چون این روزها در دنیای «مجازی» (مجازی را عمداً به جای دیجیتال یا آنلاین بهکار میبرم) جعل هویت بسیار ساده است، خواستم تأکید کنم که من دیدگاههای خودم را در هیچجایی جز روزنوشتهها و متمم مطرح نمیکنم. طبیعتاً متمم هم همین سیاست را دنبال کرده و میکند. بنابراین، اگر پیام یا توضیح یا دیدگاه یا اظهارنظری از قول من یا متمم در هر جایی اعم از وب یا شبکههای اجتماعی دیدید، به آن اعتماد نکنید مگر اینکه حتماً آن را در یکی از آدرسهای mrshabanali.com یا shabanali.com یا motamem.org خوانده باشید. البته قاعدتاً برای کسانی که من را میشناسند، چنین تذکری غیرضروری است؛ اما هر از چندگاهی، تکرار آن هم بد نیست.
محمدرضا شعبانعلی
پیشنوشت: در پاسخ به امیرمحمد قربانی، بحثی را با عنوان مراحل انتخاب رشته تخصصی در روزنوشتهها شروع کردم و در ادامهی آن، به سه الگو برای انتخاب رشته تخصصی رسیدیم. یکی از الگوهایی که در آنجا مطرح شد، کار در میان دو رشته بود که من برای اینکه بهتر در یادمون بمونه، اسم الگوی V رو براش انتخاب کردم. زیر آن مطلب، حمید (پروفایل متمم | سایت خودش) بحثی رو مطرح کرد و گفت که چند مثال دیگه از استراتژی V مطرح بشه و به این موضوع هم پرداخته بشه که رشتههای مختلف، بر چه اساس و با چه معیاری با هم به تعبیر حمید «میکس» میشن. خود حمید در اونجا بحث «منابع در دسترس» رو مطرح کرده بود و بهرام رفیعی هم به «بازار موجود» اشاره کرده بود. بحثی که من در اینجا بهش میپردازم بیشتر از این جنسه …
پیشنوشت: وقت کم باعث شد که یک بار دیگر هم از نوشتن مطالب کامل با جزئيات و حواشی آنها فاصله بگیرم و مانند دفعهی پیش، چند روایت مختصر را با شما مرور کنم. در ابتدای مطلبی که با عنوان کارت ملی و اسنپ و داشتههای ناچیز نوشتم، ماهیت این نوع نوشتهها را شرح دادهام. منطق تخم کفتری چند پیرمرد پشت میز کناری، داخل رستورانی قدیمی نشسته بودند و با صدای بلند حرف میزدند. خلوت بود، فاصله نزدیک و صداها بلند. به همین علت، من هم ناخواسته شنوندهی گفتگوهایشان بودم. سرگرم نقد وضعیت ادارهی کشور بودند و ماجرای اختلاسها و همین حرفهایی که نمک و فلفل غذای این روزهای همهی ما شده است. اما آنچه در این میان جلب توجه میکرد، تحلیلهای یکی از آنها دربارهی صنعت آموزش کشور بود. داشت با جدیت توضیح میداد که: «جوانها را درگیر دانشگاه کردهاند که …
من هم مثل خیلی از وبلاگنویسها، دفتر یادداشت کوچکی دارم که وقتی ایدهی اولیهی یک مطلب در ذهنم شکل میگیرد، آن را در حد چند جمله در آنجا مینویسم تا بعداً در قالب یک نوشتهی کامل منتشر کنم. شاید از هر ده مورد، تنها یکی از آنها به نوشتهای کامل و طولانی تبدیل شود و بقیه، به علت پارهای ملاحظات، یا بعضاً بیحوصلگی، صرفاً به یک کاغذ چرکنویس تبدیل میشوند تا از پشتِ خالی و سفیدشان، استفاده شده و سپس دور انداخته شوند. نمونهای از آن ایدههای چند جملهای را در اینجا میآورم و شاید اگر برایتان جالب بود، از این به بعد مطالب نوشته نشده هم جایی در روزنوشتهها پیدا کنند. کارت ملی کارت ملی من، مقوای کهنهای با عکسی قدیمی است که میان دو پلاستیک نامرغوب پِرِس شده و اثرِ یک بار جا ماندن در جیب پیراهن و شستهشدن، …
پیشنوشت: این مطلب در پاسخ کامنت علی کریمی نوشته شده. این نوع پاسخها را معمولاً در بخش کامنتها مینویسم. اما به خاطر اینکه در متن این نوشته، بارها عبارات انگلیسی و فارسی ترکیب شده، برای حفظ بهتر فرمت متن، آن را در قالب یک نوشتهی جداگانه منتشر میکنم. [toggle title=”صحبتهای علی (برای مشاهده کلیک کنید)”] آیا امکانش برات هست یکی دوتا کتاب و نویسنده در زمینه تحلیل داده معرفی کنی؟ اگر در زمینه “علم داده” هم باشه چه بهتر. چون از این بابت پرسیدم که میشه با جستجوی عباراتی مثل Data Analysis یا Data Analytics به کتابهایی رسید ولی معمولاً کتابهای خوب و مرجعی هستند که اصلاً تو عنوانشون Data نیست. [/toggle] توضیحات من علی جان. قاعدتاً سواد من در تحلیل داده بسیار کمه و صرفاً در حد بعضی کارها و پروژههایی که درگیرش بودهام یا هستم، به سراغش رفتم. …
پیشنوشت: این نوشته، ادامهی مطلبی است که با عنوان مراحل انتخاب رشته تخصصی نوشته بودم. آنچه دفعهی پیش گفتم را میشود در این جمله خلاصه کرد که: «انتخاب رشتهی تخصصی، دغدغه و چالشی است که در مراحل مختلف رشد و یادگیری، به شکلهای متفاوتی در زندگی ما پدیدار میشود.» سه الگو برای انتخاب رشته تخصصی همهی کسانی که دغدغهی یادگیری تخصصی و عمیق را دارند، در مسیر رشد و یادگیری، دیر یا زود به نقطهای میرسند که متوجه میشوند یادگیری تخصصی چیزی فراتر از خواندن چند کتاب یا اخذ یک جین مدرک و گواهینامه از مراکز و موسسات مختلف دولتی و خصوصی است. اما مسئله در همینجا تمام نمیشود. حتی پس از اینکه بپذیریم آموزش رسمی کافی نیست، این سوال باقی است که حالا باید چه مسیر و سبکی را برای یادگیری تخصصی انتخاب کنیم؟ به عبارت دیگر، هر یک از …
پیشنوشت: امیرمحمد قربانی زیر مطلبی که با عنوان معیارهای انتخاب شغل نوشته بودم، دربارهی معیارهای انتخاب رشته صحبت کرده بود. البته نه انتخاب رشته دانشگاهی؛ بلکه انتخاب رشته برای مطالعه و یادگیری تخصصی و به نوعی فرو رفتن در یک رشتهی تخصصی و فرا رفتن از متخصصان دیگر آن حوزه. در این زمینه حرفهای بسیاری میتوان زد و من هم اینجا و آنجا، پراکندهگوییهایی در اینباره داشتهام. بنابراین بخشهایی از این حرفها، تکرار حرفهای پیشین من – حداکثر به بیانی تازه – محسوب میشوند. ضمناً آنچه در اینجا مینویسم، مقدمهای است بر حرفهای دیگری که در آینده، حول این موضوع مطرح خواهم کرد. اصل مطلب: حرفهایی که در اینجا میزنم، یک چارچوب علمیِ مُتقَن و استوار ندارد و صرفاً تصویری است که با بررسی دوستان و آشنایان و دانشجویان دور و نزدیک، در ذهنم نقش بسته است. پس آن را در حدِ روایتی از تجربهی فردیام بخوانید …
پیشنوشت یک: زیر مطلبی که با عنوان نوجویی و نوخواهی نوشته بودم، یوسف عزیز به مطلبی از دکتر سروش دربارهی قناعت اشاره کرد (مطالبی که ایشان در حاشیهی تفسیر و تدریس باب ششم بوستان سعدی بیان کردهاند) و پیشنهاد کرد که من هم چند خطی دربارهی قناعت بنویسم. همچنانکه به یوسف گفته بودم، سعی کردم نوشتن این مطلب را به تأخیر بیندازم تا به فکرها و خواندهها و شنیدههایم سر و سامانی بدهم که البته چنین فرصتی – آنچنانکه دوست داشتم و میخواستم – فراهم نشد. این بود که تصمیم گرفتم حالا که نوشتن روزنوشتهها مدتی به تأخیر افتاده، آن موضوع را به بهانهای برای نوشتن تبدیل کنم. این را هم بگویم که زیر مطلب تمرین تفکر تحلیلی، موضوعی را مطرح کرده بودم و بابک یزدی هم در ادامهاش حرفهای خوب و ارزشمندی را مطرح کرده بود که آنها را هم میتوانید …
نوع مطلب: گفتگو با دوستان خطاب به: مصطفی خودمانی موضوع: مصطفی زیر مطلبی که با عنوان شاخص های موفقیت حداقلی نوشته بودم، پیشنهاد کرده بود شاخص هایی دربارهی انتخاب شغل و ورود به بازار کار بنویسم (و البته تأکید کرده بود که حرفهایی مثل انتخاب میان شغل دولتی و خصوصی و رویاهایت را چند میفروشی را خوانده است). پیشنوشت: مصطفی. میدانم که روزنوشتهها را به دقت میخوانی و پیگیر درس خواندنت در متمم هم هستم. به همین علت، این را هم میدانم که حرف تازهای ندارم که پیش از این، جایی نگفته یا ننوشته باشم یا تو ندیده و نخوانده باشی. این را هم میدانم که میدانی پاسخ مناسب به بحث معیارهای انتخاب شغل را صرفاً با یک کار چارچوبدار و نظاممند میتوان پیدا کرد. به این معنی که فرد یا افرادی بنشینند و وقت بگذارند و با طراحی پرسشنامه و همینطور اجرای …
از دورانی که گاه و بیگاه، بخشهایی از کتاب #کانکتوگرافی پاراگ خانا رو نقل میکردم مدت نسبتاً زیادی (در حدود یکسال یا بیشتر) میگذره. برای کسانی که اون سلسله مطالب رو یادشون نیست، عنوان مطالب قبلی رو دوباره تکرار میکنم: نگاهی تازه به جغرافیای جهان پلهایی به جای دیوار یکپارچگی عمودی و یکپارچگی افقی آمادگی برای زندگی در جهانی با یکپارچگی افقی مگاترندها (ابر روندها) در جهان امروز سرنوشت همهی دیوارهای جهان بحث کانکتوگرافی از این نظر برای من جذاب بود و هست که ساختار جهان جدید رو بهمون یادآوری میکنه. عمداً از اصطلاح «یادآوری» استفاده میکنم. چون فکر میکنم همهی ما به نوعی تغییرات ساختار قدرت و حاکمیت در جهان رو تجربه کردهایم و میکنیم؛ اما گاهی لازمه نویسندگان و متفکرانی پیدا بشن و این تغییرات رو به شکلی شفاف و چارچوبدار، دوباره در پیش چشمان ما ترسیم کنند. …
