امروز خبر بستری شدن دکتر مهدی گلشنی را در رسانهها دیدم (+) و مجموعهای از تصویرها، شنیدهها و خاطرات دوران دانشجویی برایم زنده شد. آن نام بزرگ سال هفتادوشش که من وارد دانشگاه شدم، اسم دکتر گلشنی را زیاد میشنیدیم. در دانشکده فیزیک، ذرات بنیادی درس میداد. از سالبالاییها و دانشجویان دانشکدههای دیگر میشنیدیم که یکی از اسمهای بزرگ دانشگاه ماست. میگفتند «در فیزیک به اسم خودش نظریه دارد.» آن روز، برخلاف امروز، مبهم بودن چنین جملهای را نمیفهمیدیم. فقط میدانستیم که اسم بزرگی دارد. و علم و معنویت و دنیا و آخرت را به یک اندازه میفهمد و در قالب چارچوبهای ریاضی و فیزیک کنار هم قرار میدهد. تجربهٔ دنیا برای ما در آن سالها، خصوصاً سال نخست، محدود به دستگاههای VAX با سیستم عامل VMS بود و مانتیورهای منوکروم قدیمی. آن هم در اینترنتی که هنوز تقریباً خالی …
محمدرضا شعبانعلی
آینده شغل سئو در دوران هوش مصنوعی | چند نکته و پیشنهاد
میثم راهپیما زیر نوشتهٔ (ناقصِ) وبلاگنویسی در عصر هوش مصنوعی بحث سئو و آینده شغل سئو رو مطرح کرده بود؛ موضوعی که همهٔ کسانی که بهشکل حرفهای سئو رو دنبال میکنن بهش فکر میکنن و همفکری دربارهٔ اون، هم جذاب و آموزنده است و هم – لااقل برای متخصصان سئو – ضروری. برای اینکه فضای زیر اون بحث به موضوعات دیگه کشیده نشه، جواب خودم رو به کامنت میثم در اینجا مینویسم. اما لطفاً اون رو در حد یک کامنت بخونید و در همین حد ازش انتظار داشته باشید و نه یک پست وبلاگی (چون فقط دارم سریع و سرسری در چند دقیقه یه چیزی تایپ میکنم و مینویسم. این نوشته یک متن تحلیلی نیست). سعی میکنم حرفهام رو شمارهگذاری کنم و در قالب گزارههای کوتاه بنویسم. آینده شغل سئو در دوران هوش مصنوعی (مولد) ◼️ زمانی که سئو برای …
وبلاگ نویسی در عصر هوش مصنوعی و شبکه های اجتماعی
پیشنوشت: محمدرضا محمودی زیر مطلبی که با عنوان آیندهٔ اینترنت در عصر هوش مصنوعی نوشته بودم، بحثی دربارهٔ وبلاگ نویسی مطرح کرد و در پایان صحبتهاش این رو پرسید که «…هنوز بر این عقیده هستی که میون این همه سروصدا منطقیه که یکی مثل من … وبلاگنویسی رو شروع کنه؟» الان که محمدرضا این سوال رو مطرح میکنه، دقیقاً بیست سال از اولین پست وبلاگی من میگذره و من هنوز دارم وبلاگ مینویسم. در این بیست سال، در بازههای زمانی کوتاهی حضور در پلتفرمهای دیگه مثل فیسبوک، اینستاگرام و تلگرام رو تجربه کردهام و برای خودم هم جالبه که هنوز جایی که برام اصالت و اهمیت داره، نوشتههای خودم روی وبسایتهای خودمه. بهخاطر همین، سوالی که محمدرضا مطرح کرد، برای خودم هم جالبه و واقعاً ترغیب شدم جدیتر بهش فکر کنم. امروز بهتدریج لابهلای کارهام در موردش مینویسم. تذکر: حالا که …
آینده اینترنت در عصر هوش مصنوعی | وب؛ آنچنان که بود و دیگر نیست
این نوشته رو در کانال تلگرام با متمم گذاشتم و فعلاً اینجا میذارمش که اگر چیزی لازم بود بعداً بهش اضافه کنم یا شما اگر نکته، ایده یا تجربهای داشتید زیرش مطرح کنید. چند توضیح کوتاه هم زیر این مطلب هست که مهمه. توضیحات تکمیلی این حرفها کاملا کلی، سطحی و خامه. برای اینکه دقیقتر و بهتر بشه، لازمه حداقل به نکات زیر توجه کنیم: آیندهٔ اینترنت رو میشه به زیرمجموعههای متعددی تقسیم کرد که آيندهٔ وب (که اینجا ازش حرف زدم) فقط یکی از اوناست. اگر کسی بخواد دقیقتر حرف بزنه باید هر بخش رو جدا بررسی کنه: آيندهٔ وب آیندهٔ پلتفرمها و بهویژه شبکههای اجتماعی آيندهٔ اینترنت اشیاء آیندهٔ زیرساختهای محاسباتی و … آيندهٔ مرورگرها و سیستمهای عامل و … در مورد همون وب هم باز زیرمجموعههای متعددی وجود داره، من فقط دربارهٔ آیندهٔ محتوا حرف زدم. در …
گفتگو با دکتر غلامرضا حداد | تحلیل جنگ ایران و اسرائیل و مفهوم بازدارندگی
امروز صبح کاملاً تصادفی گفتگوی سایت انتخاب (به میزبانی حمزه صالحی) با دکتر غلامرضا حداد استاد روابط بینالملل دانشگاه علامه طباطبایی را دیدم. متأسفانه پیش از این ایشان را نمیشناختم و چیزی از صحبتهایشان نشنیده و از نوشتههایشان نخوانده بودم. بیشترین چیزهایی که در صحبتهایشان برای من جذاب بود، ساختار بسیار منظم، چارچوب شفاف، مفهومپردازی دقیق و منطق استدلالی محکم بود. شاید توضیحات زیر پیشزمینهٔ بهتری برای دنبال کردن گفتگو در ذهنتان ایجاد کند: (۱) چند دقیقهٔ اول گفتگو ایشان دربارهٔ نگاه به روابط بینالملل از منظر نظریهٔ بازیها (Game Theory) حرف میزنند. اگر به نظریه بازیها و مباحث مرتبط با آن علاقه نداشته باشید، ممکن است این چند دقیقه بهنظرتان کمی سنگین بیاید. اما باز هم با دقت گوش کنید. برای قسمت بعدی بحثشان بسیار ضروری است (اگر هم با نظریهٔ بازیها و نظریههای مشابه، مانند نظریهٔ شبهٔ عوامل …
در روزهای پس از اوجگیری تنشهای میان ایران و اسرائيل، تعدادی از شرکتهای کشور بخشی از کارکنان خود را تعدیل کردند. این تعدیلها اغلب در بخش استارتاپها، کسبوکارهای دیجیتال، پلتفرمها و آن چیزی بود که معمولاً «اکوسیستم استارتاپی» نامیده میشود. در این مدت، با برخی از دوستانم، که هم در گروه تعدیلکنندگان و هم در دستهٔ تعدیلشدگان بودهاند، حرف زدم. قطعاً نمونهٔ جمعیتی من آنقدر بزرگ نیست که برداشتهایم قابلاتکا باشد. با این حال، بهعنوان کسی که طی سالهای گذشته هم همیشه شاهد و پیگیر روند فعالیتهای استارتاپهای کشورمان بودهام، (متأسفانه) احساس کردم اتفاق غیرمنتظرهای نیفتاده است. یعنی ریشهها و نشانههای بسیاری وجود داشت که – به قضاوت من – نشان میداد ما در مقاطعی شاهد چنین تصمیمهایی خواهیم بود. در ادامه چند نکته، برداشت، قضاوت و پیشنهاد را فهرستوار میآورم. اصلاً اصرار ندارم که همهٔ آنها درست هستند. و …
اگر مائو به واشنگتن آمده بود… | بخشی یکی از نوشتههای باربارا تاکمن
مقدمهٔ اول فکر میکنم باربارا تاکمن (۱۹۱۲ تا ۱۹۸۹) را در ایران بیش از هر چیز با کتاب تاریخ بیخردی میشناسند. کتابی که بههمت نشر ارزشمند کارنامه و با ترجمهٔ حسن کامشاد به بازار عرضه شده است (از کامشاد در متمم خود-زندگینامهاش با عنوان حدیث نفس و نیز ترجمه کتابهای آداب روزانه و درک یک پایان معرفی شده است). تاکمن معمولاً برای مخاطبان عام مینوشت و دوست داشت جامعه (و نه لزوماً دانشگاهیان) آثارش را بخوانند. در همین راستا سهم داستان و روایت هم در نوشتههایش پررنگ است. و بههمین علت، گاهی حرفهایش با سادهسازیهایی همراه میشود (در داستان، اصالت با روایت منسجم است و نه تحلیل همهجانبه). در عین حال، همین سبک زیبای آمیخته با روایت باعث میشود نوشتههایش جذاب و خواندنی باشند و ذهن را بهشدت درگیر کنند. نکتهٔ دیگری هم در مورد تاکمن هست که بد نیست …
لامبورگینی در خیابانهای تهران | درباره عرضه سهام استارتاپها در بورس ایران و محدودیتهای برونزاد
صورت مسئله: یکی از بحثهای رایج اقتصادی در سالهای اخیر، عرضهٔ سهام شرکتهای استارتاپی در بورس است. بعضی شرکتها در این مسیر پیشرو بودهاند و بسیاری از شرکتهای دیگر هم در مسیر عرضهٔ اولیه سهم خود (IPO) هستند. همزمان با بحث حضور شرکتهای استارتاپی در بورس، بحث دربارهٔ موضوع دیگری هم داغ شده است: ارزشگذاری این شرکتها. از آنجا که یکی از معیارهای ارزشگذاری شرکتها در بورس، میزان خلق سود آنهاست، با بالا گرفتن بحث حضور در بورس، میزان سود شرکتهای استارتاپی هم بیشازپیش زیر ذرهبین قرار گرفته است. همانطور که در خبرها و تحلیلها خوانده و شنیدهاید، سود خالص اغلب شرکتهای بزرگ استارتاپی در حد چندصد میلیارد تومان برآورد (یا گزارش) شده است. این عددها، به چشم بخشی از فعالان بازار سرمایه و نیز علاقهمندان به اقتصاد کسبوکار بسیار ناچیز آمده و در گوشه و کنار میشنویم که این اعداد …
بیست و پنجمین سالگرد تأسیس دانشکده مدیریت و اقتصاد شریف | گزارش مختصر
فکر میکنم دی یا بهمن ماه بود که دکتر آراستی از دانشکده مدیریت به من گفتن که دانشکده قصد داره برای بیستوپنجمین سالگردش یک مراسم برگزار کنه. برگزاری این مراسم از این جهت مهم بود که دانشکدهٔ ما چنین مراسمی رو سالانه برگزار نمیکنه و اگر درست در خاطرم باشه، دکتر گفتن که فقط یک بار دهمین سالگرد برگزار شده. قرار بود سخنران مراسم دکتر مشایخی موسس دانشکده باشن و دکتر مدنیزاده رئیس دانشکده. و لطف کردند و گفتند من هم بهعنوان یکی از فارغالتحصیلهای دانشکده سخنران سوم باشم. مراسم بهخاطر یهسری محاسبات و ملاحظات، از اسفند ماه جابهجا شد و افتاد آخر اردیبهشت ماه. نهایتاً ترکیب سخنرانها کمی تغییر کرد و دکتر مسعود نیلی هم به جمع سخنرانها اضافه شدن. به نظرم بسیار تصمیم درستی بود. چون ایشون هم در توسعهٔ بخش «اقتصاد» دانشکده سهم مهمی ایفا کردن. حرفهای دکتر …
پینوشت: این مطلب را صرفاً مینویسم تا از دکتر بابک علوی استاد بزرگوارم اسم برده باشم. و البته نکتهای را هم که چند دقیقه پیش کشف کردم، برایتان بگویم. شاید بهنظرتان ساده بیاید. اما واقعاً از نظر من کشف مهمی است. دربارهٔ دکتر علوی: دکتر بابک علوی از اساتید من در دورهٔ کارشناسی ارشد بودند. و من این بخت را داشتم که در درسهای رفتار سازمانی و مدیریت منابع انسانی شاگردشان باشم. اگر بخواهم پنج نفر از اساتیدی را نام ببرم که تأثیری ماندگار در ذهن و روش فکر کردن من گذاشتهاند، قطعاً دکتر علوی یکی از آنهاست و از این جهت، جدا از دینی که به همهٔ اساتید و معلمانمان داریم، به ایشان بیش از حد عرف و تعارف مدیونم. آن سالها – که همهٔ ما جوانتر بودیم – دکتر بابک علوی بهتازگی به ایران برگشته بودند و فکر میکنم …
