چند روز پیش هنگام رانندگی، در حالی که ذهنم به شدت مشغول چند مشکل و چالش بود، از سر عادت و بیهدف لابهلای کتابهای صوتی روی موبایلم میچرخیدم که دستم به کتاب داگلاس آدامز خورد. صدای استیون فرای (Stephen Fry) که با شور و هیجان جملههای آغازین فصل اول کتاب را میخواند در ماشین پیچید. با وجودی که چند سال پیش نسخه کاغذی کتاب را خوانده و نسخه صوتی آن را هم شنیده بودم، اصلاً از تازگیاش کم نشده بود. برای چند لحظه از دنیای اطراف جدا شدم و به جهان آدامز پا گذاشتم. حیفم آمد که چند دقیقه از آن لحظات را با شما شریک نشوم. لحن طنز آدامز و خلاقیت شگفتانگیزش در طراحی و روایت داستان به قضاوت من واقعاً ستودنی است. شوخیهایی که از همان روی جلد آغاز میشود: The complete trilogy of five شاید به همین …
محمدرضا شعبانعلی
پیمان زیر نوشتهی منشاء ویروس کرونا موضوعی را مطرح کرده بود که به گمانم میتواند دغدغهی بسیاری از ما باشد: «یه سوالی که برام به وجود میاد اینه که با اجتناب از این نوع تحقیقات ویروسی، واقعا در مجموع بیشتر در امانیم؟ آیا این همهگیری و نمونههای مشابه نمیتونه آمادگی ما رو در برابر اتفاقات احتمالی بعدی بیشتر کنه؟ در واقع مواجهه بشریت با این ویروس، باعث یادگیری و سرمایهگذاری و آمادگی بیشتر ما در پاندمیهای احتمالی بعدی نمیشه؟ از دیدگاه پادشکنندگی اگر بخوایم به موضوع نگاه و تحلیل کنیم، به چه چیزهایی باید توجه کرد؟ » واضح است که پرسش و دغدغهی پیمان را باید ویروسشناسان پاسخ دهند. البته این واقعیت انکارناپذیر هم وجود دارند که ویروسشناسان نتوانستهاند در این زمینه به اتفاقنظر دست پیدا کنند. دو اردوگاه فکری کاملاً مخالف، یکی به دفاع از تحقیقات Gain-of-Function میپردازد و دیگری برای ممنوع (یا لااقل محدود) کردن این تحقیقات …
در طول نزدیک به دو دههای که معلمی میکنم، دومین باری است که مرگ یکی از بچههایم را تجربه کردهام (اولین تجربه محمدحسن قاسمیفرد بود). لیلی تقریباً از اوایل متمم با ما بود (پروفایل لیلی امدادی). اخیراً کمتر کامنت میگذاشت. اما همچنان سر میزد و درسها را میخواند؛ فقط کمی با فاصلهی زمانی بیشتر. ماههای اخیر به دنبال توسعهی کسب و کارش بود و خبر داشتم که شبانهروز برای آن تلاش میکند. آرام آرام کارش را جلو برده بود. از تتوی ابرو تا این روزها که کارش «آرایش دائم» بود. امیدوارم اصطلاحها را اشتباه نگویم: فیبروز و کانتور. خوشنام بود و معتبر و افراد بسیاری داخل و خارج کشور او را میشناختند. درآمد خوبی داشت. اما دغدغهاش درآمد نبود. نزدیکانش میدانستند که دوست داشت پول را به دست بیاورد تا آن را برای خوشحالی دیگران هزینه کند و از دست …
در بین چندهزار کتابی که در کنارشان زندگی میکنم، کتاب Modern Science Writing جایگاه ویژهای دارد. با وجودی که چند سالی است در کتابخانهام نشسته و یک بار کامل آن را از جلد تا جلد خواندهام، هنوز هم گاهوبیگاه این کتاب را باز میکنم و ورق میزنم و چند سطری را – برای دومین یا چندمین بار – میخوانم. این کتاب یک آنتولوژی (Anthology) است. بهترین ترجمهی آنتولوژی، خصوصاً با توجه به ریشهی یونانی آن، میتواند «گلچین» یا «دستچین» باشد. درست همانطور که فردی به یک گلستان میرود و تعدادی از گلها را جدا کرده و دستچین میکند، در آنتولوژی هم، تألیفکننده یا تدوینکننده، مجموعهای از متون را میخواند و منتخبی را ارائه میدهد. بر این مبنا گمان میکنم عبارت «منتخب نوشتههای علمی عصر جدید» ترجمهی مناسبی از عنوان کتاب باشد. انتشارات دانشگاه آکسفورد قصد داشته یک آنتولوژی از نوشتههای علمی …
آنچه در ادامه میآید، مطلبی است که برای عصر ایران نوشتهام (لینک نوشته در عصر ایران) و در آن کوشیدهام معنای کلمهی «سیستمی» را که در اصطلاحاتی مانند «فساد سیستمی» و «مشکلات سیستمی» به کار میرود توضیح دهم. سالهاست استفاده از این تعبیرها تصریحاً یا تلویحاً ممنوع بوده و رسانههای رسمی کوشیدهاند آنها را به کار نبرده یا بهکارگیری آنها را نقد کنند. این در حالی است که به گمان من، چنین برخوردی صرفاً ناشی از درک نادرست از واژهی «سیستمی» بوده است. بیتردید اگر چنین مطلبی را از ابتدا برای مخاطبان روزنوشته مینوشتم، ساختاری محکمتر را به کار برده و جزئياتی بیشتر را مطرح میکردم. اما مخاطبان این نوشته، گروه دیگری هستند و برایم مهم بوده که پیامِ کلام، ولو به قیمت قربانی شدن برخی از ظرافتهای علمی و فنی، به گروه هدف منتقل شود. ممنون میشوم اگر هنگام …
برای سومین بار بخشی از پیامها و پیامکهایم را برایتان منتشر میکنم. محتوای این پیامها ارزش آموزشی یا خبری ندارد. اما بهانهای است برای بهروزرسانی وبلاگ و نیز دریچهای به فضای شخصیتر زندگی من. توضیحاتی را که نخستین بار در توصیف «پیامها و پیامکها» نوشتم، باز هم تکرار میکنم. چون بیتوجهی به آنها ممکن است سوءبرداشت ایجاد کند. همهی ما روزانه دهها و صدها پیام رد و بدل میکنیم. بخشی از این پیامها کاری هستند یا به اقتضای ضرورت ارسال میشوند. اما بخش بزرگی، به گمان من، صرفاً به نیت حفظ دوستی و ارتباط رد و بدل میشوند. از فوروارد کردن یک پیام تا شوخی کردن با نوشته یا پست یا استوری یک دوست در شبکههای اجتماعی و شاید هم گاهی، عکسالعملی به آنچه در محیطمان میگذرد. در آرشیو مکالمههای چند هفته و چند ماه اخیر چرخیدهام و برخی از …
در روزها و هفتههای اخیر، تراکم کارها بسیار زیاد شد و اتفاقهایی افتاد که فرصت نشد به روزنوشتهها سر بزنم. کامنتهای متعددی هم زیر مطالب قبلی هست که حتماً دوست دارم در ادامهشان پاسخهایی بنویسم تا زمینهی بحث و گفتگوی بیشتر فراهم شود. نقد چشم انداز ۱۴۰۴ هم نیمهکاره مانده. اما نوشتن، به سطحی از حضور ذهن و تمرکز نیاز دارد که در این چند هفته، از آن بیبهره یا کمبهره بودهام. اما صرفاً برای به روز شدن روزنوشته، کلیپ کوتاهی از کوکی و بلوط را در اینجا قرار میدهم. اخیراً متوجه شدم که یک نوع ماهی روباتیک چینی نسبتاً ارزانقیمت هست که میتواند سرگرمی خوبی برای گربهها باشد. وقتهایی که کار سنگین دارم و میخواهم کوکی و بلوط سرگرم باشند، به این ماهیها متوسل میشوم. پینوشت اول: اگر گربه دارید، این محصول را پیشنهاد میکنم. فقط مثل بسیاری از …
پیشنوشت: سعید در زیر مطلب آیا کرونا قوی سیاه است نوشته بود: «آیا ممکن است فرضیه دستساز بودن ویروس کرونا اثبات بشود؟ اگر این موضوع اثبات شود آیا میتوان گفت قوی سیاه، قدرت بیحد یک تمدن است؟» دوست داشتم چند جمله در پاسخ سعید بنویسم. اما نوشتن را شروع کردم، دیدم حرفهایم طولانی شد و تصمیم گرفتم آن را در قالب یک مطلب مستقل منتشر کنم. من هم – احتمالاً مثل بسیاری از شما – بارها به منشا ویروس کرونا فکر کردهام و گاهوبیگاه کوشیدهام پاسخ این سوال را در رسانهها و تحلیلها و مقالهها جستجو کنم. طبیعتاً من تخصصی در ویروسشناسی ندارم و صرفاً حرفها و گزارشها را در کنار هم و در برابر هم قرار دادهام و سعی کردهام در حد یک مخاطب عام از موضوع سر در بیاورم. بنابراین شما هم لطفاً این حرفها را صرفاً در …
این روزها فرصتی دست داد تا به نسخه صوتی کتاب قوی سیاه نسیم طالب، با ترجمه دکتر محمد ابراهیم محجوب گوش بدهم. آثار دکتر محجوب را از دوران کارشناسی ارشد، یعنی حدود پانزده یا شانزده سال پیش میشناسم؛ از ترجمهی کتاب فرهنگ سازمانی نوشتهی ادگار شاین. بعدها هم کتابهای دیگری از ایشان را خواندم. تا جایی که یادم میآید، من و دوستان همکلاسیام معمولاً ترجمههای ایشان را سختخوان میدانستهایم. نه به علت ضعف در توانایی ترجمه، بلکه به واسطهی وسواس و دقتی که در ترجمه به خرج میدهند. حاصل دقت در ترجمه معمولاً این است که خواندن متن ممکن است کمی دشوار شود. احتمالا شنیدهاید که (به نقل از یفتوشنکو) میگویند: زیبایی و وفاداری به ندرت یکجا جمع میشوند (سعی کردم جملهاش را از شکل جنسیتزدهی اصلی دور کنم). به هر حال، در طول این سالها، همیشه نام ایشان را …
نقد روش هدف گذاری برای مسیر علمی کشور | سعید کیوانفر
مدتی است در پی این هستم که به بهانهای صحبتهای دکتر سعید کیوانفر (دانشیار دانشگاه فردوسی مشهد) را در روزنوشتهها بازنشر کنم. به گمانم اکنون، بعد از طرح بحث نقد چشم انداز ایران ۱۴۰۴ زمان مناسبی برای دیدن این سخنرانی است. دکتر کیوانفر در سال ۱۳۹۷ در «چهارمین همایش بررسی شیوه های دستیابی به مرجعیت علمی» رویکردی انتقادی را انتخاب کرد و به این نکته پرداخت که برخی واژهها و اصطلاحات که در سطح کلان کشور مطرح میشوند، ابهام دارند و مفهوم پردازی کامل و کافی هم روی آنها انجام نشده است. او همچنین به ضعفهای نگاه رقابتی در تدوین چشم انداز هم اشاره میکند. او توضیح میدهد که اصرار ما بر اینکه میخواهیم در هر چیزی «اول باشیم» و مستقل از ویژگیهای وضعیت موجود و شاخصهای وضعیت مطلوب، فقط میخواهیم در جدولها و رتبهبندیها در صدر قرار بگیریم، چگونه …
