چند ماه اخیر، اخبار خودروهای بدون راننده یا Autonomous Cars که من ترجیح میدهم آنها را خودران بنامم، زیاد شده است. نکته ای در مورد معادل فارسی Autonomous Car (فعلاً: خودرو بدون راننده) بر روی استفاده از خودران تاکید دارم. چون اگر حواسمان نباشد، ممکن است طی چند سال آینده که خودرانها وارد کشور شدند، با معادلهای شگفت انگیزی معادلستان مواجه شویم. اگر خوش شانس باشیم، رانانه را پیشنهاد میدهند و اگر بدشانس، شاید آدم بَر هم جزو گزینهها باشد (اگر بتوانید حدس بزنید که آوابَر به چه چیزی گفته میشود، باید به خلاقیتتان آفرین گفت). بگذریم. آنچه برای من جالب بود و دوست داشتم با شما هم در میان بگذارم، یکی از هزاران چالش مربوط به اخلاق تکنولوژی است: یک مانع روانی جدی برای حمایت قانونی از خودران ها دقیقاً در زمانی که آمریکای شمالی آماده میشد قوانینی را در …
محمدرضا شعبانعلی
لحظه نگار: آخرین فیلم عباس کیارستمی (نقل از پیمان قدیمی)
اگر نگویم، تمام، باید بگویم عمدهی نوشته های این وبلاگ متعلق به من است و عادت به نقل کامل نوشته دیگران ندارم. اما امروز دوستی، عکسی از شفیعی کدکنی را در مراسم عباس کیارستمی برایم فرستاد تا به متنی که در یادهست شفیعی کدکنی نوشته بودم، بیفزایم. بر اساس اصول یادگیری کریستالی که همیشه آن را تبلیغ و توصیه و ترویج میکنم، نام عکاس و اکانت او در اینستاگرام را (که عکس از آنجا برداشته شده بود) جستجو کردم و تعدادی از نوشته های او را خواندم. حیفم آمد که نوشته ای به آن زیبایی از پیمان قدیمی زیر خرخوارها خاک دیجیتال – که خواسته و ناخواسته بر روی محتواهای شبکه های اجتماعی مینشیند – دفن شود. آن را در اینجا نقل میکنم (اکانت او در اینستاگرام را میتوانید با peymanghadimi جستجو کنید و بیابید). تعبیر پیمان قدیمی، صرفاً یک …
گاو بازی گاه و بیگاه قربانی میگیرد. دیروز در یک گاوبازی در اسپانیا یک ماتادور مرد. شاخ گاو در قلب ویکتور باریو (29 ساله) فرو رفت و بلافاصله بر زمین افتاد و مرد (تصاویر و گزارش گاو بازی مرگبار ویکتور باریو) گاو بازی در اسپانیا سنتی قدیمی است که البته معمولاً محلیها آن را کوریدا می نامند. اگر چه این روزها، فستیوال هم برای خیلیها معنی گاو بازی میدهد. البته تاریخچه گاو بازی قدیمیتر از این حرفهاست. حتی بر دیوارههای غارهای انسانهای نخستین هم تصویر رقابت انسان با گاو ترسیم شده و در افسانه های کهن هم بارها نبردهای خونین با گاوها گزارش شده است. مراسم شگفت انگیزی است. گاهی آن را ورزش خونین مینامند. اما اگر از طرفداران گاو بازی بپرسید، اصرار خواهند کرد که این یک ورزش نیست. یک مراسم است. چون در آن رقابتی در کار نیست. …
برای محمد امجدی: درباره مرز “مربوطها” و “نامربوطها”
پیش نوشت: قبلاً هم دیدهاید که بعضی پاسخها را برای بعضی دوستانم، در قالب پست مینویسم. عموماً وقتی طولانی میشود (یا برایم مهم است) چنین میکنم. همان توضیحاتی که در موارد مشابه قبلی دادهام اینجا هم صادق است. من مشخصاً با این فرض مینویسم که محمد امجدی میخواند. همچنانکه هر بار دوستی را خطاب قرار میدهم مشخصاً برای او مینویسم. اکثر دوستانم را – لااقل آنها را که کامنت میگذارند – تا حدی میشناسم و گذشتهی دوستی و رابطهمان بر نحوهی نوشتنم و حرفی که میزنم تاثیر میگذارد. خوشحال میشوم هر کس دیگری این پاسخها را بخواند. اما امیدوارم اگر جایی بحثی تکراری دید، یا اشارهای دید که مبهم بود، یا توضیحاتی که بیش از حد شخصی بود، توضیح فوق را در تفسیر و قضاوت در مورد نوشتهام لحاظ کند. کامنت محمد: محمد رضای عزیز چند ماهی هست که سوالی …
پیش نوشت: در ادامهی بحث یادهست در مقابل یادبود، قصد دارم اگر عمر و فرصتی بود به تدریج به بعضی از کسانی که از آنها آموختهام بپردازم تا به این شیوه، برای دانستن قدر زندگان و قدرشناسی از آنها تمرین کنم. اصل مطلب: یادهست محمدرضا شفیعی کدکنی زیاد شنیدهایم که میگویند دانشکده های ادبیات، بیشتر مدرک فارغ التحصیلی ادبیات صادر کردهاند و کمتر دیدهایم سعدی و حافظ تحویل داده باشند. طبیعی است که بخش زیادی از قریحه شعر و شاعری ذاتی است و کسی انتظار ندارد که دانشکدههای ادبیات در جستجوی شاعران مستعد باشند و یا به پرورش استعداد آنها بپردازند. این حرف، بیشتر اشاره به جدایی اهل ادب از اهل آکادمی دارد و اینکه به ندرت میتوان کسی یا کسانی را یافت که در هر دو گروه، توانمند و مطرح باشند. دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی یکی از استثناءهاست. بدیهی …
پیش نوشت: این مطلب برای عصر ایران نوشته شده است. اصل مطلب: حوصلهی طولانی نوشتن ندارم. قبلاً به بهانهی حبیب، در مورد احترام به مردگان که در فرهنگ ما بسیار رایجتر از احترام به زندگان است نوشته بودم. در مورد بزرگانمان از جمله کیارستمی، پیشنهاد کرده بودم که لااقل تا زندهاند، حتی اگر شده کتاب کوچکی از آنها یا یکی از محصولات فرهنگی آنها را بخریم. نه برای آنها که آنها بینیاز از ما هستند. برای خودمان تا در زمان از دست دادنشان، کمتر رنج بکشیم و اگر افسوس میخوریم، به خاطر از دست دادنشان باشد و نه بیتوجهیهایمان. از لغت یادبود بدم میآید. به یادمان میافتد که کسی بود. ای کاش فرهنگستان یا هر جای دیگری، با زور یا قانون یا بخش نامه یا توصیه، به جای واژهی منحوس و مانوس یادبود واژهی نیک و نامانوس یادهست را پیشنهاد …
سال خوبی نیست. از عباس کیارستمی جدا شدیم. از جمله معدود ایرانیان معاصر که به جای آنکه صرفاً به نام و اعتبار و داشتههای نیاکان دور خود تکیه کند، خود به اعتبار و تکیه گاه و داشتهای برای آیندگان تبدیل شد: معقول ترین مصداقی که برای مفهوم جاودانگی قابل تصور است. لینک مرتبط: مصاحبه با عباس کیارستمی در مورد فیلم کلوزآپ
پیش نوشت: این مطلب را در تیر ماه نود و دو نوشته بودم. اما چون همیشه دهانهایی پیدا میشوند که بیموقع باز شوند، احساس کردم بهتر است بازنشر شود. تقدیم به خانم حسینی که انتخابش کردیم، نه از آن رو که میشناختیمش، بل از آن رو که رقبایش را “خوب” میشناختیم. البته وجه تشابه ایشان با داستان زیر، صرفاً “دهانِ باز” است. وگرنه، کوریولانوس، لااقل زخمی از نبرد بر تن داشت. ایشان که ظاهراً به جای زخم نبرد بر بدن، صرفاً زیورآلاتی از سفرهی انقلاب را برتن حمل میکنند! *** سال 545 قبل از میلاد، در تاریخ رم سال شگفتی است. در آن سال رقابت سنگینی برای انتخابات سنا در جریان بود. فضای رم آن سالها، به فضاهای دموکراتیک دنیای امروز، بسیار شبیه بوده است. ظاهراً گروهی از افراد ذی نفوذ و از طبقه ثروتمند، تصمیم می گیرند نماینده ای …
درباره استراتژی لوکس گرایی و تفاوت مفهوم لوکس و مفهوم گرانقیمت
بحثی هست که مدتی است به شکل های مختلف در جلسات و محیط های کاری مطرح میشود و بارها در موردش صحبت کردهام. گذاشته بودم تا روزی روزگاری، در مورد Luxury Strategy یا استراتژی لاکچری یا استراتژی لوکس گرایی مطالبی کامل و دقیق تنظیم و تدوین کنم و خدمت شما ارائه کنم. اما چون هیچ وقت نمیدانیم که چقدر فرصت داریم، احساس کردم بهتر است حداقل یک نکته مهم را در مورد استراتژی لوکس بودن و تفاوت آن با استراتژی قیمت گذاری بالا بنویسم. استراتژی لوکس گرایی الزاماً به گران بودن منتهی نمیشود و استراتژی قیمت گذاری بالا، الزاماً یک کالا یا خدمت را به محصولی لوکس تبدیل نمیکند. این مسئله به شکل مشابهی در مورد استراتژی تمایز هم که مایکل پورتر مطرح میکند وجود دارد. اگر چه ممکن است محصولات متمایز یا استراتژی تمایز به قیمت بالاتر منجر شود، …
به علتی – که خارج از حوصلهی روزنوشتههاست – گفتم در لحظه نگار امروز، یادی کنم از یک تبلیغ محیطی هوشمندانهی ارزش آفرین که در کشور امارات در یک مال تجاری دیدم. آنها برای تامین هزینههای تمیز کردن دستشوییها، فضای داخل توالتها را برای تبلیغات به مزایده گذاشته بودند. طبیعتاً میتوانید حدس بزنید که دیوار توالت، ارزان ترین فضای تبلیغاتی محسوب میشود و از سوی دیگر، محلی است که به شدت مورد توجه حاضرین قرار میگیرد (این همان فضایی است که ما معمولاً ناله و نفرین و مهمترین حرفهایمان را روی آن مینوشتیم و مینویسم و شکل ابتدایی شبکه های اجتماعی محسوب میشود که در کشور ما رواج داشته و نشانهی دیگری از اینکه ما مردم خلاق، حتی قبل از اختراع توییترو اینستاگرام، از ابزاری به نام توالت های اجتماعی برای تخلیه ی احساسات خود بهره مند بودهایم). بگذریم. میتوانید …
