در میان تعریفهایی که از انسان خواندهام و شنیدهام، دوستداشتنیترین تعریف این بوده که انسان، موجودی پردازشگر است. اطلاعات را دریافت، پردازش، ذخیره و بازیابی و منتقل میکند. این نگرش، علاوه بر زیبایی ظاهری با چارچوبهای علمی و دانستههای امروز انسان – از جمله آنچه در روانشناسی شناختی هم میگویند – همسویی و همخوانیِ بالایی دارد. به عبارتی، ما مجموعهی متراکمی از اطلاعات هستیم. دادههای اولیه را در بدو تولد در قالب ژنوم از والدین میگیریم و دادههای ثانویه را به مرور از محیط میگیریم و در نهایت، اندوختههای خود را از طریق نگارش، تعامل، گفتگو و یا جفتگیری، به دیگران منتقل میکنیم و میمیریم. اینکه هر کس در این میان کدام راهها را برگزیند، قطعاً یک انتخاب شخصی است و ممکن است انتخابهای من با انتخابهای تو و انتخابهای ما با انتخابهای دیگران، یکسان نباشد. در اینجا ممکن است کسانی …
محمدرضا شعبانعلی
صرفاً با هدف به روز شدن وبلاگ و خالی نماندنش، گفتم دوباره یک عدد “تصویر ماه” را با شما به اشتراک بگذارم:
عبور از واقعیت: پدیدهی اجتماعی-سیاسی سالهای اخیر جهان
در سال ۲۰۱۶ میلادی، لغت Post-truth توسط آکسفورد به عنوان لغت سال انتخاب شد. البته این عبارت قدمتی بیش از ده سال دارد و رالف کیز در عنوان کتاب The Post-truth Era از آن استفاده کرده است. قبل از آن هم گاهی در نوشتهها از این تعبیر استفاده میشده و معمولاً منظور اشاره به دورانی بوده که حقیقتها آشکار میشده و به قول خودمان، ماه از پشت ابر بیرون میآمده است. همان یوم تبلی السرائر معروف. اما طی یکی دو سال اخیر، این اصطلاح معنای کاملاً متفاوتی پیدا کرده و به مفهومی کلیدی در گفتمان سیاسی و اجتماعی جهان تبدیل شده است. تعریف Post-truth در دیکشنری آکسفورد را میتوانید در بالای همین نوشته ببینید. اما چون این اصطلاح از مقالات و نوشتههای معاصر وارد دیکشنری شده است، جستجوی کاربرد آن در مقالات، میتواند تصویر کاملتری از آن در ذهنمان ایجاد کند. ما در …
بعد از آخرین نسخه (حدود ۲۹۰۰۰ کلمه)، این بار فرصت شد که بخش جدیدی به بحث اضافه کنم و در مورد بولتزمن بیشتر بنویسم. فکر میکردم این بحث در حجم کمی به سر و سامان برسد. اما هنوز هم، حرفهای بیشتری در مورد بولتزمن مانده که در بخش بعدی منتشر خواهم کرد. دانلود نسخه کاملتر کتاب پیچیدگی (فایل PDF)
عماد قائنی و اولین قرارداد تولید محتوای دیجیتال من
امروز در لابهلای اسناد و مدارک قدیمی که آرشیو و نگهداری میکنم، برگهی قراردادی را دیدم که به هفت یا هشت سال قبل مربوط میشد. قرارداد در اوایل سال ۸۸ امضا شده. و البته تاریخ امضای قرارداد، معنای دیگری هم دارد. چون شروع دوستی من و عماد قائنی را ثبت کرده. این دوستی البته هنوز هم بیشتر و بهتر و عمیقتر از قبل وجود دارد. در روزگاری که خریدن مدرک DBA و دکتر شدن از خریدن ماست سادهتر و البته برای جهاز هاضمه مفیدتر است، هرگز ندیدهام که عماد قائنی، مستقیم یا غیرمستقیم، تلاش کند یا میل داشته باشد یا فضایی ایجاد کند که او را دکتر عماد قائنی صدا کنند. اگر چه تحصیلات خود را در مقطع دکترا در منابع انسانی به پایان رسانده است. آن سالها عماد قرار بود مجموعهای از محتواهای دیجیتال آموزشی (اگر اشتباه نکنم در قالب …
شریعتی، فاوست و خالد العطیه (پراکنده از همه جا)
چند روزی تراکم کاریام زیاد بوده و کمتر فرصت نوشتن دست داده است. فقط با هدف اینکه این وبلاگ خالی نماند و به روز شود، گفتم چند مطلب پراکنده بنویسم. اگر ویژگیِ «فضاپرکن بودن» این سه نوشته را کنار بگذارید، ویژگی مشترک دیگری ندارند. باز هم ۲۹ خرداد و شریعتی طی سالهای اخیر به بهانههای مختلف از دکتر علی شریعتی نوشتهام. تعداد و تنوع آن نوع نوشتهها زیاد است و عنوانهای زیر، تنها نمونههایی از آنهاست: [icon name=”angle-left” class=”” unprefixed_class=””] شریعتی و درسهایی از درون گور [icon name=”angle-left” class=”” unprefixed_class=””] شریعتی – بیست سال پیش از نخستین آشنایی [icon name=”angle-left” class=”” unprefixed_class=””] شریعتی – روشنفکری که انتخاب کرد پیشرو نباشد [icon name=”angle-left” class=”” unprefixed_class=””] حرفهای شریعتی با مخاطبهای آشنا شریعتی در مقطعی از زمان، چنان ذهن من را به خود مشغول کرده بود که در متن دلبستگی و وابستگی، وقتی …
من از توییتر، و فرهنگِ توییتری میترسم. خیلی میترسم.
پیش نوشت: ندارد. اصل بحث: عادت دارم نوشتههایم را با پیشنوشت آغاز کنم. در پیشنوشتها به نکات مختلفی اشاره میکنم که خوانندههای دائمی نوشتههای من به نوعی آنها را حفظ هستند. معمولاً اشاره میکنم که این حرفها بیشتر از جنس سلیقه است و شاید هم درست نباشد و البته هر کس نظری دارد و من هم از سر بیکاری آنها را نوشتهام و نخواندید هم چندان مهم نیست و حرفهایی از این دست. اما اینبار، احساس کردم که نوشتن هیچ کدام از آن حرفها – چه مثل عموم وقتها که واقعاً صادقانه و از ته دل آنها را میگویم و چه حتی معدود زمانهایی که به عنوان تعارف میگویم – صحیح نیست. این است که بدون پیشنوشت بحثم را شروع کردم. امروز در راس قدرتمندترین اقتصاد جهان، فردی مانند ترامپ نشسته که واقعاً موجب نگرانی جهانیان شده است. البته این …
متاسفانه شنیدم که مادر لیلا دوست خوب متممی ما، بامداد دوشنبهی هفتهی جاری فوت کردهاند. اگر حرفها و کامنتهای بچهها را در روزنوشتهها خوانده باشید، قاعدتاً لیلا را میشناسید و تا حدی از چالشهایی که در این مدت با آنها مواجه بوده – خصوصاً بیماری مادرش – مطلع هستید. قاعدتاً پیامهای تسلیت – که در فرهنگ ما رایج هستند – چندان تسلی نمیدهند. بلکه صرفاً پیامی از سر احترامند که بار ادای یک وظیفه را از دوش گوینده بر میدارند. بنابراین، ترجیح میدهم به جای پیام تسلیت، چند جملهای برای لیلا بنویسم: لیلا جان. ظاهراً «از دست دادن» از جمله قواعد پایهای طبیعت و زندگی است و همهی ما کمابیش آن را تجربه کردهایم. برای برخی از ما – مثل تو – از دست دادهها در مسیر زندگی عموماً پشت سرمان قرار دارند و برای برخی دیگر، در راه پیش …
در مواجهه با اقدامهای تروریستی چه باید کرد؟ (میکرواکشنها)
پیش نوشت: آنچه در اینجا میخوانید نظر کاملاً شخصیِ من است و نه تحلیل یک کارشناسی. امیدوارم تک تک جملههای آن را از همین منظر بخوانید. بخش اول: رفتارهای امیدوارکنندهی ما در مواجهه با تروریسم قبلاً به بهانههای مختلف در مورد ترور و تروریسم نوشتهام که از جملهی آنها میتوان به نوشتهی تروریسم بیسرزمین اشاره کرد. دیشب که نوشتهی خودم به دستم رسید و آن را دوباره مطالعه کردم، احساس کردم هنوز هم عمدهی مطالب مطرح شده در آن را باور دارم و اگر بخواهم دوباره در این زمینه بنویسم، تکرار مکررات خواهد بود. خصوصاً اینکه عکسالعملهای مشاهده شده در روز حادثه، نشان میداد که اکثر مردم تا حد قابل توجهی، در عکسالعملهای خود دقت و وسواس نشان میدهند که شاید بتوان بخشی از این دقت و وسواس را به تجربههای انباشته ناشی از رویدادهای تلخ قبلی (چه اقدامهای تروریستی و چه …
سه قسمت قبلی این بحث: ایده آلیسم سرخورده، ماکیاولیسم سرافکنده و پراگماتیسم سرزنده تصمیم گیری و ایده آلیسم لباسهای مختلف ایده آلیسم بر اساس آنچه تا اینجا گفته شد، اصالت قائل نشدن برای انسان و دریافت انسانی را یکی از ویژگیهای بنیادین ایده آلیسم در نظر گرفتیم. گفتیم که در نگاه ایده آلیسم، ایدههایی (در قالب افکار، ارزشها، اصول و چارچوبها) وجود دارند که فراتر از انسان و محیط اطراف او هستند. ایده آلیست را – حداقل با تعریفی که من ارائه کردم – میتوان فرزند خلف افلاطون دانست. البته شاید علاقمندان به نسل جدید فلاسفه، ترجیح بدهند با شنیدن این واژه، کسانی مانند ایمانوئل کانت را به خاطر بیاورند. همچنانکه جملهی نوشته شده روی سنگ قبرِ کانت هم، همچنان نگرش ایده آلیستی او را به ما یادآوری میکند: دو چیز ذهن من را – هر لحظه بیش از قبل – سرشار …
