در زمان خفقان حاکم بر شرق، یک کارگر آلمانی تصمیم گرفت برای کار به سیبری برود. با توجه به اینکه میدانست همه نامه ها و مراسلات توسط اداره سانسور مطالعه میشود، با دوستانش قرار گذاشت: “در نامه هایی که می فرستم، اگر با رنگ آبی نوشتم بدانید که راست است. اگر با رنگ قرمز نوشتم بدانید که دروغ است!” یک ماه گذشت و دوستان نخستین نامه را دریافت کردند: “سلام دوستان عزیز. اینجا شگفت انگیز است. غذا و خوراکی بسیار فراوان است. آپارتمانها بزرگ و با سیستم گرمایش مناسب هستند. سینماها فیلمهای غربی پخش میکنند و دختران زیبا، آماده برقراری هر نوع رابطه ای با انسان هستند! تنها چیزی که اینجا پیدا نمیشود، جوهر قرمز است.” ———————————————————————— پی نوشت 1: نقل از وبلاگ سابقم – برای فراموش کردن پی نوشت 2: مطلب از Zizek است. پی نوشت 3: گاه ما …
محمدرضا شعبانعلی
ماجرای اول: فیلم Lord of War یا «ارباب جنگ» را حتماً دیده اید. در آن فیلم، دلال اسلحه در اوج دوران جنگ جهانی توصیه بسیار هوشمندانه ای را برای یکی از همکارانش مطرح میکند: «هیچوقت طرف کسی را نگیر. Never Take Side. ما دلال اسلحه هستیم و برای ما دو طرف جنگ به یک اندازه محق هستند». طرف مقابل که به این توصیه عمل نمیکند و با یکی از طرفین در تأمین سلاح متحد میشود، آن فرد، پس از جنگ، مطرود و ضعیف میشود و هیچگاه نمیتواند به بازی قدرت بازگردد. ماجرای دوم: راننده ای داشتم که در سنین پایین تر، راننده کامیونهای ترانزیت بود. او در زمان جنگ ایران و عراق از اروپا برای ایران گلوله می آورد. یکی از محلهایی که گلوله های از مبدأ آنجا حمل میشد مرز اتریش بود. راننده تعریف میکرد که در این رفت …
شما همیشه در کلاسها و در کتابهای خود، تأکید کرده اید که دروغ طرف مقابل را مستقیم به وی نگوییم. گفتن این حرف وقتی در یک «سمینار» مطرح میشود، ساده است، اما در دنیای واقعی این کار امکان پذیر نیست. راه حل کاربردی چیست؟ دوست من. واقعیت این است که راه حل کاربردی دقیقاً همین است. به همین دلیل هم هست که در تمام کتابهای مذاکره در شرق و غرب جهان، میتوانید این توصیه را مشاهده کنید. اجازه بدهید بحثم را با یک سوال شروع کنم: فرض کنید طرف مقابل به شما دروغ میگوید. آیا قصد دارید به رابطه (شغلی، عاطفی، زندگی مشترک، معامله و …) با وی ادامه دهید یا رابطه با او را به خاطر این دروغ قطع کنید؟ اگر میخواهید هرگز با او رابطه نداشته باشید و رابطه را قطع کنید، ممکن است مطرح کردن مستقیم دروغ، …
رها جان. مردم دنیا به دو دسته بزرگ تقسیم میشوند. آنهایی که خطر میکنند و دنیا را می سازند و محافظه کارانی که در آن «دنیای ساخته شده»، زندگی می کنند. آنها که خطر میکنند، همیشه متهم اند. متهم به شکستن مرزها، متهم به شکستن قانون ها، متهم به شکستن عرف و حتی: متهم به شکستن خویش. محافظه کاران به تو می آموزند که:
سنگریزه فکر میکند، دریا با تمام قوا بر سر او ریخته تا او را خفه کند غافل از اینکه دریا هنوز نفهمیده که سنگریزه ای در او فرو افتاده است… توضیح: در صورتی که به متنها و نوشتههای ادبی علاقمند هستید، احتمالاً سر زدن به مجموعه مطالب پاراگراف فارسی میتواند برای شما مفید باشد. موارد زیر، برخی از پاراگراف فارسی های پرطرفدار متمم هستند: درباره باج گیری عاطفی سابرینا پاترینسکی (کسی که او را با اینشتین مقایسه میکنند) پرتاب سنگ به اتوبوس گوگل نمیفهمم! واقعاً اختراع قاشق اینقدر سخت بوده؟ (درباره فرهنگ ژاپنی) برخی ماجراها همان بهتر که آغاز نشوند (مولوی) جمله هایی از نیکلاس اسپارکس حکمتی که در درد کشیدن وجود دارد (نیچه) اگر هم بحثهای مرتبط با رابطه عاطفی برای شما جذاب باشد میتوانید اینفوگرافی نشانه های رابطه عاطفی سالم را نگاه کنید.
گاه با خودم می اندیشم، دنیا محل شگفتی است. لذت دستاوردها، از آن دیگران است و رنج از دست داده ها، جاودان با ما می ماند. دنیا را ترک میکنیم و آنچه حاصل تلاشمان بوده، برای دیگران می ماند، اما زخم شکست ها و از دست دادن ها، بر روح ما جاودانه میشود… آنچه یکی را برتر و دیگری را پست تر می کند، میزان «دستاوردها» نیست، بلکه جنس «از دست داده ها» است. یکی پول از دست داده، یکی عشق، یکی شهرت و دیگری شهوت. وای بر من، اگر آن روز، «باورهایم» را از دست داده باشم…
طرح متمم، که با هدف توسعه مهارتهای فردی و مدیریتی تعریف شده است، از بهمن سال ۹۲ به صورت رسمی آغاز به کار کرده است. بخشی از محتوای آموزشی این طرح، با هدف توسعه مهارتهای شغلی و بخشی دیگر، با هدف توسعه مهارتها برای بهبود زندگی شخصی طراحی شده است. در صورت تمایل به کسب اطلاعات بیشتر در مورد هر یک از موضوعات زیر، میتوانید بر روی لینک مربوط به آن کلیک کنید: دوره آموزشی ارزش آفرینی دوره آموزشی استراتژی دوره آموزشی استراتژی محتوا دوره آموزشی استعدادیابی دوره آموزشی اسلایدسازی دوره آموزشی برند سری مطالب پاراگراف فارسی دوره آموزشی تبلیغات دوره آموزشی تسلط کلامی دوره آموزشی تصمیم گیری دوره آموزشی تفکر استراتژیک دوره آموزشی تفکر سیستمی دوره آموزشی خودشناسی سری مطالب داستان کسب و کار دوره آموزشی دانلود فایلهای صوتی دوره آموزشی روانشناسی پول دوره آموزشی زبان بدن و ارتباط …
متنی نوشته بودم به نام «مرگ دموکراسی در مصر». قبل از انتشار، خلاصه ای از آنرا برای دوست خوش فکر مصریم ایمیل زدم تا احیاناً اگر اصلاحی لازم دارد اعمال کند. خلاصه حرفم این بود که: مرسی با قواعد دموکراتیک بر سر کار آمده و بازی دموکراسی، قواعد خود را دارد. مردم اگر هم او را نمی پسندند باید چهار سال صبر کنند و سپس طبق اصول بازی، او را تغییر دهند. کودتا بر ضد رئیس جمهور منتخب، حتی اگر توسط «تمام» مردم یک کشور انجام شود، مرگ قواعد دموکراسی است. برایم نامه ای طولانی نوشت که خلاصه اش این بود: نگرانی ما، از تحمل تا انتخابات بعد نیست. نگرانی ما، استقرار کسانی است که «استقرار دموکراسی»، قاعده بازیشان نیست. ما حاضریم تا انتخابات بعد صبر کنیم اما دغدغه این است که با این روند، شاید هرگز «انتخاباتی» برگزار نشود. …
کلید موفقیت را نمیدانم. اما کلید شکست، «راضی نگه داشتن همه» است. بیل کازبی
دوست خوبم لینک داستانی را برایم فرستاد که اگر چه قبلاً خوانده بودمش، اما امروز حس متفاوتی نسبت به آن دارم. خلاصه داستان (که شکلهای مختلفی را از آن شنیده ایم) این است که مردی به یک ماهی گیر می رسد و سعی میکند وی را بر آن دارد که بیشتر کار کند. قایقی بخرد. با آن کار کند و کشتی ماهی گیری بخرد و … . ماهیگیر در پایان بحث می پرسد: «آخرش چه میشود؟» و پاسخ میشنود: «میتوانی، یک روز در این ساحل، آرام و راحت، بخوابی و از زندگی لذت ببری»، و مرد ماهیگیر در پاسخی حکیمانه میگوید: «هم اکنون هم دارم همین کار را میکنم!». جوانتر که بودم، حسرت آن ماهی گیر را میخوردم و زندگی اش را. اما امروز که بیشتر فکر میکنم، می بینم شاید بتوان حسرت زندگی آن مرد را خورد، اما نباید …
