نوع مطلب: گفتگو با دوستان پیش نوشت یک: یکی از دوستان متممی عزیزم، برایم نوشته بود که مدتی است متوجه شدهاند که سرطان دارند. نکات و توضیحاتی نوشته بودند که به دستور و اراده ایشان (که کاملاً هم منطقی بود) از اشاره به آنها صرف نظر میکنم. اول خواستم مستقیماً برای ایشان مطلبی را بفرستم، اما در همین مدت کوتاه، مورد مشابه دیگری هم شنیدم و احساس کردم که بهتر است اینجا بنویسم. بنا به اشارههای دوستم و پیامی که از ایشان داشتم، تلویحاً مجوز نوشتن در اینجا را دریافت کردهام. پیش نوشت دو: طبیعتاً مانند هر حرف دیگری که من میگویم و هر کسی در هر جا و در هر زمینهای میگوید، اینها حرفها و نظراتی شخصی هستند و مشخصاً برای دوستم نوشته شدهاند. خصوصاً در تمام این نوشته، این نکته را در ذهن دارم که اشاره کرده بودند …
محمدرضا شعبانعلی
لحظه نگار: آقا (یا خانم) ورد پرس! من اسپم نیستم!
هفت هشت سال هست که با وردپرس کار میکنم. اما امروز برای اولین بار، وقتی داشتم تمرین میگذاشتم چنین پیغامی گرفتم: کمی سرچ کردم و دیدم ظاهراً یکی از سیستمهای حفاظتی به نام Flood Protection هست که اگر کامنتی را در کمتر از 15 ثانیه بنویسید یا اینکه کامنتهای متوالی را در کمتر از 15 ثانیه منتشر کنید، کامنت شما را اسپم فرض میکند. حالا فعلاً مجوز کامنت گذاری را به صورت موقت از اکانت من گرفته و باید بنشینم تا من را ببخشد. از این به بعد، کندتر تایپ میکنم!
برای بهروز ایمانی مهر: نکاتی درباره سئو متمم و سایر بحثهای پراکنده دیگر
نوع مطلب: گفتگو با دوستان پیش نوشت: این نوشته، حاوی برخی جزئیات و نکات و تجربه ها در مورد سئو و متمم است که ممکن است برای بخشی از دوستان، جذاب یا مفید نباشد. دوست خوبم بهروز ایمانی مهر، مطلبی را مطرح کرده بود و گفته بود که توضیحاتی در مورد آنها بدهم. به دستور او اینها را مینویسم. بهروز: دو تا سوال در مورد متمم داشتم. سوال اول اینکه؛ قبلاً گفتین که کارگاه یا درس “تفکر انتقادی” هفته های ۲۳ تا ۲۵ در متمم آغاز میشه (اگه اشتباه نکرده باشم). الان که تقویم هفته های بعد رو نگاه کردم، این درس در اونها نیست. ممکنه بفرمایین این درس حدوداً چه هفته ای شروع میشه؟ و سوال دومم در مورد انتشار سری”پاراگراف انگلیسی پویا” است. این مجموعه موقتاً متوقف شده یا ممکن است ادامه پیدا کنه؟ * یک سوال خیلی بیربط! دیگه هم …
یه آقایی هست به اسم Laird Kay که علاقهی خاصی به عکاسی از صنعت هوایی و ملحقات و متعلقات اون داره و به اصطلاح علاقمند به Aviation Photography هست. سایتی هم به اسم خودش داره (www.lairdkay.com) و البته یک اکانت اینستاگرام جذاب به اسم lairdkay خیلی عکسهای متفاوت و زیبایی داره و گفتم شاید در بین خوانندگان اینجا، کسی باشه که به این نوع تصاویر علاقمند باشه و مثل من از دیدنشون لذت ببره. یه جورایی من رو یاد یک هفته در فرودگاه آلن دو باتن میندازه. نمیدونم چرا. شاید به خاطر برخورد تا این حد نزدیک با فضای فرودگاهی.
کیمیا علیزاده و هلی کوپتری که همیشه دیر میرسد!
پیش نوشت صفر: میگویند سالها پیش، در جایی از این دنیای بزرگ ما، شهر کوچک و دورافتادهای بود که به علت شرایط خاص آب و هوایی و کوهستانی بودن و گونههای حیوانی در اطراف آنجا، سانحه خیز بود. با همکاری چند سازمان بین المللی، یک هلی کوپتر امداد با خلبان آموزش دیده به این شهر کوچک اختصاص داده شد. تیم امداد هم از میان مردم همان شهر تشکیل شد و قرار شد که با این سرمایهی ارزشمند، به کسانی که در این شهر و شهرهای کوچک همجوار، محتاج کمک بودند کمک رسانی شود. هلی کوپتر مدرن بود و خلبان آموزش دیده. اما به هر حال، تیم امداد، از مردم همان شهر کوچک و دورافتاده بود و آنها چندان با شیوه های جدید و علمی امداد آشنا نبودند. یک بار سانحه روی میداد و اعضای تیم امداد خواب بودند و دیر میرسیدند. …
دیشب باز هم بیداری نیمه شب را به عکس انداختن از ماه گذراندم. تصمیم نداشتم آن را اینجا بگذارم. اما وسوسهی به اشتراک گذاشتن لذت دیدن ماه هم، چیزی نبود که بشود در برابرش مقاومت کرد. این بود که یاد توصیهی مرحوم اسکار وایلد افتادم که میگفت: بهترین راه رهایی از یک وسوسه، تسلیم شدن در برابر آن است. عکس را گذاشتم. امیدوارم دوستانی که چنان در جزئیات غرق هستند که توانایی لذت بردن و غرق شدن در جلوهی ماه را ندارید، ما را در ناتوانی خود شریک نکنند. پی نوشت: این عکس را هم محمدرضا زمانی عزیزم، انداخته بود و در کامنت پست قبل گذاشته بود که ظاهراً با خودش قرار گذاشته بود تا پروژهی یکی از درسهای متمم را انجام نداده، آن را با ما به اشتراک نگذارد. اتفاقاً برای پروژه هم زحمت کشیده بود (پروژه محمدرضا برای …
نوع مطلب: گفتگو با دوستان پیش نوشت- مطلبی نوشته بودم که عنوان آن چنین بود: صعود، خود شکلی از سقوط است. در ابتدای آن مطلب، چند سطری بود که آن را در اینجا نقل میکنم: گاهی فکر میکنم هیچکس به اندازهی معشوقههای حافظ در تاریخ مظلوم نبودهاند. بنده خدا، چقدر رژیم غذایی رعایت کرده، چقدر پاکدامنی کرده، تا آخرش حافظ گفته: میان او که خدا آفریده است از هیچ دقیقهای که است که هیچ آفریده نگشاده است اینجا میان، معنای “کمر” داره. حالا بنده خدا اون که در تاریخ گم شده و هیچ اسم و رسمی ازش نیست. دوستانی هم که هر چیز زمینی رو آسمونی میکنن، اینجا اومدن تفسیر این بیت رو کشوندن تا هاوکینگ و اون لحظات اول بعد از خلقت! مینا رهنمای عزیز، کامنتی گذاشته بود که آن را هم در اینجا نقل میکنم: سلام محمد رضا. …
رهای عزیزم. در سالهای دور فکر میکردم، آدمکی بر شانهی آدمی نشسته و او را به دانستن تشویق میکند. مدتی گذشت. احساس کردم که دو آدمک بر شانهی آدمی نشستهاند. یکی به دانستن تشویق میکند و دیگری به ندانستن، وسوسه. مدتی گذشت. احساس کردم هر دو آدمک وسوسه گر هستند. یکی به دانستن آنچه نادانستنی است وسوسه میکند و دیگری به ندانستن آنچه دانستنی است. بعدها دیدم که نه. اینها دو آدمک نبودهاند. یک آدمک است بر شانهی آدمی: چشم آدمی را بر روی دانستهها میبندد و در گوش او، تلاش برای بیشتر دانستن را وسوسه میکند. امروز که فکر میکنم، آدمکی نیست. ذهن خیانتکار آدمی است که از رقص میان دانستن و نادانستن، لذت میبرد و چشم بسته، غرق در آغوش دانستههایش، رویای همبستری با نادانستهها را مزمزه میکند. اما شاید بازی نادرستی نیست. هوشمندی ذهن هوشیار ماست، که …
نوع مطلب: گفتگو با دوستان مخاطب مطلب: وحید عزیز کامنت وحید: سلام محمدرضا جان بازم من هستم و سوال بی ربط! من مهندسی صنایع خوندم و کار دولتی هستم خواستم بپرسم از نظر شما چه نرم افزاری برای یادگیری یا چه کاری برای کسب درامد دوم بعد از ساعت کاری پیشنهاد میکنید؟ توضیحات من: وحید عزیز. سوال تو قطعاً سوال بیربطی نیست و سوال خوبی هم هست و برای من هم خوشحال کننده است که به چنین فکری هستی. اگر چه من آدم بیربطی برای پاسخ دادن به این سوال هستم. چون دانش و تخصصی در این زمینه ندارم. بنابراین لطفاً حرف و نظر من را در حد یک حرف غیرکارشناسی و صرفاً متکی بر شنیدهها در نظر بگیر و برای آن اعتبار بالایی قائل نشو. خوشحال میشوم اگر دوستانی دارم که در این زمینه، تجربههای تکمیلکنندهای دارند، آن را در زیر این مطلب …
پرده اول: کریس ارمسن (Chris Urmson) در برنامه تد در مورد اینکه خودران ها، خیابان را چگونه میبینند صحبت میکند (سخنرانی کریس ارمسن در تد). او مدیر فنی ارشد (CTO) پروژه خودران ها در گوگل است. بسیاری او را یکی از مغزهای متفکر بزرگ در زمینه خودرانها (اتوموبیلهای بدون راننده) میدانند. اما خودش، در مصاحبهها بارها به صورت غیرمستقیم – و البته متواضعانه – به نکتهای اشاره میکند که نشان میدهد نقش خودش را کمی بزرگتر و جدیتر میبیند. او توضیح میدهد که قبل از کارها و تلاشها و برنامههای او، همیشه فرض بر این بوده که تکنولوژی قرار است در نقش کمک کننده (Assistant) برای راننده باشد. اما او این ایده را مطرح کرده که تکنولوژی میتواند و باید جایگزین راننده باشد. البته بحث او فقط مطرح کردن ایده نبوده و کریس ارمسن این باور را تا پیاده سازی هم …
