یک هدیه خوب: کارت پستال شخصی من

سال گذشته، دوست خوبم شعیب ابوالحسنی، در کنار لوگوتایپی که امروز همه جا مورد استفاده قرار می‌دهیم، لطف کرد و به عنوان هدیه کارتی برای من طراحی کرد با طرح آسمان که آن را به بهانه‌های مختلف به بسیاری از دوستانم هدیه داده‌ام.

امسال نرگس رحمانی، دوست عزیزم، تصویر زیبایی را طراحی کرد و  به من هدیه داد که آن را خیلی دوست دارم.

حاصل لطف او، کارتی است که امسال،‌ در سمینار مذاکره،‌ در کنار سایر اسناد و محتوایی که به شرکت‌کنندگان ارائه می‌کنیم،‌ تقدیم خواهیم کرد. برخی هدیه‌ها برای همیشه جایی را در زندگی انسان به خودشان اختصاص می‌دهند. این کار هم برای من، نمونه‌ای از آنهاست.

نرگس رحمانی

+244
  


38 نظر بر روی پست “یک هدیه خوب: کارت پستال شخصی من

  • هاجر ظهیری گفت:

    با سلام
    بخش اینها خیلی شخصی هستند , خیلی قشنگه . چرا این بخش رو اضافه نمیکنید؟

  • اشرف حسن زاده گفت:

    سلام فوق العاده بود .استاد برای کسانی که به دلایل مختلف نتوانستند حضور پیدا کنند امکان خرید فیلم و پک همایش مذاکره وجود دارد.

  • مهیا گفت:

    سلام دوستان. با اجازه شما اینجا لینک یه کتاب صوتی رو براتون گذاشتم با عنوان ” امکان”
    سی کار که به جای دانشگاه رفتن یا مسافرکشی می توان کرد!” کاش شما هم بشنوید. حرف از واقعیتی خیلی غم انگیزه، خصوصا تو این سکوت نیمه شب! :
    http://audiolib.ir/?s=emkan

  • علی خانی گفت:

    سلام استاد
    من در همایش۶/۶ ثبت نام کردم اگر در تشریفات یاهر چیزی کمکی از دستم بر میاد درخدمتم

  • هومن کلبادی گفت:

    سلام سیمین عزیز
    امیدوارم لیاقت اینهمه لطفت رو داشته باشم دوستم ( با اجازه چون خودتون گفتید تو ، من هم راحت شدم و گفتم تو ) . امیدوارم بتونم مفید باشم دوستم و تمام تلاشم رو می کنم . راستی یه جا دیگه هم گفتم ، عکسایِ چند تا از دوستای خوبم ( سیمین جان – شهرزاد جان – علیرضای عزیز – سامان و یاسین عزیز – گلاره جان – عطیه جان و چند تا دیگه از بچه های گروه رو) گذاشتم روی desktop که قیافه ها رو به خاطرم بسپارم و روز سمینار خودم بدوم طرفشون برای آشنایی و غرض ارادت
    به امید دیدار همۀ دوستای عزیزم در سمینار ششم شهریور و جای همۀ دوستای عزیزمون مثل بهاربهار که نمیتونن بیان سبز
    بازم مرسی سیمین جان عزیز

  • هیوا گفت:

    این تصویر بیشتر در مورد مصرع اول شعره.
    روزی چندبار این تصویر رو میبنم و به این فکر میکنم که کدام قلم سراب رو تصویر میکنه. شاید درنگاه اول بشه گفت منظور کسانی هستند که از فانی و پست بودن این دنیای واقعی و درنتیجه باقی و والا بودن دنیای دیگر می گن(هیچ‌گراهای واقعی!) یا کسانی که کارشون نشستن و توصیف مدینه فاضله است.
    خیلی از هنر سر درنمیارم ولی چند نکته توی این تصویر برام جالبه:
    -دست آسمانی(به رنگ آبی آسمانی) که گل رو ترسیم میکنه روی تن کویری انسان، با چهره ای غمگین. یعنی دست معلم…
    -ترکهایی که از بالا، محو می شوند..
    -تیرگی سمت راستِ! تصویر، که احتمالاً حاصل کار تصویرکنندگان سرابه؛ که میتونه خودمون باشیم یا کسان دیگری (مثلاً همونایی که نمیشه گفت)
    -یاد دکلمه “گل آفتابگردان” افتادم..
    -یاد این تویت محمدرضا افتادم:
    “یعنی روزی می‌آید که انسانها جستجوی بی نتیجه «حقیقت» را رها کنند و به «واقعیت‌»های جامعه‌ی انسانی فکر کنند؟”

    البته همونطور که میدونید اینها لزوماً درست یا غلط نیستند. هرکسی با دیدن این تصویر برداشت و حس خودشو داره..

    به هرحال این تصویر و این بیت شعر میتونه استراتژی و معنای زندگی هر انسانی باشه.

    • zoorba.booda گفت:

      هیوا جان نکته مهمی رو گفتی.
      امید همون قدر که میتونه زندگی ساز باشه همون قدر هم میتونه انسان رو غرق توهم کنه
      امید مقدس نیست . در واقع شاید یک شمشیر دو لبه باشه
      تاریخ بشر نشون داده که امید یکی از بهترین ابزارهای تحمیق بوده و هست
      پی نوشت : این بحث من هیچ ارتباطی با هدیه ارزشمند خانم رحمانی نداره و از ارزش اون به عنوان هدیه دوستانه خانم رحمانی و محمد رضا کم نمی کنه

  • حمیده گفت:

    تسلیت عرض میکنم برکناری وزیر علوم رو توسط نمایندگان ملت

  • کیان گفت:

    “در اسارت جادوی زیبایی
    باید آنچه را که زیبا است
    با سرانگشت به دیگری نشان دهیم تا به آرامش دست یابیم.”
    کریستین بوبن.

  • سمیه تاجدینی گفت:

    نرگس عزیزم،خواستم یه بار دیگه ازت تشکر کنم و بگم که خوشحالم از اینکه کنار مایی.

    :*

    • نرگس رحمانی گفت:

      سمیه عزیز تو همیشه به من لطف داری دوست خوبم ..در واقع من ممنونم به خاطر امکان تجربه های ناب و شیرینی که در کنار شما دارم

  • الهام ماسوریان گفت:

    جمله زیباییست و تصویر بسیار منطبق با جمله است.

  • سعید هاشمی گفت:

    چه زیبا ،به تصویر کشیده ای
    ما را که ترک خورده ایم از خشکی محیط پیرامونمان
    تا امید
    همچنان مفهومی جاودانه باشد برایمان
    که این بار قرار است به دست معلمی عاشق بر جانمان نقش بندد

    • مینا گفت:

      پای در کویر تفدیده جسمی نیمه جان، لبان دوخته!
      چشم به معجزه قلم و بیان مهربانی دوخته ایم تا قلبمان را به تپش درآورد و روحی بر این پیکر خسته بدمد…
      نرگس نازنین،
      قلمت به زیبائی روحت همیشه ماندگار.

  • zeynab گفت:

    همراه با خوندن این مطلب داشتم آهنگ درون آینه همایون شجریان گوش میدادم، حس خوبی به من دادند، هم طراحی شما زیباست نرگس جان و هم آهنگ شجریان و هم نوشته زیر تصویر… مرسی استاد

  • محسن ملك پور گفت:

    سلام محمدرضا جان و تشکر از خانم رحمانی عزیز ، یادگاری بسیار زیبایی است.
    محمدرضا بطور کل نگرشت جان تازه یی به ما بخشید در این بیابانی که هر لحظه سرابهای طراحی شده مثل ویروس می خواهند جان آدمی را تسخیر کنند.
    برایمان از باران بیشتر بنویس

  • خالد گفت:

    سلام آقای شعبانعلی
    یه سوال بی ربط داشتم و نظرتون خیلی برام مهمه
    کسی که ” حرف و مباحثه” و استدلال رو خیلی دوست داره و حراف هست،توی چه ر شته و تخصصی موفق تره؟

  • شهرزاد گفت:

    نرگس خانم عزیز و هنرمند.
    ممنون و چقدر خوشحالیم که افتخار این رو داریم که این طرح زیبا و پرمفهوم شما رو بعنوان یک یادگار از صاحبخونه عزیزمون برای همیشه داشته باشیم. که مسلما این برای ما، در حکم یک کارت معمولی نخواهد بود …
    و چقدر دیدن و شنیدن این خبرها، ما اعضای این خونه رو خوشحال میکنه و بهمون دلگرمی میبخشه که میزبان خوب و مهربون ما، دوستانی به این خوبی در کنار خودش داره …
    بازم ممنون و امیدوارم همیشه در طرح های زیباتون؛ زندگی، عشق، طراوت، بخشندگی و هرچه زیبایی و خوبی است جریان داشته باشه…

    • نرگس رحمانی گفت:

      متشکرم شهرزاد جان خوشحالم کارت محمدرضا رو دوست داشتی ..من هم امیدوارم این صفاتی که شما گفتین قبل از طرح هام تو زندگیم جریان داشته باشه .

  • نرگس رحمانی گفت:

    محمدرضای عزیز
    از سالها پیش که با تو از طریق نوشته هایت آشنا شدم تا امروز که افتخار دوستی با تو را دارم ،به نظرم تلاش بدون خستگی تو برای “خلق زیبایی” ستودنی ست . جایی از سایت جمله ای از امرسون را نوشته بودی که ((حتی اگر بدانی یک نفر، با بودن تو، ساده تر نفس کشیده است، تو موفق شده ای )) …با بودن تو، من و یقینا هزاران نفر دیگر ساده تر نفس می کشیم و از این بابت از تو ممنونم . خوشحالم که این هدیه ناقابل را دوست داشتی و پذیرفتی .

    • زلزله گفت:

      سلام
      وجود این استاد عزیز نه تنها باعث شده بهتر نفس بکشیم بلکه باعث شده بهتر فکر کنیم وجو رادیو مذاکره باعث شده که قبل از حرف زدن فکر کنم چیزی که همیشه ارزو میکردم داشته باشم این یک نقطه عطف حتی در دین ما اشاره شده قبل از حرف فکر کنید

  • سیمین-الف گفت:

    سلام استاد عزیز
    وقتی که مهمون به خونه ای می یاد، صاحب اون خونه دوست داره از بهترین چیزایی که داره از مهمونش پذیرایی کنه.
    شما هم تا می تونید دارید برای ما سنگ تموم می گذارید. خوش به حال ما.
    ممنون که ما رو شریک هدیه تون می کنید.
    و خوش به حال نرگس رحمانی عزیز که هدیه اش به دست بیش از هفتصد نفر می رسه. چه سعادتی!

    • آزاده م گفت:

      سیمین جان سلام
      واقعا خوش به حال ما که بزودی این کارت بدستمون میرسه.
      نرگس رحمانی عزیز ممنون که به استاد ما این هدیه زیبا رو دادید.
      ممنون استاد بابت همه لحظه های خوبی رو که به ما هدیه میدهید.

      • سیمین-الف گفت:

        سلام آزاده جون دوستم
        من که تو پوست خودم نمی گنجم و لحظه شماری می کنم، بیام به سمینار.

        سلام نرگس جون چه خوب که پاسخ می دهید. احساس خوبیه، امیدوارم روز سمینار شما رو روی سن ببینیم و ازتون حضوری تشکر کنیم.

        • نرگس رحمانی گفت:

          ممنون سیمین جان …به امید دیدار ..البته فکر کنم منظورتون توی سالن بود …: )

          • سیمین-الف گفت:

            نه عزیزم منظورم اتفاقا روی سن بود.
            چرا که به نظرم جا داره شما اون روز، روی سن برید و همگی شاهد حضور دوستی باشند که به واسطهء استادمون هدیه ارزشمندی از ایشون گرفته اند. 🙂

            راستی یادت باشه قبل از اون شکلکه یه فاصله بگذاری.
            من به نیومدن اون شکلکه حساسم. چون دوستمون حسین بهم یاد داده. 🙂 🙂

            • آزاده م گفت:

              سیمین 🙂 😉
              در ضمن نرگس جان در جریان باشید که ما از شما امضاء هم میگیریم اون روز 🙂 کارت پوستال خوشگلمون با امضا شما زیباتر هم میشه. 🙂

  • بهرام سعدیان گفت:

    بسیار زیبا

  • ramnashodani گفت:

    چقدر زیباست هم طرح کارت و هم جمله زیر آن….!!!

  • رویا گفت:

    کارت پستال درسته یا پوستال؟!

  • انتظار گفت:

    زیباست!

  • mohammad گفت:

    حتی در بیابان خشک هم قلمی که از باران مینویسد
    مقدس تر از قلمی ست که سراب را تصویر میکند…

    کاش من هم میتونستم در سمینار ،کنار شما عزیزان باشم…
    کاش…

  • وحیده گفت:

    باران و سراب !
    محمدرضای عزیز این روز ها اینقدر خشک و گرم و جهنمی شده که بعضی وقتها دوست دارم تو هم از سراب بنویسی تامن باورش کنم ….

  • هومن کلبادی گفت:

    سلام نرگس جان
    خواستم از طراحیِ زیباتون و حسن انتخابتون تشکر کنم
    ارادتمند و به امید دیدار ۱۱ روز دیگه در سمینار (۶/۶)

    • نرگس رحمانی گفت:

      آقای کلبادی عزیز ممنونم به خاطر لطفتون

      • هومن کلبادی گفت:

        نرگس جان سلام
        دوست عزیز ، خوش به حالتون که هدیۀ خودتون رو دادید و خیالتون راحت شد . من برای اینکه بار اولِ که افتخارِ دیدنِ محمدرضای عزیز رو دارم و هنری ندارم که مثلِ شما ، یک هدیۀ زیبا و هنرمندانه رو تقدیم محمدرضا جان بکنم ، دغدغۀ این رو دارم که چه هدیه ای تقدیمشون کنم که درخور ایشون باشه از نظر معنوی 🙁
        بازم ازتون ممنونم به عنوانِ ۱/۷۰۰ ( یک هفتصدم ) از گیرندگانِ این هدیه که با لطف و هنرِ شما و سخاوتِ محمدرضا جان به دستِ ما هم رسیده
        به امید دیدار در سمینار ششم شهریور و جایِ همۀ دوستانم ( به خصوص بهاربهارِ عزیز ) که نمی تونن بیان سبز

        • سیمین-الف گفت:

          سلام دوست پرتلاش این خونه
          دغدغه ات برای تدارک هدیه ای معنوی برای استادت زیباست.
          فکر می کنی یه معلم از شاگردش به غیر از این کارهایی که خودت انجام می دهی، چیز دیگری بخواهد (خواندن و درک اکثر مطالب روزنوشته ها و متمم با اینکه کمتر از ۹۰ روز است که به اینجا آمده ایی، کلام پر مهر و ارتباط موثرت با هم خونه ای هایت، تلاش برای بهتر شدن زندگی خود و دیگرانی که در ارتباط با تو هستند و چندین و چندتای دیگر).
          به نظرم تو و امثال تو، هدیه هایتان را از قبل به معلمتان داده اید و او را خشنود کرده اید.
          پس دوست عزیز، خوش به حالتون.

  • دیدگاهتان را بنویسید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *