پیش نوشت: این مطلب را در تیر ماه نود و دو نوشته بودم. اما چون همیشه دهانهایی پیدا میشوند که بیموقع باز شوند، احساس کردم بهتر است بازنشر شود. تقدیم به خانم حسینی که انتخابش کردیم، نه از آن رو که میشناختیمش، بل از آن رو که رقبایش را “خوب” میشناختیم. البته وجه تشابه ایشان با داستان زیر، صرفاً “دهانِ باز” است. وگرنه، کوریولانوس، لااقل زخمی از نبرد بر تن داشت. ایشان که ظاهراً به جای زخم نبرد بر بدن، صرفاً زیورآلاتی از سفرهی انقلاب را برتن حمل میکنند! *** سال 545 قبل از میلاد، در تاریخ رم سال شگفتی است. در آن سال رقابت سنگینی برای انتخابات سنا در جریان بود. فضای رم آن سالها، به فضاهای دموکراتیک دنیای امروز، بسیار شبیه بوده است. ظاهراً گروهی از افراد ذی نفوذ و از طبقه ثروتمند، تصمیم می گیرند نماینده ای …
سیاست
سال ۹۲ هم به پایان رسید. مثل همهی سالهای قبل که آمدند و رفتند. و مثل همهی سالهای بعد که خواهند آمد و نخواهند ماند. شاید این سال را بتوان سال مذاکره نامید. چرا که یکی از تاثیرگذارترین رویدادهای امسال، مذاکرهی ایران و جهان غرب بود. آنچه در اینجا میخوانید مرور یک دانشجوی کمسواد حوزهی مذاکره است بر آنچه گذشت. امیدوارم این نوشته بیش از آنکه زیر تیغ جراحی منطق منفعت اندیش، سلاخی شود، دعوتی باشد برای اندیشیدن. مهم نیست که حاصل این اندیشیدن، موافق این نوشتهها باشد یا مخالف آن. برای فردی چون من که به دور از دنیای سیاست است، طبیعی است که تحلیل «علت و انگیزهی رویدادها» ساده نیست و من هم قصد ندارم در این خصوص بنویسم. اما در مورد «تبعات رویدادها» میتوان نوشت. ترکیب سلیقه و تجربه و خواستهها و انتظارات کاندیداها در انتخابات این …
تشخیص حق از باطل کار دشواری نیست: باطل میگوید: «حتماً حق با من است». حق میگوید: «شاید حق با تو باشد».
میگویند چرچیل از کنار گورستانی میگذشت. به او گفتند: اینجا قبر یک سیاستمدار صادق است. پرسید: «چگونه دو نفر را در یک قبر دفن کرده اند؟»
