امیدوارم این غیبت چند روزه به بهانهی این پست تمام شود و دوباره از فردا بتوانم در روزنوشته به صورت منظم پست بنویسم. قصد دارم فردا پستی در زمینهی بی بی سی و مک لوهان بنویسم و پس فردا شاید چیزی با عنوان اینکه آیا بدون ساختن، میتوان تحلیلگر و منتقد سازندهها شد؟ البته پاسخ این سوال از نظر من مثبت است.
محمدرضا شعبانعلی
شما که غریبه نیستید، این روزها وقتی به شبکه های اجتماعی سر میزنم، به شدت هوس میکنم به تقلید از فعالان این شبکه ها، من هم ژست سیاسی بگیرم و حرف بزنم. به هر حال، بین تنفیذ و تحلیف است و مردم، شدیداً درگیر انتخاب وزیر و چیدن کابینه هستند و معاونتها را هم یکی یکی میچینند و به طور خلاصه، ملت ایران هر روزه بخش قابل توجهی از وقت و توانش را صرف مطالعه و بررسی و انتخاب و تعیین و تحلیل و تحمیل وزرا و معاونان مورد نظر خود میکند.
طی سالهای اخیر، هر بار که سخنرانی سالیانهی من برگزار میشد، نرگس رحمانی عزیز وقت میگذاشت و یک کارت پستال طراحی میکرد و ما آن را در سمینار خدمت مهمانان عزیز تقدیم میکردیم (کارت پستال سمینار پیامها در مذاکره و کارت پستال سمینار رفتارشناسی). امسال هم، نرگس عزیز لطف کرد و این بار برای متمم، کارت پستال طراحی کرد. معمولاً سبک کار ما این است که جملهای را به نرگس میدهیم و او برای ما طرح میزند. اما فعلاً فقط طرح روی کارت را برای شما میگذارم تا جمله برای روز گردهماییمان تازه بماند.
از تلگرام تا برجام – درباره “ماجرا”جویی خبری و بحثهای نامربوط دیگر
حرفهایی که میخواهم اینجا بنویسم، از یک جنس نیستند. شاید میشد آنها را در قالب دو یا سه یا پنج مطلب مستقل نوشت. اما هم به علت فرصت و حوصلهی کم و هم به علت ارتباط ماهوی آنها، تصمیم گرفتم همه را یک کاسه کنم و در قالب این نوشته، تحویل شما دهم. به اندازه کافی از پلتفرم های اجتماعی صحبت کردهام و صحبت کردهایم. پلتفرم های اجتماعی، همچنانکه از نامشان پیداست، برای ارتباط اجتماعی و ارزش آفرینی بر پایهی تعامل اجتماعی مناسب هستند. این پلتفرمها البته به ابزار اطلاع رسانی هم تبدیل شدهاند و یک کانال ارتباطی ارزان و سهل الوصول را برای ارتباط میان اشخاص حقیقی و حقوقی و مخاطبانشان شکل دادهاند. اما آنچه میتواند نگرانکننده باشد، این است که کاربران پلتفرمهای اجتماعی ممکن است به سادگی میان “ارتباط اجتماعی و اطلاع رسانی” با “عرضه و نشر خبر” تمایل قائز نشوند. در این میان، دو اتفاق میافتد: مردم به جای ارتباط اجتماعی …
آنچه در اینجا مینویسم حرف تازهای نیست. اما بر این باور هستم که تکرار کردن آن، همچنان میتواند مفید باشد. هر دورانی، به اقتضای خود، برخی ویژگیها را به فضیلت و برخی دیگر را به رذیلت تبدیل میکند. هزاران سال قبل، حجم کارهای فیزیکی چنان زیاد بود که قدرت بدنی، میتوانست یک فضیلت باشد. به این معنا که کسی را در موقعیتی برتر نسبت به دیگران قرار دهد. در دورانی دیگر، زمانی که به علت قلمروخواهی و کشورگشایی، نبرد و جنگیدن به بخش جداییناپذیر زندگی انسانی تبدیل شده بود، شجاعت و جنگآوری به یک فضیلت تبدیل شد. نجیبزادگی یا همان «داشتنِ ژنِ خوب»، فضیلت دوران دیگری بود که تا همین اواخر هم رگههای آن را میشود در فرهنگهای سیاسی و اجتماعی نقاط مختلف جهان، تشخیص داد. به فرض اینکه بپذیریم تکنولوژی خنثی نیست، سوال بجایی است اگر بپرسیم: دوران جدید، دوران تکنولوژی، عصر به هم پیوستگی و …
فایل صوتی (توضیحاتی در مورد گردهمایی ۲۶ مرداد ماه)
طی روزهای اخیر، دوستان عزیزم سوالهای مختلفی را در مورد گردهمایی ۲۶ مرداد مطرح کردند که احساس کردم هم برای من (به عنوان گوینده) و هم برای شما (به عنوان شنونده) مناسبتر و راحتتر است که به کمک یک فایل صوتی، پاسخ آنها را مطرح کنم. در فایل صوتی زیر، طی ۴۵ دقیقه به نکات زیر پرداختهام: توضیح در مورد هدف برگزاری برنامه ۲۶ مرداد و نحوه اجرای آن توضیح در مورد هر یک از سخنرانها و موضوع سخنرانی آنها توضیح در مورد سخنرانی خودم در برنامه ۲۶ مرداد (معماری برند شخصی) [icon name=”download” class=”” unprefixed_class=””] لینک دانلود فایل صوتی
لحظه نگار: تصاویر جلسه هماهنگی برای گردهمایی ۲۶ مرداد
اگر چه بیش از دو ماه است که بیش از بیست نفر از دوستان عزیزم. تقریباً هر روز، در حال برنامهریزی و هماهنگی برای اجرای بهتر گردهمایی متممیها در ۲۶ مرداد ماه سال جاری هستند و جلسات پراکنده و متعددی برگزار شده بود، اما دیروز برای نخستین بار فرصت شد همهی ما زیر یک سقف جمع شویم و برای برنامه ریزی و اجرای بهتر گردهمایی، هماهنگیها و گفتگوهای لازم را انجام دهیم. بچهها با چند عکس، لحظاتی از این جلسه را ثبت کرده بودند و وقتی آنها را دیدم، تصمیم گرفتم با شما هم به اشتراک بگذارم. سعی میکنم تا روز شنبه (برای ایمیل هفتگی) یک فایل صوتی کوتاه ده تا بیست دقیقهای تنظیم کنم و ضمن معرفی هر یک از بچهها، به صورت مختصر برایتان بگویم که در سمینار از چه چیزی صحبت خواهند کرد. طی دو یا سه هفتهی …
پیش نوشت: سنت ما در این وبلاگ این بوده که در حد توانمان، هر رویداد خوشایند یا ناخوشایند را به بهانهای برای فکر کردن، ارزیابی کردن، تبادل نظر و یادگیری تبدیل کنیم. بر همین منوال، به بهانهی درگذشت مریم میرزاخانی مطلبی نوشتم که محتوای آن بیشتر موضوعِ به اشتراک گذاری مشکلات و دشواریها استوار بود. دوست خوب متممی ما، سمیه، به نکتهی مهمی در زیر آن بحث اشاره کرد که احساس کردم فرصت خوبی برای فکر کردن بیشتر و جدیتر به موضوع فراهم میکند. برای اینکه مجبور نشوید دوباره به نوشتهی قبلی سر بزنید، حرفهای سمیه را در اینجا نقل میکنم: حدس زدن اینکه مریم میرزاخانی دلیل ش برای پنهان کردن بیماری اش با توجه به موقعیت خبرسازش چی بوده خیلی دشوار نیست…. مطمئنم با توجه به رسانه های موجود تصمیم درستی گرفته… سوالی که اینجا مطرح شد این بود که اگر ما جای او …
درگذشت مریم میرزاخانی – فرصتی برای فکر کردن ما
قبلاً یک مرتبه در مورد مریم میرزاخانی نوشتهام. مطلبی بود تحت عنوان مریم جان! ما را جدی نگیر. امروز خبر درگذشت مریم میرزاخانی را در شرایطی شنیدیم که صرفاً طی یکی دو روز گذشته – پس از بستری شدن او – خبر بیماریاش در برخی رسانهها و شبکه های اجتماعی منتشر شد. اطرافیان و آشنایانش تاکید دارند که او همواره ترجیح میداده حریم شخصی خود را حفظ کند. شیوهی درگذشت او هم، تاییدی بر این توصیف است. چرا که ظاهراً چهار سال با بیماری سرطان دست به گریبان بوده، اما این بحث را هرگز به رسانهها – که مشتاق این تیترهای کلیک خور و مخاطب جمعکن هستند – نکشاند. البته همین هم، شوک مرگ او را برای ما بیشتر میکند. نه فرصتی شد تا همه با او عکس یادگاری بگیرند و نه وقتی بود تا برایش در اینستاگرام پست بگذارند …
