امروز تمرین یکی از درسهای متمم را انجام دادم که از جمله بحثهای زیرمجموعه دعوت به گفتگو بود. در این درس، یک جمله مطرح شده بود که باید در موردش بحث میکردیم و نظر میدادیم. متمم معمولاً جملاتی را برای این بحث انتخاب میکند که به صورت مطلق درست یا نادرست نیستند و از این رو، فرصت بیشتری برای بحث و گفتگو ایجاد میکنند. من تمرین خودم را آنجا انجام دادم (لینک تمرین و بحث Mobility). اما احساس کردم بد نیست اینجا پستی را به آن اختصاص دهیم تا در فضایی غیررسمیتر، اگر بحثهای بیشتری قابل طرح بود، مطرح کنیم. اصل جملهای که متمم از کاترین وایت هورن نقل کرده و به بحث گذاشته این است: قانون مهم ثروت این است که با افرادی که خیلی بیشتر یا خیلی کمتر از تو پول دارند، در مورد پول صحبت نکنی.
محمدرضا شعبانعلی
لحظه نگار: خیلی چیزها تغییر میکنند، خیلی چیزها هم تغییر نمیکنند
وقتی داشتم خونه رو مرتب میکردم یه عکس پیدا کردم که حداقل مال ۱۵ سال پیشه. دیدنش برای خودم خاطره انگیز بود و مقایسهاش با عکسی که مال ۱۵ سال بعده (همین هفتهها) بهم این حس رو داد که واقعاً ادعای من (لااقل در مورد خودم) درسته که شاید سطح زندگی ما به سرعت و سادگی تغییر کنه، اما سبک زندگی ما به سرعت و سادگی تغییر نمیکنه. *** فکر کنم این دو عکس بهتر از هر چیزی بتونن مفهوم سطح زندگی و سبک زندگی رو در نگاه من نشون بدن. سطح زندگی تغییر کرده. از نظر قیمت، فقط همین کتابهایی که روی مبل ریخته، گرونتر از کل اون اتاق و وسایلش هست (اگه همه چیز رو به قیمت امروز حساب کنیم). اما سبک زندگی تغییر نکرده. اگر اون روز زندگی من با کتاب آمیخته نبود، احتمالاً امروز هم روی …
لحظه نگار: وقتی طراحیهای قدیمی دوباره جایگاه پیدا میکنند
بنز در اکانت اینستاگرام خود اعلام کرده است که خریداران بنز از این پس میتوانند شیشه بالابر دستی را به عنوان یک Option سفارش دهند و آن را – با کمی طنز – به عنوان نوعی فرصت برای تمرین تناسب اندام (Inbuilt Fitness Program) معرفی کرده است. قبلاً در یکی از #زنگ تفریح های متمم مربوط به کتابخانه های زیبای جهان (و البته چند جای دیگر) به این نکته اشاره کرده بودم که محصولات و طراحیهای کلاسیک، معمولاً پس از اینکه کاربرد Functional خود را از دست میدهند، کاربرد Luxury پیدا میکنند و دوباره به فضای عمومی بازمیگردند. از ساعت عقربهای جلوی خودروهای گرانقیمت تا سماور کنار عروسیها تا ساعتهای اتوماتیک به جای ساعتهای الکترونیکی را میتوان به عنوان نمونههایی از این بازگشت لوکس محسوب کرد. گفتم شاید شما هم دوست داشته باشید این مطلب را ببینید:
پشت صندوق یک غرفهی فروش غذا در یک مجموعه از غذافروشیها (به قول امروزیها فودکورت) ایستاده بود. پول خوراکی ۱۸۵۰۰ تومان میشد. گفتم: میشود کارت بکشم؟ یک بار امتحان کرد و نشد. گفت اگر اشکال ندارد پول نقد بدهید. از صبح چند مورد بوده که دو بار از حسابشان برداشت شده. من شرمنده میشوم. بیست هزار تومان دادم. هزار تومان در صندوق داشت و داد. اما ۵۰۰ تومانی نداشت. در جستجوی ۵۰۰ تومان بود. گفتم: مهم نیست. اما کیف پول شخصیاش را از جیب درآورد و ۵۰۰ تومان از آن پیدا کرد و داد. گفتم: نباید از پول شخصی بدهید. گفت: این مشکل شما نیست که کارتخوان کار نمیکند و صندوق هم پول خرد ندارد. مشکل من است. بعد از اینکه خوراکی را با لذت فراوان – به خاطر این برخورد خوب او – خوردم. به نزدیکترین کتابفروشی رفتم. گزینهها …
قبلاً مطلبی نوشته بودم و در آن، اشاره کرده بودم که کاش، به جای اینکه برای مردگانمان یادبود بگیریم، برای زندگانمان یادهست برگزار کنیم. خودم هم، در حد توان و با ملاحظهی همهی دشواریها و محدودیتها و چالشها، در این زمینه کوشیدهام. که از این جمله میتوان به مطالبی که در مورد استاد شفیعی کدکنی، عباس کیارستمی، محمود دولت آبادی، استاد شجریان، علیرضا قربانی و برخی از اساتید بزرگواری که مستقیماً در خدمتشان بودهام اشاره کرد. این بار، برای جستجوی ترجمهی یک واژه، به سراغ فرهنگ علوم انسانی داریوش آشوری رفتم و احساس کردم که شاید بهانهی خوبی است تا خیلی کوتاه و مختصر به این اندیشمند معاصر بپردازم. البته کوتاه و مختصر، به خاطر محدودیت دانش من و حوصلهی مخاطب است، وگرنه در توصیف ایشان و زحماتشان، میشود به سادگی ویژهنامههایی بلند و مشروح تدوین و تنظیم و منتشر …
پیش نوشت: من متخصص #تبلیغات نیستم و از کمپین تبلیغاتی هم چندان سر در نمیآورم و در مورد اینکه چرا در عبارت کمپین تبلیغاتی، از کلمهی کمپین استفاده میشود هم احتمالاً مثل خیلی از شما، اطلاعاتی عمومی دارم. به قول انگلیسیزبانها به عنوان Disclosure و به قول خودمان افشا یا #خودافشایی، اعلام میکنم که مشتری و مشترک شاتل هستم و از سرویس خودم هم کاملاً راضی هستم. اخیراً هم از طریق سرویس شاتل و نماوا، چند قسمت از خانه پوشالی را دیدم و به نظرم از نظر کیفیت Stream کردن، مانند دیدن DVD در خانه و حتی شاید پایدارتر و روانتر بود. آنچه در اینجا مینویسم، صرفاً ابهامی است که در ذهن خودم وجود دارد و نتوانستهام حل کنم. البته احتمالاً مشکل از ذهن من یا ناآشنایی من با فضای تبلیغات است. اصل مطلب: من هنوز در حال هضم این مسئله بودم که …
تذکر: این مطلب در مورد کتاب پیچیدگی، قدیمی است و صرفاً برای آرشیو نگهداری میشود. در صورتی که قصد دارید آخرین نسخهی کتاب پیچیدگی را دانلود و مطالعه کنید لطفاً به لینک آخرین نسخه کتاب پیچیدگی مراجعه کنید. ——————————————— قرار این بود که هر بار به کتاب پیچیدگی دست میزنم، حجم آن را بر اساس تعداد کلمات اعلام کنم تا قبل از دانلود بدانید حدوداً چقدر بر مطالب آن افزوده شده است. آخرین نسخهی کتاب پیچیدگی قبل از این، حدود ۲۲۷۰۰ کلمه بود و نسخه جدید به ۲۵۵۰۰ کلمه رسیده است. کمی در این مدت کند جلو رفتم که مانند همیشه، به علت دسترسی محدود به برخی منابع و نیز زمان زیادی بود که برای تطبیق برخی اسناد لازم داشتم. اما قطعاً نسخهی بعدی را سریعتر و طی چند روز آتی منتشر خواهم کرد. [icon name=”file-pdf-o” class=”” unprefixed_class=””] لینک دانلود کتاب پیچیدگی …
مصاحبهی جدید با بیل گیتس: ادامهی ماجرای روباتها
قبلاً مطلبی در مورد بیل گیتس و اسنپ و صنف اتومبیلهای کرایه نوشته بودم. دیدم در گزارش جدیدی که از دیدگاههای بیل گیتس منتشر (تکمیل و به روز) شده، دیدگاهی با ادبیات کاملاً متفاوت مطرح شده است. او این بار – با تغییری مهم و جدی – میگوید: این روباتها مثل Microsoft Excel هستند. اینها اگر هم چند شغل را از بین میبرند، شغلهای جدید ایجاد میکنند. از خواندن این گزارش در وال استریت ژورنال خوشحال شدم. موضع گیری قبلی بسیار نگرانکننده بود (حتی اگر روبوتکس، قابل دفاع باشد، کسی که در تمام عمر خود روبوتکس نداده، منطقی نیست از آن دفاع کند). امیدوارم در اطراف صنف اتومبیل کرایهی ما هم کسانی باشند که زودتر به این دوستان کمک کنند تا شرایط جدید را درک کنند. پی نوشت: گزارش وال استریت، یک ویژگی مهم و ارزشمند دارد. به ما یادآوری …
برای جواد عزیزان: در مورد ترجمهی لغت Consciousness
نوع مطلب: گفتگو با دوستان برای: جواد عزیزان حرفهای جواد (در زیر عکس گل کنار پنجره یا هدیهی ناخوانده) کدامیک برای ترجمه لغت Consciousness صحیح تر است، هوشیاری یا خود آگاهی ذهن؟ تئوری هوشیاری چیست و قوانین آن کدامند؟ آیا انسان ها می توانند هوشیاری ذهنی خود را تقویت کنند؟ (مراحل رشد هوشیاری ذهن کدامند؟) آیا می شود انسان به سطحی از هوشیاری برسد که بدون انجام برخی از کارها، حافظه اش فکر کند که آن کار را واقعا انجام داده است؟ ارتباط هوشیاری با تمرکز چیست؟ چگونه هوشیاری می تواند باورهای (ادارک) ما را تغییر دهد؟ پیش نوشت صفر: این مطلب، احتمالاً برای غالب دوستان من جذاب و مفید نیست و صرفاً به احترام یکی از دوستانم نوشته شده. پیشنهادم این است که به جای خواندنش، وقت خود را صرف کار مفیدتری کنید. پیش نوشت یک: جواد جان. با توجه به اینکه قصد من …
صاحبخانهی گرامی برایم از باغ خانهمان گل چیده بودند و هدیه آورده بودند. خواستم به عنوان قدردانی، گل را جایی جا دهم و عکس بگیرم و برایشان بفرستم (خودم با گل چندان میانهای ندارم و به ندرت از گل استفاده میکنم). خلاصه، صرفاً برای رعایت اتیکت، گل را در کنار میزم جا دادم و عکس گرفتم و برایشان ارسال کردم. الان که نگاه میکنم، احساس میکنم جای گل و گیاه چقدر در زندگیام خالی بوده است. حتی همین چند شاخه گل هم میتواند تصویری متفاوت از زندگی خلق کند.
