معمولاً برای اینکه یادم بماند چه نکتههایی در زیر مطالب روزنوشته مطرح میشود، هر نکته را در حد یک جمله یادداشت میکنم. از آنجا که در قسمت اول بحث روش کتابخوانی، نکتههایی متنوعی مطرح شد و من هم قصد دارم این بحث را ادامه دهم، احساس کردم بهتر است فهرستی را که نوشتهام در اینجا منتشر کنم تا بقیهی دوستان هم به آن دسترسی داشته باشند. در تنظیم این فهرستها، معمولاً به اینکه کدامیک از دوستانم، یک نکته را مطرح کردهاند توجه نمیکنم. همچنین ثبت نمیکنم که گوینده، در تایید آن نکته صحبت کرده یا در رد آن. موافقت یا مخالفت خودم با هر نکته را هم ثبت نمیکنم. صرفاً موضوعات مطرح شده را – در حدی که بعداً بتوانم آنها را به خاطر بیاورم – فهرست میکنم. ضمناً در نوشتن و خلاصه کردن، تداعیهای ایجاد شده هنگام خواندن صحبتهای دوستانم …
محمدرضا شعبانعلی
خالق کارتون بالا: هیجابی دمیرچی (کاریکاتوریست ترک) آنچه در اینجا مینویسم از جنس مطالب گفتگو با دوستان است. بنابراین بسیاری از ویژگیهای آن نوع مطالب، عملاً در این نوشته هم وجود دارد: نه سر و سامان و ساختاری دارد و نه در آن کوشیدهام حرف جدیدی بزنم. صرفاً مجموعه حرفهایی دوستانه است که در پاسخ دوستانم مینویسم. به امید اینکه فضایی برای فکر کردن بیشتر، گفتگوهای دقیقتر و شاید تغییری در نگاه و نگرشمان ایجاد شود و بهانهای شود تا دوستان خوبم، حرفها و ایدههای جدیدی را مطرح کنند و این نوع گفتگوها، کاملتر شوند. بنابراین، تکراری بودن یا واضح بودن بخشهای مختلف این نوشته را ببخشید و زمانی آن را مطالعه کنید که کار مفیدی برای انجام دادن در ذهن ندارید.
چند هفته پیش، یکی از دوستانم به من گفت که در حال خواندن کتاب انسان خردمند است. نام نویسنده را پرسیدم و دیدم هراری است. انتظار نداشتم نسخهی فارسی کتاب را ببینم و از این بابت خوشحال شدم. خواهش کردم که اگر کتاب را خواند و از ترجمه راضی بود (یا لااقل ترجمه را قابل تحمل میدانست) تصویری از کتاب را برایم ارسال کند تا در روزنوشتهها بگذارم. کسانی که اینستاگرام وبمایندست را دنبال میکنند، احتمالاً تصویر نسخهی اصلی کتاب را که چند ماه قبل در آنجا قرار دادم به خاطر دارند: کتاب Sapiens را زمستان سال ۹۴ خریدم و چند ماه، همنشین من بود. چون مطالعهی این بحث، اولویت اولم نبود، کمی طول کشید تا جای خود را در میان سایر کتابهایم – که هر کدام چند ماه در صف انتظار قرار داشتند – باز کند. تعبیر Brief (مختصر) که در …
این عکس را چند روز پیش ثبت کردم. بین ساکنان سرزمین اینستاگرام، رایج است که زیر چنین عکسهایی چند جملهی عمیق یا عمیقنما مینویسند. سالادی از کلمات راه و جاده و خورشید و آسمان هم میتواند زیبا باشد. بعضی دوستان هم، در سایت گنجور یا در میان غزلیات سعدی، کلیدواژهی راه یا آب یا چاه یا کاروان یا یار یا حتی آسفالت را جستجو میکنند و اگر بیتی با این واژهها پیدا شد، به عنوان کپشن مینویسند. اما امیدوارم عذر من را بپذیرید و نامربوط بودن چند جملهی را که به بهانهی این عکس مینویسم، بر من ببخشید. یکی از تفریحات من، ایستادن کنار جاده و اتوبان، نشستن روی پلهایی که سقف خیابانها و اتوبانها شدهاند، و قدم زدن بالای تپهها و هر جایی است که نمایی از انسان و خودرو را پیش چشمم میآورد. انسانهایی با سرعت و شتاب …
قبلاً تصویر روی کارت پستال گردهمایی را برای شما در روزنوشته گذاشته بودم (اینجا). جملهی داخل کارت را هم اینجا میگذارم: در مورد علت نوشتن این جمله، در گردهمایی توضیح دادم و شاید لازم نباشد دوباره آن حرفها را تکرار کنم.
گردهمایی روز ۲۶ مردادماه هم به پایان رسید. با توجه به عکسها و مطالبی که به صورت منظم در مورد آن در متمم منتشر شده و همینطور تصاویری که دوستان من در شبکههای اجتماعی معمولاً با هشتگ #بامتمم منتشر کردهاند، حرف خاصی باقی نمانده که بخواهم بنویسم. امسال، زحمت برنامه (اگر معیار را کار انجام شده بر اساس نفر-ساعت در نظر بگیریم) – به نسبت سالهایی که خودم سمینار داشتم – شاید پنج برابر بیشتر بود و تعداد افرادی هم که زحمت کشیدند (در پشت صحنه، پایین صحنه، روی صحنه و در بحثهای تدارکات و لجستیک) شاید دو برابر گذشته بود. قصد نداشتم در مورد گردهمایی اینجا بنویسم. چون به نظرم بقیهی بچهها، بیشتر و بهتر در وبلاگهایشان توضیح دادهاند. با این حال، صرفاً برای اینکه در سالهای بعد، بتوانم دوباره به حرفهایم ارجاع دهم – و در واقع نگاه …
آیا میتوان بدون تجربهی ساختن، سازندهها را نقد و تحلیل کرد؟
صورت مسئله: [icon name=”chevron-left” class=”” unprefixed_class=””] آیا کسی که هرگز تجربهی ساختن فیلم ندارد، حق دارد یک فیلم را نقد کند؟ [icon name=”chevron-left” class=”” unprefixed_class=””] آیا کسی که هرگز کسب و کاری خلق نکرده است، حق دارد در مورد کسب و کار حرف بزند؟ یا کسب و کار دیگران را تحلیل کند؟ [icon name=”chevron-left” class=”” unprefixed_class=””] آیا کسی که هرگز یک پلتفرم آنلاین نداشته، میتواند پلتفرم آنلاین دیگران را نقد و تحلیل کند؟ [icon name=”chevron-left” class=”” unprefixed_class=””] آیا کسی که هرگز کارآفرین نبوده و همواره کارمندی را تجربه کرده، میتواند در مورد کارآفرینی سخنرانی کند و به دیگران آموزش دهد؟ طی سالهای اخیر، سوالهای بالا (و موارد مشابه آنها) بارها در جلسات و گفتگوها و نوشتهها مطرح شدهاند و متاسفانه معمولاً فرصت کافی در اختیار نداشتم که در مورد آنها چیزی بگویم یا بنویسم. این سوالها شاید در نگاه اول، …
چند روز پیش، این متن و نوشته را روی کانال تلگرام بی بی سی فارسی دیدم و به علت طنز تلخی که در آن بود، جایی ذخیرهاش کردم تا در نخستین فرصت کوتاه – که امروز دست داد – نکتهای در موردش بنویسم. طنز تلخی که من در این خبر دیدم، نه به خانم موگرینی مربوط است و نه به نمایندههای مجلس. نه به فرهنگ سلفی و نه چیزهای مشابه دیگر. آنچه توجه من را جلب کرد، لبخندی است که بی بی سی، بر لبان مرحوم مارشال مک لوهان نشانده است. دوستان و خوانندگانم میدانند که من علاقهی عجیبی به این مرد دارم و همواره از خواندنش لذت میبرم. البته قاعدتاً دنیای تحلیلگران رسانه به مک لوهان محدود نیست. کسانی مانند لری داونز، نیل پستمن، ژوزف تورو، جیمز توییچل، اریک کلینن برگ، سارا مورنینگ و بسیاری بزرگان دیگر، تحلیلها و …
امیدوارم این غیبت چند روزه به بهانهی این پست تمام شود و دوباره از فردا بتوانم در روزنوشته به صورت منظم پست بنویسم. قصد دارم فردا پستی در زمینهی بی بی سی و مک لوهان بنویسم و پس فردا شاید چیزی با عنوان اینکه آیا بدون ساختن، میتوان تحلیلگر و منتقد سازندهها شد؟ البته پاسخ این سوال از نظر من مثبت است.
شما که غریبه نیستید، این روزها وقتی به شبکه های اجتماعی سر میزنم، به شدت هوس میکنم به تقلید از فعالان این شبکه ها، من هم ژست سیاسی بگیرم و حرف بزنم. به هر حال، بین تنفیذ و تحلیف است و مردم، شدیداً درگیر انتخاب وزیر و چیدن کابینه هستند و معاونتها را هم یکی یکی میچینند و به طور خلاصه، ملت ایران هر روزه بخش قابل توجهی از وقت و توانش را صرف مطالعه و بررسی و انتخاب و تعیین و تحلیل و تحمیل وزرا و معاونان مورد نظر خود میکند.
