با وجودی که همیشه با کتاب مأنوس بودهام و بخش بزرگی از زندگیام به خواندن و نوشتن گذشته و میگذرد، و اگر دینی به جای تفریح و عیش و نوش، وعدهٔ بهشتی پر از کتاب میداد، بیتردید به آن ایمان میآوردم، متوجه نمیشوم که چرا گاهی عدهای کتاب نخواندن دیگران را دستمایهٔ طنز، تحقیر، ملامت و تمسخر قرار میدهند. کتاب خواندن برای بسیاری از حرفهها ضروری است (و گاهی میشود فردی را با توجه به حرفهاش، بهخاطر نخواندن کتاب ملامت کرد). کتاب در زندگی فردی هم میتواند دریچهای رو به جهان بگشاید یا به تجربهٔ ما از حضور در جهان، عمق ببخشد. اما انسانهای بسیاری هستند که واقعاً میتوانند بدون کتاب سر کنند و دانستهها و تجربهٔ لازم برای یک زندگی متعارف را از طریق تعاملات اجتماعی، گفتگو با دیگران و دیدن فیلم یا گوش دادن موسیقی یا هزاران روش …
کتابخوانی
طاهره زیر مطلبی که با عنوان از عشق به مقیاس تا ایران مال نوشته بودم یادآوری کرد که ظاهراً زمانی قول دادهام عکسی از کتابخانهام در روزنوشتهها بگذارم. البته قبلاً به بهانههای مختلف چنین کاری کردهام، اما ظاهراً موضوع اصلی «عکس با کیفیت» است که بتوان در آن عنوان کتابها را دید. با بررسی آرشیو عکسهایم دیدم چند عکس دارم که کاملاً جدید نیستند؛ اما قدیمی هم نیستند و شاید بهکار بیایند. فقط به خاطر داشته باشید که من الزاماً همهی کتابهایی را که در این تصاویر میبینید، توصیه نمیکنم و برای مطالعه مناسب نمیدانم. حتی محتوای تعدادی از آنها را ضعیف و بعضاً بهکلی نادرست میدانم. بعضی از اینها هدیه هستند و انتخاب من نبودهاند؛ برخی دیگر را هم پس از خریدن و خواندن، نپسندیدهام. اما به علتها و ملاحظات مختلف (و گاهی از سر بیحوصلگی برای مرتب کردن کتابها) …
کاربرد منابع و مآخذ برای کسی که زبانش ضعیف است چیست؟
در حاشیهی بحثی که دربارهی اهمیت منابع و مآخذ با عنوان کتابهای دُمبریده مطرح کردم، سوالها و نکات متعددی وجود دارد که لازم است به آنها پرداخته شود. این مطلب را به یکی از سوالهایی که ممکن است در ذهن تعدادی از دوستانم شکل گرفته باشد، اختصاص دادهام. اجازه بدهید این سوال را به شکل زیر مطرح کنم: دربارهی اهمیت اشاره به منابع و مآخذ، بحثی ندارم. اما در ترجمهها و نیز بعضی کتابهای فارسی، غالب منابع به زبان انگلیسی هستند. من زبانم قوی نیست و اساساً علت مراجعهام به ترجمههای فارسی همین است (و گرنه کتاب زبان انگلیسی را میخواندم). با این اوضاع، چرا باید به بخش منابع و مآخذ حساس باشم؟ ضمن اینکه ناشر با حذف این منابع و مآخذ، کتاب را ارزانتر کرده و به دست من رسانده است و با این کار، خرید کتاب برایم سادهتر …
کتابهای دمبریده – دربارهی اهمیت توجه به منابع و مآخذ و ارجاع
پیشنوشت: ترجیح میدادم که این مطلب را در زمانی دیگر، با حوصله و سر فرصت بنویسم. اما به خاطر نزدیک شدن ایام نمایشگاه کتاب، حس کردم شاید الان زمان مناسبتری برای نوشتن آن باشد. چون با توجه به بالا رفتن قیمت کتاب و محدود بودن بودجهای که اغلب ما برای خرید کتاب در نظر میگیریم، توجه به منابع و مآخذ میتواند یکی از مولفهها در تصمیمگیری برای انتخاب و خرید کتاب باشد. تلاش میکنم در اولین فرصت، چند عکس و نمونه از کتابهای مختلف هم به این مطلب اضافه کنم. بنابراین فعلاً آن را در حد یک چرکنویسِ غیردقیقِ ناقص در نظر بگیرید. اهمیت ارجاع و استناد در نوشتههای غیرتخیلی کلمههای Cite و Citation، برای همهی آنهایی که مطالعهی علمی و دانشگاهی داشتهاند آشناست. آن را میتوان به ارجاع یا استناد ترجمه کرد. به این معنا که نویسنده وقتی مطلبی را از منبع دیگری …
از کتاب انسان خداگونه تا ۲۱ درس نوح هراری (هنوز در حال تکمیل)
این نوشته ناقص است و به تدریج تکمیل میشود. نوع مطلب: گفتگو با دوستان برای: احسان بیرانوند موضوع بحث: احسان اخیراً کامنتهای متعددی در روزنوشتهها داشته که فرصت نشده بود به آنها بپردازم. به همین علت، تصمیم گرفتم همه را یککاسه کنم و در اینجا کمی در مورد آنها بنویسم. ضمناً من پیش از این چیزی شبیه معرفی، دربارهی کتاب انسان خردمند نوشته بودم که اگر آن را نخواندهاید، شاید خواندنش در کنار این نوشته مناسب باشد. خصوصاً اینکه حرفها و دیدگاههای مثبت را در آنجا گفتهام و آنچه برای اینجا مانده، بیشتر از جنس نگاه انتقادی خواهد بود. وبلاگ احسان: احتمالاً میدانید که احسان وبلاگی هم به نام Philothinkers دارد که فکر میکنم اگر بخواهید از روزمرگی فاصله بگیرید و خوراکهایی برای فکر کردن داشته باشید، بهنظرم خواندنش یکی از گزینههای خوب است. [toggle title=”بخشهایی از صحبتهای احسان (کلیک کنید)”] الان که شرح دردسرهای سریال دیدنتو …
هفت قسمت قبلی این بحث: کتابهای مرجع – اولین نسل از کتابهای کاغذی که منقرض شدند درباره جهان کتابها درباره روش کتابخوانی (ما کتاب نمیخوانیم) نکاتی در مورد کتاب و کتابخوانی (روایتی از نکاتی که دوستان عزیزم مطرح کردند) لااقل در مدرسه بمان و بدُزد (چه شد که به هر شکلی از کتابخوانی راضی شدیم) به جای کتاب خواندن چه کاری انجام میدهید؟ یادداشت برداری من از حرفهای دوستانم در مورد کتاب با ظهور ابزار جدید، معمولاً لازم است فعالیت قدیمی دوباره تعریف شود برای قرنها، وقتی از کتاب و کتابخوانی صحبت میکردیم، مشخص بود از چه چیزی صحبت میکنیم. اما امروز این پرسش، پاسخ شفافی ندارد. علت هم – همچنانکه همه میدانیم – تغییر ابزارهاست. کتاب خواندن زمانی، خواندن کلمات مکتوبی بود که روی کاغذ گردآمده بودند و با ابزار صحافی به بند کشیده شده بودند. هر کتابی ابتدایی …
کتابهای مرجع – اولین نسل از کتابهای کاغذی که منقرض شدند
شش قسمت قبلی این بحث: درباره جهان کتابها درباره روش کتابخوانی (ما کتاب نمیخوانیم) نکاتی در مورد کتاب و کتابخوانی (روایتی از نکاتی که دوستان عزیزم مطرح کردند) لااقل در مدرسه بمان و بدُزد (چه شد که به هر شکلی از کتابخوانی راضی شدیم) به جای کتاب خواندن چه کاری انجام میدهید؟ یادداشت برداری من از حرفهای دوستانم در مورد کتاب اگر بخواهیم جهان کتاب را به سرزمینهای مختلفی تقسیم کنیم، قطعاً سرزمینی بزرگ و فاخر به کتابهای مرجع اختصاص خواهد یافت. کتابهایی که محلِ مراجعه هستند و مورد استناد قرار میگیرند و از آنها در مطالعات و تحقیقات استفاده میشود. شاید واژهنامهها نمونههای خوبی باشند. این نوع کتابها در زبان انگلیسی حدود پنج قرن قدمت دارند. در یونان باستان هم وجود داشتهاند و در عربی هم، نمونههایی مثل کتاب العین را داریم که دوازده قرن قبل توسط فراهیدی نوشته …
پنج قسمت قبلی این بحث: درباره روش کتابخوانی (ما کتاب نمیخوانیم) نکاتی در مورد کتاب و کتابخوانی (روایتی از نکاتی که دوستان عزیزم مطرح کردند) لااقل در مدرسه بمان و بدُزد (چه شد که به هر شکلی از کتابخوانی راضی شدیم) به جای کتاب خواندن چه کاری انجام میدهید؟ یادداشت برداری من از حرفهای دوستانم در مورد کتاب مقدمه گزارهی اول: ما کتاب میخوانیم. گزارهی دوم: ما کتاب نمیخوانیم. گزارهی سوم: ما باید بیشتر کتاب بخوانیم. گزارهی چهارم: ما همین الان هم کم نمیخوانیم. گزارهی پنجم: کتاب گران است. گزارهی ششم: کتاب به نسبت بسیاری از هزینههای دیگر ارزان است. گزارهی هفتم: طبیعی نیست که مردم ما کم کتاب میخوانند. گزارهی هشتم: اصلاً چرا باید انتظار داشته باشیم که زیاد کتاب خوانده شود؟ گزارهی نهم: حالا که مردم به سمت کتاب نمیروند باید کتاب را به نزد مردم آورد! (مقاله مربوط به اینجاست و علامت تعجب را بنده در …
به جای کتاب چه میخوانید؟ (یادداشت برداری از حرف دوستانم)
چهار قسمت قبلی این بحث: درباره روش کتابخوانی (ما کتاب نمیخوانیم) نکاتی در مورد کتاب و کتابخوانی (روایتی از نکاتی که دوستان عزیزم مطرح کردند) لااقل در مدرسه بمان و بدُزد (چه شد که به هر شکلی از کتابخوانی راضی شدیم) به جای کتاب خواندن چه کاری انجام میدهید؟ آنچه در ادامه میخوانید، یادداشتهایی است که من پس از خواندن نظرات دوستانم نوشتهام. الزاماً روایت دقیق حرف دوستانم نیست. اما نکاتی است که همزمان با خواندن حرف آنها ثبت کردم. آنها را اینجا مینویسم تا ادامه دادن مسیر نگارش این سلسله مطالب برایم سادهتر شود. برخی از ویژگیها و کارکردهای کتاب [icon name=”chevron-left” class=”” unprefixed_class=””] فراهم آوردن فضای اندیشیدن در خلوت و به تعبیر دیگر تجربه انفرادی جهان [icon name=”chevron-left” class=”” unprefixed_class=””] وادار کردن ما به تفکر است. [icon name=”chevron-left” class=”” unprefixed_class=””] یک پیام یک طرفه (منولوگ) انگیزههای کتابخوانی [icon name=”chevron-left” class=”” …
به جای کتاب خواندن چه کار دیگری انجام میدهید؟
پیش نوشت یک: این نوشته، در ادامهی چند نوشتهی دیگر است که فکر میکنم مناسب است قبل از خواندن این مطلب خوانده شوند: درباره روش کتابخوانی (ما کتاب نمیخوانیم) نکاتی در مورد کتاب و کتابخوانی (روایتی از نکاتی که دوستان عزیزم مطرح کردند) لااقل در مدرسه بمان و بدُزد (چه شد که به هر شکلی از کتابخوانی راضی شدیم) پیش نوشت دو (برای این مطلب و مطالب آتی در این زمینه): این نوشته (و برخی دیگر از مطالبی که در این زمینه در آینده خواهم نوشت) بیش از آنچه که عرفِ نوشتههایی از این سبک است، شخصی هستند. نمیتوانم ادعا کنم که حرفهایی علمی هستند (به این معنا که تحقیقی رسمی و روشمند برایشان انجام شده). بلکه بیشتر از جنس درون نگری محسوب میشوند. به این معنا که سعی کردهام به عنوان کسی که با کتاب بزرگ شده و با کتاب زندگی کرده، …
