معمولاً تلاش میکنم مطالب متوالی در مورد مسائل کشورهای دیگر و چیزهایی که مستقیماً دغدغهی ما نیست منتشر نکنم. با توجه به اینکه اخیراً مطلب کوتاهی در مورد روز رییس جمهورها در آمریکا منتشر کرده بودم و بعد از آن هم به ائتلاف بیل گیتس و رانندههای آژانس (تحت عنوان همصدایی بیل گیتس و صنف اتومبیل کرایه) منتشر کردم، منطقی نبود که باز هم مطلبی در آن فضا منتشر کنم. اما حیفم آمد که این مطلب را با شما به اشتراک نگذارم. شاید یادتان باشد چند سال پیش که فضای محتوا چندان غنی نبود، یکی از انواع محتوا که خیلی جذابیت داشت تیزرهای تبلیغاتی شرکتها و برندها بود. شاید اگر هنوز هم نشر این نوع محتوا رایج بود، مثالی که اینجا مطرح میکنم، نمونهی بسیار خوبی برای آن محسوب میشد. میدانید که ترامپ از روز اول با رسانهها چندان دوست نبوده …
محمدرضا شعبانعلی
بیل گیتس و صنف اتومبیل کرایه همصدا و همداستان با هم
پیش نوشت یک: این مطلب یک مقالهی تحلیلی طولانی نیست. صرفاً اشاره به نکتهای است که به نظرم ارزش فکر کردن دارد. پیش نوشت دو: من قبلاً در جایی از بیل گیتس و ملیندا گیتس با احترام و به صورت بسیار مثبت تحت عنوان مومنان عصر بیایمانی یاد کردهام. در مورد اسنپ و تپسی هم، یک بار در مطلبی تحت عنوان اسنپ یا تپسی؟ مسئله این نیست، کمی نوشتهام. در مورد چالش اخیری که بین شرکتهای اسنپ و تپسی با کسب و کارهای سنتی وجود دارد هم، به نظرم مطلبِ اسنپ آمریکایی اعدام باید گردد در عصر ایران، مطلب خوبی است. اگر هم کامل نباشد، نقطهی شروع خوبی برای فکر کردن محسوب میشود. بنابراین، اینجا صرفاً نکتهی کوچکی را که در ذهن داشتم مطرح میکنم و قصد ندارم نگاهی همه جانبه به این چالش و این نوع چالشها داشته باشم. اصل ماجرا: صنفی …
موضع گیری در فضای دیجیتال (۳) – انتخاب زمان مناسب
نوع مطلب: گفتگو با دوستان پیش نوشت – این مطلب دو قسمت پیشین هم دارد که اگر آنها را نخواندهاید، شاید مناسبتر باشد که ابتدا نگاهی به آنها بیندازید: موضع گیری در فضای دیجیتال – قسمت اول موضع گیری در فضای دیجیتال – قسمت دوم ادامهی بحث: انتخاب زمان مناسب در موضع گیری انتخاب زمان مناسب (Timing) برای موضع گرفتن، عامل بسیار مهمی در معنا بخشیدن به موضع گیری ما است. اگر بپذیریم که موضعگیریهای ما، یکی از عوامل بسیار مهم در ساخته شدن هویت و برند ما هستند، میتوان گفت که زمان موضع گیری به اندازهی موضعی که میگیریم در شکلگیری هویت ما در نگاه دیگران نقش دارد. بیایید با هم به یک مثال فکر کنیم. *** فرض کنید که حادثهای طبیعی یا سانحهای غیرطبیعی در کشور روی میدهد. بسیاری از ما در همان دقیقهها یا ساعتهای اول، متوجه وقوع چنین سانحهای میشویم. طبیعتاً اولین …
به نتیجه رسیدهام که بهترین شکل عکس گذاشتن اینه که فاصلهی زمانی قابل توجهی با زمان حال داشته باشه. اینطوری احتمالاً سوال در مورد اینکه چرا چاق یا لاغر هستی یا چرا بلوزت این رنگیه یا چرا موهات اونرنگیه یا چرا موهات ریخته یا چرا موهات نریخته به حداقل ممکن کاهش پیدا میکنه. 😉
خواندن کتاب UX نوشتهی هارتسون را تازه آغاز کرده بودم که نخستین صفحهی کتاب توجهم را جلب کرد. کتاب را انتشارات Elsevier (که از ناشران معتبر محسوب میشود) منتشر کرده است. دوست داشتم شما هم آن را ببینید: صفحهی اول کتاب صرفاً نوشته شده: نترسید! (یا: وحشت نکنید!) کتاب حدود ۱۰۰۰ صفحه دارد و این عبارت، میتواند شوخی یا مقدمهی خوبی برای شروع باشد. اما یک نکته وجود دارد: این شوخی قبلاً توسط داگلاس آدامز در کتاب راهنمای مسافر کهکشان به کار رفته. او عبارت Don’t Panic را روی جلد نخستین ویرایش داستانش نوشت و تقریباً مفهوم مشابهی را از طریق آن منتقل میکرد. عبارت نترسید، بدون اشاره به داگلاس آدامز هم شروع زیبایی برای این کتاب بود. احتمالاً سفید ماندن باقی صفحه هم به زیبایی این صفحه بیشتر کمک میکرد. اما این شوخی صاحب دارد. حتی اگر نویسندهاش ۱۶ سال قبل مرده باشد …
خوشحالم که عمر و فرصت آنقدر بود که یک گام دیگر هم کتاب پیچیدگی را به پیش ببرم. این بار بیش از دو هفته طول کشید تا بتوانم حدود ۱۰ صفحه به این کتاب اضافه کنم. علت کندی کار، تنبلی نبوده است. بلکه نیاز به مطالعهی کامل و دقیق سه منبع متفاوت بود که چندصد صفحه حجم داشتند و فرصت زیادی برای مطالعه و یادداشت برداری از آنها لازم بود. به منابع مثل همیشه در کتاب اشاره کردهام و فکر میکنم خواندن آنها ممکن است برای علاقمندان شیرین و آموزنده باشد. [icon name=”file-pdf-o” class=”” unprefixed_class=””] لینک دانلود نسخه PDF کتاب مقدمهای بر پیچیدگی و سیستمهای پیچیده نسخهی قبلی کتاب پیچیدگی حدود ۱۷۰۰۰ کلمه بود و نسخهی جدید ۲۲۷۰۰ کلمه شده است. علاوه بر افزودن بخش گالیله، کمی هم بخش بیکن را با جملات و نقل قولهایی از کتاب ارغنون جدید …
فکر میکنم در طول این سالها آن قدر تبلیغ کارهای علیرضا قربانی را کردهام که اسماً و رسماً طرفدار یا به قول نسل جدید «فنِ» او محسوب شوم. یکی از دوستانم، آلبوم هم آواز پرستوهای آه از علیرضا قربانی را برایم از بیپ تیونز خرید و ارسال کرد که در آن علیرضا قربانی، زیبا و هنرمندانه، اشعار مهدی اخوان ثالث را میخواند. فکر میکنم از صبح بیش از ده بار قطعهی آخر شاهنامه را گوش دادهام. خود شعر که قطعاً از آثار جاودان ادبیات فارسی محسوب میشود و فکر میکنم اغراق نیست اگر بگوییم هنگام گوش دادن به صدای قربانی نمیشود به سادگی از بین صدا یا شعر، یکی را به دیگری ترجیح داد. به علت رعایت کپی رایت، نمیتوانم کل قطعه را اینجا بگذارم. اما برای اینکه شاید ترغیب شوید و حداقل این قطعهی خاص را بخرید، قسمت کوتاهی از آن …
روی جعبه اینطوری بود: توی جعبه اینطوری بود: عمقِ این حد از تفاوت رو فقط کسانی که تا حالا سعی کردن از طریق اینستاگرام، دوست پیدا کنند متوجه میشن. پی نوشت: البته از لحاظ حقوقی، کارشون کاملاً درسته. چون اون چیزی که داخل قاشق هست همون چیزیه که داخل بسته هست. احتمالاً میگن بقیهی تصاویر روی جعبه حالت تزئینی داشته. پی نوشت ۲: به هر حال خوشمزه بود. پی نوشت ۳: چند وقت پیش توی یه کافی شاپ خیلی کوچیک و تنگ (از همونهایی که به جای فضای آرامشبخش فردی، زندگی زنبور-وار جمعی رو تجربه میکنی) یه دختر و پسر جوون رو دیدم که اومده بودن. پیدا بود مدت زیادی هست به صورت دیجیتال دوست هستند اما اولین بار هست همدیگر رو میبینن. دوتاشون مثل مرغ پرکنده در تلاش برای به پایان رسوندن این دیدار بودن. مطمئن هستم بعدش هم دنبال دکمهی بلاک …
کتاب پایان تاریخ و آخرین انسان – فرانسیس فوکویاما
فوکویاما پس از توقف موقت صدور ویزا برای ایران و سوریه و سودان و لیبی و سومالی و یمن و عراق، جملهی زیر رو توییت کرده: Painful to be American right now (در حال حاضر، آمریکایی بودن دردناک است). دوستی که خیلی علاقمند به مطالعه است، اما بیشتر حُبّ کتاب داره و مثل خیلی از ما به ندرت فرصت مطالعه پیدا میکنه، برای من پیامی فرستاده بود که محمدرضا. من راجع به این آقا کمی جستجو کردم، خیلی جالبه که این با اون باورهاش، این جمله رو گفته. منم نوشتم: اتفاقاً این با «همون باورهاش» باید «همین جمله» رو میگفت. نه دوستم پیام دیگهای فرستاد و نه من حوصلهی توضیح بیشتری داشتم. این مکالمهی تصادفی از این جهت در ذهنم پررنگ باقی موند که چند ماهی بود در فرصتهای آزادم، دو کتاب از فرانسیس فوکویاما رو میخوندم و اگر چه …
برای نگاه، محمدرضا، امین و سمانه: موضع گیری در فضای دیجیتال (۲)
نوع مطلب: گفتگو با دوستان برای: نگاه، محمدرضا، امین، سمانه پیش نوشت: این نوشته، قسمت دوم مطلبی است که قبلاً با همین عنوان (موضع گیری در فضای دیجیتال) منتشر کردم. به خاطر اینکه مطالعهی حرفهای نگاه و محمدرضا و امین و سمانه، هر کدوم جرقههایی برای حرفهای دیگری شد، خواستم اسم دوستانم رو اینجا بنویسم که یادم باشه بحث در ادامهی چه حرفها و دغدغههایی داره مطرح میشه. فکر میکنم اگر کامنتها و حرفهای دوستانمون رو در قسمت اول بحث نخوندین، مناسبتر هست که اول اون حرفها رو هم بخونید و مروری بهشون داشته باشید. نمیدونم که توی همین قسمت دوم، حرفها تموم میشه یا به قسمت دیگری هم کشیده میشه. حالا به هر حال مینویسم تا ببینیم به کجا میرسیم. ادامه بحث در مورد موضع گیری در فضای دیجیتال: فکر میکنم برای اینکه این بحث طولانی، بیش از حد …
