بعد از نسخه اول و نسخه دوم و نسخه سوم از کتاب پیچیدگی و سیستمهای پیچیده، در اینجا نسخهی چهارم را برای دانلود قرار دادهام. این نسخه حدود ۱۷۰۰۰ کلمهای شده و در واقع حدود ۳۰۰۰ کلمه به نسخهی قبلی افزوده شده است. این بار، در صفحات آخر به زندگی فرانسیس بیکن پرداختهام. بیکن از شخصیتهای بسیار دوستداشتنی قرون اخیر است که مانند همهی دانشمندان و اندیشمندان تاریخ، کوشیده است آتش علم را به هر زحمت و قیمتی شده در دستان خود نگه دارد و به آیندگان منتقل کند. اگر کمی این قسمت طول کشید ناشی از این است که نتوانستم در این دو هفته در برابر مرور دوبارهی کتاب زیبای بیکن (ارغنون جدید) مقاومت کنم. این کتاب، چنان انسان را سرمست میکند که فراموش میکنی به چه علت به سراغش رفته بودی و نمیتوانی به سادگی از آن دل …
محمدرضا شعبانعلی
برای سامان: درباره لحظه نگار و بحثهای نامربوط دیگر
نوع مطلب: گفتگو با دوستان برای: سامان پیش نوشت: این متن هیچ توضیح مشخصی نداره. داشتم کامنت سامان زیر لحظه نگار پنجره رو میخوندم، خواستم این حرفها رو اینجا بنویسم. اصل مطلب: سامان. توضیحات تو رو در مورد بچهها و شهرهای مختلف دوست داشتم. خیلی زیاد. حتماً اون تعبیر همیشگی که من دوستش دارم و به کار میبرم رو یادته: انسان در جستجوی معنا. فقط به خاطر زحمات آقایانی مانند یونگ و ویکتور فرانکل و دیگرانی که این واژه رو خیلی مورد استفاده قرار دادهاند و به تعبیری مستعمل کردهاند، هر وقت واژهی معنا رو به کار میبرم لازمه اشارهای هم بکنم که در باور و نگاه من، انسان معنا رو میسازه. کشف نمیکنه. بزرگی و کوچکی ما، شاید به این باشه که معناهایی که میسازیم چقدر بزرگ و کوچک هستند. بخشندگی و دست و دلبازیمون هم، شاید بیش از اینکه به بخششهای ریالی ربط داشته …
طی سالهای اخیر، قسمت زیادی از خواندن و نوشتنم، کنار این پنجره بوده است.
این مطلب را به قصد معرفی یک کتاب یا توضیح دادن در مورد یک کتاب ننوشتم. صرفاً دوست داشتم لذتِ دیدنِ انتخابِ نامِ زیبا برای یک کتاب را با شما در میان بگذارم. اسم این کتاب را میشود به این شکل ترجمه کرد: شیوهی درست باختن در یک جنگ عنوان دوم کتاب هم هست: آمریکا در عصر تعارضهای پایدار البته شاید بعضی ترجیح بدهند که Unwinnable را غیر قابلِ بُرد یا بدون برنده ترجمه کنند. اما با توجه به بحثهای کتاب فکر میکنم ترجمه به تعارضهای پایدار یا تعارضهای ماندگار بهتر باشد. پی نوشت: گفته بودم که فقط قصد دارم یک عنوان زیبا را معرفی کنم. اما حیفم میآید چند جمله هم ننویسم (گاهی یاد کارتون زیبای معاون کلانتر میافتم که در دوران کودکیِ ما پخش میشد و معاون کلانتر در آن کارتون، همیشه اول میگفت حرفی ندارد و بعد میگفت بر اساس اصرار دوستان، میخواهد …
دوم بهمن ماه امسال، متمم سومین سال فعالیت خود را پشت سر گذاشت. مثل سالهای گذشته، چیزی که کمک کرد تا متمم همچنان ادامه پیدا کند، کمکها و حمایتهای دوستان عزیز متممی بود. برای تیم متمم هم امسال، سال سادهای نبود و چالشهای بسیار زیاد و پیچیدهای را پشت سر گذاشتیم که شاید در آینده در فرصتی مناسب، گزارش آنها را هم خدمت شما ارائه کنیم. اما به سنت همیشه، در این گزارش سالانه، قصد داریم صرفاً اتفاقهای مثبت گذشته و خبرهای خوب آینده را با شما مرور کنیم. رشد متمم را میتوان مثال خوبی از تکامل و خودسازماندهی دانست. قابلیتها و امکانات متعددی به متمم اضافه شدند که برخی از آنها، رضایت شما را افزایش دادند و امروز هم باقی ماندهاند. برخی دیگر یا مناسب نبودند یا در زمان مناسبی عرضه نشده بودند که متوقف یا حذف یا اصلاح …
برای نگاه احمدی: موضع گیری در فضای دیجیتال (قسمت اول)
نوع مطلب: گفتگو با دوستان برای: نگاه احمدی پیش نوشت یک: این مطلب، در جواب سوال یا چالش مشخصی نوشته نشده است. بلکه موضوعی است که مدتهاست گوشهی ذهنم بوده و اخیراً احساس کردم فرصت مناسبی است که دربارهاش صحبت کنیم. چون اولین بار چنین بحثی هنگام گفتگو با دوست خوبم نگاه احمدی مطرح شد تصمیم گرفتم عنوان نوشته را به نام نگاه بنویسم و به این بهانه، فهرست دوستانی را که در روزنوشتهها از آنها نام بردهام و میبرم تکمیلتر کنم. پیش نوشت دو: قبلاً یک بار اشارهای به بحث برند شخصی داشتهام و آنچه اینجا میآید به نوعی مکمل آن یا در ادامهی آن است. ممکن است در طول این نوشته، ناگزیر برخی از حرفهای همیشگیام را تکرار کنم. لطفاً آن را به بزرگی خودتان و تلاش من برای حفظ روند منطقی و پیوستگی متن، ببخشید. پیش نوشت سه: مانند همهی آنچه …
آخرین نسخه PDF کتاب پیچیدگی و سیستمهای پیچیده (تا ۲۹ دیماه)
بعد از نسخهی اول و نسخهی دوم کتاب پیچیدگی، در اینجا میتوانید نسخه سوم کتاب پیچیدگی و سیستمهای پیچیده را دانلود کنید. تعداد کلمات این نسخه به حدود ۱۵۰۰۰ کلمه رسیده و قسمت پارادایمها به پایان آن اضافه شده که البته هنوز به پایان نرسیده است. توضیح برای صدرای عزیز: صدرا. از صفحهی ۳۷ تا ۴۳ رو بخون. بقیه همون متن قبلیه. لینک دانلود آخرین نسخه PDF کتاب پیچیدگی و سیستمهای پیچیده
نوع مطلب: گفتگو با دوستان برای: حامد (و البته زهرای عزیزم و معصومه جان و مهشید عزیز و شاید دوستان دیگرم) پیش نوشت یک: مطلبی را تحت عنوان مدیریت دوستیها و ارتباطات برای دوست خوبم معصومه نوشته بودم و در زیر آن چند بحث مطرح شد که فکر میکنم خواندن این نوشته، مستلزم مرور آنها باشد. با توجه به اینکه محور اصلی حرف من، با الهام از صحبتهای دوست قدیمی و خوبم حامد است، من فقط قسمتی از حرف حامد را اینجا میآورم، اما همچنان فکر میکنم مرور دقیقتر آن بحث و کامنتها مفید باشد. یه نکته هست که برام جای سوال داره، مطلبی که در نوشته قبل هم به نوعی بهش اشاره شد، بی وفایی مشتریان. برای من جای سوال هست که بحث وفاداری در دوستی در مدل ذهنی که تبیین کردی چه جایگاهی داره. آیا پارادایم جدید اینطور …
قبلاً تصاویری از گربهی سیاه همسایه گذاشته بودم. هم زمانی که دو سه ماهه بود و هم بعداً که هفت هشت ماهه شد. البته دوستی من اول با پدر اینها شروع شد که اسمش زغال بود و سعی میکردم همیشه مراقبش باشم. البته گربهها رو در خونه نگه نمیدارم که تربیت خیابونیشون خراب نشه. اما وقتهایی که تهران باشم و خونه باشم بعضیهاشون میان در میزنن (خودشون رو به در میزنن). غذا میخورن و میرن. مثل این گربهی عزیز که بهش میگم اسکیزو: اسکیزو از پنج کرایتریای اصلی اسکیزوفرنها، سه تاش رو داره و یک بیمار واقعی محسوب میشه. البته قبلاً سالم بود. اما پارسال به قول درمانگرها یه اتفاق تروماتیک براش افتاد (چوب درخت رفت توی دهنش و زخم شد). بعد از اون دوشخصیتی شده. یکیش عاشق منه و دیگری از من نفرت داره. میاد در میزنه. غذا میخوره. بعد …
در روم باستان و دوران قبل از میلاد مسیح، وقتی فرماندهان بزرگ جنگی در نبردهای مهم و استراتژیک پیروز میشدند، برای آنها جشن فتح برگزار میکردند. کالسکهای طلااندود آماده میکردند و در تمام شهر میگرداندند و مردم کنار معابر برای فرمانده فریاد شادمانی و سپاس سر میدادند. در جلوی کالسکهی فرمانده، سربازان راه میرفتند و در پشت آن بردگان حرکت میکردند. نخستین پارچه نویسیها در تظاهراتهای تاریخ را از این دوران به خاطر داریم. بردگان، گروه گروه، پلاکاردهایی را در دست میگرفتند که روی آنها، نام سرزمینهایی که فرمانده تا آن لحظه فتح کرده بود نوشته شده بود. این مراسم گاه یک روز تمام به طول میانجامید تا نهایتاً با قراردادن تاجی از طلا بر سر فرمانده به پایان برسد. تاجی که معمولاً تمام حفرههایش با مروارید پُر میشد. همواره دو نفر سوار کالسکه دیده میشدند. نفر اول همان فرمانده پیروز …
