امروز خیلی تصادفی – و البته با چند سال تأخیر – فهمیدم که یک ادوکلن با بوی کتاب وجود داره. در واقع با بوی کاغذ کتابِ نو. چون احتمالاً قبول دارید که بوی کتاب نو و بوی کتاب کهنه دو رایحه کاملاً متفاوته. طراحی این ادوکلن به سال ۲۰۱۲ برمیگرده و با مشارکت سه شخص (حقیقی / حقوقی) انجام شده: Geza Shoen فعال حوزه عطر Gerhard Steidl ناشر لاگرفلد (طراح فشن) احتمالاً میدونین که لاگرفلد به خاطر داشتن سمت Creative Director همزمان در دو برند شنل و فندی، شهرت جهانی داره و به هر حال همهی اینها نشون میده که چنین ادوکلنی فراتر از یک نامگذاری تجاریه و واقعاً براش وقت طراحی گذاشته شده. البته یه ادوکلنی به اسم In The Library هم قبلاً تولید شده (سال ۲۰۰۵) که یه بار اون رو بو کردم و اگر درست یادم باشه …
محمدرضا شعبانعلی
چهار دیدگاه: سیاستمدار، کارشناس، دانشمند، دانشدوست
پیش نوشت: آنچه در ادامه میآورم، پاسخ یک سوال یا به بیان دیگر، بخشی از یک گفتگو با یک دوست است. قصد ندارم پرسشی را که به این پاسخ منتهی شده بیاورم. فکر میکنم مستقل از پرسش هم، میتواند خوانده شود. آنچه در ادامه میخوانید، یک توضیح یا طبقهبندی علمی هم نیست. بلکه صرفاً بخشی از یک گفتگو است. از همانها که هر روز در تاکسی و اتوبوس و کوچه و خیابان، میگوییم و چون به خوبی میدانیم که در دانستههای عمیق ریشه ندارند، به سرعت فراموششان میکنیم. چهار دیدگاه سیاستمدار نمیتواند صبر کند. باید تصمیم بگیرد. باید اقدام کند. باید نامههای زیر دستش را امضا کند و اگر هم امضا نکرد، باید تبعات آن را بپذیرد. سیاستمدار، نمیتواند منتظر پیشرفت علم بماند. نمیتواند منتظر باشد تا سالها بعد مشخص شود که تصمیم درست چه بوده است. سیاستمدار، نمیتواند بگوید: …
در راستای این تعهد اخلاقی من که همواره سعی میکنم در اینجا با دوستان خوبم صادق باشم، اعلام میکنم که هدف از این لحظه نگار، صرفاً عوض شدن فضای روزنوشته و فاصله گرفتن این فضای شخصی از بحثهای متمم است. چون از همکاران به خاطر کشیده شدن بحثهای آنجا به اینجا (در کامنتهای پست قبل) اخطار گرفتهام.
کتابهای مرجع – اولین نسل از کتابهای کاغذی که منقرض شدند
شش قسمت قبلی این بحث: درباره جهان کتابها درباره روش کتابخوانی (ما کتاب نمیخوانیم) نکاتی در مورد کتاب و کتابخوانی (روایتی از نکاتی که دوستان عزیزم مطرح کردند) لااقل در مدرسه بمان و بدُزد (چه شد که به هر شکلی از کتابخوانی راضی شدیم) به جای کتاب خواندن چه کاری انجام میدهید؟ یادداشت برداری من از حرفهای دوستانم در مورد کتاب اگر بخواهیم جهان کتاب را به سرزمینهای مختلفی تقسیم کنیم، قطعاً سرزمینی بزرگ و فاخر به کتابهای مرجع اختصاص خواهد یافت. کتابهایی که محلِ مراجعه هستند و مورد استناد قرار میگیرند و از آنها در مطالعات و تحقیقات استفاده میشود. شاید واژهنامهها نمونههای خوبی باشند. این نوع کتابها در زبان انگلیسی حدود پنج قرن قدمت دارند. در یونان باستان هم وجود داشتهاند و در عربی هم، نمونههایی مثل کتاب العین را داریم که دوازده قرن قبل توسط فراهیدی نوشته …
جزیرهای که من در آن زندگی میکنم، پر است از آدمهای ناجور؛ مثل خودم. یکی از آنها، مردی سی و چندساله است که تنها در کلبهای چوبی روی یک صخره، با سنگی زندگی میکند و میکوشد به او حرف زدن بیاموزد. همانطور که حدس میزنید، شایعههای بسیاری در مورد او وجود دارد. البته بسیاری از آنها، حرفهای الکی و بیپایه و اساسی است که عموماً جوانترها در موردش میسازند. اما یک واقعیت قطعی وجود دارد: اینجا تقریباً همه به تلاش لری احترام میگذارند؛ درست مثل من. دقیقاً به علت همین احترام است که من سعی میکنم حریم این مرد (یا این زن) را حفظ کنم و شما را با جزئیات گیج کنم تا به سادگی وارد فضای شخصی زندگیاش نشوید. مثلاً شاید او با تودهای از ماسهها حرف میزند؛ و حتی شاید با بادی که از شمال میوزد؛ شاید هم …
پنج قسمت قبلی این بحث: درباره روش کتابخوانی (ما کتاب نمیخوانیم) نکاتی در مورد کتاب و کتابخوانی (روایتی از نکاتی که دوستان عزیزم مطرح کردند) لااقل در مدرسه بمان و بدُزد (چه شد که به هر شکلی از کتابخوانی راضی شدیم) به جای کتاب خواندن چه کاری انجام میدهید؟ یادداشت برداری من از حرفهای دوستانم در مورد کتاب مقدمه گزارهی اول: ما کتاب میخوانیم. گزارهی دوم: ما کتاب نمیخوانیم. گزارهی سوم: ما باید بیشتر کتاب بخوانیم. گزارهی چهارم: ما همین الان هم کم نمیخوانیم. گزارهی پنجم: کتاب گران است. گزارهی ششم: کتاب به نسبت بسیاری از هزینههای دیگر ارزان است. گزارهی هفتم: طبیعی نیست که مردم ما کم کتاب میخوانند. گزارهی هشتم: اصلاً چرا باید انتظار داشته باشیم که زیاد کتاب خوانده شود؟ گزارهی نهم: حالا که مردم به سمت کتاب نمیروند باید کتاب را به نزد مردم آورد! (مقاله مربوط به اینجاست و علامت تعجب را بنده در …
پس از انتشار قسمت اول از مجموعهی جملههایی که در ابتدای خبرنامههای هفتگی در سالهای گذشته برای دوستان عزیزم ارسال کردهام، میتوانید فایل دوم را از طریق لینکی که در پایین این نوشته آمده است دانلود کنید. این فایل PDF حاوی ۲۰ جملهی مربوط به هفتههای بیستویکم تا چهلمِ خبرنامه هفتگی است: [icon name=”download” class=”” unprefixed_class=””] دانلود فایل PDF جملههای هفتگی (بیست هفتهی دوم) #جمله های هفتگی
هفت نفر. خوب که فکر میکنم فقط هفت نفر بودهاند. شاید هم با کمی اغماض، هشت نفر. فقط هشت نویسنده بودهاند که همهی آنچه را نوشته و منتشر کردهاند، خواندهام. البته معیارم صرفاً نشر رسمی است؛ وگرنه بر این باور هستم که بسیاری از نویسندگان آنچه را در میان نوشتههایشان از همه دوستتر دارند، هرگز منتشر نمیکنند. چون همیشه خطر برداشت اشتباه وجود دارد و برای آنها که نوشتن را دوست دارند، بدفهمیده شدن نوشته حتی از بدفهمیده شدن نویسنده، بدتر و دردناکتر است. داشتم میگفتم که فقط هفت نفر؛ یا شاید هشت نفر بودهاند که تمام نوشتههای رسمی منتشر شدهی آنها را خواندهام. نتیجهگیریام هم صرفاً بر همین جامعهی آماری کوچک، بسیار کوچک، استوار است. به این نتیجه رسیدهام که هر نویسندهای، حرفی دارد. حرفی که شاید بتوان آن را حرف آخر نامید. آخر؛ نه چون آخرین حرفی است …
این هفته، سوالهای پیج و میلر در مورد سوآرمها را به بحث اضافه کردم. در نسخهی قبلی صرفاً سه سوال از هشت سوال مطرح شده بود. همچنانکه قبلاً هم گفتهام این بیست یا سی صفحهی آخر بیشتر از صفحههای قبلی به بازخوانی و بازنویسی و چکشخوردن نیاز دارند. اما همچنان دوست داشتم همین شکل پیشنویس خام آنها را آپلود کنم. آپدیت: دانلود آخرین نسخه کتاب پیچیدگی و سیستمهای پیچیده (هشت سوال برای تحلیل سوآرمها) ———————————————————— نسخهی قدیمی: دانلود نسخه قبلی کتاب پیچیدگی و سیستمهای پیچیدگی (تا اتولوژی ماهیها) —————————————————- نسخهی قدیمیتر: دانلود نسخه قدیمیتر کتاب پیچیدگی و سیستم های پیچیده ————————————————————————-
نمیدانم بعد از سه چهار جلسه همنشینیِ نیم ساعته با یک طوطی شهرنشین، تا چه حد میتوانم در مورد اخلاق و رفتار طوطیهای شهرنشین نظر بدهم. اما با توجه به اینکه هنوز هستند کسانی که در همین مدت در جلسهی خواستگاری در مورد انتخاب شریک زندگی خود تصمیم میگیرند، فکر میکنم روایت من از رفتار این طوطی، تا حدی پذیرفتنی باشد. به هر حال، تاکید میکنم که آنچه میگویم روایت من از ماجراست و ممکن است روایت طوطیِ عزیز متفاوت باشد. توضیح اول: اگر روی عکسها کلیک کنید، نسخهی باکیفیتتر آنها را میبینید. توضیح دوم: کیفیت آخرین عکس، کمتر از سایر عکسهاست. اما حیفم آمد تصویر این طوطی را که در حال پاک کردن نوک خود بعد از خوردن غذاست در اینجا نگذارم. روایت من از این طوطی: نمیدانم طوطیها از چه زمانی به شهرها سرزدند و با انسانها همراه شدند. اما …
