برنامهی شب قصه به همت خانهی توانگری طوبی (دکتر علیرضا شیری) در فرهنگسرای اندیشه برگزار شد. در کنار دکتر شیری عزیز، سهیل رضایی و نیکی کریمی هم بودند. من هم در قسمتی از این برنامه، یک سخنرانی بیست و پنج دقیقهای داشتم به نام: «تجربه عمیق زندگی». عواید این برنامهی خیریه به صورت کامل به جمعیت امام علی هدیه گردید. فایل صوتی مربوط به سخنرانی من را میتوانید از طریق لینک زیر دانلود کنید: لینک مربوط به دانلود فایل صوتی «تجربهی عمیق زندگی» گفتههای محمدرضا شعبانعلی
محمدرضا شعبانعلی
رمان عجیبی است دن کیشوت. بسیاری آن را بهترین رمان اسپانیایی میدانند. و محمد قاضی نیز چونان زیبا ترجمه اش کرده است که بسیاری (از جمله نجف دریابندری) معتقدند خواندن ترجمه محمد قاضی روش خوبی برای آموختن ظرفیتهای زبان فارسی است. سانتایانا نیز در اشاره ای زیبا میگوید اکثر انسانها جزو یکی از دو دسته زیر هستند: یا همچون سانچوپانزاها به حقیقت می اندیشند و آرمانی ندارند، یا همچون دن کیشوتها، آرمانی دارند اما دیوانه اند! دن کیشوت قهرمان خودخوانده ای است که ناگهان احساسی وی را فرا گرفته که باید به اصلاح جهان بپردازد. او در جهان جدید، سعی میکند با روشهای قدیمی (با پهلوانی و پهلوان بازی و …) زندگی کند و جهان را به جایی بهتر برای زندگی تبدیل کند! داستان نشان میدهد که بازگشت به گذشته چقدر غیر ممکن است و به نوعی به استهزاء کسانی …
من هم مثل بسیاری از شما، انبوهی از مدارک و تقدیرنامهها از سازمانها و کشورهای مختلف در خانهام انبار کردهام که هرگز به آنها نگاه نمیکنم. اما اعتراف میکنم که این بار، تقدیرنامهای که از طرف انجمن فارغالتحصیلان مکانیک دانشگاه صنعتی شریف دریافت کردم آنقدر برایم زیبا و ارزشمند بود که دلم نیامد آن را به کناری بگذارم. در فضای جامعهی ما که انرژی و انگیزهات برای تلاش عمدتاً باید درونی باشد، دریافت این مشوقهای بیرونی لذتبخش است. در مراسم امروز در جمع فارغالتحصیلان مکانیک دانشگاه صنعتی شریف، دو سخنرانی انجام شد. دکتر سریعالقلم در یک سخنرانی مبسوط از اثرات مثبت اجتماعی خصوصی سازی گفتند که بسیار ارزشمند بود و در اولین فرصت در مورد آن خواهم نوشت. من هم سخنرانی مختصری در خصوص «طراحی مهندسی» یا «مهندسی طراحی» داشتم که اینجا حرفهایش را تکرار نمیکنم چون در متمم به …
دو فنجان را با دقت روی میز روبروی هم گذاشت. صندلی را عقب کشید و گفت: داغه؟ نمیخوری؟ تو همیشه منو گیج میکنی. اگه کمی سرد بشه نق میزنی. اگه کمی داغ باشی اعتراض میکنی. پاسخی نشنید. آها! یادم افتاد. تو قهوه میخوری. آره. گفتی بودی که بین چای و قهوه، قهوه رو ترجیح میدی. فنجان خالی سومی را آورد و با هیجان پودر قهوهی فوری را در آب حل کرد. دیدی سلیقهات رو میدونم؟ دقیق میدونم پاسخی نشنید. سکوت کن. سکوت کن. اشکال نداره. من حرفم رو میزنم. بذار برات بگم امروز چه بلاهایی سرم اومد چای را خورد و حرفها رو زد. صندلیها رو صاف کرد. مثل دیروز و پریروز و هر روز. سه فنجان را که تنها یکی از آنها خالی شده بود برداشت و رفت. تا فردا عصر دوباره، داستان یک میز و یک نفر و …
خسرو حکیم رابط کتابی دارد از روزنوشتهها و خاطرات خود به نام «من با کدام ابر». در آن داستانی دارد به نام «سه تفنگدار» که مضمون آن به شرح زیر است: روز سهشنبه در کلاس پنجم دبستان، به دانشآموران گفتم که شنبه امتحان تاریخ و جغرافیا دارید: شفاهی روز پنجشنبه گفتم: امتحان تاریخ و جغرافیا داریم. همین امروز: کتبی. همه اعتراض کردند که امتحان قرار نبود امروز باشد و قرار بود شنبه باشد. همینطور قرار نبود کتبی باشد و قرار بود شفاهی باشد. گفتم: همین است که هست. امروز است و کتبی است. هر کس نمیخواهد بیاید جلوی کلاس بایستد. از کلاس شصت نفری، سه نفر آمدند و جلوی کلاس ایستادند. سوالات را روی تخته نوشتم و بچهها پاسخها را روی کاغذ نوشتند. وقتی امتحان تمام شد. گفتم: از هر کدام از شما، ده نمره کم میکنم از تاریخ و …
چند روز پیش، دلنوشتهای داشتم در مورد خلیج فارس. این متن در سایت و صفحهی فیس بوک من منتشر شد. به لطف برخی دوستان، در گروههای مختلف مدیریتی هم ایمیل شد. با وجود اینکه عمدهی خوانندگان موافق کلیت بحث بودند از طرف برخی خوانندگان به «عربی کردن خلیج فارس» و به «بی اهمیت جلوه دادن تلاشهای سایبری دفاع از میهن» و «تحلیل سطحی و نادرست و جهتدار» متهم شدم. متن زیر پاسخی به آن انتقادهاست. هرودوت در قدیمیترین کتاب تاریخ جهان، در توصیف کوروش (نقل به مضمون) مینویسد: «شاهان را عموماً شهوت گسترش نامشان به جنگ وادار میکند. اما ایرانیان، میل به گسترش فرهنگ و رفتار خود دارند. چنین است که وقتی کشورگشایی میکنند، مذهبها را تغییر نمیدهند. نام شهرها را حفظ میکنند و در آبادی عبادتگاه دیگران میکوشند. در تمام نبردها، گسترش فرهنگ ایرانی، زمینه ساز گسترش قلمرو جغرافیایی …
نمونه مقالات مربوط به توسعه کسب و کار از طرح متمم
همانطور که میدانید، در طرح متمم، دو نوع محتوا ارائه میشود. مطالبی که به بهبود کیفیت زندگی کمک میکنند و مطالبی که مهارتهای شغلی ما را بهبود میبخشند و کمک میکنند درک بهتری از دنیای کسب و کار داشته باشیم و موفقیت تجاری کسب کنیم. با توجه به تعریف ماموریت متمم، گروه اول مطالب، رایگان هستند و برای استفاده از مطالب گروه دوم، که به صورت پیوسته منتشر میشوند، باید مبلغ ماهیانهای به عنوان هزینه اشتراک پرداخت شود. این هزینه برای تامین مالی پروژهی تولید محتوای متمم، صرف میشود. نمونهی برخی از عناوینی که برای بهبود و توسعه کسب و کار در متمم آمده است را در اینجا فهرست کردهایم. داستان کسب و کار: امریکن اکسپرس و درسهایی برای ما طراحی دفتر کار: مشکل اتاقهای بدون پنجره وظایف یک فروشنده: دیدگاه یخچال و اسکیمو انواع ایمیلها در ایمیل مارکتینگ مهارت …
قوانین بدبختی (2): تکنیکهای اثربخش برای بدبختی
آنچه در اینجا میخوانید ترجمهای آزاد (وفادار به معنی و بیوفا به کلمات) از نوشتهی زیبای Cloe Madanes دربارهی تکنیکهای ایجاد بدبختی است که آن را طی روزهای آینده به صورت کامل ترجمه میکنم. بدبخت باشید! اکثر ما ادعا میکنیم که دوست داریم شاد باشیم. به زندگی خود معنا ببخشیم و لذت را تجربه کنیم. دوست داریم عشق و دوست داشتن را نه فقط با دوستان و عاشقان و همسر و فرزندان، حتی با سگ و گربه و سنگ هم به اشتراک بگذاریم. اما به نظر میرسد که برخی مردم واقعاً به شکلی زندگی میکنند که «میخواهند» بدبخت باشند و عموماً در این تلاش، موفق نیز میشوند. قبلاً در این باره بخشی از یک نوشته را ترجمه و منتشر کرده بودم و در اینجا قسمت دوم آن نوشته را ارائه میکنم. قانون پنجم – اهمیت «نیت بد» را فراموش نکنید. …
خلیج فارس، را سالهاست «عربی» کردهایم و نفهمیدهایم… خلیج فارس از آن زمان خلیج عربی شد، که بازار کار در ایران را چنان به فضاحت کشیدیم که «ایرانیان»ها برای کار به کشورهای «عربی» رفتند. خلیج فارس از آن زمان خلیج عربی شد، که آنقدر در گردشگری تنگ نظر شدیم که در «دوبی» راحتتر از «کیش» میشد تنفس کرد. خلیج فارس از آن زمان خلیج عربی شد که «سهم واژههای فارسی» در زبانمان کمتر از واژههای عربی شد. خلیج فارس از آن زمان خلیج عربی شد که «سهم ما از اقتصاد خلیج فارس» کمتر از سهم کشورهای عربی شد. خلیج فارس از آن زمان خلیج عربی شد که «امنیت سرمایهگذاری» که شکل نوین «امنیت» در دنیای «متمدن» است، در تک تک کشورهای جنوبی بیشتر از ایران شد. خلیج فارس از آن زمان خلیج عربی شد که ایرانیان، جوانانشان را با «افتخار» …
همیشه بر این باور بوده ام که برای شناختن انسانها، نباید در داراییها و پیروزی ها و سکه ها و مدالها و خانه ها و ماشینها و مدارک تحصیلی و مدارج علمی و … غرق شویم. برای شناختن انسانها و نزدیک شدن به آنها باید زخمهایشان را شناخت. انسانها زخمهایشان را فریاد میزنند: در حرفهایشان، در رفتارشان، در انتقاداتی که از شما میکنند، در پیشنهادهایی که برای شما دارند، در رویاهایشان و حتی در شکل نگاهشان.
