با توجه به اینکه اخیراً عکسی از بعضی سبزیجات و علوفههای روی زمین منتشر کردم (ریحونها)، حس کردم انتشار یک عکس از خودم هم منطقی باشه. البته علت دومش هم مثل همیشه، بهانهای برای بهروز کردن وبلاگه؛ در وقتهایی که حرفی برای گفتن ندارم، یا حرفهایی که دارم گفتنی نیستند.
محمدرضا شعبانعلی
هنوز مهر قرارداد استخدامم خشک نشده بود. یک پروفرما از شرکت آلمانی – که شرکت ما نمایندهاش بود – رسیده بود و قیمت در آن نادرست تایپ شده بود. باید اسناد مناقصه آماده میشد و فرصت هم نبود تا اصل پروفرما دوباره ارسال شود. آقای مدیر صدایم کرد و گفت: آهای. بیا تو حمال. این رو وقتی میگفت که توی یه چیزی، مثل یه چیزی گیر کرده بود. همهمون میدونستیم. رفتم و پروفرما رو انداخت جلوم گفت: اون آشغال داده، این عوضی هم امضا کرده، اون گاو هم فرستاده بدون چک کردن. منظورش از آشغال مدیر فروش شرکت آلمانی بود. عوضی هم معاون مدیرعامل بود که اسناد رو امضا میکرد. گاو هم، خانم منشی اون شرکت بود. گفتم: دوباره پرینت بگیریم؟ گفت: تابلو میشه. گفتم بذارید یه کم تلاش کنم. اسکنر و پرینتر لیزری جوهرافشان رو از خانم منشی – …
درباره الکسا و کلمات کلیدی موتورهای جستجو در آن
مدتی پیش، در ادامهی گفتگوهایی که با یاور مشیرفر داشتم، مطلبی نوشته بودم تحت عنوانِ سرویس های وبلاگ نویسی و توافق ضمنی حضور در پلتفرمها. در آنجا به بحث کلمات کلیدی جستجو (Top Keywords from Search Engines) در گزارش الکسا اشارهای داشتم. اینها کلماتی هستند که وقتی به سایت الکسا مراجعه میکنید و رتبه الکسای یک وبسایت را میبینید، برای شما نمایش داده میشوند. مثلاً در لحظهای که این مطلب را مینویسم، کلمات کلیدی که الکسا برای متمم نمایش میدهد اینها هستند: فواد و سعید، در زیر اون مطلب به این نکته اشاره کرده بودند که گاهی اوقات کلمات کلیدی که الکسا معرفی میکنه خیلی ربطی به کار ما نداره. یا واقعاً پرورودیترین کلمات ما نیست. من چند تا نکته در ارتباط با این مسئله (و وابسته به این مسئله) به ذهنم رسید که گفتم اینجا مطرح کنم. همونطور که …
این روزها کمی تراکم کارها بیشتر از همیشه است و به همین علت، کمتر برای بهروزرسانی روزنوشتهها فرصت پیدا میشه. به همین علت، تصمیم گرفتم چند تا عکس آرشیوی رو به عنوان #لحظه نگار منتشر کنم تا اینجا به روز بشه. اگر کامنتهای بچهها در متمم رو پیگیری کنید (و من هم جزو کسانی باشم که کامنتهام رو میخونید) احتمالاً توضیح من رو درباره پرورش گیاهان و به طور خاص کاشت ریحون (یا به شکل رسمیتر: ریحان) دیدین. در گذشتههای دور، خاک یکی از داشتههای مهم انسانها محسوب میشد. این روزها هم البته، کسانی که در روستاها و شهرهای کوچک زندگی میکنند، هنوز از این نعمت برخوردار هستند. اما زندگی در شهرهای بزرگ، معمولاً ما رو از خاک دور میکنه و دغدغهی خاک، بیشتر میمونه برای سیاستمدارها تا به بهانهی اون، مردمشون رو به جنگ با مردم جاهای دیگه ترغیب کنن. و …
درسهایی از جام جهانی برای درک بهتر تفکر سیستمی
وقتی مربی پرتغال گفت یکی از چالشهاشون بازیکن شمارهی بیست تیم ملی بوده، سوالِ «بازیکن شماره بیست تیم ملی کیست» بلافاصله به ترند سرچ گوگل تبدیل شد. اما من منظور مربی رو خیلی راحت متوجه میشدم. چون بیش از اینکه اسم بازیکنها رو بلد باشم، شمارههاشون رو میدیدم و به خاطر میسپردم. میدونید که اهل فوتبال دیدن نبودم و نیستم. اما دو تا بازی آخر جام امسال رو دیدم. بازی با اسپانیا برام خیلی سخت بود. چون باید مدام در اینترنت، کلمههایی مثل آفساید و کورنر و پنالتی رو سرچ میکردم ببینم چیه دقیقا. البته معنی اوت رو خودم حدس زدم. اما در بازی پرتغال، اوضاع کمی بهتر بود. جز اینکه چون گزارش رو اینترنتی میدیدم، صدا و تصویر سینک نبود و حدوداً بیست ثانیه اختلاف داشت. بنابراین ممکنه حتی برداشت من، با برداشت بقیه تفاوت داشته باشه (توی نمایشی …
سزار هیدالگو (César Hidalgo) کتابی دارد با عنوانِ چرا اطلاعات رشد میکند (Why Information Grows). این کتاب میتواند برای علاقهمندان به مبانی نظریه اطلاعات (به زبان بسیار ساده) و نیز کسانی که به درک بهتر سیستم های پیچیده علاقه دارند، بسیار آموزنده و جذاب باشد. تلاش و کوشش او برای ساده کردن مطلبی که هم در اسم و هم در محتوا، پیچیده است، ستودنی است. هیدالگو در شیلی متولد شده و اصالتاً شیلیایی است. شیلی کشوری است که بر پایهی فروش منابع زیرزمینی اداره میشود و از این رو، حرفها و دیدگاههایش برای ما چندان ناآشنا نیست. او در بخشی از کتاب بحثی مطرح میکند که من مضمون آن را – صرفاً بر اساس آنچه در ذهنم مانده – نقل میکنم: Apple به عنوان میوهای که میخوریم، و Apple به عنوان محصول دیجیتالی که میخریم، تفاوتهای بسیاری دارد. یکی از تفاوتهای بنیادین دو Apple در این …
داشت سر کوچه از چند تا گربهی دیگه کتک میخورد که بهشون رسیدم. معمولاً گربهها وقتی بهشون میرسم، دیگه دعوا نمیکنن و آروم میشینن. در تفسیر خودخواهانه و خودمحورانه، میتونم بگم که به احترام من – که بهشون غذا میدم – جلوم دعوا نمیکنن. اما واقعیت اینه که با دیدن من، فکر میکنن غذا از روشهایی سادهتر از جنگیدن هم به دست میاد (این یکی از اون نکاتی هست که انسانها هنوز به صورت کامل متوجه نشدن. به خاطر همین جنگها و جنگافزارها هنوز بینشون رواج داره). اما ظاهراً این گربهی کوچیک، فهمیده بود که پیش من جای امنیه. اینه که از توقف گربههای دیگه استفاده کرد و دنبال من چند صد متر راه اومد تا به خونه رسیدیم. دلم نیومد بذارم پشت در بمونه. گذاشتم باهام بیاد بالا. نه من اصرار خاصی کردم و نه اون التماس ویژهای داشت. خیلی …
نوع مطلب: گفتگو با دوستان برای: امیررضا بنی کمالی توضیح: حرفهای امیررضا در زیر نوشتهی قوانین زندگی من (در جستجوی آرامش) هست. بنابراین فقط بخشهایی از اون حرفها رو در اینجا نقل میکنم و به سراغ حرفهای خودم میرم. [toggle title=”بخشی از صحبتهای امیررضا (کلیک کنید)”] زمانی که کم کم مفهوم حلقه های ارتباطی دانبار رو لمس کردم برای انتخاب ۵ نفر اول با چنان چالشی مواجه شدم که روزها و ماه ها دغدغه ام شده بود. نمی دونستم چه کسی رو نگهدارم و چه کسی رو کنار بذارم. بعد از کلی چک و چونه با خودم و سیر اتفاقات بالاخره ۵ نفر اول رو بستم. احساس خوبی بود حالا باید اتباطاتم رو مدیریت می کردم. از اونجایی که این لیست به شکل زورچپون تهیه شده بود هیچ وقت به مدیریت روابط منتهی نشد و با حس رضایت ناشی از بستن دایره ۵ …
چند روزی درگیر مرتب کردن کتابهایم بودم و این کار علاوه بر کتابهای دم دستی، شامل کتابهای انبار شده و انباشته شده بر روی یکدیگر نیز میشد. در میان آنها، کتابی را دیدم که درست بیست سال قبل خریده بودم. اگر چه رنگ از چهرهاش پریده بود و زرق و برق آن سالهای نخست را نداشت، اما چراغ خاطرات قدیمی را در ذهنم روشن کرد. کتابی کوچک که نام هفتهزار نفر را در خود جا داده است. روزی که این کتاب را خریدم، هنوز شرکت گوگل تأسیس نشده بود و یاهو هم، اگر چه حاکم بلامنازع دنیای موتورهای جستجو بود، از جستجوی بسیاری از نامها دستخالی و شرمنده باز میگشت. چون هنوز اینترنت، تقریباً خالی بود. برای نسل امروز که گوگل برایش دیگر اسم خاص نیست و گوگل کردن را به عنوان فعل بهکار میبرد، نسلی که اگر نام کسی را در وب جستجو …
سرویس های وبلاگ نویسی و توافق ضمنی حضور در پلتفرمها
نوع مطلب: گفتگو با دوستان برای: یاور مشیرفر موضوع بحث: یاور عزیز در زیر مطلب توسعه قلمرو یا توسعه ظرفیت مطلبی را طرح کرد و پیشنهادش این بود که دربارهی آن مطلب بحث و گفتگو کنیم. آنچه در اینجا میخوانید، دومین نوشتهای است که در این زمینه منتشر میکنم. صحبتهای یاور را میتوانید در ابتدای نخستین نوشته (با عنوان: ارزش گذاری کسب و کارهای دیجیتال) بخوانید. البته من بخشی را که برای بحث در این نوشته مد نظر دارم، دوباره نقل میکنم. وبلاگ یاور: با وجود اینکه خوانندگانی که به اینجا سر میزنند، قاعدتاً دوستان متممی من را میشناسند، اما اجازه بدهید برای خوانندگان گذری توضیح بدهم که برای آشنایی با یاور، میتوانید وبلاگ او را تحت عنوان دستنوشتههای یک دیوانه بخوانید. [toggle title=”بخشی از صحبتهای یاور (کلیک کنید)”] سؤال دومم در مورد اینهکه من الان برای یه سرویس میکروبلاگ محتواهای متعددی تولید کردم. سرویسی که …
