امروز بعد از دو سال، در فیس بوک از یکی از دوستانم پیامی دریافت کردم: Miss U. ver r U? Any spcl News? Poke me از دیدن پیام دلشاد شدم و از اختصار آن دلگیر! در دلم به او گفتم: تو که میدانی تک تک کلمات و حروفت، غبار غم از دل من پاک میکند. همین؟ تمام وقتی که برای من گذاشتی همین بود؟ اینقدر سخت شده زندگی؟ اینقدر تنگ شده مجال زندگی؟ فرصت نبود تا به جای U بنویسی You؟ شتابزدگی و کمبود فرصت و سطحی بودن رابطهها و زندگیها، ویژگی زندگی این روزهای ماست.
محمدرضا شعبانعلی
این روزها همه از زبان بدن روحانی و ظریف در مذاکره ایران و آمریکا حرف میزنند و این وضعیت باعث شده، بازار کساد دانش مذاکره، این روزها از رونق خوبی برخوردار باشد. هر کس هم بسته به دانش و تجربهاش، دستی به حوزهای دراز میکند.در این میان، جالبتر از همه، توجه به «زبان بدن ظریف و روحانی و اوباما و …» در مذاکره است. زبان بدن، سطحیترین و کمکاربردترین قسمت دانش مذاکره است که به دلیل «سادهفهم» بودن و «عامهفهم» بودن، همیشه از اقبال خوبی برخوردار بوده است. از آنجا که حرف در این حوزه زیاد است من آنها را به ترتیب مطرح میکنم:
تشخیص حق از باطل کار دشواری نیست: باطل میگوید: «حتماً حق با من است». حق میگوید: «شاید حق با تو باشد».
یادگیری زبان انگلیسی دغدغهی بسیاری از ماست. بسیار پیش آمده که از من میپرسند زبان را چگونه بیاموزیم؟ قبل از اینکه توضیحات آموزشی بدهم چند نکته لازم است: ۱) من تا کنون نتوانستهام کلاس آموزش زبان انگیسی شرکت کنم. زمانی پولش نبود و این روزها وقتش. البته همیشه از همکارانم برای شرکت در این کلاسها حمایت کردهام. بنابراین، اگر از یادگیری زبان بدون کلاس حرف میزنم، چیزی است که حداقل خودم در زندگی تجربهاش کردهام. ۲) مهارت من در زبان انگلیسی هنوز هم خوب نیست. بنابراین شاید توصیههای من بهترین نباشد. البته یک بار از هم از روی بیکاری تافل دادم که تا آنجا که به خاطر دارم از ۱۲۰ نمره حدود ده نمره کم آوردم که ظاهراً میگویند خیلی بد نیست. اما در حرف زدن لهجهی مزخرف مخصوص خودم را دارم! (نه آمریکایی نه بریتیش) و در نوشتن گاهی …
اگر در یک تصمیم کاملاً مردد بودی و نمیدانستی که چه راهی را انتخاب کنی، علمیترین کار «شیر یا خط» است! نه به خاطر اینکه، با شیر آمدن یا خط آمدن، تکلیفت مشخص میشود، بلکه به دلیل اینکه قبل از اینکه سکه روی زمین بیفتد، احساس میکنی که دلت میخواهد شیر بیاید یا خط! ————————– یکی از بهترین نقل قولهایی که این هفته شنیدم.
تبلیغ برای تبلیغ (نقد استراتژی تبلیغات بانکها)
هنر برای هنر را شنیدهایم. همینطور شعر برای شعر. همینطور مطالعه صرفا برای مطالعه. اما «تبلیغ برای تبلیغ» را نمیفهمم! قبل از هر چیز باید یک تذکر کوتاه بدهم و آن اینکه، من با اکثر بانکهای اصلی کشور و بزرگترین آژانسهای تبلیغاتی ایران، رابطهی بسیار نزدیک دارم. بنابراین لطفاً نوشتهی مرا نه به عنوان حملهای به رقیبان، بلکه به عنوان درد و دلی با دوستان بخوانید… من متخصص تبلیغات نیستم. اما نقش من در صنعت تبلیغات از هر متخصصی مهمتر است. چون من، «هدف» تبلیغات هستم. جز اینکه همهی تبلیغها انجام میشود تا نهایتاً ما به عنوان مشتریان بالقوه تصمیم به اقدام بگیریم؟
بهترین شیوهی شناختن نگاه انسانها به زندگی، بررسی نگاه آنها به مرگ است. دیروز، حرفهایم را با فرشتهی مرگ نوشتم و خواندم. حرفهایم را گفتم. به امید آنکه روزی که نبودم، به جای حرفهای تکراری که حتی گوشهی ذهن هیچ شنوندهای را قلقلک نمیدهد و «ترساندن»های بی دلیل، که جز بازاری برای دلالان آخرت نمیسازد، این حرفهایم در ذهن شنوندگان مرور شود… فایل صوتی مرگ من (گفتگو با فرشتهی مرگ) برای شنیدن فایل صوتی روی آن کلیک کرده و برای ذخیرهی آن، راست کلیک کرده و گزینهی Save As را انتخاب کنید
نوشته قوانین زندگی را در زمانی مینویسم که: – طی یک ماه گذشته بیش از دویست ایمیل و کامنت و … با مفاهیم مشابه دریافت کردهام که اصل پرسش آنها، این بوده: «چگونه اینقدر کار میکنی؟ چگونه اینقدر کم میخوابی؟ چگونه…» – طی هفتههای اخیر اوضاع سیاسی و اقتصادی بینالمللی باعث شد که درگیر بحثها و گفتگوها و جلساتی شوم که نوشتن از آنها نیازمند آن است که زمانی بگذرد و «غبار حادثه» بنشیند. – هفتهی گذشته سمینار «هوش مذاکره» برگزار شد و طبیعتاً مثل هر حرکت دیگری ضعفهایی هم داشت که دوستان در کامنتها اشاره کردند و من هم منتشر کردم. طی روزهای اخیر، ترجیج دادم چند روزی با خودم خلوت کنم و به برنامهریزی برای ۸ سال آینده بپردازم. تصمیم گرفتم مجموعه نوشتههایی را شروع کنم با نام: «قوانین زندگی من». اما چند پیشنیاز وجود دارد: ۱- باید …
چه واژهی گنگ و محدودی است رابطه… و چقدر این سوال کلی است که: «آیا هماکنون در رابطهای هستی؟» «رابطه» فقط نشان میدهد که تو به کسی «ربط» داری! اما نوع ربط را نشان نمیدهد.
از جمله حوزههای علمی جذاب برای من، بحث فرکتالها است. سالهاست مطالعه در این حوزه، از تفریحات من است. طبیعی است که در اینجا، حوصله و فضای کافی برای بحثهای تخصصی این حوزه وجود ندارد اما ایدهی فرکتال چیزی است که به سادگی قابل درک است:
