تقریباً سالی یک بار این نوشته پنج سال قبلم را میخوانم و احساس میکنم باید آن را دوباره نوشت. پس چنین میکنم… باستان شناس فرهنگی… نه! اشتباه نکنید. این یک تخصص جدید نیست. شغلی هم نیست که همین دیروز اختراع شده باشد. ما در ایران دهها میلیون نفر باستانشناس فرهنگی داریم.
محمدرضا شعبانعلی
کافه آنلاین،اتوبوس جهانگردی و میوه درخت مشکلات
هم نسل های من، مثالی داشتند به نام «اتوبوس جهانگردی». فکر میکنم این مثال را اکثر مخاطبان این سایت شنیده باشند. داستان، ماجرای خیابان متروکه ای بود که هیچ ماشینی از آن عبور نمیکرد و یکی از ساکنین هم به غریبه تازه رسیده ای گفته بود که: «با خیال راحت از اینجا عبور کن که خیابان خالی از ماشین است». ظاهراً آن فرد، دقیقاً در لحظه عبور با ماشینی روبرو میشود و تصادف میکند. بعدها وقتی آن غریبه گلایه میکرد، ساکن قدیمی محله گفت: «یادم رفته بود بگویم که سالی یک بار، یک اتوبوس جهانگردی از این خیابان عبور میکند!». از آن پس، به رویدادهایی که احتمال وقوع آنها بسیار اندک است، اما دقیقاً در آن لحظه که نباید، روی میدهند، «اتوبوس جهانگردی» گفته میشود. از همین دست بود رویداد دیشب برای من!
امروز یکی از دوستان توسط ایمیل، موسیقی “ای خاک مهر آیین” کار زیبای وحید تاج را شنیدم. احتمالاً خیلی از شما زودتر از من این موسیقی زیبا را شنیده اید. دو ویژگی، این ترانه زیبا را شنیدنی میسازد: نخست اینکه، در اجرای آن از هیچ سازی استفاده نشده و دوم اینکه متن آن، در ستایش وطن ما ایران است. جایی که دیگران بپسندند یا نه، ما به آن تعلق خاطر داریم. لازم به ذکر است که اثر مزبور سروده ی اسماعیل فرزانه با آهنگسازی علی اکبر قربانی و تنظیم میلاد عمرانلو با اجرای گروه آوازی وکاپلا ومی باشد. ترانه «ای خاک مهر آیین» کار وحید تاج
بر طبق قرارهای قبلی، چهارشنبه این هفته ساعت 10 شب، میتوانیم در کافه آنلاین بنشینیم و با هم گپ بزنیم. ظاهراً از حدود 170 نفری که نظر دادند، حدود 60% موضوع «برنامه ریزی و هدف گذاری: فاصله دانستن و عمل کردن» را مطرح کرده اند. با توجه به اینکه این موضوع به خودی خود، موضوعی تکراری محسوب میشود، به نظرم میرسد خوب است که مشخص کنیم دقیقاً چه سرفصلهایی قرار است مورد بحث قرار بگیرند. من خودم اگر بخواهم در این حوزه صحبت کنم، دو موضوع برایم جذابیت دارد: یکی اینکه چه میشود که برنامه ریزی خوب انجام میدهم اما عملی نمیشود؟ (به قول معروف همان Procrastination) و دومین موضوع اینکه «جایگاه تفکر مثبت و مفاهیمی از این دست در برنامه ریزی چیست؟» پیشنهاد میکنم سایر موضوعاتی را که به نظر شما در این سرفصل میگنجند، در کامنتهای این پست …
انسان نه تنها برای تمام حرف هایی که گفته، بلکه برای تمام حرفهایی که نگفته مسئول است. مارتین لوتر
امیدوارم با خواندن این پست به سادگی من نخندید… اعتراف میکنم که همیشه از دیدن خانه های زیبا لذت برده ام و گاه ساعتی ایستاده ام و نگاهشان کرده ام، اعتراف میکنم بسیاری از ماشین های لوکس را با لذت دیده ام، و اگر چشم مردم و صاحب ماشین دور بوده، از شیشه با نگاهی کنجکاو، داخل ماشینها را بررسی کرده ام. اما باید این را هم اعتراف کنم، که به ندرت، حسرت خورده ام و تقریباً هرگز در دل نگفته ام: «ای کاش این خانه، خانه ی من بود» یا «ای کاش این ماشین، ماشین من بود». اما بگذارید اعتراف کنم،
در هر جامعه و فرهنگی – خصوصاً جوامع کمتر توسعه یافته – به نظر میرسد بیشتر از «به خاطر سپردن آموخته های جدید» آنچه در یادگیری صحیح مهم است، «از خاطر زدودن آموخته های کهنه» باشد.
خوب. با توجه به اینکه بسیاری از دوستان بحث درگاه آنلاین برای تراست زون را مطرح کرده بودند، بالاخره، با پیگیری های زیاد همکاران من، این درگاه ایجاد شد. بخش قابل توجهی از Top Dog هم ترجمه و ضبط شده. من که از خواندنش لذت بردم. امیدوارم زودتر بتونم روی سایت تراست زون بگذارم. با برخی از دوستانم هم برای عرضه محصولاتشان روی سایت صحبت کردم که همه چیز منوط به این است که ببینیم مخاطبان با سایت چگونه برخورد میکنند. تا به حال که خیلی شرایط خوبی بوده. غیر از تعداد انگشت شمار، بقیه یا پرداخت کرده اند، یا اگر مشکلی در پرداخت داشته اند، لطف کرده اند و ایمیل زده اند و در قالب ایمیل، رضایت و حمایت خود را اعلام کرده اند. به نظرم میرسد ایده TrustZone به سمت موفقیت پیش میرود و روزی به فروشگاهی بزرگ …
امشب به همت تعدادی از دوستان خوبم، کافه آنلاین رو از نظر زیرساخت نرم افزاری تست کردیم. نتایجی که تا حالا به دست اومد به این شرح است: – بخشی از ایرادهای نرم افزاری (مثل نیاز به رفرش کردن بعد از هر چند دقیقه) مشخص شد که به سرعت رفع خواهد شد. – فهمیدیم که گروه مخاطب بسیار متنوعی داریم و باید قبل از هر بار جمع شدن در کافه، مخاطب های بحث اون روز رو اعلام کنیم. – فهمیدیم که باید دستورالعملی برای چت داشته باشیم (مثلاً با سلام و خداحافظی، بحث رو مختل نکنیم یا …) – تصمیم گرفتیم که مثل گذشته زمان کافه، هر چهارشنبه ساعت 10 شب باشه. – تصمیم گرفتیم با کمک بچه ها، هر هفته گزارشی از کافه تنظیم کنیم و روی سایت بگذاریم. – نحوه ورود به کافه، پس از ثبت نام، استفاده …
نمایشنامه زندگی گالیله، کار برشت را میخواندم. برخی جملات آن شاهکار است. وقتی گالیله تحت فشار دادگاه، به مسطح بودن زمین اعتراف میکند، یکی از شاگردانش میگوید: «وای به این سرزمین، که قهرمان ندارد» گالیله پاسخ میدهد: «وای به این سرزمین، که قهرمان میخواهد…»
