاد دانشگاه هاروارد است. هر دو نفر از اقتصاددانهای نامی هستند و در این کتاب، سیاستهای جنگ طلبانه آمریکا را به نقد کشیدهاند.ادعای آمریکا از ابتدا این بود که جنگ عراق حدود ۵۰ میلیارد دلار هزینه خواهد داشت. اما استیگلیتز و همکارش بر این باور هستند که محاسبهی هزینهی جنگ، صرفاً با محاسبهی استهلاک تجهیزات نظامی و حقوق نیروهای نظامی کاری ناقص و نادرست است. جنگ هزینههای دیگری هم ایجاد میکند که باید همهی آنها مورد توجه قرار بگیرند. آنها در نقد جنگطلبی آمریکایی با محاسبهی دقیق و مستدل توضیح میدهند که …
همونطور که قبلاً در مورد گردهمایی متمم توضیح داده بودم، خبرهای اصلی در این مورد یا در سایت گردهمایی منتشر میشن یا در پیام اختصاصی شما در متمم بهتون گفته میشن و یا از طریق خبرنامهی گردهمایی که در سایت گردهمایی میشه در اون ثبت نام کرد. همچنان خبرهای روزنوشته، خبرهای غیررسمی محسوب میشن. به هر حال، در میان خبرهای غیررسمی، این خبرغیررسمی رو هم بگم که پیشنهادهای سخنرانی خوب بوده. مطالب هم خیلی خوب بوده. من که خودم خیلی حس خوبی دارم و راضیم. اما در مورد بعضی موضوعات، پیشنهادی که پذیرفتنی باشه یا استانداردها رو داشته باشه نداشتیم. خواستم به کسانی که امروز و فردا قصد دارند پیشنهادهاشون رو ارسال کنند، کمک کنم که بدونن جای چه موضوعاتی خالیه:
نسخه جدید کتاب پیچیدگی و سیستمهای پیچیده (۲۹۰۰۰ کلمه)
بعد از مدتی تاخیر، فرصتی شد تا نسخهی کاملتر کتاب پیچیدگی و سیستمهای پیچیده را در اینجا منتشر کنم. قرارمان این بود که تعداد کلمات را بنویسم تا بتوانید در مورد میزان مطالب اضافه شده پیشزمینهای داشته باشید و در مورد خواندن یا نخواندن کتاب در هر مرحله تصمیم بگیرید. نسخه قبلی ۲۵۵۰۰ کلمه بود و نسخه فعلی حدود ۲۹۰۰۰ کلمه است. با کلیک بر روی تصویر زیر میتوانید نسخه PDF کتاب را در ۷۷ صفحه و با حجم ۱.۸ مگابایت دانلود کنید. آنچه به نسخهی جدید افزوده شده: توضیحاتی در مورد نخستین کاربردهای آمار مقدمهای بر نیوتون و مکانیک نیوتونی با عنوان پارادایم دنیای کوکی
انفجار در معدن زغال سنگ استان گلستان، آخرین خبر تلخی است که همهی ما را غمگین و ناراحت کرده است. بسیاری از مردم هم، موضع نسبتاً مشابهی دارند. اینکه سال با تلخی آغاز شده. اینکه تلخیهای سال قبل ادامه یافته. اینکه ظاهراً روز به روز و هفته به هفته، خبرهایی هست که کام ما مردم را تلخ و عمر شادمانیهایمان را کوتاه میکند. همانطور که قبلاً هم گفتهام، گسترش پلتفرمهای اجتماعی باعث شده است که خبرها، زودتر و زیادتر نشر و بازنشر شوند. معمولاً روند این است که خبرهای خوش، عمق و گسترهی نفوذ کمتری دارند و خبرهای تلخ، انعکاس گستردهتری دارند. چنانکه معمولاً مرگها در هر خاندانی، انعکاس و اثری عمیقتر از تولدها دارند. یا سقوط اتوبوسی که همهی مسافرانش زنده بمانند، برای اکثر مردم به اندازهی تصادف اتوبوسی که برخی از مسافرانش بمیرند، جذابیت خبری ندارد.
پیش نوشت: در ایران سنت است که ما روز دوازدهم اردیبهشت را به یاد دکتر ابوالحسن خانعلی و استاد مرتضی مطهری به نام روز معلم میخوانیم و آن را بهانه میکنیم تا از کسانی که شغل معلم یا نقش معلم یا صفت معلم را بر خود و در خود دارند، قدردانی کنیم. خوشبختانه در زمانهای مختلف و به بهانههای متفاوت، از معلمانی که در خدمتشان بودهام قدردانی کردهام و در آینده هم – اگر نعمت و فرصتش باشد – این کار را خواهم کرد. بنابراین، حس کردم شاید بتوانم از فرصت این روز استفاده کنم و به سوالی که سالهاست ذهنم را مشغول کرده، بپردازم. البته دوستان عزیزی که حرفهای من را در اینجا و متمم و سایر نشریات و رسانهها و کلاسها شنیدهاند، هم با صورت این پرسش آشنا هستند و هم کمابیش فضای ذهنی و تلاشهای منظم من را …
همچنانکه از لوگوی ثبت شده روی عکس مشخص است، تصویر بالا را رویترز [حدود چند ساعت قبل] منتشر کرده است (خبر در رویترز). دلم برای رانندگی کردن تنگ شده [حالا او همیشه راننده دارد و به دلایل امنیتی، نمیتواند خودش رانندگی کند]. مثل کرم ابریشم داخل پیله شدهام. این کار خیلی سخت است. زندگی قبلیم را دوست داشتم. چقدر کارهای مختلف میکردم. این سبک زندگی خیلی سنگینتر از قبل است؛ فکر میکردم سادهتر باشد. من در زندگی قبلیام هم حریم شخصی نداشتم. به آن عادت کرده بودم. اما الان تازه میفهمم حریم شخصی نداشتن، یعنی چه. *** مشکل اصلی سیاست در دنیای امروز این است که شیفتگان قدرت، بدون اینکه فرصتی داشته باشد تا تواناییهای خود را بسنجند و بیازمایند، میتوانند به سادگی در لباس تشنگان خدمت، برای رسیدن به اتاق رییس جمهور، این اتاق هوس انگیز، تلاش کنند و …
قاعدتاً از هفتهی آینده، خبرنامهی گردهمایی متممیها برای دوستانی که ایمیل خود را برای دریافت خبرنامهی گردهمایی ثبت کردهاند ارسال میشود و آن خبرنامه را باید معیار و منبع رسمی اطلاع رسانی دانست. بنابراین، آنچه در اینجا میبینید بیشتر در قالب گزارش دوستانه است تا خبر و پیام رسمی. خبر اول اینکه با وجودی که بررسیهای اولیهی ما، این اطمینان را ایجاد کرده بود که استقبال بسیار زیادی از گردهمایی خواهد شد، اما باید اعتراف کنم که همچنان، آنچه در عمل روی داد، فراتر از حد انتظار بود. ما در ایمیل هفتگی، راه افتادن سایت گردهمایی (motamempdp.com) را اطلاع رسانی کردیم و قبل از اینکه بیست و چهار ساعت نخست بگذرد، حدود دو برابر ظرفیت سالن (شهید بهشتی)، برای دریافت خبرنامه ثبت نام کردند (روند ثبت نام خبرنامه و رابطهی آن با ثبت نام نهایی نشان میدهد که تقریباً همین …
قبلاً یک بار در مورد گاردین مطلبی نوشته بودم که اگر آن را نخوانده باشید، شاید تصاویر امروز برایتان کممعنی یا بیمعنی باشد. مطلب قبلی: خودافشایی گاردین نشریهی گاردین، همچنان نتوانسته است مشکل نقدینگی ناشی از کاهش درآمدهای تبلیغاتی را به صورت کامل حل کند. متن تقریباً همان متن قبلی است. با این تفاوت که تاکید بیشتری شده که: ما تا امروز از شما پول نگرفتیم و الان نیاز مالی داریم. پاپ آپ پایین صفحه، کمی نگران کنندهتر است. چون تاکید میکند که اگر هفتهای یک قهوه به ما کمک کنید، ما سرپا باقی میمانیم. البته تغییرات مثبتی در رتبهی الکسای این سایت دیده میشود:
هفتهی گذشته فرصتی دست داد تا با دوست خوبم میثم نوایی در دیجی کالا بنشینیم کمی گپ بزنیم. اگر چه من معمولاً عادت داشتهام و دارم که در این نوع فایلهای صوتی، میزبان باشم و با طرف مقابل مصاحبه کنم، این بار میثم میزبان بود و او با من مصاحبه میکرد. حاصل این گفتگو، یک پادکست ۵۰ دقیقهای شد که اگر دوست داشته باشید میتوانید آن را در زیرمجموعه پادکست از مجموعه محتواهای دیجی مگ در سایت دیجی کالا بشنوید. پادکستهای دیگر میثم هم آنجا هستند و من چند موردی را که فرصت شده و گوش دادهام، دوست داشتهام. امیدوارم برای شما هم، چنین باشد. جا دارد اینجا در کنار میثم، از فرشتهی عزیز هم که با دقت و حوصله فایل را تنظیم و تدوین کرده تشکر کنم.
