قبلاً تصویر روی کارت پستال گردهمایی را برای شما در روزنوشته گذاشته بودم (اینجا). جملهی داخل کارت را هم اینجا میگذارم: در مورد علت نوشتن این جمله، در گردهمایی توضیح دادم و شاید لازم نباشد دوباره آن حرفها را تکرار کنم.
محمدرضا شعبانعلی
گردهمایی روز ۲۶ مردادماه هم به پایان رسید. با توجه به عکسها و مطالبی که به صورت منظم در مورد آن در متمم منتشر شده و همینطور تصاویری که دوستان من در شبکههای اجتماعی معمولاً با هشتگ #بامتمم منتشر کردهاند، حرف خاصی باقی نمانده که بخواهم بنویسم. امسال، زحمت برنامه (اگر معیار را کار انجام شده بر اساس نفر-ساعت در نظر بگیریم) – به نسبت سالهایی که خودم سمینار داشتم – شاید پنج برابر بیشتر بود و تعداد افرادی هم که زحمت کشیدند (در پشت صحنه، پایین صحنه، روی صحنه و در بحثهای تدارکات و لجستیک) شاید دو برابر گذشته بود. قصد نداشتم در مورد گردهمایی اینجا بنویسم. چون به نظرم بقیهی بچهها، بیشتر و بهتر در وبلاگهایشان توضیح دادهاند. با این حال، صرفاً برای اینکه در سالهای بعد، بتوانم دوباره به حرفهایم ارجاع دهم – و در واقع نگاه …
آیا میتوان بدون تجربهی ساختن، سازندهها را نقد و تحلیل کرد؟
صورت مسئله: [icon name=”chevron-left” class=”” unprefixed_class=””] آیا کسی که هرگز تجربهی ساختن فیلم ندارد، حق دارد یک فیلم را نقد کند؟ [icon name=”chevron-left” class=”” unprefixed_class=””] آیا کسی که هرگز کسب و کاری خلق نکرده است، حق دارد در مورد کسب و کار حرف بزند؟ یا کسب و کار دیگران را تحلیل کند؟ [icon name=”chevron-left” class=”” unprefixed_class=””] آیا کسی که هرگز یک پلتفرم آنلاین نداشته، میتواند پلتفرم آنلاین دیگران را نقد و تحلیل کند؟ [icon name=”chevron-left” class=”” unprefixed_class=””] آیا کسی که هرگز کارآفرین نبوده و همواره کارمندی را تجربه کرده، میتواند در مورد کارآفرینی سخنرانی کند و به دیگران آموزش دهد؟ طی سالهای اخیر، سوالهای بالا (و موارد مشابه آنها) بارها در جلسات و گفتگوها و نوشتهها مطرح شدهاند و متاسفانه معمولاً فرصت کافی در اختیار نداشتم که در مورد آنها چیزی بگویم یا بنویسم. این سوالها شاید در نگاه اول، …
چند روز پیش، این متن و نوشته را روی کانال تلگرام بی بی سی فارسی دیدم و به علت طنز تلخی که در آن بود، جایی ذخیرهاش کردم تا در نخستین فرصت کوتاه – که امروز دست داد – نکتهای در موردش بنویسم. طنز تلخی که من در این خبر دیدم، نه به خانم موگرینی مربوط است و نه به نمایندههای مجلس. نه به فرهنگ سلفی و نه چیزهای مشابه دیگر. آنچه توجه من را جلب کرد، لبخندی است که بی بی سی، بر لبان مرحوم مارشال مک لوهان نشانده است. دوستان و خوانندگانم میدانند که من علاقهی عجیبی به این مرد دارم و همواره از خواندنش لذت میبرم. البته قاعدتاً دنیای تحلیلگران رسانه به مک لوهان محدود نیست. کسانی مانند لری داونز، نیل پستمن، ژوزف تورو، جیمز توییچل، اریک کلینن برگ، سارا مورنینگ و بسیاری بزرگان دیگر، تحلیلها و …
امیدوارم این غیبت چند روزه به بهانهی این پست تمام شود و دوباره از فردا بتوانم در روزنوشته به صورت منظم پست بنویسم. قصد دارم فردا پستی در زمینهی بی بی سی و مک لوهان بنویسم و پس فردا شاید چیزی با عنوان اینکه آیا بدون ساختن، میتوان تحلیلگر و منتقد سازندهها شد؟ البته پاسخ این سوال از نظر من مثبت است.
شما که غریبه نیستید، این روزها وقتی به شبکه های اجتماعی سر میزنم، به شدت هوس میکنم به تقلید از فعالان این شبکه ها، من هم ژست سیاسی بگیرم و حرف بزنم. به هر حال، بین تنفیذ و تحلیف است و مردم، شدیداً درگیر انتخاب وزیر و چیدن کابینه هستند و معاونتها را هم یکی یکی میچینند و به طور خلاصه، ملت ایران هر روزه بخش قابل توجهی از وقت و توانش را صرف مطالعه و بررسی و انتخاب و تعیین و تحلیل و تحمیل وزرا و معاونان مورد نظر خود میکند.
طی سالهای اخیر، هر بار که سخنرانی سالیانهی من برگزار میشد، نرگس رحمانی عزیز وقت میگذاشت و یک کارت پستال طراحی میکرد و ما آن را در سمینار خدمت مهمانان عزیز تقدیم میکردیم (کارت پستال سمینار پیامها در مذاکره و کارت پستال سمینار رفتارشناسی). امسال هم، نرگس عزیز لطف کرد و این بار برای متمم، کارت پستال طراحی کرد. معمولاً سبک کار ما این است که جملهای را به نرگس میدهیم و او برای ما طرح میزند. اما فعلاً فقط طرح روی کارت را برای شما میگذارم تا جمله برای روز گردهماییمان تازه بماند.
از تلگرام تا برجام – درباره “ماجرا”جویی خبری و بحثهای نامربوط دیگر
حرفهایی که میخواهم اینجا بنویسم، از یک جنس نیستند. شاید میشد آنها را در قالب دو یا سه یا پنج مطلب مستقل نوشت. اما هم به علت فرصت و حوصلهی کم و هم به علت ارتباط ماهوی آنها، تصمیم گرفتم همه را یک کاسه کنم و در قالب این نوشته، تحویل شما دهم. به اندازه کافی از پلتفرم های اجتماعی صحبت کردهام و صحبت کردهایم. پلتفرم های اجتماعی، همچنانکه از نامشان پیداست، برای ارتباط اجتماعی و ارزش آفرینی بر پایهی تعامل اجتماعی مناسب هستند. این پلتفرمها البته به ابزار اطلاع رسانی هم تبدیل شدهاند و یک کانال ارتباطی ارزان و سهل الوصول را برای ارتباط میان اشخاص حقیقی و حقوقی و مخاطبانشان شکل دادهاند. اما آنچه میتواند نگرانکننده باشد، این است که کاربران پلتفرمهای اجتماعی ممکن است به سادگی میان “ارتباط اجتماعی و اطلاع رسانی” با “عرضه و نشر خبر” تمایل قائز نشوند. در این میان، دو اتفاق میافتد: مردم به جای ارتباط اجتماعی …
آنچه در اینجا مینویسم حرف تازهای نیست. اما بر این باور هستم که تکرار کردن آن، همچنان میتواند مفید باشد. هر دورانی، به اقتضای خود، برخی ویژگیها را به فضیلت و برخی دیگر را به رذیلت تبدیل میکند. هزاران سال قبل، حجم کارهای فیزیکی چنان زیاد بود که قدرت بدنی، میتوانست یک فضیلت باشد. به این معنا که کسی را در موقعیتی برتر نسبت به دیگران قرار دهد. در دورانی دیگر، زمانی که به علت قلمروخواهی و کشورگشایی، نبرد و جنگیدن به بخش جداییناپذیر زندگی انسانی تبدیل شده بود، شجاعت و جنگآوری به یک فضیلت تبدیل شد. نجیبزادگی یا همان «داشتنِ ژنِ خوب»، فضیلت دوران دیگری بود که تا همین اواخر هم رگههای آن را میشود در فرهنگهای سیاسی و اجتماعی نقاط مختلف جهان، تشخیص داد. به فرض اینکه بپذیریم تکنولوژی خنثی نیست، سوال بجایی است اگر بپرسیم: دوران جدید، دوران تکنولوژی، عصر به هم پیوستگی و …
فایل صوتی (توضیحاتی در مورد گردهمایی ۲۶ مرداد ماه)
طی روزهای اخیر، دوستان عزیزم سوالهای مختلفی را در مورد گردهمایی ۲۶ مرداد مطرح کردند که احساس کردم هم برای من (به عنوان گوینده) و هم برای شما (به عنوان شنونده) مناسبتر و راحتتر است که به کمک یک فایل صوتی، پاسخ آنها را مطرح کنم. در فایل صوتی زیر، طی ۴۵ دقیقه به نکات زیر پرداختهام: توضیح در مورد هدف برگزاری برنامه ۲۶ مرداد و نحوه اجرای آن توضیح در مورد هر یک از سخنرانها و موضوع سخنرانی آنها توضیح در مورد سخنرانی خودم در برنامه ۲۶ مرداد (معماری برند شخصی) [icon name=”download” class=”” unprefixed_class=””] لینک دانلود فایل صوتی
