397

سایت من این روزها نخستین سال عمر خود را سپری میکند. با دوستانی که برخی آمدند و گروهی گفتند و عده ای ماندند و قلیلی رفتند و خلاصه امروز، مانده در اینجا جمع دوستان خوب من که روزانه به این خانه مجازی سر می زنند و حال و سراغی از یکدیگر میگیرند.
گفتم این پست را بگذارم برای دید و بازدیدهای مجازی نوروز. اگر کسی پیغامی دارد، حرفی برای بقیه، یا برای فردی خاص، گفتگویی، توصیه ای برای سال جدید، آرزویی، جمله زیبایی که ارزش اندیشیدن دارد و هر چیز دیگری که دل تنگمان در این روزها می خواهد و با خود می خواند، اینجا جایی برای این پیامها باشد…
من هم حرف های خودم را لا به لای کامنت ها می نویسم تا میهمان و میزبان در یک مقام باشند و تبعیضی در کار نباشد…
با آرزوی سالی خوش برای همه کسانی که در هر جای جهان، آغاز سالشان را با بهار همزمان می دانند…

354 دیدگاه
تو یکی از صحبت هاتون خاطرمه که گفتید 100000 هزار نفر و حتی بیشتر از رادیو مذاکره استفاده میکنن و…من میگم این همه ادم که پشتتون خوبه که تو سال جدید زمانی که فرصت دارید ی همایش بذارید که همه کسایی که بصورت مجازی با شما در ارتباطن حضوری هم این اتفاق بیفته من فکر میکنم دو طرفه باشه این ملاقات…البته به صورت رایگان..اگه موافقت کنید من جاشو هم که خیلی دور از تهران نباشه مد نظرمه…البته بازم همه این فقط ی پیشنهاده….
من علاقمند هستم که این کار رو انجام بدم. تابع پیشنهاد تو هستم رضا جان.
در لحظات به شماره افتادن ثانیه ها،
در نزدیکی لحظه تبدیل،
بهترین رو برای همه عزیزان آرزو دارم…
رویایم در سال پیش رو قرارگیری همه امور در جای خویش است،
به امید شادکامی میزبان و میهمانان ارجمند این خانه ی باصفا…
سلام به همگی
منم به عنوان کسی که سالها میام اینجا از اون وبلاگ تا اینجا گاهی خاموش گاهی پر حرف همیشه اون انگیزه اومدن به اینجا و خوندن مطالب نویسده اصلی محمد رضا (که خیلی خیلی شفاف میشه حسش کرد تا جایی که آدم دچار شک میشه در مورد این همه شفافیت) و چه کسایی که کامنت میذارن (به نظرم اکثرا انسانهایی هستن که دغدعه هایی فراتر از یک آدم دارن ) …آره داشتم میگفتم همیشه اون انگیزه اومدن و خوندن چربیده به نیومدن…بعضی وقتا میدونم بیام اینجا جمله ای چیزی می خونم که باعث میشه تا مدتها بره تو مغزم واسه همینه که به جور مقاومت دارم شاید چون مشغولیات ذهنی زیادی دارم :)….کلا که این همه گفتم که بگم خوشحالم که همچین جایی هست و امیدوارم جاهایی اینچنینی تو محیط مجازیمون بیشتر تر بشه…آدمهای هم سلیقه بیشتر و بیشتر هم رو پیدا کنن و حس کنن که تنها نیستن…و تعداد این آدمها بیشنر و بیشتر تر بشه چرا که نیاز الان ما همینه …تفکر در مورد خودمون آگاه شدن به خودمون و درک این که انسان دشواری وظیفه است…خیلی گفتم :)….
در آخر که
مبارک شمایید
ابام می آیند
تا از شما مبارک شوند
(شمس تبزیری)
🙂
سلام استاد جان؛ اقا محمدرضای عزیز
عزیزی که تو این مدت کمتر تو سایتش توفیق نوشتن داشتیم .
اما خدا توفیق دارد و این لحظات اخر سال پیشه عزیزی باشیم که یکی از افتخاراتمون درس آموزی پیشه این استاده.
سعی می کنم همین طور که در جمع صمیمیه خانواده هستم و لب تابه مینیه منم جایی پیدا کرده این وسط، در کلاس درس پر محتوای استاد که همه چی توش هست باشمو از نظرات دوستان عزیز هم بهره ببرم .
جواد جان.
خوشحالم که اینجا می بینمت. روزهای پایانی سال 91 برای من روزهای سخت اما خوبی بود.
روزهای تجربه مجدد معنویت
امیدوارم سال آینده تعداد اشتباهاتم کمتر از امسال بشه
ممنونم استاد جان
تجربه ی معنویت چطور میشه که روزهای سختی برا ادم بیاره ؟
این امیدواری شما به ارتکاب اشتباهات کمتر آروزی همه ی ما هم هست و همه ی ماها که تو این اتاق در محضر درس شما هستیم ازت میخاییم که از خدا برامون به جِد چنین دعایی رو داشته باشی که به اجابت نزدیک تر بشه .
کما این که تلاش ما هم کلید اونه .
سال در پایانست…
من ز تقویم دلت با خبر…
همه ماهش مهراست…
همه روزش احساس…
زنده باشی، همه شادیت افزون باد…
محمدرضای عزیز دو هفته پیش سالروز آشنایی با شما بود خیلی برام افتخار بوده و هست
امیدوارم سالی سرشار از موفقیت پیشرو داشته باشی
این روزاها من از تمام دوستام واشناهام پرسیدم که سال 91 واسشون چطور گذشت؟و اکثرا ابراز نارضایتی میکردن
ولی این سال واسه من سال خیلی خوبی بود چون با استاد نازنینی مثل شما اشنا شدم و تونستم تو کلاس ها و دوره هاتون شرکت کنم و چیز های خیلی زیادی رو یاد بگیرم
امیدوارم که سال 92 واسه همه سالی شاد و پر از اتفاقات قشنگ باشه بخصوص همه کسانی که اطرافشون پر از ادمه ولی احساس تنهایی میکنن از تنهایی در بیان
سلام
از حضور انلاین شما ممنونم
اما چندتا چیز ازشما میخواستم یا اینکه یاداوری کنم:
1-مطلب نقشه راه موفقیت شما نصفه و نیمه موند درحالی که ما دنبال میکردیم.
2-قراربود درباره یادگیری چند زبان خارجی برامون مطلب بنویسین
3-درمورد ترجمه و تالیف کتاب و کارهای علمی تو زمینه کتاب و مقاله مسیر نشونمون بدین
ببخشید تقسیم بندی کردم که واضحتر بتونم اشاره کنم.
در ضمن محمدرضا وقتی برنامه هاتو میچینی برای سال آینده،ازین همایش های باحالت بزار که ما فقرا امسال هم از وجودت استفاده کنیم!
کتاب بهمون معرفی کن،جلسه بزار،چیزهایی که ارتباط ما باهات زیاد بشه و ماهم چیز جدیدی یادبگیریم.
همین الانم در پاسخهات کلی مطلب یادگرفتم،من حتما این پست و نظرات و پاسخ هاتونو جمع بندی میکنم میزارم تو وبلاگم.
راستی عیدت مبارک…
دیدگاه هرکس نو شودسالش نو شده است
بهاران برهمه انسانهایی که دارای افکاری نو وبویاهستند خجسته باد تقدیمی برای عرض تبریک
تحفه ای یافت نکردم که دهم عیدی دوست ،
یک سبد عاطفه دارم همه ارزانی اوست ، دلتان شاد پیشاپیش عید نوروز مبارک باد .
آیا برای عید بعنوان عیدی فایل رادیو مذاکره در نظر گرفتین ؟
چرا رادین جان. دارم فکر میکنم که چی بگذارم که خوب باشه. اما حتماً این کار رو میکنم…
با آرزوی سالی خوش و سلامتی برای همه بچه ها
امسال من تونستم با تو محمدرضا جان آشنا بشم و شاگردت شم.کلاس هات شرکت کردم.اینو بگم که من خیلی ساده بودم و … .اما با آموزش خیلی بهتر شدم از تو ممنونم و مرسی.سال نو مبارک
سال خوبی رو برای همه آرزو می کنم.
سالی پر از آرامش برای همه، خصوصا محمدرضای عزیز…
………………
آشنایی با شما از بهترین اتفاقات سال 91 بود، سالی که دل خوشی ازش ندارم…
به امید روزی که حال دل هممون بهتر بشه.
سال نو مبارک.
سلام دوست خوبم
ممنون که هستین
امیدوارم خوب باشین همین
راستی دوست دارم زندگیتون بعد علاقه رو هم شامل بشه.میدونم یه بار.. حدس میزنم مورد های دیگه ای هم باشه ولی باز هم بعد زیباییه که نداشتنش یه کمبود مهمه
سلام..چند تا مطلب پراکنده و نامربوط:من هم از رادیو مذاکره هم از روزنوشته هاتون واقعا درس میگیرم..امکان نداره جایی بخوام حرف بزنم بدون برنامه باشه و جالبه همه جاهم موفق بودم تو مذاکراتم.. رفتار اجتماعی یم هم تغییر کرده حتی تو رانندگی هم همینطور مخصوصا جایی که ملت طلبکارن همه مطالب شمارو براشون تکرار میکنم..و هزارتا کار دیگه که همش واسه خاطر اشنایی با شماست..ی پیشنهاد از طرف منی که هزارتا چیز از شما یاد گرفتم:من فک کنم ی سیر مطالعاتی تو تاریخ از قاجار تا حال داشته باشین مطمعنا تو روند کارتون بی تاثیر نیست.به نظر من مجموعه مقالات مسعود بهنود با اون سبک نگارش فوق العادش بهترین منبع که اقا بهنود به نظر من ی تاریخ دانه..که تو اینترنت همه مقالاتش با نام مجموعه مقالات بهنود موجوده..من این پیشنهاد و به سمانه خانوم هم که تو سایتتون مطالب جالب مینویسن هم میکنم..
رضا جان. من نوشته های مسعود بهنود رو همیشه با علاقه خونده ام و می خونم و اون رو یک متفکر ارزشمند با حرفها و نگاه ناب میدونم.
اما حرف تو من رو مصمم کرد که اساساً تاریخ کشورم رو بیش از پیش بخونم. این یکی از ضعف های منه. من تاریخ غرب رو بهتر بلدم و این اصلاً خوب نیست…
اینم ی مقاله از اقای بهنود پیشکش به شما:
حسنعلی خان را بر سر تقسیم ارث، با برادری که سه سالی از او کوچک تر بود اختلاف افتاد. اختلاف هم بر سر آلاچیقی بود که هر دو آن ها زیر آن کودکی خود را طی کرده و خاطره ها داشتند. وقتی این آلاچیق داخل حیاط سهمی حسینعلی خان افتاد، برادر بزرگ داد طرف شرقی حیاطش را دیوارکی کشیدند و شاه نشین خود را کور کرد تا دیگر آن سمت و آن ها را نبیند. و چراغ رابطه خاموش شد.
کسی نمی داند آیا حسنعلی خان دید یا ندید که در خیابان یا بازار، برادر کوچک هر گاه به او بر می خورد، کلاه به احترام از سر بر می داشت. کسی نمی داند حسنعلی خان می دانست یا نمی دانست که چرا هر سال برادرش پیش از عید نوروز به سفر می رفت و قبل از رفتن کارتی می فرستاد هم کسب اجازه می کند و هم عذر تقصیر می خواست. چهل و چهار سال همیشه نوروز در تهران نبود برادر کوچک تر.
تا گرد پیری بر سرشان نشست. دیوارکی که حسنعلی خان کشیده بود خود فروریخت در یک زمستان. اما دیگر نه حسنعلی خان در شاه نشین غربی می نشست و نه حسینعلی خان پای رفتن به اتاق های طبقه بالا داشت که مشرف بودند. دو سال بعدش حسینعلی خان سکته کرد و به مریضخانه دولتی برده شد. امیدی به ماندنش نبود. گفته بود کفنش را که از مکه آورده بود به مریضخانه ببرند. به کفن پاکتی سنجاق بود که رویش درشت نوشته بود اجازه برادر بزرگ. آیا اصلا چیزی در آن پاکت بود.
اما عمر برادر کوچک به دنیا بود و او را شکسته حال روی برانکار برگرداندند. اصرار کرد که اول به خانه شماره یک ببرندش. خواست خدمت برادر بزرگ عرض ادب کند.
وقتی برانکار وارد حیاط شد، حسنعلی خان نشسته بود روی نیمکت کنار حوض و عصایش را زیر چانه اش گذاشته بود. حسینعلی خان نفس زنان گفت سلام برادر، به دنیا برگشتم. آمدم اول به دستبوس. اگر اجازه دهید به آن خانه بروم. حسنعلی خان رفت و او را بغل کرد و قطره های اشکش ریخت روی موهای کم پشت و سفید حسینعلی خان.
برخی از ما با حقیقت این گونه ایم، قهر. و هر چه سرک می کشد و خود می نماید، حتی گاهی سر راهمان را می گیرد سلامی می کند، جواب نمی دهیم. انگار عهد بسته ایم با او در یک جا نباشیم، تا روزی که محزون و مجروح خودش را به ما برساند و دیگر برای ما هم مجالی نمانده باشد. انگار حقیقت موظف است به کوچکی در برابر ما. و ما را جست و جوی حقیقت در دستور نیست.
اما دیگران مدام در جست و جوی حقیقت اند. خود را با حقیقت برادر می دانند. حقیقت را فقط وقتی نمی خواهند که به تحسینشان می آید و نفعی می رساند. هم از این رو این همه با هم دشمن نیستند. این همه دور از هم. این همه در رویا . این همه در غوغا.
زمان ها از دست می دهیم تا دیوارهای خود کشیده خود ساخته، به خودی خود فروریزد. دیوارهای وهمی که بین خود و حقیقت کشیده ایم. و این چنین است که فقط چیزها و کس هائی را دوست داریم که نمی شناسیم. دلبسته سرزمین های دور، دل سپرده آن ها که دورند از ما. یکی مانند اوباما. منتظر او می مانیم. انگار با هم زیر یک آلاچیق بزرگ شده ایم.
من خیلی در خودم تغییرات میبینم.حس میکنم از بک قفس آزاد شدم ولی هنوز بال هایم برای پرواز کوچکند.بازهم ممنونم
این جمله را حفظ کردم:
که اگر برای پرواز های سیاسی، سقفی نداشته باشیم، سقوط اقتصادیمان نیز هیچ کفی نخواهد داشت.
زندگی مُلک وقف است دوست من! تو حق نداری روی آن فساد کنی و به تباهی اش بکشی، یا بگذاری که دیگران روی آن فساد کنند.
حق نداری بایر و برهنه و خلوت و بی خاصیتش نگه داری یا بگذاری که دیگران نگهش دارند.حق نداری بر آن ستم کنی و ستم را، روی آن، بر تن و روح خویش، خاموش و سر به زیر بپذیری.
حق نداری در برابر مظالمی که دیگران روی آن انجام میدهند سکوت اختیار کنی و خود را یک تماشاگرِ ناتوانِ مظلوم ِ بی پناه بنمایی.حق نداری به بازی اش بگیری،لکه دار و لجن مالش کنی، آلوده و بی حرمتش کنی، یا دورش بیندازی.
حق نداری در آن، چیزی که به زیان دردمندان و ستمدیدگان باشد بکاری، برویانی و بار آوری.
حق نداری علیهش، حتی در بدترین روزگار و سخت ترین شرایط، اعلامیه صادر کنی یا به آن دشنام بدهی.
حق نداری با رنگهای چرک و تیره شهوت،نفرت، ذئالت و رذالت، رنگینش کنی.
مگر آنکه
از بیخ و بن
ملک وقف بودنش را فراموش یا انکار کرده باشی، که در این صورت، البته، نه خود تو مساله ای هستی و نه آنچه میکنی مساله ایست که قابل بحث و اعتنا باشد.
در حقیقت ، نبودی ای و نیستی تا چنین و چنان کردنت، روی زمینی که ما ملک وقفش میدانیم، چنین و چنان کردنی تلقی شود.
نیامده، نمانده ای، و نرفته ای. از هیچ، به قدر هیچ باید خواست، نه بیشتر…
(نادر ابراهمی)
سال نو بر همگی خوش @};—
سلام
با تشکر از فایلهای صوتی شما نمیدونم چرا از کامنتهاتون بوی شکست عاطفی میشنوم.
در زمین عشقی نیست.آسمان را دریاب
به قول شاعر
روزها چون می رود گو رو باک نیست
توبمان ای آنکه چون تو پاک نیست
مشکل من شکست عاطفی نیست. مشکل من اینه که در این سال، بیش از هر زمان دیگه ای حس کردم که خودم به آموزه های خودم آن چنان که باید عمل نمیکنم و تلاش کردم با مطرح کردن این حرف در حضور دوستان عزیزم، خودم رو متعهد کنم که در سال جدید بهتر زندگی کنم.
من به احترام این همه صداقت نمیدونم چی بگم ولی این همه صداقت تحسین برانگیزه …اکثر آدما مخصوصا اونایی که درس میدن همچین جراتی ندارن مثه خودم…
شما با این حرف یه درس خویی دادین اونم همون روراستی با خودمونه حتی اگر برای کسی بازگوش نکنیم…مهم آگاهیه که به خودمون پیدا میکنیم.ء اگاهی آدم رو رها میکنه…ولی یه چیزی هم بگم من زمانی که دارم از کسی چیزی باد میگیرم حالا به عتوان دوست با هرکسی معلم رسمی یا غیر رسمی (که بغیر این هم نیست هیچ آدمی تصادفی وارد زندگی ما نمیشه)اگر ضدو نقیضی تو رفتار و کردار ببینیم شدیدا مغزم ارور میده یعنی شدیدا که هیچ جوری نمی تونم این هنگ کردن و پنهون کنم ….خیلی تلاش میکنم کاری به ضدو نقیضهای اون شخص نداشته باشم و درسی رو که باید بگیرم بگیرم چرا که وجود تک تک ما آدمها پر از تناقضات ..
پگاه جان. ناتانیل براندن یک جمله معروف داره میگه: یک اشتباه تا زمانی که نپذیری که انجامش دادی اصلاح نمیشه!
من به تجربه این سالها فهمیدم که متعهد شدن در برابر دیگران، باعث میشه سریعتر تغییر کنم.
من شروع سال پیش با خودم قرار گذاشتم تصویر خوب و مثبتی از خودم در جمع دوستان و دانشجویانم ایجاد کنم.
گام خوبی بود اما کافی نبود.
چون در پایان سال می بینم محمدرضایی که دیگران میشناسن با محمدرضایی که من در درون خودم می بینم خیلی فرق داره.
تلاش می کنم این دو تصویر رو در سال آینده به هم نزدیک تر کنم.
راستی پگاه. یادم رفت بگم که در تمام سالی که گذشت، همیشه از خوندن کامنت های تو لذت بردم و چیز یاد گرفتم.
لازمه که بگم این احساس دو طرفه بوده من هم از خوندن خیلی از مطالب هض کردم و بسیار چیزها یاد گرقتم :)…هیچ چیز یک طرفه ای در این دنیا وجود نداره.. ممنون
سلام محمدرضاجان
از بدیا نمیگم تو روزایی که باید شاد بود تا حداقل دیگری از شادی تو لبخند بزنه
اما خیلی خوشحالم که تو این سالی که گذشت دوستی مثه تو پیدا کردم حرف زیاده بماند
منم به داشتن دوستان خوبی مثل تو افتخار میکنم و احساس غرور دارم.
دلم ميخواست سقف معبد هستي فرو مي ريخت
پليدي ها و زشتي ها به زير خاك مي ماندند
بهاري جاودان آغوش وا ميكرد
جهان در موجي از زيبايي و خوبي شنا ميكرد
مگو اين آرزو خام است…
مگو روح بشر همواره سرگردان و ناكام است
اگر اين كهكشان از هم نمي پاشد
وگر اين آسمان درهم نمي ريزد
بيا تا ما : ” فلك را سقف بشكافيم و طرحي نو در اندازيم”
به شادي:” كل برافشانيم و مي در ساغر اندازيم”
اميدوارم سالي پر از تلاش و موفقيت همراه با آرامش را تجربه كني.
قرار است ستون به سقف وطن بزنيم ، سيمين گفت
بگو اگرچه كه با استخوان ما باشد…
سلام محمدرضای عزیز ، شاید مهم ترین اتفاق زندگی من تو سال گذشته آشنایی با شما بود و یاد گرفتن از شما . این که به خیلی از فکرهام جهت دادین و انتخاب کردن رو یادم دادین . تا جایی که دست دوستانم را هم گرفتم و به همایش هاتون آوردم و اسمتون همواره روی لبم بود به عنوان یک معلم به عنوان یه دوست کسی که میتونم روی کمکش و راهنمایی هاش حساب کنم دوست دارم تو سال جدید سربلند و موفق باشی وان شا الله اگر جور شد یه سری هم به دانشگاه ما بزنی
ممنونم ابوالفضل جان.
برنامه من در سال جدید اینه که خیلی بیشتر از قبل مطالعه کنم تا حرف های جدیدی برای دوستان و عزیزانم داشته باشم.
دعا کن که این حرفها در رفتار و تفکر خود من هم تأثیر بگذاره و بتونم بهتر زندگی کنم…
من در آخرین روزهای سال 91 عضو پیج شما شدم که آخرین اتفاق خوب سال 91 محسوب میشه . امیدوارم سالی سرشار از اتفاقای خوب کوچک و بزرگ داشته باشیم.
سال نو را به شما و همه ی دوستانی که به اینجا سر میزنند تبریک میگم وامیدوارم سال جدبد پر باشه از اتفاق های خوب وافزایش عمق روحمون برای فرسودگی کمتر وجودمون و شکوفایی بیشتر غنچه معنا برای زندگیمون. دوست دارم یه جمله از امرسون بنویسم . درقلب خود بنویس امروز بهترین روز سال است!شاید قدر داشته های امروز را با نداشتن های فردا بفهمیم و به نظرم اون موقع دیر اول همه به خودم میگم قدر داشته های امروز را بدونم. که یکی از عزیزترین داشته های من حضور دوست خوبی مثل شماست.
در سال جدید عشق هایمان را برای خود نگه داریم وبه شیوه خودمان عاشق شویم
شیوه در عشق ،یعنی آنقدر برای دیگری باش که اگر خواست مثل تو باشد نتواند .
ویادمان باشد ،آنکس که حرفی مینویسد ،حرفهای بسیاری را نانوشته میگذارد…
برای همه ی شما دوستانی که نمیدانم چند ساله اید، با چه مقام ومنصبی ودر کجای این سرزمین،بهترین ها را آرزو میکنم .
امیدوارم اسفند سال 92
دوباره یه همچین شبی اینجا جمع بشیم وبگیم سال 92 عجب سال خوبی بود. 🙂
شبگیر که چرخ لاجوردی ،آراست کبودی به زردی
خندیدن آن چونان گل زرد ،آفاق به رنگ سرخ گل کرد…
خیلی شلوغ کردم امشب ،ببخشید
دوست عزیز سلام. قبل از هر چیز دست مریزاد میگم برای این حرکت زیباتون. منظورم دیدو بازدیدهای مجازیست. خیلی دوست داشتم شریک این محفل بی ریای شما باشم اما … نمیدونم جمله های من ایا واقعا” ارزش اندیشیدن دارن؟! ………………..پس تنها به همین بسند میکنم که محبت و دوستی را در سال جدید به خاطر داشته باشیم. همین … سال نو مبارک
همين خدايي كه اينچنين با كسي كه دوست داشتن را ميداند كنار مي آيد، خود را از چشم آنكه چيزي جز فهميدن نمي داند پنهان ميكند……
” بهار نو مبارك”
امسای یکی از چیزایی که مسیر زندگی منو تغییر داد آشنایی با شما و پیجتون بود و با گوش دادن مذاکره هاتون یکی از تصمیمان مهم زندگیمو گرفتم که باعث شد هدفم برام پررنگ تر بشه و از این بابت خیلی خوشحالم… و دوست دارم در سال جدید از شما بیشتر کمک بگیرم و خیلی خوشحالم که باهاتون آشنا شدم و اینو مدیون دوست خوبم مریم هستم… براتون از ته دل سلامتی و آرامش و موفقیت آرزو می کنم امیدوارم که آرزوهاتون به حقیقت بپیونده نه واقعیت ..براتون دعا می کنم
منم خوشحالم که دوست خوبی مثل تو پیدا کردم شیرین جان.
دوست عزیز سلام. اول اینکه دست مریزاد میگم به این حرکت زیباتون. منظورم دیدوبازدیدهای مجازیست … خیلی دوست داشتم شریک باشم محفل بی ریای شما رو اما … نمیدونم جمله های من ایا واقعا” ارزش اندیشیدن داره ؟! پس تنها به همین بسنده میکنم که محبت و دوستی را درسال جدید به یاد داشته باشیم . همین … سال نو مبارک
سلام.
من اتفاقی با اینجا آشنا شدم ولی نوشته های اینجا من رو واقعاً جذب کرد. اینکه یه آدم موفق پیدا بشه که با اینهمه گرفتاری واسه آدمای دیگه وقت بذاره،… چیز عجیبیه. البته امیدوارم دامنه ارتباطات و خصوصا عواطفتون نه تنها در دنیای مجازی، بلکه در دنیای حقیقی همیشه رو به گسترش باشه، گرچه مشغله های فردی اجتناب ناپذیرند!
امیدوارم سال 91 برای همه سال خوبی بوده باشه و سال 92 هر روزش مبارک تر از روز قبلش باشه براشون.
امسال لحظه هاش برای من مثل بمبی بود که تکیه گاههای درونی ام رو ازهم پاشید. و هنوز هم ادامه داره. نمیدونم تا کجا. بهرحال…. سال عجیب و سختی بود.
همه آدمها به امیدی سال جدید رو شروع میکنن. برای خیلیها یه شروع بزرگه. امیدوارم هرکسی حداقل یه بار کوچیک از روشونه هاش برداشته بشه و بتونه یه بار کوچیک از رو شونه یکی دیگه هم برداره.
امیدوارم همه آدمها به چیزها و جاها و کسانی که میخوان برسن و قبل از رسیدن بهش گنجایششو داشته باشن تا آرامش دنیا رو نابود نکنن.
توی این لحظه هایی که تنفس جاریست هنوز، و به خاطره ها نپیوستیم، کاش معنی و دلیل واقعیٍ “بودن” رو بفهمیم.
واپسین ساعات زمستانی تان خوش
پیشاپیش نوروز مبارک
برخی از آدمها به یک دلیل از مسیر زندگی ما می گذرند و آن اینکه به ما درسهایی بیاموزند ، که اگر می ماندند هرگز یاد نمی گرفتیم…
“نوروز بر همگی دوستان مبارک”
مصطفی جان. چقدر به شنیدن این جمله در این روزها نیاز داشتم…
حوریه جان
دعایی به زبان ساده ،اما بسیار قشنگی بود .
من هم بهترین ها رو برای تو آرزومیکنم
راستی ،بزرگی وکوچیکی به سن وسال و تاریخ نیست
تو بزرگی روحت را میان دستان کوچکت پنهان کن
که بزرگ بودن میان مردم کوچک کار سختی است.
چند باری که افتخار حضور تو همایش ها و کلاساتون رو داشتم کوچیک ترین فرد بودم. فکر کنم اینجا هم کوچیک ترین باشم. پس حرفی نمیزنم جز 1 دعای قشنگ برای همه :
برایت یک بغل گندم دلی خشنود از مردم/ برایت یک بغل مریم که مست از می شوی هردم/ برایت قدرت آتش که دشمن را زنی اتش/ برایت سفره ای ساده حلال و پاک و آماده/ برایت یک غزل احساس دو بیتی های عطر یاس/ برایت هرچه خوبی هست صمیمانه دعا کردم…
بهار همگی سبز سبز
مگه چند سالته حوریه؟
سلام
چه اتفاق خوبی, حس خوبیه وقتی که شما هم حضور دارین.
در سال 91 برای من در کنار همه ی اتفاقاتی که افتاد, آشنایی و دیدن شما نقطه ی مثبتی بوود.
کتاب مذاکره شما با امضای خودتون خیلی برام ارزشمنده, به یهترین شکل ازش استفاده و نگهداری میکنم.
امیدوارم من رو برای سماجتم برای دیدنتون تو دانشگاه ببخشید …
سال نو شما و همه ی دوستان هم مبارک باشه
امیدوارم تو سال جدید تک تک لحظه هاتون غرق نور, سلامتی, ع شق و آرامش باشه.
مرجان جان. امیدوارم سال جدید برات سال خوبی باشه. سماجت تو رو تحسین میکنم.
چندتا از کارهایی که میخوام در سال جدید انجا بدم
نوشتن کتابی که شروع کردم ومحور اصلیش مشخصه ،اما در مورد نوع نوشتن یه چند روزی هست که احساس میکنم یه تغییری باید در اون ایجاد بشه که نیاز به یک مشورت اساسی با محور اصلی کتاب دارم!
نوشتن پایان نامه م که در مورد رفتار شناسیه (برای این هم یک مشورت اساسی احتیاج دارم ،من رشته تحصیلیم بیولوژی بوده وهست ،اما بیشتر به حوزه سوسیو بیولوژی علاقه دارم ،زیست شناسی اجتماعی که به انسان شناسی ورفتار شناسی بر میگرده .اوایل گمان میکردم ژنتیک بخونم میتونم به یه سری از کارا ی عجیب غریب موجوی به نام انسان پی ببرم .اما از وقتی که با شما آشنا شدم ،احساس میکنم مسیری که میخواستم برم رو پیدا کردم واصلا چیزی که میخواستم ودنبالش بودم اینی بوده که الان هست)
طراحی یه وبلاگ با موضوع مطالبی که تا امروز از شما ودیگر اساتید یاد گرفتم ویاد میگیرم (البته بیشتر از شما)
تدریس مذاکره وارتباطات(بهم نخندینا )شما از مدیران ارشد ومیانی شروع کردی والان کارتون رسیده به جایی که جواب دغدغه ها وسولات من جوجه فنچ رو بدید.من میخوام این دغدغه رو برای هم سن وسال های خودم وکوچکتر از خودم ایجاد کنم .چون واقعا در خصوص مذاکره وارتباطات ضعف ها وکمبودهای زیادی احساس میشه .درسهایی که باید به جای خیلی از کتابای مزخرفی که تو مدارس تدریس میشن ،جایگاه مشخصی داشته باشند.این کار رو هم میخوام انجام بدم که حداقل اگر خودم چیزی برای گفتن نداشتم ،شما رو معرفی میکنم تا از شما یاد بگیرن.(اسم این کار رو نمیشه تدریس گذاشت ،یه کار بین دانشگاهی که تلاش میکنم در ترم 8دانشگاه که دیگه زمان دل کندن وخداحافظی از دانشگاهی هست که خیلی چیزها در اون یاد گرفتم ،عملی کنم )
اگه رزومه ی غیر متعارفی که برای شما فرستادم رو خونده باشید یا بخونید میتونید از سوابق درخشان بنده حقیردر دانشگاه محل تحصیل هم آگاهی پیدا کنید.
من نمیدونم چه مرگمه که هرجای زندگی که باید کاملا جدی باشم ،کاملا بچگی میکنم وهمه چیز رو شوخی میگیرم .
دارم تلاش میکنم که این عادت رو هم ترک کنم ،با اینکه میگن ترک عادت موجب مرض.اما با یه فیل ویه فیل سوار و یه مسیر این کار رو هم با موفقیت انجام خواهم داد 🙂
سلام دوباره محمد رضا جان شب خوش ببخشيد فضولي نباشه الان شما كجاييد؟ ايران؟
راستي اگه امكانش هست يه بار ديگه بگيد برنامه هاي زندگيمون رو به ترتيب چه اولويتهاي بچينيم؟
ندا جان. من تازه اومدم ایران. برنامه روزهای بعد هم معلوم نیست. اما امشب که ایرانم. هیچکس نمیتونه به کس دیگه ای پیشنهاد کنه که اولویتهاش چی باشه.
من فقط میتونم یادآوری کنم که بسیاری از ماها Learned Desire داریم یا آرزوها و اولویت های آموخته شده.
آرزوها و اولویتهایی که پدر و مادر، جامعه، فرهنگ و … به ما می دن.
فرق آدمهای موفق و آدمهای معمولی اینه که آدمهای موفق Genuine desire دارند و به آرزوها و اولویت های آموخته شده توجه نمی کنن.
من هم تا حدي به اين موضوع فكر كرده بودم اما از يه اتفاق زندگيم راضي نيستم اون هم اينكه بعضي هدفهايي كه براي خودم تعيين ميكنم تحت تاثير عواطف و احساسم قرار ميگرند و مدتي و يا براي هميشه نميتونم به اون هدفم فكر كنم
از يادآوريتون ممنونم اميدوارم روزهاي خوبي رو پيش رو داشته باشيد 🙂
زندگی را دوست بدارید، اما دل در گرو زندگی دوباره نسپارید *
دین را دوست بدارید، اما گوش به کشیشان نسپارید *
قانون را رعایت کنید، اما دلیلش را ترس از مجازات ندانید *
دوست بدارید و عشق بورزید ، اما آن را جاودانه ندانید *
کودک باشید و کودک بمانید اما دیگران را کودک نپندارید
اینو من به عنوان اس ام اس تبریک عید واسه دوستام فرستادم از وبلاگ قبلی خودتون
یادمه تو کافه انلاین 4 یه نظر نوشتم اسم اون و دوستم توش نوششتم تا یادگاری باشه واسم تا هیچوقت فراموشش نکنم
شاید روز اخر ادرس اینجا رو بهش دادم
شب خوش استاد
ممنونم که این حرفها رو به یاد خود من هم آوردی آلبرت جان.
کاش میشد در جواب فهیمه حداقل میگفتین که چه چیزی یا چه کسی ،استاد استاد ما شده !
باید بهشون دست مریزاد گفت واقعا
کارش رو خوب بلد بوده انگار 🙂
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
مهمون نميخواي استاد؟؟؟
تو که به عنوان مدیر برنامه من، صاحبخونه محسوب میشی شادی!
خب من برگشتم… من امسال با یه تصمیم ، کامل مسیر زندگیمو تغییر دادم. اما برای شروع دوباره یکم سردرگمم 🙂 امیدوارم بتونم از این مرحله ی سخت زندگیم عبور کنم. امیدوارم سالی پر از تجربه های متفاوت و خوب شروع کنیم. و سالی پر از آرامش…
Salam, Eidetooon pishapish mobarak, ye soalam daram behtarin darsi ke too sale 91 gereftin chi boood? che chizi be onvane shakhese sale 91 bara shoma tooo zehnetooon naghsh mibande?
فهیمه جان.
من در سال 1391 درسی گرفتم که خودم سالها در کلاسها به دانشجوها درس می دادم، اما هیچوقت درک نکرده بودم.
و آن اینکه هر انتخابی هزینه دارد. هیچ انتخابی رایگان نیست.
ما با به دست آوردن هر چیز، چیز یا چیزهای دیگری را از دست می دهیم…
من در سالی که گذشت، چند بار تلاش کردم خودخواهانه بدون هزینه کردن، گزینه های مطلوبم را انتخاب کنم، و در این مسیر به خودم و برخی از نزدیک ترین کسانی که بسیار دوستشان دارم، صدمه زدم.
در سال 92 به خاطر خواهم داشت که نمیتوان همه چیز را با هم داشت. هر انتخابی هزینه ای دارد: چه در شغل، چه در تحصیل و چه در رابطه عاطفی…
کاش روزی بشود شفاف تر از این بنویسم…
دل به دریا بزن و جلو برو !
حتما موفق میشی ، شک نکن.
ممنونم
تمام تلاشم این هست که برنامه هام رو عملی کنم
از توصیه ی شما هم بسیار بسیار ممنون
الانم اگه دلتون نخواد ،مامان صدا میکنه که برم شام …
برگردم ببینم هستین بیشتر صحبت میکنیم(این یعنی کمال پررویی! که شما باشید ومن برم )
اگه نرم من رو میکشه ،اونوقت میشم یه جوون ناکام که حتی آرزوها وبرنامه هاش رو رو کاغذ نیاورده !!!!
برنامه های سال آیندم هنوز رو کاغذ نیومده ،اما بهشون فکر کردم .تا آخر شب هم میارمشون رو کاغذ مینویسم .بعد هم به شما میگم ،اما یه شرط داره
واسه چندتا از برنامه هام به کمک شما احتیاج دارم …
من این روزها زیر این پست نشستم و حسابی میتونیم گپ بزنیم.
اما علی الحساب یه توصیه دارم.
بعد از اینکه هدف گذاری هات رو انجام دادی، حتماً Weekly Plan درست کن.
ما یا برنامه ها رو با دقت روز می نویسیم که به محض اولین شکست در اجرا، کل برنامه رو کنار میگذاریم
یا اینکه برنامه های کلی تنظیم میکنیم که هرگز اجرا نمی شن.
عادت اروپاییها اینه که برنامه ریزی هفتگی انجام می دن.
مثلاً میگن تا هفته 12 باید، فلان کتاب خونده بشه.
یا هفته 14 و 15 میخوام برم مسافرت.
یا هفته فلان…
تنظیم Weekly plan خیلی کمک میکنه که آدم وقتهای گرفتاری و وقتهای آزادش رو به درستی تشخیص بده و مدیریت کنه
مرسي استاد من-همسرم ودختر 5سالم كتايون كه هميشه وقتي ميخواد برام خود شيريني كنه صفحه شما رو مياره و ميگه بيا مامان سايتتو اوردم سال خوبيرو براتون ارزو ميكنيم.
ای بابا دیدی چی شد1
دسته گلی که آورده بودم یادم رفت تقدیم کنم ((((( گل))))))
ببخشید دیگه
ناقابله
بابت همه ی چیزهای خوبی که در این هفت ماه که میشناسمتون ،از شما یاد گرفتم . 🙂
در سالی که گذشت آنچه یاد گرفتم وانجام دادم این ها بود:
کینه تایید حقارت انسان در برابر انسان است .تاکید خود بر دیگری .کینه در لحظه اتفاق می افتد ولحظه ها مقدس تر از آنندکه آلوده به کینه شوند.
کسی به من یاد داد :آنان که رویای نوجوانی ات را می کشند چشم به اسارت جوانی ات دارند وآنان که خواهش امروزت را ندیده می گیرند ،فردا خودت را ندیده خواهند گرفت
یاد گرفتم عشق اگر قیمت پیداکند به بازار می رسدودلالان همه عاشق پیشه می شوند وعشق اگر گران شود روسپیان پروبال می گیرند وارزان شود به ابتذال می رسد وعشق ورزیدن گناه میشود.وجایی که عشق ورزیدن گناه می شود عاشق نماندن گناه بزرگتری است.
یاد گرفتم خودم باشم وبا خودم نا سازگار نباشم ،سازگاری ام را هم برای دیگران عیان نکنم .
یاد گرفتم بزرگترین گناهم این خواهد بود ،که به آنچه میخواهم نرسم
یاد گرفتم…..
سلام خوبی محمد رضا جان !!!!
یادمه توی مرداد ازت پرسیدم معیار خوبی و بدی کار هایی که میکنیم چیه و جوابی که دادی خیلی قشنگ بود چند ماه انرژی و وقت گذاشتم تا تونستم حسش کنم
اینروزای اخر سال داشتم به کل اتفاقاییکه توی دانشگاه توی 7 ترم اتفاق اوفتاده فکر میکردم چند ماه اخره و تمام میشه چند وقته به اون لحظه ای که اونی که دوسش داشتم واسه همیشه میخاد بره فکر میکنم میخواستم بپرسم اون لحظه ای اونی که دوسش داری واسه همیشه میره چه حسی به ادم دست میده؟
اینجا و سایت قبلیتون خیلی بهم کمک کرد تا درک بهتری از زندگی داشته باشم از اینکه هر روز جایی دارم واسه سر زدن خیلی خوشحالم و به وجود استادی مثل شما مینازم
امیدوارم سال جدید سالی پر از دلخوشی و امید وتلاش برای همه هموطنان و دوستان اینجا باشه و بتونیم کشوری سر سیز و اباد بسازیم
آلبرت جان.
اکثر روانشناس ها میگن ریشه همه خوشحالی ها و ناراحتی های آدمها نهایتاً به رابطه عاطفی بر میگرده.
به همین دلیله که ظاهراً فرهنگ شرق دور، هر نوع دلبستگی رو منشاء رنج و وابستگی می دونه و طرد میکنه.
من هیچ کمکی نمی تونم بکنم جز اینکه بهت بگم من هم چند رابطه عاطفی ناموفق داشته ام که تقریباً بدون استثناء، شکستشون به نفهمی و زیاده خواهی های من باز میگشته.
نمیدونم تو چقدر در قطع شدن یا موندن رابطه، اختیار و انتخاب داری اما میتونم بگم زخمی رو که از این مشکل به روح آدم می خوره، کاملاً درک می کنم.
محمدرضا بدجوريي تو اين تصميم موندن که گرفتم شک کردم!
نميدونم اخر سالي دپرس شدم رفت پي کارش..:-\
پرویز جان.
شک مال قبل از تصمیم گرفتنه.
بعد از تصمیم تنها چیزی که می مونه تلاشه.
یک زمانی یک کتاب خوندم به اسم:
Warrior or Worrier? it’s your choice
فکر میکنم تو الان دیگه باید جنگجو باشی تا نگران
اره، قبول دارم که بايد جنگجو باشم، اين روزها همه مي شينيم به.سالي که گذشت فکر مي کنيم، بعد با خودمون مي گيم امسال فلاني هم رفت، بعد اينجتست که شک به.ادم رو ميکنه. دستت درد نکنه جمله اي که نوشتي خيلي برام لازم بود.
امسال يکي از سمينارهات رو اومدم خيلي بهم کمک کرد، و شاگردت شدم(البته هنوز سر هيچ کدوم از کلاسات جز راديو مذاکره نشستم).
سال خوبي داشته باشي
سلام
اجازه ورود میدید قربان؟ 🙂
این خونه مال مهموناشه سمانه. اجازه ورود نمی خواد که! چه برنامه ای داری برای سال جدید؟
استاد عزیز و بزرگم
تشکرهایی که همیشه به خاطر وجود عزیز و بزرگتون دارم ،تمامی ناپذیرند.
تشکرهایی تمامی ناپذیر از کمک های بی دریغتون.
تشکرهایی تمامی ناپذیر به خاطر پیدا کردن دوستانی که همیشه به دنبال اسم دوست داشتنیشون میگردم و منتظر حرف هاشون هستم.
بی اغراق ،از وجود پربرکتتون ممنون و مثل همیشه
ممنونم که هستید
و ممنون که من رو به این خونه ی دوست داشتنی راه دادید
ستاره، این خونه با مهموناش معنی پیدا میکنه. وگرنه خونه آنلاین، اگه مهمون نداشته باشه و فقط اقامت گاه صاحبخونه باشه، میشه یک خونه متروکه.
من از تو ممنونم و از همه دوستانم که زحمت میکشن و به این خونه سر می زنن.
هر چند گاهی صاحبخونه، دیر به دیر دست به سر و روی اون می کشه…
حتی اگه صاحب خونه هم دیر به دیر بیان باز هم ما دلمون خوشه و گرم به بودن این صاحب خونه
سلام استاد خوبم خيلي ممنون كه اين فرصت رو ايجاد كرديد من 4 آرزو دارم براي خودم ، براي شما و همه ي دوستانم تو اين خونه و هر كسي كه اين آرزوها رو ميخونه
1- آرزو دارم همه آدمها تا روزي كه زنده اند در صحت و سلامت جسم و روح زندگي كنند
٢- هيچ كسي طعم تلخ نا اميدي رو نچشه و اميد هميشه در دل انسانها خونه داشته باشه
٣-همه ي آدمها در صلح و دوستي و آرامش زندگي كنند و انسانها در راه رسيدن به كمال از يكديگر پيشي بگيرند
٤- آرزو دارم هر كس هر حاجت و خواسته ايي در سال 92و بخصوص در لحظه ي تحويل سال بر زبان مياورد در صورت خواست و اراده ي خداوند و مصلحت بنده هاش به سرعتي غير قابل باور برآورده شود
آمين
این نوشته ای که جمعه گذشته تو پیجم برای خودم و دوستام نوشتم. “آخرین پنج شنبه سال گذشت، آخرین جمعه سال هم داره می گذره و فردا آخرین شنبه ساله… شنبه روزیه که من اسمشو گذاشتم ” نقطه مجازی شروع اجرای تصمیم ها ” هم من،هم شما قصه های زیادی از “خودمون و شنبه” داریم. شاید این روزای پایانی سال فرصت خوبی باشه برای فکر کردن… فکر کنیم به اون دعاهایی که لحظه تحویل سال می خونیم ، فکر کنیم به خواسته هامون به آرزوهامون و این که چرااا فقط می خوایم… فقط حواسمون باشه با همون نگاه به شروع هفته جدید، به آغاز سال جدید نگاه نکنیم…”
سلام استاد عيدتون مبارك ميشه بگيد اگر با همين تحصيلات تو همين سن تو نقطه صفر بوديد از كجا وچگونه شروع ميكرديد؟جوابتونو به عنوان عيدي ازتون ميخوام اگه ميشه لطفن؟
معصومه جان.
من اگر در نقطه صفر بودم، حتماً دنبال شرایطی میگشتم که بتونم کارمند یک سازمان کوچک باشم.
میگم کارمند چون میتونستم با سرمایه دیگران کار یاد بگیرم.
و میگم کوچک چون در شرکتهای بزرگ کار تخصصیه و هر کسی مسئول یک کار خاص. اما در شرکت کوچک آدم مجبور میشه همه کاری رو یاد بگیره و با اصول مدیریت یک کسب و کار آشنا بشه. ضمن اینکه در شرکتهای کوچک رشد کارکنان جدید سریعتر دیده میشه و عموماً بهتر تشویق میشه.
بعد از مدتی هم به ایجاد یک کسب و کار برای خودم فکر میکردم…
سلام عیدتون مبارک.باآرزوی بهترین ها برای شما.سوال معصومه یجورایی سوال منم بود.دو هفته ای هست که فارغ التحصیل شدم و برای کار در نقطه ی صفرم هنوز.مرسی بخاطر توضیحی که دادین.امیدوارم سال خوبی رو شروع کنید.
زهره جان. برات سالی پر از رشد و موفقیت رو آرزو میکنم. امیدوارم حوصله و تحمل نخستین سالهای سخت و دشوار کار کردن رو داشته باشی، کمی جلوتر، مسیر هموارتر خواهد بود…
ممنون.انگیزه ی خیلی زیادی دارم و تمام انرژیم رو میزارم تا بتونم اونجور که میخوام زندگیم رو ادامه بدم.مطمئنا داشتن یه شغل قدم اوله برام.صحبت های شما یه جور دلگرمی برام.نه فقط برای من قطعا برا بقیه هم اینجوریه.ممنون از شما.
سلام
محمد رضا جان دوست دارم چون تاثیر گذار بودی
راستیتش من بیشتر به اینکه به صحبت های آموزنده و زیبای شما فکر کنم همیشه به این فکر میکنم
شما تو کودکی چه گونه فکر می کردین؟
این مسیر رو چه طور شد انتخای کردین؟
میگن آدم های موفق در بعضی از خصوصیات شبیه هم هستند و اون خصوصیاتشون که متمایزشون کرده اون چیه تو شما؟
من به شخصه انسان هایی مثل شمارو میبینم انرژی میگیرم
منم راهی رو انتخاب کردم شبیه راه شما ولی خیلی نیاز یه پرورش فکری دارم چون اصلا دوست ندارم راه رو اشتباه برم زمان جبران ناپذیر نیست
سلام.
چند تا نکته کوچیک وجود داره.
اول اینکه من واقعاً آدم موفقی محسوب نمیشم. من در بهترین حالت خودم رو یک آدم پر تلاش می دونم.
آدم موفق کسی محسوب میشه که لحظه مرگ بتونه آروم سرش رو زمین بگذاره و احساس کنه مدتی رو که زندگی کرده،
نقش مهمی در بهبود محیط انسانی و اجتماعی و اقتصادی اطرافش داشته و کمترین آسییب رو به اطرافیان رسونده.
اما به هر حال، من یکی از دلایل پر تلاش بودنم رو وضع اقتصادی و اجتماعی معمولی و ضعیف خانوادگی میدونم و احساس اینکه باید خودم راهی رو برای خودم بسازم و خودم تکیه گاه خودم باشم…
سلام .
محمد رضا جان .اول تبریک سال نو خدمت شما دوست خوب.ممنون واسه زحماتی که میکشی .موفق وپایدار باشی
نظرات بسته شده اند