گزارش وضعیت دو ماهه اول تراست زون را منتشر کردیم. دلم میخواهد متن پایانی آن را در اینجا هم بنویسم: «اصلاح و بهبود کشور در سطح کلان، زمانی موفق و پایدار خواهد بود که ما ایرانیان، در سطح خُرد، رفتار و نگرش خود را اصلاح کنیم. اگر نیک بنگریم بسیاری از انتقادها و گله هایی که طی سالهای اخیر از دولتهای خود داشته ایم، در رفتارهای روزانه خود ما نیز مشاهده می شود. آن روزی که ما ایرانیان، نگرش ها و رفتار خود را اصلاح کنیم، به یکدیگر اعتماد کنیم، برای رشد و پیشرفت یکدیگر صادقانه تلاش کنیم، منابع و توانمندی هایی را که در اختیار داریم، در اختیار دیگران نیز قرار دهیم و منافع مالی را نه برای «انبار معاش» که برای «امرار معاش» بخواهیم، آرامش، آسایش، رفاه و لذت برای همه ما به ارمغان خواهد آمد. آن روز …
محمدرضا شعبانعلی
خداوندا. کمک کن که نام تو، نان من نباشد. تدبیری کن که راه تو، برایم آسایش و قدرت و سیری به ارمغان نیاورد. تا لحظه ای، حتی در خلوت خویش، در پاکی نیت خود برای انتخاب راهی که برمیگزینم، تردید نکنم.
لری کینون کارمند اپل، از سال 1983 تعریف میکند که کامپیوتر تولیدی این شرکت بسیار کند و آرام بوت میشد و کاربران پس از روشن شدن کامپیوتر، باید چند دقیقه برای تست حافظه و فلاپی و … منتظر می ماندند. استیو جابز از این مسئله دلگیر بود. یک روز عصر وارد دفتر لری شد و گفت: نمیتوانی سرعت بوت شدن کامپیوتر را بهتر کنی؟ لری دلایل متعددی آورد و توضیح داد که این کار امکان پذیر نیست.
رویای من، دنیایی است که انسانها در آن، تنوع عقیده را در حد تنوع گلهای زیبای یک باغ بپذیرند و آن را نه به عنوان یک «ضرورت اجتناب ناپذیر» بلکه به عنوان یک «زیبایی الهام بخش» درک کنند. دنیایی که در آن، باغبان هیچ باغچه ای، تبر به دست پا به باغ همسایه نگذارد و هیچ پدری، سر بریدن گل باغچه ی آن سوی باغ را توسط خاندانش، با لبخند و مهربانی پاداش ندهد. دنیایی که در آن بیاموزیم و به خاطر بسپاریم که گل، به خودی خود هیچ ارزشی ندارد، اگر رنگ و بو و زبیایی آن، نوید بخش آرامش نباشد. دنیایی که در آن، مردم بپذیرند که هیچ گلی نشانه نفرت نیست و هر چقدر که گل سرخ میتواند شور و حرارت تو را بر انگیزد، گل زرد نیز میتواند مرا با خود به دنیای رویاها ببرد… رویای …
واژه «تفکر غربی»، در من احساس منفی ایجاد میکند. تفکر، در تمام نسل بشر جاری است و شاهد این دیدگاه هم اینکه، متفکرین بشر، آنها که از دام خانمان برانداز تعصب به دور بوده اند، در شرق و غرب و شمال و جنوب، تجربه های مادی و معنوی یکسانی را ارائه نموده اند. چنانکه اگرخوب بیندیشی از حافظ تا گوته و از مولوی تا راسل ایکاف و از خیام تا اپیکور راه درازی نیست. تنها صفتی که شایسته «تفکر» است، «انسانی» است. من «تفکر انسانی» را می فهمم. خواه غربی، خواه شرقی، خواه اسلامی، خواه غیر اسلامی. و با تمام روح و جانم به این باور رسیده ام که تفکر اگر از جزم اندیشی به دور بوده و واقعاً «انسانی» باشد، همه جا یک حرف خواهد زد. متفکران عالم یکدیگر را میفهمند. این پیروان آنها هستند که خالی از تفکر، …
پیش نوشته: امروز بهانه بهتری برای خندیدن پیدا کردم. وقت خود را برای خواندن ادامه این نوشته حرام نکنید. این پست من را در مورد مناظره بخوانید… ———————————————————————————————— بعضی وقتها تراکم کار و فشارهای شدید، فرصت خندیدن و لذت بردن را از انسان میگیرد. اما خوش بختانه، خداوند همیشه بندگانی خلق کرده، که بتوانند حتی برای لحظه ای کوچک، خنده بر لبان تو بیاورند. دیروز اتفاق جالبی افتاد. شخصی به نام …….. به من ایمیل زده با این مضمون (و در همین حد غیرمحترمانه) که: من شک کرده ام که تو فارغ التحصیل شریف باشی و احتمالاً اصلاً آنجا نبوده ای. اگر راست میگویی ثابت کن آنجا بوده ای! ————— چقدر برایم جالب بود. اینکه انسانها چقدر بدون تحقیق و بدون شناخت حرف میزنند. اینکه حتی نمی فهمند، اگر ادعایی دارند، آنها باید در پی اثباتش باشند. گاهی نسبت به …
برخی، تمام زندگی را صرف فرار از ترس هایشان میکنند و و برخی دیگر، صرف تعقیب رویاهایشان. شاید مهمترین تفاوت انسانها همین باشد…
هنوز در ادامه پست چرا دکترا نمیخوانی، کامنت مینویسند و حرف میزنند (لینک پست) برخی هم که مرا ندیده اند و کمتر می شناسند (و حجم کارهای دانشگاهی و تولیدات علمی من را نمیدانند) و عموماً با زر یا زور، مدرکی از جایی «اخذ» کرده اند (چون «اخذ»مدرک و «تحصیل» علم، دو مقوله کاملاً نامربوط هستند!) مرا به مخالفت با فعالیتهای علمی متهم میکنند! زندگی من جز در راه کسب علم نگذشته اما با تمام وجود اعتقاد دارم که: تولید علم برای ملتی که شکم خالی دارد و حتی در تولید فضولات هم مشکل دارد، بیشتر شبیه یک طنز است. زندگی با ارضاء نیازهای اولیه انسان آغاز میشود با تولید ثروت ادامه پیدا میکند با تولید علم توسعه پیدا میکند و با تکیه به معنویت، غنی می گردد. این ترتیب را نمیشود به سادگی تغییر داد. و امروز، بخش عمده …
در بلند مدت، تنها راه ایجاد امنیت کلان و تسهیل توسعه اقتصادی این است که به جای نخبه پروری در عرصه های مختلف، بکوشیم آگاهی عمومی خودمان و مردم را افزایش دهیم. به این صورت، حتی اگر عده ای بکوشند «غیر نخبگان» را برای مدیریت، دستچین کنند، تهی دست خواهند ماند… ———————————————————————- توضیح: شطحیات، پریشانگویی است. منطق ندارد. اصول ندارد. توضیح ندارد. توجیه ندارد. همچون کفی که از خشم بر دهان شتر می آید و خود به خود، فرو می نشیند…
روبرویم نشست. ساعتی در مورد نبود تفکر سیستمی و بلند مدت و نگرش های کوتاه مدت در جامعه حرف زد. تأیید صلاحیت ها و رد صلاحیت ها را تحلیل کرد. توضیح داد که فلان تصمیم با نگرش کوتاه مدت گرفته شده و کاش تصمیم با نگرش بلند مدت گرفته میشد و ضعف سیستم نداشتن تفکر سیستمی است. من هم در سکوت گوش میدادم. در پایان پرسید: راستی! به نظرت وضعیت سکه و ارز در این چند هفته چی میشه؟ شاید بشود از این تب و تاب، لااقل سودی به جیب زد!
