دوستان خوب من که لطف میکنند و نوشتههای طولانی و کم خاصیت من را دنبال میکنند به خاطر دارند که ما تا به حال سه بار در مورد این غول شوم صحبت کردهایم. در نخستین نوشته به مفهوم کامیونیتی اشاره کردم و توضیح دادم که کامیونیتی یا جامعهای که خودمان را به آن متعلق میدانیم میتواند نقش بسیار موثری در مسیر زندگی شخصی و شغلی ما داشته باشد. در نوشته دوم به شیوه تلخ مواجهه مردم با کسانی که میخواهند مفروضات آنها را به هم بریزند اشاره کردم. تجربهای که شاید در خاطرات بسیاری از ما، مصداقهای متعددی داشته باشد و هر کسی که به تغییری در زندگی خودش یا در محیط اطراف فکر میکند، احتمالاً چنین فضایی را تجربه کرده است. در نوشته سوم با توجه به سوالات و کامنتهای دوستان خوبم، توضیحاتی نوشتم و تلاش کردم توضیح دهم که چرا …
محمدرضا شعبانعلی
پیش توضیح: کمتر نوشتهای دارم که تا این حد بیسر و سامان باشد. چند بار خواستم منتشرش نکنم. اما چون طولانی بود و برای نوشتنش وقت زیادی گذاشته بودم حیفم آمد. شما هر جا خسته شدید رها کنید و ادامه ندهید. تقصیر از من است و نه حوصله شما! پیش نوشت: یادم میاد وقتی که سر کلاس میخواستم بالغ شدن رو تعریف کنم همیشه یک تعریف به ذهنم میرسید: اینکه انسان چقدر میتونه برآورده شدن خواستههای خودش رو به تاخیر بندازه (این مفهوم رو معمولاً در ادبیات علمی تحت عنوان Delayed Gratification مورد بحث قرار میدن). یک مثال ثابت هم همیشه در ذهن من هست: نوزادی که تازه متولد میشه، تحت هیچ شرایطی نمیتونه فاصله بین احساس نیاز و برآورده شدن نیاز رو تحمل کنه. به تدریج در سن دو سه سالگی این تحمل فاصله زمانی و تاخیر بهتر میشود حالا وقتی مادر به فرزندش …
مدتها بود که فایلهای صوتی رادیو مذاکره، صرفاً به مصاحبه با دوستان من محدود بود و فرصت نشده بود که خودم در خدمت شما باشم. از طرفی وعدههای محقق نشده زیادی در حوزه آموزش فنون مذاکره داشتم که بسیاری از دوستانم را گلهمند کرده بود. به همین دلیل تصمیم گرفتم که دوباره پروژه رادیو مذاکره را به شکل سنتی آن ادامه بدهم و مطالب دیگری را که ناگفته باقی مانده برایتان تعریف کنم. این فایل صوتی نخستین فایل از سلسله فایلهایی است که در آن به ترفندهای مذاکره میپردازم. اگر عمر و فرصتی باقی بود تلاش میکنم که باقی فایلهای این سری را با نظم و سرعت تهیه و ارائه کنم. لینک دانلود اولین فایل صوتی ترفندهای مذاکره – رادیو مذاکره [icon name=”download” class=”” unprefixed_class=””] لینک دانلود مجموعه فایل های ترفندهای مذاکره
چرا هنوز برای یادداشت برداری از کاغذ استفاده میکنم؟
مصاحبه با احمدرضا نخجوانی: عادتهای رفتاری در ارتباط با دیگران
چند روز پیش با احمدرضا نخجوانی نشستیم و در مورد برخی عادتهای رفتاری در ارتباط با دیگران حرف زدیم. مطالبی که مطرح شد شاید ساده بود اما به خاطر اینکه فهرستوار در کنار یکدیگر جمع شده است شاید بتواند مفید باشد. شاید فضای این فایل به فضای عادتهای کوچک زندگی در متمم نزدیک باشد. من به شخصه احمدرضا را نه به خاطر فعالیتها و زحمات ارزشمندش در حوزه کسب و کار، بلکه به خاطر مهربانیها و عادتهای رفتاری خوبی که در ارتباط با دیگران دارد دوست دارم. چیزی که باعث میشود لحظات خوبی در کنارش ساخته شود. لینک دانلود قسمت اول مصاحبه با احمدرضا نخجوانی در مورد عادتهای رفتاری در ارتباط با دیگران لینک دانلود قسمت دوم مصاحبه با احمدرضا نخجوانی در مورد عادتهای رفتاری در ارتباط با دیگران پی نوشت اول: ضمناً احمدرضا نخجوانی در صحبتهاش به یک کلیپ ویدئویی …
پیش نوشت 1: همچنانکه میدانید مدتی است تصمیم گرفتهام در مورد تکنولوژی دیجیتال بیشتر بنویسم و یکی از موضوعاتی که به طور خاص تصمیم دارم در مورد آن بیشتر بنویسم شبکه های اجتماعی است. بحث را با موضوع شبکه های اجتماعی و ابرواقعیت جدید آغاز کردم و توضیح دادم که شاید برخی از رفتارهای ما در شبکه های اجتماعی مصداقی از نظافت اجتماعی باشد که در میان جانداران مشترک است. در ادامه بحثی تحت عنوان تاریخچه شبکه های اجتماعی را شروع کردم و توضیح دادم که شاید بتوان گفت رویدادها و روندهای جدید به ندرت در تاریخ شکل میگیرند و آنچه ما عموماً شاهد آن هستیم تکرار روندها و رویدادهای قدیمی است که لباس تازهای بر تن کردهاند. در این نوشته و نوشتههای بعدی میکوشم مصداقهایی از این شباهت را جستجو و معرفی کنم تا شاید کمک کند تا بتوانیم فراتر از …
چرا دستورالعمل مواجهه با غولی به نام مردم را مینویسم؟
پیش نوشت 1: این متن دو قسمت قبلی هم دارد. اگر آنها را نخواندهاید پیشنهاد میکنم قبل از خواندن این قسمت، لطف کنید و آنها را مطالعه کنید (قسمت اول، قسمت دوم). پیش نوشت 2: اصولاً باید چنین عنوانی، نخستین قسمت این سلسله نوشتار باشد. بنابراین شاید باید توضیح دهم که چرا تازه در سومین قسمت، دلیل نوشتناش را شرح میدهم. طی هفتههای اخیر، دیدم که بعضی از دوستانم میپرسند که چه شد که چنین عنوانی را مینویسی؟ آنها که نزدیکتر بودند نگران شدند که باز محمدرضا از جایی یا چیزی دلگیر شده و دست به قلم (یا شاید دست به کیبورد) شده مینویسد! بعضی دوستان دیگرم هم میگفتند که این نوشتهها در پشت خود، پیامی از ناامیدی دارد و شاید نوشتن آنها به صلاح نباشد. چنین شد که مجبور شدم در ادامه مسیر بحث غولی به نام مردم، به …
پیش نوشت 1: قبلاً در نوشتهای تحت عنوان شبکه های اجتماعی و ابرواقعیت جدید از علاقهام به شبکه های اجتماعی گفتم و توضیح دادم که علاقمندم در فرصتهایی که پیش میآید، گهگاه در مورد آن بنویسم. اگر چه به خاطر جدید بودن مفهوم شبکه های اجتماعی – لااقل به شکل دیجیتال آن – نمیتوان نظرهای قطعی و تحلیلهای دقیق در این زمینه ارائه داد، اما اینها باعث نمیشود که از فکر کردن به این مفهوم که بخش قابل توجهی از زندگی امروزی ما را شکل داده است غافل شویم. اولین نوشته جدی در این زمینه، بحث شبکه های اجتماعی و مفهوم نظافت اجتماعی بود و اکنون شاید فرصتی باشد تا کمی به آینده شبکه های اجتماعی فکر کنیم. پیش نوشت 2: کمتر موضوعی را میتوانید بیابید که نظرات و تحلیلها در مورد آن به اندازهی تحلیلهای مرتبط با شبکه های اجتماعی دیجیتال دچار …
فنون مذاکره در قالب خاطرات و تجربیات: انتخاب بعدی کیست؟
پیش نوشت 1: مدتهاست که به اندازهی سابق حوصلهی درس دادن در حوزهی اصول و فنون مذاکره ندارم. یکی دو سالی هم هست که تقریباً غیر از سمینار سالیانهی خودم که شهریور یا مهر هر سال برگزار میکنم، سخنرانی طولانی چند ساعته مرتبط با این حوزه ندارم. دلیلش شاید بیشتر یک نگرش شخصی باشد. آموزش فنون مذاکره را هم مانند هر حوزهی آموزشی دیگر، میتوان جایی در میانهی طیف توصیف و تجویز قرار داد. نزدیک شدن به حوزه ی توصیفی، حوصلهی مخاطب را سرمیبرد و نزدیک شدن به حوزهی تجویزی، کار سادهای نیست و بیشتر به موعظه نزدیک میشود. ضمن اینکه هر تجویزی به شدت به قضاوتهای گوینده آلوده خواهد بود. چند روز پیش، در دانشگاه خودمان بعد از صحبت برای دانشجویان در مورد انتخاب گرایشها، یکی از بچهها پرسید که دیگر چرا فنون مذاکره درس نمیدهی؟ گفتم درس دادن چیزهایی از این جنس، یا …
کمتر دانشمند یا لااقل کمتر ریاضیدانی را میتوان پیدا کرد که در دوران زندگی، شهرتی در حد جان نش کسب کرده باشد. البته قطعاً فیلم یک ذهن زیبا در این شهرت جهانی در بین عموم مردم، بی تاثیر نبوده است. شاید به همین دلیل، خبر تصادف و مرگ او و همسرش تیتر خبری جذابی حتی برای رسانههای عمومی بوده است. جان نش و همسرش پریروز در یک تصادف دردناک کشته شدند. آنها مسافر یک تاکسی بودند و رانندهی تاکسی پس از سبقت گرفتن از خودرویی دیگر نتوانست ماشین را کنترل کند و به گارد ریلها خورد و هر دو نفر به بیرون پرت شدند. تقریباً هر کس در حوزهی ریاضیات یا بازرگانی و اقتصاد یا مدیریت سازمانهای صنعتی یا مذاکرههای دو و چندجانبه کار کرده باشد، جان نش را به واسطه دستاوردهایش در نظریه بازی ها میشناسد. شاید حرف آوانیش دیکسیت استاد …
