افکار جالبی مطرح میشه خوشم اومد ولی کاش این مباحث از حالت ایزوله و انفرادی خارج میشد و به صورت عملی و جمعی مطرح میشد.با تشکر از مطالب جالبتون
sima ۳۰ مرداد، ۱۳۹۳ - ۱۶:۴۳
گاهی اوقات هم آدم انقدر کرخت میشه به خاطر ترس یا ناامیدی که اصلا یادش میره چه رویاهایی داشته ای کاش در مورد این هم مطلب بذارید.
الناز.د ۱۱ خرداد، ۱۳۹۲ - ۱۳:۰۱
تا زمانی که از ترس فرار کنی اون با سرعت بیشتری به دنبالت میاد و تمام وجودت و فرا میگیره …فقط کافی چند قدم با جسارت بهش نزدیک بشی میبینی که تنها یه تصویر موهوم بود…
(و البته این جسارت گاه رنگ حماقت میگیره که تصویر موهوم و واقعی تر از هر زمانی نشون میده و تفاوت مهم تشخیص این دو از هم)
پیمان مهربانی ۱۰ خرداد، ۱۳۹۲ - ۱۹:۲۵
فرار و تعقیب…
زیبا و عمیق بود محمد رضا
لیلا ۱۰ خرداد، ۱۳۹۲ - ۱۷:۴۰
سلام بله واقعا با وجود ترس نمیشه رویایی رو تعقیب کرد.
محمدرضا ۹ خرداد، ۱۳۹۲ - ۱۶:۰۸
سلام.برای روبه رو شدن با ترس ها باید لیستی درست کرد از تمام ترس های زندگی.دارم در موردش فکر می کنم…. .
نويد ۹ خرداد، ۱۳۹۲ - ۱۲:۱۲
ياد اون بيست كلمه افتادم ………..
ميگن اسب هاي آبي رويا نميبينن………
حلقه ي وصل رويا و زندگي واقعي و ايجاد ارتباط بين اونها سخته ….حركت از روياهاي عميق به واقعيت و برعكس!!!
Nima ۹ خرداد، ۱۳۹۲ - ۱۱:۵۳
سلام
وقتی فکرشو میکنی میبینی واقعا درسته.
ولی برخی هم هستند که اصلا به هیچ چیز اهمیت نمیدند و برایشان حال و آینده اهمیتی نداره.البته این افراد اقلیتند ولی وجود دارند.
نظر شما چیه استاد؟
محمد مهدی مخملباف ۹ خرداد، ۱۳۹۲ - ۱۰:۱۰
ما هنوز یاد نگرفتیم رویا برای خودمون بسازیم
بی انگیزگی و احساس بی هدفی نمی دازه بریم تعقیب کنیم رویاهای که نیستن
سهیلا ۹ خرداد، ۱۳۹۲ - ۹:۲۵
سلام
من از دسته اولم مخصوصا در مورد مسایل عاطفی و مالی که در مورد اولی باعث شده ارتباطاتم رو با بهانه های مختلف سریع کات کنم ودر مورد مسایل مالی ترسم باعث زیاد کار کردن و موفقیت شده اما اضطراب ناراحت کننده دایمی رو در این مورد دارم . برای مدیریت بهتر این ترسها کتاب وکلاس یا منبعی رو میتونید معرفی کنید ؟
ممنون
shabanali ۹ خرداد، ۱۳۹۲ - ۱۰:۰۳
دارم یک لیست کتاب تدوین میکنم سهیلا.
به زودی روی سایت میگذارم.
اونایی که زندگیشون روصرف تعقیب رویاهاشون میکنن…ابتدا با ترسهاشون مواجه میشن…به اونا آگاه میشن می پذیرنشون و می دونن این ترسها در گذشته ریشه داره …:) الانه دارم کتاب شجاعت دبی فوردو میخونم
رها(اسفند) ۹ خرداد، ۱۳۹۲ - ۷:۴۲
و برخی،هم از ترس هایشان فرار و هم رویاهایشان را تعقیب می کنند…….
13 دیدگاه
افکار جالبی مطرح میشه خوشم اومد ولی کاش این مباحث از حالت ایزوله و انفرادی خارج میشد و به صورت عملی و جمعی مطرح میشد.با تشکر از مطالب جالبتون
گاهی اوقات هم آدم انقدر کرخت میشه به خاطر ترس یا ناامیدی که اصلا یادش میره چه رویاهایی داشته ای کاش در مورد این هم مطلب بذارید.
تا زمانی که از ترس فرار کنی اون با سرعت بیشتری به دنبالت میاد و تمام وجودت و فرا میگیره …فقط کافی چند قدم با جسارت بهش نزدیک بشی میبینی که تنها یه تصویر موهوم بود…
(و البته این جسارت گاه رنگ حماقت میگیره که تصویر موهوم و واقعی تر از هر زمانی نشون میده و تفاوت مهم تشخیص این دو از هم)
فرار و تعقیب…
زیبا و عمیق بود محمد رضا
سلام بله واقعا با وجود ترس نمیشه رویایی رو تعقیب کرد.
سلام.برای روبه رو شدن با ترس ها باید لیستی درست کرد از تمام ترس های زندگی.دارم در موردش فکر می کنم…. .
ياد اون بيست كلمه افتادم ………..
ميگن اسب هاي آبي رويا نميبينن………
حلقه ي وصل رويا و زندگي واقعي و ايجاد ارتباط بين اونها سخته ….حركت از روياهاي عميق به واقعيت و برعكس!!!
سلام
وقتی فکرشو میکنی میبینی واقعا درسته.
ولی برخی هم هستند که اصلا به هیچ چیز اهمیت نمیدند و برایشان حال و آینده اهمیتی نداره.البته این افراد اقلیتند ولی وجود دارند.
نظر شما چیه استاد؟
ما هنوز یاد نگرفتیم رویا برای خودمون بسازیم
بی انگیزگی و احساس بی هدفی نمی دازه بریم تعقیب کنیم رویاهای که نیستن
سلام
من از دسته اولم مخصوصا در مورد مسایل عاطفی و مالی که در مورد اولی باعث شده ارتباطاتم رو با بهانه های مختلف سریع کات کنم ودر مورد مسایل مالی ترسم باعث زیاد کار کردن و موفقیت شده اما اضطراب ناراحت کننده دایمی رو در این مورد دارم . برای مدیریت بهتر این ترسها کتاب وکلاس یا منبعی رو میتونید معرفی کنید ؟
ممنون
دارم یک لیست کتاب تدوین میکنم سهیلا.
به زودی روی سایت میگذارم.
اونایی که زندگیشون روصرف تعقیب رویاهاشون میکنن…ابتدا با ترسهاشون مواجه میشن…به اونا آگاه میشن می پذیرنشون و می دونن این ترسها در گذشته ریشه داره …:) الانه دارم کتاب شجاعت دبی فوردو میخونم
و برخی،هم از ترس هایشان فرار و هم رویاهایشان را تعقیب می کنند…….
نظرات بسته شده اند