گفته بودم که قسمتی از وقتم را، به قهوه خوردن با مدیران و گفتگو در مورد کسب و کارشان میگذرانم. معمولاً تجربیات جلساتم را طبقهبندی و نگهداری میکنم. اخیراً به «داستان مدیریتی» جالبی برخوردهام که به نظر ميرسد هر روز بیش از پیش فراگیر میشود: مدیران تصادفی… مدیران تصادفی کسانی هستند که به یک تصادف، به پست مدیریت رسیدهاند. برخی از این تصادفها که من با آنها مواجه شدهام به شرح زیر است: – پدری که کارآفرین بوده و مدیر یک کسب و کار است، به صورت ناگهانی فوت یا مهاجرت میکند و فرزندی که تا دیروز سرگرم زندگی شخصی خود و گشت و گذار در خیابانها بوده است، ناگهان خود را پشت میز مدیریت میبیند. – مدیر ارشد یک سازمان یا شرکت به دلایل سیاسی یا اقتصادی یا شخصی، ناگهان از کار برکنار شده یا شغل خود را ترک …
محمدرضا شعبانعلی
در ادامه ی آنچه قبلاً از قوانین زندگیم نوشتم، هشتمین قانون زندگیم را مینویسم: هر جملهی مطلق بدون طبقهبندی را یا «یک حقیقت بیاثر» میدانم یا یک «دروغ موثر!» بیایید چند مثال را با هم مرور کنیم: در مورد دکتر شریعتی: ۱) هر چه دکتر شریعتی نوشته است، همیشه راهنمای حقیقت جویان تاریخ خواهد ماند. ۲) هر چه دکتر شریعتی نوشته است، تاریخ مصرف دارد و امروز دورهی آن حرفها گذشته است. ۳) نوشتههای دکتر شریعتی را میتوان به سه دسته طبقه بندی کرد: اجتماعیات، اسلامیات و کویریات. اسلامیات تفسیر او از اسلام و تلاشی برای روزآمد کردن اسلام است که سایه های تفکر سوسیالیستی در بسیاری از آنها دیده میشود و به همین دلیل امروز هم از جانب معتقدان مذهبی و هم روشنفکران لامذهب شدیداً مورد انتقاد است. اجتماعیات او، انعکاس دغدغههای آن روزها و سندی تاریخی برای بیان …
بحث برند و برندینگ، از جمله بحثهای رایج این روزهاست. البته دانشمندان و مدیران مختلف، هرکدام تعریف برند را به شکل متفاوتی ارائه میدهند. به هر حال، شاید تعریف برند برای همه فعالان کسب و کار یکسان نباشد، اما برندسازی، مشاوره برندینگ و برگزاری کمپین برندینگ، دغدغهای است که ذهن بسیاری از مدیران را به خود مشغول کرده است. در ایران سه تن از دوستان خوب من، در این حوزه فعالیت تخصصی حرفهای دارند ( دکتر شهریار شفیعی و بهنود الله وردی نیک و دکتر امیر اخلاصی) که هیچ فرصتی را برای بودن کنارشان و آموختن از آنها از دست نمیدهم. برندینگ چیزی فراتر از مفاهیم کلاسیک «هویت یکپارچه برند» و «ارزش ویژه برند» و «تداعی برند» و «وفاداری برند» و … است. برندینگ دانشی است که به نگرش سیستمی کلاننگر و آشنایی با سایر حوزههای مدیریت کسب و کار …
در سالهای گذشته، در بخشی از کلاسهای مذاکره و ارتباطات، از دروغ حرف می زدم و در مورد نحوه مواجهه با آن صحبت می کردم. دروغ ها را به دو گروه تقسیم میکنند: دروغ سیاه و دروغ سفید. دروغ سیاه دروغی است که با گفتن آن به زندگی فرد دیگری آسیب می زنیم. مثلاً فردی که به همسر خود خیانت میکند اما به او میگوید که هنوز عاشقانه دوستش دارد. شرکتی که درآمد سرشار دارد اما در اظهارنامه های مالیاتی، خود را ضررده معرفی میکند. کسی که از شرکت خود دزدی میکند ولی کس دیگری را برای این دزدی متهم می کند. دروغ سفید دروغهایی است که برای آسیب به دیگران گفته نمی شوند. در جاده با سرعت 50 کیلومتر در ساعت رانندگی میکند اما در جمع دوستان میگوید که کمتر از 120 کیلومتر در ساعت نمیرود. روزی یک صفحه …
به این گفتگو توجه کنید: «شاید من دیر یا زود دستگیر میشدم. اما به هر حال، آخرین حلقهی این زنجیر را CIA تکمیل کرد. آخرین هفتهها در لباس مبدل زندگی میکردم. برای جلسه با اعضای کنگره در دوربان، از لباس فرم یک راننده استفاده کردم. اما در حلقهی نزدیکان ما، یکی از ماموران جاسوسی آمریکا بود که نه تنها موقعیت جغرافیایی من، که حتی رنگ لباسی را که در زمان دستگیری بر تن خواهم داشت را نیز، به سرویسهای امنیتی دولت گفته بود». اینها حرفهایی است که ماندلا به عنوان خاطره برای کلینتون تعریف کرد. اما سوال اینجاست: این حرفها در چه شرایطی میتوانند تاثیرگذارتر باشند؟ تصویر زیر، محل انجام این تاریخیترین مذاکره با آمریکا را نشان میدهد: ماندلا در داخل سلولی که ۲۸ سال حبس را تحمل کرد، این داستان را برای کلینتون تعریف میکند و در ادامه، راجع …
عادت کردهام که لپتاپ را باز کنم و پست بنویسم و بدون ویرایش منتشر کنم. طولانیترین پستهای این سایت در کمتر از پنج دقیقه نوشته شدهاند. اما این اولین باری است که دهها بار نوشتم و پاک کردم. چون از کسی مینویسم که برایم یک دوست ارزشمند است. نهایتاً گفتم ساده بنویسم. بدون فکر. بدون حساب و کتاب و همچنان: بدون ویرایش… امروز، روز تولد سمیه تاجدینی است. او معمار این خانهی مجازی است. اما نه از آن معمارها که میسازند و میروند و تو میمانی و یک خانه. او معماری است که خانهی مجازی ما را ساخته است و هنوز و هر روز، خود در داخل خانه ایستاده است تا مطمئن شود که این بنای مجازی، مناسب سلیقه و خواست مهمانان است. اما من سمیه را به خاطر توانمندی استثنائی او در «سئو و بهینهسازی موتورهای جستجو» دوست ندارم. …
در بسیاری از جوامع، وقتی میگویی دانشگاه میروم، بخشی از مسیر شغلیات را گفتهای. اما اینجا. دانشگاه بخشی از مسیر زندگی است. اگر چه در دانشگاه درس هم میآموزیم. اما اینجا، کارکرد دانشگاه چیز دیگری است. در دانشگاه، میآموزیم که دختر و پسر میتوانند کنار هم بنشینند و هیچ اتفاق بدی نیفتد. در دانشگاه، میآموزیم که دیوارهای شیشهای بسیارند. آزادی را حس ميکنی به شرط آنکه نخواهی از آن استفاده کنی. در دانشگاه میآموزیم که اعتراض، حق توست اما بهتر است آن را برای روز مبادا ذخیره کنی. روزی که هرگز نخواهد آمد. در دانشگاه میآموزیم که «رابطه» گاه میتواند همارز یا گرانقدرتر از «دانش» باشد. در دانشگاه میآموزیم که اگر استاد نخواهد قبولت کند، به تخصصت دلگرم نباش و بدان که حذف اضطراری و کنار نشستن، معقولترین گزینه است. در دانشگاه میآموزیم همه دانشجوها با هم برابرند و البته …
ادبیات صرفاً هنر بیان زیبای آنچه که هست نیست. ادبیات گاهی هنر بیان نکردن چیزی است که هست. و گاهی هنر بیان کردن چیزی که نیست. ولادیمیر ناباکوف زمانی گفته بود: روزی در دوران اولیه، کودکی از غار بیرون دوید و فریاد زد: «گرگ. گرگ!» یک گرگ بزرگ خاکستری هم در تعقیبش بود. ادبیات آن روز زاده نشد. ادبیات روزی زاده شد که: کودکی از غار بیرون دوید و فریاد زد: «گرگ! گرگ!». اما… گرگی در کار نبود…
از بحثهای سطحی در حوزهی دین، در این سایت خسته شدهام. با توجه به عمومی بودن و غیرتخصصی بودن این سایت، به نظرم مطرح شدن این بحثها نمیتواند مفید و اثربخش باشد. خوشبختانه این روزها، در فضای آنلاین به اندازهی کافی، بستر برای بحثهای تخصصی در این حوزه وجود دارد. در اینجا دیدگاه خودم را راجع به دین مینویسم – و تاکید میکنم که دیدگاه من است و هیچ ارزش دیگری ندارد! چنانکه دیدگاه مخاطب دیندارم هم دیدگاه اوست و هیچ ارزش دیگری ندارد! – و کامنتهای این پست را هم میبندم و از این به بعد هیچ نوع کامنت سطحی در این سایت تایید نخواهد شد. بدیهی است از آنجا که این سایت، یک سایت شخصی است، معیار سطحی بودن بحثها هم خودم هستم! دانش امروز، در حوزهی تبلیغات چه میگوید؟ امروز اگر می گوییم «تبلیغ دین» چه ابزارهایی …
در برنامهی شب قصه، من به جای بحثهای همیشگی در مورد مذاکره، دربارهی یک خانهتکانی داستان گفتم. فایل صوتی آن و اسلایدها را میتوانید از طریق لینکهای زیر دانلود کنید: لینک فایل صوتی مربوط به شب قصه (قسمت مربوط به محمدرضا شعبانعلی) لینک فایل اسلایدهای مربوط به شب قصه (قسمت مربوط به محمدرضا شعبانعلی)
