مطلب کوتاهی که در اینجا مینویسم، به نظر خودم، بیان سادهای از مفهوم ارزش پول ملی است. در بیانی که انتخاب کردهام، سادهسازیهای فراوانی وجود دارد. اما شاید باعث شود یک پله از وضعیت امروز کشور عقبتر برویم و ماجرا را در بستر زمان ببینیم. بحثهایی مانند پایه پولی و نقدینگی و تنشهای سیاسی و همهی حرفهایی که اقتصاددانها مطرح میکنند، قطعاً قابل اعتنا هستند. اما فکر میکنم بد نیست یک لایه پایینتر برویم و کمی مسئله را جدیتر ببینیم. بنابراین، آنچه در اینجا مینویسم، همهی ماجرای کاهش ارزش پول ملی نیست. بلکه بخشی است که کمتر به آن توجه میشود (اگر دیگران دربارهی نقدینگی و پایهی پولی و سرمایهی سرگردان و فساد اقتصادی و امثال این نگفته بودند، لازم بود طولانیتر بنویسم. اما خوشبختانه آن روضهها را روضهخوانهای دیگر خواندهاند). در اقتصاد، مرزهای جغرافیایی هنوز معنای خود را از دست ندادهاند …
برچسب:
