نوع مطلب: گفتگو با دوستان برای: باران پیش نوشت یک: این مطلب، قسمت دوم از بحثی است که قسمت اول آن تحت عنوان جستجوی نقطه تعادل در زندگی منتشر شد. طبیعتاً کسانی که آن مطلب را مطالعه نکردهاند، پس از مطالعهی آن، بیشتر و بهتر در فضای این مطلب قرار خواهند گرفت. پیش نوشت دو: قبلاً کتاب پختستان یا Flatland نوشتهی ادوین ابوت را معرفی کرده بودم و در موردش کمی نوشته بودم. مطالعهی آن مطلب هم میتواند مقدمهی خوبی برای مطالعهی این نوشته باشد. ادامهی قسمت اول: خلاصهی ماجرا این بود که من، یک سبک زندگی جذاب را همیشه در ذهن داشتم و آن، سبک زندگی فرودگاهی بود و به تدریج یکی دو نمونه از افرادی که برایم نماد این سبک محسوب میشدند را هم دیدم و این تصویر در ذهنم شفافتر شد. برای رسیدن به آن سبک زندگی تلاش و برنامه ریزی کردم و …
محمدرضا شعبانعلی
جزو اولین تمرینهای عکس انداختنم محسوب میشه. توی نور غروب بود. شاید اگر نور زیاد ظهر یا تاریکی شب بود بهتر میشد. امروز که نگاهش میکردم گفتم که به عنوان یادگاری اینجا نگهش دارم. تمام سالهایی که کار ریلی کردم، قطار در حال حرکت برام یه استرس خاصی داشته. قبلش هندسهی خط تنظیم شده بوده و اولین قطار بعد از زیرکوبی، همیشه احتمال داشته که بریزه (ریختن تعبیریه که برای از خط خارج شدن قطار به کار میره. وقتی سانحه جدی نداره و فقط از ریل میفته پایین). انسان، حیوان عجیبیه و به طرز شگفت انگیزی شرطی میشه. هنوز هم هر جا قطار در حال حرکت میبینم، سطح هوشیاریم به صورت لحظهای افزایش پیدا میکنه و با جدیت بررسی میکنم که الان بدون سانحه عبور میکنه یا نه. یه بار به شوخی به یکی از دوستانم میگفتم: یکی از فانتزیهای …
نوع مطلب: گفتگو با دوستان برای: بهداد پیش نوشت یک – در گذشته مطلبی نوشته بودم که عنوان آن چنین بود: هیچ کس از متوسط اطرافیانش چندان فراتر نمیرود. آن مطلب در شکل کوتاه در دیرآموختهها و به طول و تفصیل در روزنوشتهها، مورد اشاره و مورد بحث قرار گرفته. اگر دوستی آن مطلب و بحثها و حاشیههایش را ندیده، شاید محتوای آن بحث به اتلاف چند دقیقهای که صرف مطالعهاش میشود بیرزد. پیش نوشت دو: عنوان این مطلب را از دن پریستلی نویسندهی کتاب Oversubscribed وام گرفتهام که اصطلاح Famous for Few یا FfF را خلق کرده و مورد استفاده قرار داده است. البته دن پریستلی این مفهوم را بیشتر به عنوان نامی زیبا برای همان مفهوم کلاسیک Niche Marketing (بازاریابی برای یک گوشه یا یک زیرمجموعه خاص از بازار) به کار میبرد و من آن را اینجا در فضایی دیگر و با …
سال گذشته، همین روزها بود که آخرین سمینار سالیانه خودم رو تحت عنوان رفتارشناسی در محیط کسب و کار برگزار کردم. اگر دقیقتر بگویم، 19 شهریور بود. سمینارهای سالیانه 5 سال متوالی برگزار شد و افتخار میکنم که هر سال بهتر و منظمتر برگزار شد و با استقبال بیشتر دوستان عزیزم روبرو شد. در حدی که سال گذشته با وجودی که در هیچ جا جز متمم اطلاع رسانی نکردیم، مجبور شدیم فقط برای دوستان متممی امکان ثبت نام را ایجاد کنیم و سه هفته قبل از آغاز سمینار، آخرین بلیط آن هم فروخته شد که در سمینارهای آموزشی بخش خصوصی، تا جایی که من میدانم چندان سابقه ندارد. این کلیپ ویدئویی چهار دقیقهی آخر سمینار سال قبل است که گفتم برای تجدید خاطره اینجا منتشر کنم. فردا، مطلب مستقلی را خطاب به بهداد مینویسم و گزارشی از بازنگری آن تصمیم …
نوع مطلب: گفتگو با دوستان برای: شیرین موضوع: جملهای نقل کرده بودم از ژان کوکتو و شیرین هم زیر آن مطلبی نوشته بود که اینگونه آغاز میشد: این جمله هنوز بدست من نرسیده و خوشحالم که اولین بار اینجا خوندمش اگه جای دیگه ای بود به احتمال زیاد ازش رد میشدم، می رفتم. با اینکه درست و حسابی هم نفهمیدم ژان کوکتو چی گفته ولی اینجا و متمم مثل ایستگاه فکر کردن شده برای من و بقول شما نمیشه درباره پست هایی که میذارین، فکر و خیال پردازی. کاش دوستانی که متوجه شدن کامنت بذارن و یا شما بهشون جواب بدین تا حداقل از جمع بندی دیدگاه های شما چیزی به ذهنم برسه. البته کامنت شیرین، کاملتر هست و برای خوندنش میتونید به مطلب قبلی سر بزنید. پیش نوشت: شیرین عزیز. حرفهایی که اینجا به بهانهی ژان کوکتو برای تو …
خبرنگار پرسید: فرض کنید خانه شما در حال سوختن در آتش است و میتوانید فقط یک چیز را برای خودتان بردارید. چه چیزی را برمیدارید؟ ژان کوکتو گفت: آتش را. *** پی نوشت یک: میدانم که دو سالی است این جمله در شبکه های اجتماعی دست به دست میشود. اما گاهی زیبایی برخی مفاهیم در حدی است که حتی وقتی میدانی در آغوش هزاران ناقل و گوینده بودهاند، باز هم نمیتوانی از فکر کردن به آنها و خیال پردازی در مورد آنها صرف نظر کنی. پی نوشت دو: روایت فارسی این نقل قول، طولانیتر است که از ترکیب عمدی یا سهوی پاسخ ژان کوکتو در سالها قبل با سوالی که در سال 2014 در کتاب When your house is on the fire مطرح شده ایجاد شده است. این کتاب توسط اریک کولبل و با الهام از ژان کوکتو تنظیم منتشر شده و سوال طولانیتری را …
برای هما و جلیل: کسب و کار دیجیتال و رابطه آن با شناخت دنیای دیجیتال (1)
نوع مطلب: گفتگو با دوستان برای: هما و جلیل حرف های هما: سوالی که برای من پیش می آید اینه که الان و دراین شرایط بهتره چه کاری رو انجام بدیم؟ کشور ما از نظر تکنولوژی متاسفانه عقبه من با دونستن این مطلب که مدیریت و اقتصاد و فلسفهی تکنولوژی دیجیتال خیلی مهمه می تونم چه اقدامی انجام بدم؟ یه اقدام می تونه این باشه که مطالعه ام رو در این مورد زیاد کنم. ولی من فکر می کنم باید این کار هدفدار باشه. درسته؟ حرف های جلیل: مطالب مختلفی در رابطه با تکنولوژی دیجیتال در سایت روزنوشته ها و متمم مطرح شده است ولی بنظر می رسد بحثهای مربوطه بیشتر قابل استفاده برای کسانی است که آشنایی اولیه با تکنولوژی دیجیتال و فلسفه مربوط به آن داشته باشند. آیا برای کسی که علاقه مند به مطالعات عمیق و …
نوع مطلب: گفتگو با دوستان برای: باران توضیح : دوست خوبم باران، چند وقت پیش مطلبی نوشته بود که مدتهاست قول دادهام در موردش نکاتی را بنویسم اما فرصت کافی دست نداده بود. آنچه هم امروز مینویسم همهی آنچه نیست که میخواستم بنویسم و نوشتن همهی آنها زمان بیشتری میبرد. امیدوارم در آینده فرصت بیشتری دست دهد (و شاید همین نوشته زمینه و بهانهای شود) تا بحثهای بیشتری از این دست را مطرح کنیم. متن صحبتهای باران: یکی از دوستان نوشته که وقتی نوشته های شما رو می خونه، سطح توقعش از خودش بالا میره. می خوام بگم که منم عین اون! و این بالا رفتن توقع با من کاری کرد کارستون. سال قبل به مدت دو ماه روزانه دوازده تا چهارده ساعت کار می کردم و شبها هم تا ساعت دوازده -یک می نوشستم و درسهای متمم رو می بلعیدم(به معنای واقعی.. …
قبلاً گفته بودم که گاهی اوقات، بخشهایی از کتابهایی را که میخوانم یا قبلاً خواندهام، روی وبلاگ انگلیسی مینویسم و نقل میکنم که عموماً با برچسب Book Excerpts علامتگذاری میشوند. این کار مزایای زیادی داشته و دارد. اولاً چون هوش و ذهنم، آنقدر قوی نیست، از قدیم هم همیشه از روی کتابها رونویسی میکردهام و باعث میشده مطالب را بهتر بفهمم. ثانیاً به یادگیری زبان انگلیسیام کمک میکند. به هر حال تمرکز بیشتری ایجاد میشود و حافظه فعالتر میشود. ضمناً حالا که این کار را میکنم، شاید نوشتن آن در وبلاگ انگلیسی کمک کند که دوستانم هم در جریان بعضی از جملات و بحثهای جالب قرار بگیرند و راحتتر بتوانند کتابها و آدمها را بشناسند. البته ایدهی این کار را از کیندل گرفتم که اجازه میدهد استفاده کنندگان، ببینند که دیگران چه چیزهایی را در کتابها Highlight میکنند و به …
