پیش نوشت: این مطلب از جنس مطالب بی و سر و ته است. اگر معنی مطالب بی سر و ته را نمیدانید یا فراموش کردهاید، میتوانید به نوشتهای که این نوع مطالب را معرفی کردم سر بزنید (حرفهای بی سر و ته چه هستند؟) سال ۱۹۷۰ بود. دولت استرالیا طبق سنتی که هر از چند گاهی انجام میداد، برای تولید گندم سهمیه بندی اعلام کرد. هر مزرعهای باید دقت میکرد که میزان گندم تولیدیاش از حجم مشخصی فراتر نرود. چون حجم گندم در جهان و نیز حجم تولید گندم در استرالیا به حدی بود که میتوانست کاهش قیمت شدید ایجاد کرده و به کشاورزان و اقتصاد آسیب برساند. هات ریور (Hutt River) هم یکی از مزرعههایی بود که برایش سهمیه اعلام شد. این مزرعه ۷۵ کیلومترمربع وسعت دارد. اما ظاهراً لئونارد کسلی (Leonard Casley) قصد نداشت سهمیه بندی اعلام شده را رعایت کند. او معتقد …
محمدرضا شعبانعلی
نوشته پیمان اکبرنیا در مورد هارپ و بحث تئوری توطئه
دوست خوبم پیمان اکبرنیا اخیراً مطلبی در مورد هارپ و تئوری توطئه در روزنامه شرق منتشر کرده که متن آن را میتوانید در وبلاگش هم ببینید: هارپ: تئوری توطئه برای همه فصول قبلاً هم در مورد زلزله کرمانشاه مطلبی نوشته بود که در فهرست دیگری از نوشتههای دوستانم به آن اشاره کردهام. علمگریزی و علمستیزی، صرفاً در لباس خرافات کهنه وارد جوامع و فرهنگها نمیشوند. اتفاقاً خطرناکترین شکل علمستیزی، شیوهای است که با واژههای علمی جملهها و حرفهای غیرعلمی میسازند و باعث میشوند که در نگاه اول، علمی نبودن حرفها و دیدگاهها و تحلیلها چندان مشخص نشود. پیش از این هم، بارها به معناسازی و معنایابی به عنوان یکی از مهمترین نقاط قوت مغز و نیز یکی از خطرناکترین نقاط ضعف آن اشاره کردهام. تئوریهای توطئه یا Conspiracy Theories نماد شکل نوین معناسازی هستند که البته همان مخاطبان عام قدیمی را – به شیوهای جدید …
برای امیرمحمد قربانی: دربارهی زندگی در جهان مسطح (این پختستانِ جدید)
پیش نوشت یک: اگر چه هنوز در سطر نخست این مطلب هستم، اما یقین دارم که این نوشته طولانی و پراکنده خواهد بود. به همین علت، پیشاپیش عذرخواهی من را بپذیرید. پیش نوشت دو: امیرمحمد قربانی از دوستان قدیمی متممی است و احتمالاً شما هم به واسطهی شناسنامهاش در متمم و وبلاگش به اسم در راه شناختن، او را میشناسید. من مطلبی با عنوان سهم آموزش و غریزه در یادگیری داشتم و در زیر آن، امیر کامنتی گذاشته بود که این مطلب را در پاسخ به آن یا با اتکاء به آن، یا به بهانهی آن مینویسم. پیش نوشت سه (برای امیر): میدانم که بخشی از آنچه در ادامه مینویسم (و شاید همهی آنچه در ادامه مینویسم) الزاماً به حرفهای تو مربوط نباشد. اما این را هم میدانم که انتظار نداری مستقیماً چیزی در پاسخ نوشتهات بخوانی. چرا که موضوع آن خارج …
قبلاً گفته بودم که بعضی فیلمها و کلیپهایی را که فکر میکنم میتوانند به درک مفهوم پیچیدگی و مطالعه راحتتر کتاب نظریه سیستمهای پیچیده کمک کنند در روزنوشتهها قرار دهم. کلیپ قسمتی از فیلم مستند ادوارد ویلسون در مورد مورچهها، نمونهای از این کار بود. این بار هم، کلیپی از چند نمونه شبیه سازی بازی زندگی (Game of life) با قواعد جان کانوی (John Conway) را در اینجا میگذارم. البته پیشنهادم این است که ابتدا بخش Cellular Automata یا CA را در کتاب بخوانید و بعد این کلیپ را ببینید. یا اگر هم الان دیدید، حتماً بعد از بحث CA دوباره آن را مشاهده کنید.
هفت قسمت قبلی این بحث: کتابهای مرجع – اولین نسل از کتابهای کاغذی که منقرض شدند درباره جهان کتابها درباره روش کتابخوانی (ما کتاب نمیخوانیم) نکاتی در مورد کتاب و کتابخوانی (روایتی از نکاتی که دوستان عزیزم مطرح کردند) لااقل در مدرسه بمان و بدُزد (چه شد که به هر شکلی از کتابخوانی راضی شدیم) به جای کتاب خواندن چه کاری انجام میدهید؟ یادداشت برداری من از حرفهای دوستانم در مورد کتاب با ظهور ابزار جدید، معمولاً لازم است فعالیت قدیمی دوباره تعریف شود برای قرنها، وقتی از کتاب و کتابخوانی صحبت میکردیم، مشخص بود از چه چیزی صحبت میکنیم. اما امروز این پرسش، پاسخ شفافی ندارد. علت هم – همچنانکه همه میدانیم – تغییر ابزارهاست. کتاب خواندن زمانی، خواندن کلمات مکتوبی بود که روی کاغذ گردآمده بودند و با ابزار صحافی به بند کشیده شده بودند. هر کتابی ابتدایی …
پیشنوشت یک: مدتی نسبتاً طولانی است که قصد دارم در مورد سلیقهام در انتخاب کلمات چند نکتهای بنویسم. واژهی سلیقه را با تأکید به کار میبرم، چون بر این باورم که قضاوتهای ما در مورد زبانی که استفاده میکنیم کاملاً شخصی است و درست و نادرست ذاتی در آن وجود ندارد. تا حد زیادی میتوان انتخاب کلمات و ساختار زبان را به انتخاب پوشش و ترکیب لباس تشبیه کرد. هم به علت اینکه همهی ما کمابیش تا حدی میکوشیم از چارچوب عرف و قواعد متعارف – بسته به مجلس و مخاطب – خارج نشویم و هم از آن رو که در نهایت، انتخابی است که بر اساس سلیقه و منطق فردی انجام میشود. پیش نوشت دو: اگر چه مدتهاست مترصد فرصتی بودم در این زمینه بنویسم، اما به سبک همیشه دنبال بهانهای میگشتم و این بار که علیرضا حقگو دوست عزیزم نمونهی ترجمهای را که دیده بودند نقل کردند، احساس کردم شاید فرصت خوبی برای …
سال پیش یک عکس از یکی از گربههای خیابانی اطراف خانهام به اسم اسکیزو در روزنوشته گذاشته بودم (اینجا). چند وقت پیش چند عکس از او انداختم که اگر چه به علت شتابزدگی کیفیت آنها خوب نیست، اما نکتهی آموزشی مهمی در آنها بود که گفتم شاید برای شما هم جالب باشد. اسکیزو حدود سه ماه پیش بچهدار شده و سرگرم آموزش اصول اولیه مثل عبور از خیابان، نحوهی تشخیص آدمهای خوب از آدمهای بد، شکار کردن پرندگان و موارد مشابه به فرزند خودش است. توضیح تکمیلی: نژاد اسکیزو و بچهاش Norwegian Forest است که از جمله هوشمندترین نژاد گربهها محسوب میشوند. شوهرش را هم خودم دیدهام، او هم نروژی است و این بچه را تقریباً میتوان یک گربهی خیابانی متمایز و تیزهوشتر از متوسط گربهها دانست. چند هفته قبل دیدم اسکیزو در تلاش است به کودکش بالا و پایین رفتن از …
طی مدتی که از شروع به نوشتن کتاب پیچیدگی گذشته است، احساس کردم که بعضی حرفها و مطالب آن را در قالبهای دیگر (مثل صوتی یا تصویری) بهتر میتوان منتقل کرد. ضمن اینکه طی سالهای اخیر که برای مطالعهی این موضوع وقت گذاشتم، مقالهها، فایلها و ویدئوهای بسیاری را گردآوری کردم و این آرشیو هم من را بیش از پیش به استفاده از فایلهای تکمیلی برای کتاب ترغیب کرد. ابتدا قصد داشتم ویدئوها را داخل فایل PDF اصلی قرار دهم. تا همزمان با خواندن کتاب، بتوانید آنها را ببینید. اما به چند علت از این کار – لااقل در این مرحله – صرف نظر کردم. یکی اینکه فایلهای PDF حاوی ویدئو روی موبایل خوانده نمیشوند و شرکت Adobe تأکید کرده که قصد ندارد این قابلیت را در آیندهی نزدیک روی موبایل عرضه کند. دیگر اینکه فقط باید از آخرین نسخهی …
ظاهراً تب و تاب زلزلهی کرمانشاه کمتر شده است و حالا همه منتظر هستیم تا اتفاق دیگری به عنوان Trigger مطرح شود تا دوباره هیجان جدید و احساس خوب بودن را تجربه کنیم. میدانیم که زخم مردم عزیزی که نزدیکان خود را از دست دادند، هرگز ترمیم نخواهد شد؛ و نیز آنها که خانه و زندگی خود را از دست دادند احتمالاً تا چند سال به شرایط عادی بازنخواهند گشت. جدا از لطمههای عاطفی و احساسی، برای بسیاری از این عزیزان، حتی اثر لطمههای مالی هم تا آخر عمر به شکلهای مختلف در زندگیشان باقی خواهد ماند. اما این را هم میدانیم که به هر حال ظاهراً برای بسیاری از ما، زخم هم مثل نان است که داغ و تازهاش مزه و جذبه دارد و روزهای اول که گذشت، دنبال زخم دیگر و درد دیگر میرویم و گروه قبلی را به فراموشی میسپاریم. حرفم …
توضیح: نمیدونم چقدر مشخصه که سرم شلوغه و فقط برای اینکه اینجا به روز بشه این مطلب رو گذاشتم. امیدوارم خیلی مشخص نباشه. توضیح بسیار نامربوط: چند روز پیش تمام مطالبی که تحت عنوان هنر خواندن جملات کوتاه منتشر کرده بودم رو یک کاسه کردم شد ۲۵ صفحه. سعی کردم کمی ویرایش کنم و به هم متصل کنم و منتشر کنم. اما هنوز موفق نشدم این کار رو انجام بدم. چون حذف و اضافههای بسیاری داشت و واقعاً مطالبی در اونجا اشاره شده بود که میشد حذف بشن بدون اینکه ذرهای نقص در اصل پیام و مطلب و حتی در توضیحات به وجود بیاد. خلاصه اینکه درگیر تمرین قتل کلمات شدم. اما مسئله با قتل ساده حل نمیشد و بیشتر به نسلکشی کلمات نیاز بود. واقعاً از طولانیگوییهای غیرضروری دو سال پیش خودم خجالت کشیدم. بعد کمی وقت گذاشتم نوشتههای طولانی ماههای اخیر خودم …
