انتظارها مشخص است؛ اما انتخاب با شماست

چند سال پیش مطلبی از ست گادین خواندم که با وجود سادگی، برای من بسیار جذاب و تأثیرگذار بود.

نکته‌ای که در حوزه‌های متنوعی – از مدیریت #برند شخصی تا طراحی محصول جدید – مصداق پیدا می‌کند و حداقل در ذهن من، با آن‌چه تحت عنوان اصالت مطرح کردم نیز در ارتباط است.

حرف ست گادین (نقل به مضمون) این است:

در هر شرایط و وضعیتی، انتظارها کمابیش مشخص است.

انتظار مردم از موبایل (به عنوان یک محصول) مشخص است؛

انتظار مشتری از شیوه‌ی برخورد یک منشی در دفتر پزشک مشخص است؛

انتظار مخاطب از شما تا حد زیادی مشخص است؛

انتظار مهمانی که وارد مهمانی شما می‌شود مشخص است؛

و شما در برابر انتظارهای از پیش تعیین شده، سه گزینه بیشتر ندارید:

  • می‌توانید بکوشید مطابق انتظار موجود رفتار کنید.
  • می‌توانید بکوشید انتظار موجود را تغییر دهید.
  • می‌توانید به‌کلی بر ضد انتظار موجود رفتار کنید و اصلاً به انتظار مخاطب توجه نداشته باشید.

دشواری این سه‌ گزینه به یک اندازه نیست؛

دستاوردهایشان هم متفاوت است؛

واضح است که احتمال موفقیت‌شان هم به یک میزان نیست.

اما اگر بتوانیم دائماً این سه گزینه را پیش رو داشته باشیم و بسته به شرایط، گزینه‌ی مناسب را از میان‌شان انتخاب کنیم، احتمالاً به تدریج خواهیم توانست به عنوان یک فرد، محصول یا کسب و کار، به جایگاه ویژه‌ و متمایزِ مد نظر خود دست پیدا کنیم.

+169
  
فایلهای صوتی مذاکره آموزش زبان انگلیسی آموزش ارتباطات و مذاکره خودشناسی آموزش مدیریت کسب و کار (MBA) کارآفرینی کسب و کار دیجیتال


5 نظر بر روی پست “انتظارها مشخص است؛ اما انتخاب با شماست

  • محسن سعیدی پور گفت:

    محمدرضا میتونیم این گزاره رو برای رویدادها این شکلی بیان کنیم که: در هر رویدادی ،علتهاکما بیش مشخص است؟
    راستش وقتی این مطلب رو خوندم یه چیزی از ذهنم گذشت خیلی مبهم (ناشی از بیسوادیهای خودم)درارتباط با تجزیه وتحلیل هایی که این روزها اتفاق میافته.
    میتونم اینطوری بیانش کنم که :آیا برای هر رویدادی که رخ میدهد ما به عنوان ناظر قادر به شناسایی علت اصلی آن رویداد هستیم ؟یا قادر به شناسایی یک علت با وزن زیاد آن رویداد هستیم ؟ یا سئوال کلی تر اینکه :برای هر رویداد چند علت میتوان متصور شد و چه وزنی میتوان به علتها داد؟
    یک مثال میزنم دیروز بر حسب اتفاق یه مطلب خوندم در ارتباط با اینکه افزایش نرخ دلار یک برنامه از پیش طراحی شده بوده از سمت دولت با هدف حذف نقدینگی ،از اقتصاد،طبق این برنامه دلار باید برسه تا مرز۴۰هزارتومان،و رسیدن نرخ دلار به ۷۰۰۰ هزار تومان بعد از رسیدن به این هدف.
    برای من که از اقتصاد هیچ سر در نمیارم سردرآوردن از اتفاقاتی که این وسط میافتاد یه خورده سخته (همزمانی اجرای طرح با اقدامات ترامپ،پیش بینی مسایل امنیتی در تهران ،هجوم مردم برای خرید دلارو طلا با پولی که در بانکها دارند و تبدیل آنها به دلارو طلا ، خوشحالی آنها از افزایش مجدد قیمت ،مالکیت دولت بر ۱۶۰۰میلیون میلیارد تومان نقدینگی،توقف نرخ رشد دلار و ریزش شدید آن تا ۷۰۰۰ تومان به علت اینکه دیگر کسی پولی برای خرید ندارد)
    به عنوان یک آدم بیسواد میتونم بگم این تجزیه و تحلیل فقط میتونه یک حدس و گمان در بین ۸۰ میلیون حدس و گمان دیگه براشه برای افزایش نرخ دلار و اتفاقات بعدی که افتاده و جواب دادن به این سئوال که آخرش چی میشه؟
    با همین دید میتونم به فرض ،به اندازه ای که دغدغه دارم از اون ۸۰ میلیون ۵ تا تجزیه و تحلیل دیگه رو هم بخونم و مطابق با اونها یا اقدامی انجام بدم و یا پاسخی داشته باشم.
    اما از دید خودم همه ی تجزیه تحلیلها غلط هستند اما بعضی از آنها میتوانند مفید تر باشند.
    ارتباطی که بین سئوال مبهمی که نوشتم و بیان مبهم تری که از سئوال داشتم اینه:
    هر تجزیه وتحلیلی برای یافتن علت وقوع هر رویداد قابل تصور است،اما هیج تجزیه و تحلیلی نمی تواند مدعی باشد که علت تامه وقوع هررویداد رابیان میکند.

  • جواد گفت:

    محمدرضا.
    سلام و خدا قوت. خواستم بگم انتظار ما مخاطبین از یک برند، از یک استاد تمام، از یک مرد با اخلاق اینه که حداقل در این روزای خوب (اصلا منظورم سالروز تولد نیست ها) ی لحظه نگار از روی ماه استادمون داشته باشیم. چون تقریبا یکسالی هست که روی ماهشون رو ندیدیم و صدای گرم اشون رو نشنیدیم. البته امیدوارم این انتظار ما را با گزینه شماره یک پاسخ دهند. خیلی ارادت.

  • على گفت:

    اساسا استفاده از گزینه ها به جاى پیش فرض سبب ایجاد تفکر عمیق تر و آگاهانه است ، در این مورد شاید بیشتر مواقع به گزینه اول که رفتار طبق خواسته مقابل است عمل کنیم ولى اصل تفکر آگاهانه باعث اصلاح و نزدیک شدن برداشت ما و مخاطب از انتظار مى شود و البته در مواقعى سطح بالا ترى از انتظار مخاطب مى تواند تمایزى ماندگار براى ما ایجاد کند.
    در ضمن اون طورى که در بالا خوندم فردا روز تولدتونه که این روز رو به خودم و بقیه شاگرداتون تبریک مى گم.

  • آرام گفت:

    جمعه ششم مهرماه، تولدتون مبارک…

  • سامان گفت:

    محمد رضا ، فکر می کنم این سه گزینه رو بشه تا حدی اینطور تفسیر و ترجمه کرد که:
    گزینه ی اول به “بله” های ما مربوط میشه
    گزینه ی دوم به “دستکاریِ تصویر ما در ذهن دیگران”
    و گزینه ی سوم به “نه” گفتن های ما.
    طبیعتاً،میزان دشواری این سه گزینه از گزینه اول به سوم بالاتر میره.
    فکر می کنم(در واقع حدس میزنم) که در عین اینکه با فقط یکی یا دوتا از این گزینه ها بعیده بشه به اصالت نزدیک شد، بدون عبور از گزینه سوم اصلاً اصیل بودن بی معناست و توخالی. در واقع “خود بودن”، تازه بعد از گزینه سوم شروع میشه.
    حالا که دارم کوپن یک کامنتمو می سوزونم بذار یه چیز دیگه هم بگم:)
    فکر می کنم زمانی میشه گفت که کسی “برند شخصی” قوی ای داره که گزینه دوم رو اونقدر شفاف و خوب دستکاری کرده باشه که دیگران، خودشون گزینه های اول و سوم رو با خطای کمی تشخیص بدن.

  • دیدگاهتان را بنویسید (مختص دوستان متممی با بیش از 150 امتیاز)

    لینک دریافت کد فعال

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *