نوشتهها را از زوایای گوناگونی میتوان طبقهبندی کرد. یکی از تقسیمبندیها، در نگاه من، این است که نویسنده چقدر میتواند حضور احساسی در متن خود داشته باشد. از این منظر، نوشتن خاطره و جستار از جمله فضاهایی است که دست نویسنده را برای حضور احساسی در متن باز میگذارد. در چنین قالبهایی ما به راحتی میتوانیم حال و هوای خود و تجربههای احساسیمان را بیان کرده و آنها را در قالب کلمات جاودانه کنیم. در مقابل، برخی نوشتهها فضای کمتری برای حضور احساسی به نویسنده میدهند. مثلاً کسی که بودجهٔ یک سازمان را مینویسد، بعید است بتواند رد پای احساسی از خود در آن به جا بگذارد. حداکثر کاری که میتواند بکند این است که در گوشهای از متن یا شاید در مقدمه و پاورقی، به جای اینکه در توصیف تصمیم تصمیمگیران از صفت «غیرکارشناسی» استفاده کند، صفت «ناپخته» یا …
محمدرضا شعبانعلی
چند هفتهٔ اخیر، فشار کاری و حجم و تنوع کارها در حدی بود که نتونستم برای روزنوشته وقت بذارم. به ویژه اینکه حرفها و کامنتهای متنوعی مطرح شده که باید برای خیلی از اونها جواب بنویسم و حتماً این کار رو میکنم. اما فعلاً صرفاً با هدف اینکه اینجا آپدیت بشه و منم بتونم به کارهای دیگه از جمله ضبط فایل صوتی «حرفهای پیتر دراکر برای مدیران و کارآفرینان امروز – برسم، فعلاً چند تا پیام و پیامک رو از لابهلای مکالمههایی که با دوستانم داشتم انتخاب میکنم و اینجا میذارم. همهٔ اون توضیحاتی که پیش از این دربارهٔ پیامها و پیامکها دادم، هنوز هم سر جای خودش باقی هست. اما برای اینکه خوانندگان گذری گرفتار سوءبرداشت نشن، دوباره چند جمله از اون توضیحات رو تکرار میکنم. *** آنچه در اینجا میآید، چند نمونه از پیامهایی است که برای دوستانم …
این پنجمین بار است که بخشی از پیامها و پیامکهایم را برایتان منتشر میکنم. محتوای این پیامها ارزش آموزشی یا خبری ندارد. اما بهانهای است برای بهروزرسانی وبلاگ و نیز دریچهای به فضای شخصیتر زندگی من. توضیحاتی را که نخستین بار در توصیف «پیامها و پیامکها» نوشتم، باز هم تکرار میکنم. چون بیتوجهی به آنها ممکن است سوء برداشت ایجاد کند. بسیاری از ما روزانه دهها و صدها پیام رد و بدل میکنیم. بخشی از این پیامها کاری هستند یا به اقتضای ضرورت ارسال میشوند. اما بخش بزرگی، به گمان من، صرفاً به نیت حفظ دوستی و ارتباط رد و بدل میشوند. از فوروارد کردن یک پیام تا شوخی کردن با نوشته یا پست یا استوری یک دوست در شبکههای اجتماعی و شاید هم گاهی، عکسالعملی به آنچه در محیطمان میگذرد. آنچه در اینجا میآید، چند نمونه از پیامهایی است …
چرا در گفتگو با محمدرضا شعبانعلی هیچ خانمی نبود؟
پس از اینکه گفتگوی من با دوستان متممی منتشر شد، یکی از مواردی که – البته به شکل بسیار محدود – در روایتها و تحلیلها شنیدم این بود که چرا در این گفتگو هیچ خانمی حضور نداشت. این را هم بگویم که چنین موضوعی را تا کنون از دوستان متممی خودم نشنیدهام و کاملاً هم واضح است که چرا. دوستان متممی من سالها برای یادگیری و توسعهٔ مدل ذهنی خود تلاش کردهاند و در دام فهم نادرست اصول و ارزشها و درک سطحی از روندها و رویهها نمیافتند. البته که بعضی دوستان متممی خانم اشاره کردهاند که دوست داشتند در چنین جمع دوستانهای حضور داشته باشند. چنین حرفی بسیار قابلدرک است. چون همهٔ ما وقتی جایی جمعی صمیمی و دوستانه میبینیم، با خود میگوییم خوب بود ما هم در آنجا باشیم. موضوع صحبت من، این عزیزان و دوستانم نیستند. بلکه کسانی هستند که …
دانلود فایل ویدئویی | گفتگوی من (محمدرضا شعبانعلی) و دوستان
پیش از این توضیح دادم که قرار است به مناسبت هشتمین سالروز تولد متمم گفتگویی را که با سه نفر از بچههای متمم (امین آرامش، سجاد سلیمانی و امین کاکاوند) انجام دادهام منتشر خواهم کرد (توضیح کامل ماجرا). این گفتگو در هفت بخش انجام شده که امروز و فردا به تدریج آنها را روی سایت بارگذاری میکنم. هر سه نفری هم که اسم بردم، فایلها را روی پلتفرمهای دیگر خودشان (از سایت تا آپارات و یوتیوب) آپلود خواهند کرد و بنابراین میتوانید به این فایلها در هر رسانه یا پلتفرمی که ترجیح میدهید دسترسی پیدا کنید: امین کاکاوند سایت امین اکانت اینستاگرام پادکست نبرد سجاد سلیمانی سایت سجاد یوتیوب پادکست اکنون – سجاد اینستاگرام پادکست اکنون امین آرامش سایت امین یوتیوب کار نکن – امین اینستاگرام پادکست کار نکن فایلهایی که در اینجا پخش میشود، نسخه ۷۲۰ ویدئو است (یعنی: ۱۲۸۰ …
اطلاع رسانی یک پادکست | من (محمدرضا شعبانعلی) و بچهها
طی سالهای اخیر، تعدادی از سازمانها و همینطور دوستان عزیزم لطف داشتند و قابل دانستند و به من پیشنهاد دادند که برنامههایی گفتگومحور در شکل لایو یا پادکست یا مصاحبه داشته باشیم. این پیشنهادها من را ترغیب کرد تا به اجرای چنین برنامهای فکر کنم. هنگام طرحریزی برنامه به نتیجه رسیدم که شاید بهترین گزینه، گفتگو با تعدادی تعدادی از دوستان متممیام باشد. چرا که نزدیک به یک دهه است که در کنارم هستند و دغدغهها و اولویتها و جنبههای پنهان و پیدای زندگیام را بهتر میشناسند و چون عضو جامعهٔ متمم هستند، قاعدتاً پرسشها و موضوعات مد نظرشان به دغدغههای متممیها نزدیکتر است. بر این اساس احتمالاً متممیها به عنوان میزبان، نسبت به سایر عزیزانی که به من لطف داشتند، زحمت کمتری متحمل خواهند شد. از میان متممیها به سه نفر از دوستانم که تجربهٔ میزبانی پادکست داشتند پیشنهاد …
مقدمهای بر مقدمهٔ کتاب چرا ملتها شکست میخورند؟
مصطفی خودمانی زیر مطلبی که از کتاب مفتش اعظم نقل کرده بودم، موضوعی را با ارجاع به کتاب چرا ملتها شکست میخورند مطرح کرده بود که احساس کردم به علت طولانی بودن پاسخ، به جای نوشتن در قالب کامنت، بهتر است آن را در یک مطلب مستقل بنویسم. ابتدا حرفهای مصطفی را میآورم: امروز داشتم مقدمه کتاب « چرا ملت ها شکست می خورند؟ » رو میخوندم که به این جمله برخوردم : « انحصار در تامین امنیت، به انحصار در بازار سیاست و اقتصاد منجر میشود.» این سوال برام پیش اومد که چه روندهایی باید در یک جامعه شکل بگیرند، تا این انحصار شکسته شود؟ حالا یا شکستن انحصار در تامین امنیت و یا شکسته شدن انحصار در سیاست و اقتصاد به صورت مستقل. و این که به نظر شما این روندها بیشتر جنبهی فرهنگی یا سیاسی یا اجتماعی …
این چهارمین بار است که بخشی از پیامها و پیامکهایم را برایتان منتشر میکنم. محتوای این پیامها ارزش آموزشی یا خبری ندارد. اما بهانهای است برای بهروزرسانی وبلاگ و نیز دریچهای به فضای شخصیتر زندگی من. توضیحاتی را که نخستین بار در توصیف «پیامها و پیامکها» نوشتم، باز هم تکرار میکنم. چون بیتوجهی به آنها ممکن است سوء برداشت ایجاد کند. همهی ما روزانه دهها و صدها پیام رد و بدل میکنیم. بخشی از این پیامها کاری هستند یا به اقتضای ضرورت ارسال میشوند. اما بخش بزرگی، به گمان من، صرفاً به نیت حفظ دوستی و ارتباط رد و بدل میشوند. از فوروارد کردن یک پیام تا شوخی کردن با نوشته یا پست یا استوری یک دوست در شبکههای اجتماعی و شاید هم گاهی، عکسالعملی به آنچه در محیطمان میگذرد. آنچه در اینجا میآید، چند نمونه از پیامهایی است که …
میخواستم در جواب کامنت مصطفی خودمانی، چند جملهای دربارهٔ «انحصار در تأمین امنیت» بنویسم و با تکیه بر بهانهای که حرفهای پیمان در یکی از کامنتها دربارهٔ کرونا به دستم داده بود، کمی هم راجع به حاشیههای مدیریتی کرونا حرف بزنم. اما دیدم که فضای روزنوشته خیلی رسمی و جدی شده. به همین خاطر، چند عکس از گوشه و کنار گوشی پیدا کردهام و اینجا میگذارم تا بین نوشتههای جدی فاصله بیفتد. پیشاپیش از اینکه به کیفیت عکسها گیر نمیدهید ممنونم. توضیح اول: پایین این مجموعه عکس، یک کلیپ ویدئویی کوتاه از کوکی و بلوط گذاشتهام. توضیح دوم: دو تا از عکسها را قبلاً در اینستاگرام قرار دادهام و تکراری است.
دربارهٔ دوستانی که بعضی از رفتارهایشان را نمیپسندیم
چند روز پیش داشتم با یکی از دوستانم دربارهٔ مدیریت تعارض حرف میزدم. مشکلی در ارتباط با دوستش داشت و من هم داشتم برایش همان گزینههای شناختهشدهٔ روبهرو شدن با تعارض را فهرست میکردم: مدل توماس کیلمن و سبکهای رفتاری تهاجم، تسلیم و اجتناب و … به گزینهٔ «اجتناب» رسیدم. سالها آن را درس دادهام و توضیحات متداول و مثالهای کلاسیک آن به خوبی در ذهنم نشستهاند. برایش توضیح دادم که اجتناب یعنی نادیده گرفتن موقت مشکل و تعارض. انگار نه انگار که چنین مشکلی وجود دارد. و تفاوت تسلیم و اجتناب را هم یادآوری کردم: تسلیم شدن یعنی تو به طرف مقابل میگویی روشش را نمیپسندی، اما میپذیری که چنین رفتارها و روشهایی دارد و به او – در رفتار یا کلام – نشان میدهی که انتظار نداری روش خود را تغییر دهد. اما اجتناب این نیست: در اجتناب، …
