با شنیدن واژه ی «اعتیاد»، معمولاً تصویر افراد ژنده پوشی در ذهن ما زنده میشود، که در گوشه ی خیابانها، کنار جوی آب افتاده اند و با چهره ای سیاه و چروکیده، با نگاهی ملتمس به رهگذران چشم دوخته اند. اما این روزها، مصداق های زیادی برای اعتیاد وجود دارد. اعتیادهایی که «هستند» و «مخرب» اند اما، کمتر کسی به آنها به چشم «اعتیاد» نگاه میکنند. اعتیاد به اینترنت یکی از این موارد است. در مروری کوتاه به ژورنال های پژشکی و کامپیوتری و روانشناسی، متوجه میشویم که دانشمندان، متفق القول، «اعتیاد به اینترنت» را به عنوان یکی از موارد اعتیاد مطرح میکنند. اعتیادها را به دو دسته ی اعتیاد شیمایی و اعتیاد فرایندی تقسیم میکنند. اعتیاد به مواد مخدر و سیگار و … نمونه هایی از اعتیاد شیمیایی هستند و اعتیاد به رابطه ی جنسی، صحبت تلفنی، استفاده از …
محمدرضا شعبانعلی
اینکه میخواهم «آنگونه که میخواهم» زندگی کنم، خودخواهی نیست. اینکه میخواهی، «آنگونه که میخواهی» زندگی کنم، خودخواهی است. توضیح: با مراجعه به #جمله های هفتگی میتوانید مجموعهی جملههای کوتاهی را که هر هفته برای دوستانم ارسال کردهام، در قالب فایل PDF دانلود کنید.
انسانها را میتوان به دو دسته تقسیم کرد: – کسانی که تمام زندگی خود را صرف تعقیب رویاهایشان میکنند. – کسانی که از دیگران پول میگیرند تا در طول زندگی، رویاهای آنها را تعقیب کنند… پی نوشت: شاید این تعریف علمی نباشد، اما تصویری است که از کارآفرینی در ذهن من است…
زندگی هر انسان، مجموعه وقایعی که بر او گذشته نیست. زندگی هر انسان، حتی مجموعه خاطراتی که از زندگیش برای دیگران تعریف میکند نیست. زندگی هر انسان، خاطراتی است که وقتی تنها است، از زندگیش با خودش مرور میکند.
فایل 27 رادیو مذاکره، در خصوص مذاکره در محیط مجازی منتشر شد. در این فایل رادیو مذاکره به مذاکره از طریق تلفن، ایمیل، پیامک و … اشاره میشود. البته این موضوع در آینده نیز ادامه پیدا خواهد کرد. لینک دانلود فایل صوتی مذاکره در محیط مجازی
نامه به رها (8): «واقعیت عینی» یا «تصویر ذهنی»
رها جان. دنیای ما، دنیای داستان های شگفت انگیز است… در مورد انسانها و حیوانها و شهرها و بسیاری از موجودات، داستان های شگفتی نقل می شود. داستانهایی که بخشی از آنها حقیقت و بخش دیگری از آنها افسانه است. کم نیستند افرادی که وقت خود را صرف جستجو و «اعتبارسنجی» این «شنیده ها» میکنند.
مقدمه ی یک: پنجم دبستان، با یکی از همکلاسیهایم رقابت شدید داشتیم و یک بار به دلگیری خیلی زیاد و قهر رسید. سر کلاسها، دیگر به درس گوش نمیدادم و بیشتر وقتم به حرص خوردن میگذشت. وقتی با معلمم حرف زدم، لبخندی زد و گفت: وقتی تو و او، روی یک نیمکت کنار هم نشسته اید و تو تمام دنیا را در همین نیمکت خلاصه کرده ای، معلوم است که به خاطر یک دعوا، زندگیت جهنم میشود. کمی فاصله بگیر. از دید سایر بچه های کلاس، دو تا دانش آموز همکلاسی – و نه تمام کلاس – با هم دعوا دارند. بیشتر فاصله بگیر. از نظر من، در یکی از کلاسها، دو دانش آموز با هم مشکل دارند. بیشتر فاصله بگیر. مدرسه ای در این شهر هست که دو نفر در آن با هم دعوا دارند. حتی، کشوری روی این …
مقدمه ی اول: چند سال پیش، وقتی آموزش استراتژی و مذاکره را در ایران آغاز کردم، الگوهای آموزشی کشورهای توسعه یافته، پیش رویم بود. این بود که کلاسها را به همراه «مطالعات موردی» و «تمرین های گروهی» اجرا میکردم. استدلالم این بود که «دانش» را میتوان با «خواندن انفرادی» به دست آورد اما «بینش» جز با «مباحثه» و «تمرین» حاصل نمیشود. همیشه به دانشجویان اجازه داده ام امتحان های خود را «بدون حضور مراقب»، با استفاده از جزوه و کتاب و موبایل و حتی با مشورت همکلاسی ها انجام دهند. استدلالم هم این بوده که هیچگاه، در هنگام مواجهه مدیران با مشکلات، درها به روی آنها بسته نمیشود و موبایلها را از آنها نمیگیرند، پس چرا وقتی که من از آنها امتحان میگیرم، مشورت را ممنوع کنم یا جزوه ها را ببندم یا … اما گاه گاهی میشنیدم که می …
من نیاز دارم که شغل فعلی ام را ترک و جابجایی سازمانی برای کارم داشته باشم. البته در بخش اداری و مالی تجربه خیلی خوبی دارم و می توانم با صبر و حوصله جابجایی داشته باشم و در سازمان دیگری مشغول شوم. اما به خاطر علاقه به کار در محیطی با فعالیت بازرگانی و کسب مهارت های جدید، شاید مجبور شوم که ریسک زیادی را بپذیرم. مثلا اینکه بخواهم برای آغاز تجربه جدید، به عنوان کارمند فروش کار کنم. همچنین، اینکه من در فروش به مشتریانی که خود به بازارمورد نیاز برای خرید مراجعه میکنند تجربه خوب و رضایتمندی دارم؛ اما در فعالیت بازاریابی نه… الان این سوال برایم هست که آیا صحیح هست که با تجربه ای در بخش اجرایی و اداری دارم، روی مهارتهای فروش و بازاریابی متمرکز شده و شاخه فعالیت جدیدی رو آغاز کنم؟ یا اینکه …
مذاکره و فروش هم مثل هر بازی دیگر، اصول، فنون و ترفندها و استراتژی های خود را داردن. اما برخی از این ترفندها آنچنان کهنه و مستعمل شده که استفاده از آنها میتواند تصویر شما را به عنوان یک مذاکره کننده حرفه ای خدشه دار کند. بازی اول: گزینه های دیگر هم هستند. دختر یا پسری که به تازگی با فردی دوست شده و مدام تأکید میکند که کسان دیگری هم بوده اند و هستند که مرا دوست دارند. کارفرمایی که در مذاکره با پیمانکار میگوید: پیمانکاران دیگری هم بوده و هستند اما ما ترجیح می دهیم با شما کار کنیم. مدیر فروشی که میگوید: بله! خیلی ها علاقمند به پخش محصولات ما هستند. اما علاقه ما این است که با شما در ارتباط باشیم.
