قبلاً گفته بودم که بعضی فیلمها و کلیپهایی را که فکر میکنم میتوانند به درک مفهوم پیچیدگی و مطالعه راحتتر کتاب نظریه سیستمهای پیچیده کمک کنند در روزنوشتهها قرار دهم. کلیپ قسمتی از فیلم مستند ادوارد ویلسون در مورد مورچهها و کلیپ ویدئویی بازی زندگی نمونههایی از این کار هستند. در آخرین بخشی که به کتاب پیچیدگی اضافه کردم، به مکانیزمهای لوکوموشن (جابجایی مکانیکی) اشارهای کردم و توضیح دادم که لوکوموشن میتواند Passive یا Active باشد و عنکبوتها از جمله موجوداتی هستند که – به تعبیر من – به سیستم هیبرید مجهز هستند. حرکت عادی عنکبوت را همهی ما دیدهایم. آنچه در اینجا میبینید یک فیلم آموزشی است که با یک مدل مکانیکی ساده، برای نمایش حرکت Passive عنکبوت تولید شده است. فیلم بسیار دقیق است و کاملاً بر اساس معیارهای علمی تولید شده. شگفتانگیز این است که این فیلم در …
محمدرضا شعبانعلی
در کتاب پیچیدگی به بحث جان کانوی و بازی زندگی اشاره کردم و یک بار هم یک کلیپ ویدئویی از نمونه تغییر و تحولات ماشین کوکی کانوی در روزنوشتهها منتشر کردم. چون در قسمتی از کتاب پیچیدگی (که هنوز آپلود نکردهام) به قطار دودی یا Puffer Train اشاره کردهام، احساس کردم بهتر است تصویری از دینامیک رفتاری Puffer Train را در اینجا بگذارم (تصویر را از اینجا برداشتهام اما اگر خودتان Puffer Train را در Google Images سرچ کنید، نمونههای بیشتری را خواهید دید). پیمان هم زیر همان کلیپ ویدئویی قبلی، دو لینک پیشنهاد کرده بود که با کدهای سادهی جاوا اسکریپت، اجازه میدهند به صورت آنلاین نمونههایی از مدلهای مورد علاقهی خود را شبیه سازی کنید.
پیش نوشت: مینا رهنما زیر مطلب لطفاً با دنده سنگین حرکت کنید لطف کرده بود و تبریک یلدا گفته بود و پرسیده بود که امسال فال حافظ نداریم؟ مطلبِ زندگی تقویمی را به بهانهی حرف مینا مینویسم. زندگی تقویمی مینا جان. ما همه یاد گرفتهایم که بین این چند نوع اظهارنظر تفاوت و تمایز قائل شویم: گزارش/توصیه/رفتار/تصمیم بر اساس سلیقه شخصی گزارش/توصیه/رفتار/تصمیم مبتنی بر تجربه شخصی گزارش/توصیه/رفتار/تصمیم مبتنی بر روش علمی بنابراین لازم است تأکید کنم آنچه در اینجا برای تو مینویسم از جنس حرفهای دستهی اول است. ماجرای شب یلدا در وبلاگ من به زمانی مربوط میشود که از وبلاگِ برای فراموش کردن به وبلاگ شخصی خودم کوچ کردم. اولین شبهای یلدا، موضوعی را تعیین میکردیم و با هم در مورد آن حرف میزدیم؛ موفقیت، برنامه ریزی، هدف گذاری و معنای زندگی، از جمله بحثهایی بود که مطرح میشد. گاهی هم جنبههای شخصیتر زندگیمان …
پیش نوشت: بعضی ایرادها و اشتباههای ما، شبیه سبزیِ گیر کرده در بین دندانها است. به این معنا که معمولاً آن را در خودمان نمیبینیم و در دیگران سادهتر مشاهده میکنیم. در اینجا وظیفهی هر دوست این است که اگر میبیند سبزی در بین دندانهای دوستش گیر کرده، به او تذکر دهد. چون احتمالاً خود او نمیبیند. و البته باید همیشه به خاطر داشته باشیم که تذکرِ سبزی، به این معنا نیست که دندانهای خودمان تمیز است. این نوشتهی من هم از همان جنس است. در مورد برخی دوستان و آشنایان، نمونههایش را دیدهام. اما تذکر دادنش از سوی من، اصلاً به این معنا نیست که خودم را از این رفتار دور میدانم یا اینکه معتقدم خودم گرفتار آن نشدهام. لطفاً با دنده سنگین حرکت کنید حرکت کردن با دنده سنگین را به عنوان یک استعاره مفهومی دوست دارم. نمیدانم به خاطر …
پیش نوشت: این مطلب از جنس مطالب بی و سر و ته است. اگر معنی مطالب بی سر و ته را نمیدانید یا فراموش کردهاید، میتوانید به نوشتهای که این نوع مطالب را معرفی کردم سر بزنید (حرفهای بی سر و ته چه هستند؟) سال ۱۹۷۰ بود. دولت استرالیا طبق سنتی که هر از چند گاهی انجام میداد، برای تولید گندم سهمیه بندی اعلام کرد. هر مزرعهای باید دقت میکرد که میزان گندم تولیدیاش از حجم مشخصی فراتر نرود. چون حجم گندم در جهان و نیز حجم تولید گندم در استرالیا به حدی بود که میتوانست کاهش قیمت شدید ایجاد کرده و به کشاورزان و اقتصاد آسیب برساند. هات ریور (Hutt River) هم یکی از مزرعههایی بود که برایش سهمیه اعلام شد. این مزرعه ۷۵ کیلومترمربع وسعت دارد. اما ظاهراً لئونارد کسلی (Leonard Casley) قصد نداشت سهمیه بندی اعلام شده را رعایت کند. او معتقد …
نوشته پیمان اکبرنیا در مورد هارپ و بحث تئوری توطئه
دوست خوبم پیمان اکبرنیا اخیراً مطلبی در مورد هارپ و تئوری توطئه در روزنامه شرق منتشر کرده که متن آن را میتوانید در وبلاگش هم ببینید: هارپ: تئوری توطئه برای همه فصول قبلاً هم در مورد زلزله کرمانشاه مطلبی نوشته بود که در فهرست دیگری از نوشتههای دوستانم به آن اشاره کردهام. علمگریزی و علمستیزی، صرفاً در لباس خرافات کهنه وارد جوامع و فرهنگها نمیشوند. اتفاقاً خطرناکترین شکل علمستیزی، شیوهای است که با واژههای علمی جملهها و حرفهای غیرعلمی میسازند و باعث میشوند که در نگاه اول، علمی نبودن حرفها و دیدگاهها و تحلیلها چندان مشخص نشود. پیش از این هم، بارها به معناسازی و معنایابی به عنوان یکی از مهمترین نقاط قوت مغز و نیز یکی از خطرناکترین نقاط ضعف آن اشاره کردهام. تئوریهای توطئه یا Conspiracy Theories نماد شکل نوین معناسازی هستند که البته همان مخاطبان عام قدیمی را – به شیوهای جدید …
برای امیرمحمد قربانی: دربارهی زندگی در جهان مسطح (این پختستانِ جدید)
پیش نوشت یک: اگر چه هنوز در سطر نخست این مطلب هستم، اما یقین دارم که این نوشته طولانی و پراکنده خواهد بود. به همین علت، پیشاپیش عذرخواهی من را بپذیرید. پیش نوشت دو: امیرمحمد قربانی از دوستان قدیمی متممی است و احتمالاً شما هم به واسطهی شناسنامهاش در متمم و وبلاگش به اسم در راه شناختن، او را میشناسید. من مطلبی با عنوان سهم آموزش و غریزه در یادگیری داشتم و در زیر آن، امیر کامنتی گذاشته بود که این مطلب را در پاسخ به آن یا با اتکاء به آن، یا به بهانهی آن مینویسم. پیش نوشت سه (برای امیر): میدانم که بخشی از آنچه در ادامه مینویسم (و شاید همهی آنچه در ادامه مینویسم) الزاماً به حرفهای تو مربوط نباشد. اما این را هم میدانم که انتظار نداری مستقیماً چیزی در پاسخ نوشتهات بخوانی. چرا که موضوع آن خارج …
قبلاً گفته بودم که بعضی فیلمها و کلیپهایی را که فکر میکنم میتوانند به درک مفهوم پیچیدگی و مطالعه راحتتر کتاب نظریه سیستمهای پیچیده کمک کنند در روزنوشتهها قرار دهم. کلیپ قسمتی از فیلم مستند ادوارد ویلسون در مورد مورچهها، نمونهای از این کار بود. این بار هم، کلیپی از چند نمونه شبیه سازی بازی زندگی (Game of life) با قواعد جان کانوی (John Conway) را در اینجا میگذارم. البته پیشنهادم این است که ابتدا بخش Cellular Automata یا CA را در کتاب بخوانید و بعد این کلیپ را ببینید. یا اگر هم الان دیدید، حتماً بعد از بحث CA دوباره آن را مشاهده کنید.
هفت قسمت قبلی این بحث: کتابهای مرجع – اولین نسل از کتابهای کاغذی که منقرض شدند درباره جهان کتابها درباره روش کتابخوانی (ما کتاب نمیخوانیم) نکاتی در مورد کتاب و کتابخوانی (روایتی از نکاتی که دوستان عزیزم مطرح کردند) لااقل در مدرسه بمان و بدُزد (چه شد که به هر شکلی از کتابخوانی راضی شدیم) به جای کتاب خواندن چه کاری انجام میدهید؟ یادداشت برداری من از حرفهای دوستانم در مورد کتاب با ظهور ابزار جدید، معمولاً لازم است فعالیت قدیمی دوباره تعریف شود برای قرنها، وقتی از کتاب و کتابخوانی صحبت میکردیم، مشخص بود از چه چیزی صحبت میکنیم. اما امروز این پرسش، پاسخ شفافی ندارد. علت هم – همچنانکه همه میدانیم – تغییر ابزارهاست. کتاب خواندن زمانی، خواندن کلمات مکتوبی بود که روی کاغذ گردآمده بودند و با ابزار صحافی به بند کشیده شده بودند. هر کتابی ابتدایی …
پیشنوشت یک: مدتی نسبتاً طولانی است که قصد دارم در مورد سلیقهام در انتخاب کلمات چند نکتهای بنویسم. واژهی سلیقه را با تأکید به کار میبرم، چون بر این باورم که قضاوتهای ما در مورد زبانی که استفاده میکنیم کاملاً شخصی است و درست و نادرست ذاتی در آن وجود ندارد. تا حد زیادی میتوان انتخاب کلمات و ساختار زبان را به انتخاب پوشش و ترکیب لباس تشبیه کرد. هم به علت اینکه همهی ما کمابیش تا حدی میکوشیم از چارچوب عرف و قواعد متعارف – بسته به مجلس و مخاطب – خارج نشویم و هم از آن رو که در نهایت، انتخابی است که بر اساس سلیقه و منطق فردی انجام میشود. پیش نوشت دو: اگر چه مدتهاست مترصد فرصتی بودم در این زمینه بنویسم، اما به سبک همیشه دنبال بهانهای میگشتم و این بار که علیرضا حقگو دوست عزیزم نمونهی ترجمهای را که دیده بودند نقل کردند، احساس کردم شاید فرصت خوبی برای …
