خانه » شب یلدا

شب یلدا

توسط محمدرضا شعبانعلی

به مناسبت شب یلدا امشب از ساعت 9 تا 12 در سایتم مینشینم.

اگر حوصله داشتید به خانه آنلاین خود سر بزنید

هر کس به عنوان نقل و آجیل میتواند بهترین جمله ای را که تا کنون خوانده است بیاورد

همچنین ممکن است دوست داشته باشید

100 دیدگاه

علی ۱۵ فروردین، ۱۳۹۲ - ۲۲:۴۳

اشکی که در زمان شکست میریزم همان عرقی است که در زمان تلاش نریختم
بنظرم وقتی مسئولیت اشتباهاتمون رو بر عهده بگیریم و خودمون رو مقصر بدونیم روزهای خوب شروع میشه

پاسخ
فایزه ۳ دی، ۱۳۹۱ - ۱۷:۲۰

من اصلا موضوع این کافه را نپسندیدم
یادمه یه بار یک کامنتی بود همینجاها که نوشته بود نمیدونم چرا اینقدر ادبیات ما پند محوره ؟برای من که اصلا جالب نیست با یه عالمه جمله و قصه و پند تاثیرگذار بمب باران بشم خوشحالم که اونروز به اینجا سرنزدم
اما هدیه شب یلدایت را پسندیدم سپاسگذارم

پاسخ
Farzaneh.P ۲ دی، ۱۳۹۱ - ۱۹:۳۲

من نتونستم شب يلدا آنلاين باشم، خيلي حيف شد.
زيباترين جمله رو هيچ وقت نمي تونم انتخاب كنم اما جمله اي كه بهم خيلي آرامش ميده اين جمله ست:
در به دست آوردن دنيا آرام باش.
حضرت علي(ع)
نمي دونم اين جمله واقعا از علي (ع) هست يا نه ولي انقدر زيباست كه ميشه به جرات گفت كه يكي از سخنان ايشونه.
و بدترين جمله اي كه هر روز تو مسير روي بنر بزرگي مي خونمش و با خوندنش دلم پر از هياهو ميشه اينه كه:
زندگي ميدان مسابقه است اگر تلاش نكني باخته اي.
از اين جمله بيزارم.
با خوندنش احساس ميكنم زندگي واقعا ميدان جنگه و بايد جنگيد تا پيروز شد.

پاسخ
فاطمه ۱ دی، ۱۳۹۱ - ۱۶:۴۰

زندگی ساعت دیواری نیست که اگرهم خابیدبه همین کوتاهی بتوانی تنظیم کنی کوک کنی برسانی خود را به زمان دگران.
کامیابی صدفی نیست که ان راموجی بکشد تاساحل.
ودران مرواریدی باشدغلطان نایاب.
هیچ صیادزبردستی نیزباز بی تور وتقلا
ماهی کوچکی از دریایی صید نکرد.
بخت از ان کسی است که به کشتی رود ودل به دریا بزند.

از اقای کاشانی باصدای خودتون .

پاسخ
البرت ۱ دی، ۱۳۹۱ - ۱۵:۴۰

این متن رو به کلی از دوستام گفتم دیشب اونقد حواسم پرت بود یادم رفت بزارم
بعضی روزها، شیرینند. زود می گذرند. می ماند خاطره ای برای مرور کردن در آینده دور و نزدیک. مثل یک گردش یک روزه در اطراف شهر با
دوستان قدیمی .
بعضی روزها، مهم اند. زود می گذرند. اما اثر آنها تا ماهها و سالها باقی می ماند. شاید آن روز مهم را دیگر به خاطر نیاوریم. اما تأثیر آن تا
آخرین روزهای زندگی با ما می ماند. مثل روزی که عاشق می شویم .
بعضی روزها تلخ اند. اما بازهم زود می گذرند. فراموش می کنیمشان. می ماند خاطره ای دوردست در پس ذهن. مثل روزی که یکی از
نزدیکانمان را از دست می دهیم .
بعضی روزها متفاوتند. زود می گذرند. اما بارها و بارها آن ها را در ذهن خود تکرار می کنیم. و بارها با آن روزها زندگی می کنیم. می میریم و
زنده می شویم. مثل روزی که با عزیزترین کس مان می گذرانیم .
بعضی روزها سردند. بعضی روزها گرم اند. بعضی روزها، کوتاهند. بعضی روزها طولانی اند .
و بعضی روزها، هستند. فقط هستند. می آیند. می مانند. و نمی گذرند. مثل امروز من
یهترین وجود نداره اما بهترین ها چرا
از وبلاگ قبلی خودتون

پاسخ
یک دوست ۱ دی، ۱۳۹۱ - ۱۲:۳۴

فردا اولین روز از باقیمانده زندگی توست.آن را زندگی کن!

پاسخ
سيما ولي زاده ۱ دی، ۱۳۹۱ - ۱۰:۲۷

اولين جمله اي كه اومد به يادم:
“اين نيز بگذرد”

يلداتون مبارك

پاسخ
آیدا ۱ دی، ۱۳۹۱ - ۹:۵۹

سلام.
میدونم که خیلی خیلی دیر رسیدم ولی جملمو میگم.
جمله ای بود از خودت توی کلاس های نوجوان توانگر یا توی وبلاگت،دقیقا نمی دونم.
ولی گفته بودی که بخشش این نیست که اون چیزی که رو که نیاز داری ببخشی به کسی که نیازش داره.
بخش اینه که اون چیزی که نیازش داری رو ببخشی به کسی که نیازش نداره.
و دومین جمله هم توی همایش انتخابت بود.
امروز حاصل انتخاب های دیروز و فردا حاصل انتخاب های امروز ماست.
یاد باد آن روزگاران یاد باد.

پاسخ
الناز ۱ دی، ۱۳۹۱ - ۹:۱۲

نمیدونستم تو کافه مراسم یلدا داشتیم. حیف شد.
تولد زمستان،طلوع خورشید تازه متولد شده رو تبریک میگم.یلدا رو خیلی دوست دارم حس زندگی میده بهم.بازم ممنون که اومدین .نوشتن یه جمله سخته!!!

پاسخ
پگاه ۱ دی، ۱۳۹۱ - ۹:۰۱

یه زمانی این جمله خیلی آرومم میکرد و البته هنوز هم
“هر مسیله ای در این دنیا حداقل دو راه حل دارد سکوت و گذر زمان” متاسفانه نمیدونم از کیه …
هردو این راه حلها احتیاج داره به ظرفیت بالا که ساختن اون ظرفیته خودش می تونه یه پروسه باشه یه اندازه یک عمر

پاسخ
سارا.ر ۱ دی، ۱۳۹۱ - ۸:۲۳

سلام، دیر رسیدم 🙁 اما خوشحالم که بعد مدتها دور هم جمع شدید گرچه دلم میخواست تو جمعتون بودم
از صمیم قلبم براتون زمستون سپید و سلامتی آرزو میکنم، شادباشید.

پاسخ
شقایق ۳۰ آذر، ۱۳۹۱ - ۲۱:۴۱

من باز هم دیر رسیدم.
من کلا دیر میرسم.

پاسخ
ساجده ۳۰ آذر، ۱۳۹۱ - ۲۱:۲۶

سلام
مثل اینکه دیر رسیدم
یلداتون مبارک
یه زمانی زیاد این آیه رو با خودم میخوندم “و إذا سألک عبادی عنّی فإنّی قریب اجیب دعوة الداع إذا دعان فلیستجیبوا لی و لیؤمنوا بی لعلهم یرشدون” یکی از عاشقانه های قرآنه به نظرم

پاسخ
گیتی ۳۰ آذر، ۱۳۹۱ - ۲۰:۵۹

ممنون ازت بابت مهمونی!
بالاخره این پاییز تموم شد!
یک زمستون زیبا برا همه آرزو می کنم!
نه بهترین زمستون دنیا بلکه یکی از بهترین زمستونها…

پاسخ
شیوا ۳۰ آذر، ۱۳۹۱ - ۲۰:۵۸

امشب مهمونی بوده و من از دستش دادم 🙁 ولی وقتی دیدم یه هدیه برامون گذاشتی حالم خوب شد 🙂 ممنونم ازت محمدرضا جان

پاسخ
قلی ۳۰ آذر، ۱۳۹۱ - ۲۰:۳۰

سلام
بهترین جمله فعلا برام اینه:
فهمیدن بهتر از اموختن

پاسخ
شیما ۳۰ آذر، ۱۳۹۱ - ۲۰:۲۶

رفتی انگار! فایل رو تا اخر شنیدم، اما گوش ندادم.
منم میرم
شب بخیر

پاسخ
فاطمه یوسفیان ۳۰ آذر، ۱۳۹۱ - ۲۰:۲۵

محمدرضاجان امشب تنهایی با لاکی و لوک؟

پاسخ
زهره ۳۰ آذر، ۱۳۹۱ - ۲۰:۲۲

سلام من دیر رسیدم ولی خوشحالم که هستی محمدرضا جان

پاسخ
زهره ۳۰ آذر، ۱۳۹۱ - ۲۰:۲۲

لام من دیر رسیدم ولی خوشحالم که هستی محمدرضا جان

پاسخ
شیما ۳۰ آذر، ۱۳۹۱ - ۲۰:۱۶

تو هم یه جمله به ما هدیه بده
لازم نیست بهترین باشه

پاسخ
شیما ۳۰ آذر، ۱۳۹۱ - ۲۰:۱۵

إِنَّمَا تُنذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَخَشِيَ الرَّحْمَن بِالْغَيْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَأَجْرٍ كَرِيمٍ

من توی دوره های مختلفی از زندگیم جمله هایی برام شیرین بوده، الان هیچی ندارم. یه دوره ای این آیه رو دوست داشتم

پاسخ
الف ۳۰ آذر، ۱۳۹۱ - ۲۰:۱۴

سلام و شب بخیر

من الان اومدم و از ساعت 12 هم گذشته ولی به حساب شب یلدا.
جمله خاصی به ذهنم نمی یاد.

پاسخ
Fahimeh ۳۰ آذر، ۱۳۹۱ - ۲۰:۱۱

Sanam jomlat bahal bood, mersi

roohe madarat shad

پاسخ
شیما ۳۰ آذر، ۱۳۹۱ - ۲۰:۰۸

🙂
پس هستی! فک کردم دیر رسیدم
شبت گرم!

پاسخ
شیما ۳۰ آذر، ۱۳۹۱ - ۲۰:۰۴

دارم بقیه فایل رو گوش میدم

ممنون به خاطر صدایی که می بخشی

پاسخ
شیما ۳۰ آذر، ۱۳۹۱ - ۲۰:۰۲

من اومدم

پاسخ
Neda.sh ۳۰ آذر، ۱۳۹۱ - ۱۹:۵۸

ببخشيد مهموني تموم شده؟؟ يا كامنت جديدي گذاشته نشده؟؟

پاسخ
Fahimeh ۳۰ آذر، ۱۳۹۱ - ۱۹:۵۱

salam nakardam, salam o yaldatoon mobarak

پاسخ
sanam ۳۰ آذر، ۱۳۹۱ - ۱۹:۵۱

سلام، دوباره برگشتم تا یه چیزی بگم. امسال دومین سالی هست که مامانم نیست. همیشه یه مَثَل میگفت به دختراش وعروسش. مثل آذری هست. اول اصل رو میگم بعد ترجمه رو

کیشی ایپک کلافی کیمی دی. فقط گئره قویمایاسان الووه دولاشا. دولاشسا دای آچماق اولماز.

ترجمه: مرد عین یک کلاف ابریشمه. فقط نباید بذاری دور دستات بپیچه که اگه بپیچه دیگه محاله باز بشه.( اگرم باز بشه دیگه خاصیت اول رو نداره و اون ابریشم ناب اول نمیشه.)

پ ن1: درس مامان این بود. مردو فارغ از تحصیل وسطح فکرش و… تا وقتی سرلج نندازیش وغرورشو خش دار نکنی،
عین یه کلاف ابریشم نرمه و باهات راه میاد و سرشار از حسهای خوب میکنه دنیاتونو.

پ ن2: حالا که اینو میخونین یه صلوات هم هدیه کنین به مامانم که خلاصۀ همۀ خوبیها بود.

پاسخ
Neda.sh ۳۰ آذر، ۱۳۹۱ - ۱۹:۴۶

سلام محمد رضا جان خوبي؟
آخرين شب پاييزيت به خير يلدات مبارك
جمله خوب زياد شنيدم اما نميدونم چرا ذهنم متمركز نميشه بگم البته تو مهمونيم دور وبرم شلوغه دل هم پيش شما و دوستان و مهمونيه
با موبايلم وصل ميشم اگه دير به دير كامنت ميزارم ببخشيد ولي به حرفاي شما و بچه ها گوش ميدم

پاسخ
Fahimeh ۳۰ آذر، ۱۳۹۱ - ۱۹:۴۱

in jomle alan toozehname, be darde in roozaie man ke kheili mikhore, az khodetoon fekr konam shenidam. chizi be in mazmoon

to chaleh ro bekan, ie rooz toosh baroon jam mishe

پاسخ
فاطمه یوسفیان ۳۰ آذر، ۱۳۹۱ - ۱۹:۳۸

حضورن خدمت رسیدم تبریک بگم
حول و حوش 2ساعت پیش خونه مامان بزرگ بودم داشتم فکر میکردمامشب کجایی آیا میای اینجا بعد گفتم نه بابا حتمن با دوستات میگذرونی اومدم اینجا غافلگیر شدم مرسی که اومدی پیش دوستای مجازیت

پاسخ
shabanali ۳۰ آذر، ۱۳۹۱ - ۱۹:۴۲

ممنونم ازت فاطمه جان. من هم خوشحالم که شما اومدید.

پاسخ
سیما ۳۰ آذر، ۱۳۹۱ - ۱۹:۳۴

حتی یک زن در جهان نمی توان یافت که بدست آوردنش ارزشمندتر از حقایقی باشد که او با فراهم آوردن رنج بر ما آشکار می کند.

(پروست)

پ.ن. بهترین جمله زندگیم نیست ولی یکی از بهترینهاست که این اواخر شنیدم.

پاسخ
sanam ۳۰ آذر، ۱۳۹۱ - ۱۹:۲۷

ممنون، این مهمونی هم تجربۀ خاصی بود برام.

شاید دلیلش توهم دعوت شدن بود.
شایدم بدبینم وصابخونه یه مهمون سرزده براش اومده که یه جورایی باهاش رودرواسی داشته و مجبور شده به اون برسه.
به هرحال ما که یه کمی با خودمون حرف زدیم و داریم میریم.

ممنون وخداحافظ

پاسخ
shabanali ۳۰ آذر، ۱۳۹۱ - ۱۹:۳۴

آفرین. خوب فهمیدی. مهمون اومده یهو.

پاسخ
البرت ۳۰ آذر، ۱۳۹۱ - ۱۹:۲۵

دوراهی. مفهومی چنین غریب و این چنین قریب. بشر تا بوده و هست بر سر دوراهی بوده و هست! دوراهی رفتن یا نرفتنِِ. دوراهی ماندن یا نماندن. دوراهی عشق یا تنفر. دوراهی بودن یا نبودن.
اینکه برویم یا نرویم مهم نیست. اینکه بمانیم یا نمانیم مهم نیست. اینکه عشق بورزیم یا تنفر چندان مهم نیست. حتا اینکه باشیم یا نباشیم هم مهم نیست. مهم این است که با هم باشیم. دو راهی باشیم بر سر این دوراهی.
جمله اخر .شب خوش دوستان

پاسخ
1 2

پیام بگذارید

برای ثبت کامنت باید کد فعالیت در متمم داشته باشید. کد فعال‌سازی را از این‌جا دریافت کنید.