دی ماه سال گذشته در پاسخ به پرسشی که مصطفی خودمانی عزیز مطرح کرده بود، مطلبی نوشتم با عنوان «مقدمهای بر مقدمهٔ کتاب چرا ملتها شکست میخورند.» در آن مطلب به سوال مصطفی پاسخ ندادم و صرفاً با اشاره به مباحثی که داگلاس نورث و چارلز تیلی مطرح میکنند، توضیح دادم که درک آقای احمد میدری از مفهوم «انحصار در حوزهٔ امنیت» دقیق نیست یا اگر هست، لااقل شکل بیانشان میتوانست بهتر باشد. کسانی مثل تیلی و نورث، انحصار در تأمین امنیت را نقد نمیکنند. قرار نیست تأمین امنیت، یک بازار باشد و سازمانها با هم بر سر امنیت ملت رقابت کنند. تأمین امنیت در کشورها معمولاً انحصاری است یا حداکثر در اختیار چند سازمان محدود است. مثلاً در آمریکا: FBI و CIA و DoD (سازمانهایی مثل NSA و DIA و NGA و … همگی زیرمجموعهٔ DoD هستند). موضوع این …
کتاب
مقدمهای بر مقدمهٔ کتاب چرا ملتها شکست میخورند؟
مصطفی خودمانی زیر مطلبی که از کتاب مفتش اعظم نقل کرده بودم، موضوعی را با ارجاع به کتاب چرا ملتها شکست میخورند مطرح کرده بود که احساس کردم به علت طولانی بودن پاسخ، به جای نوشتن در قالب کامنت، بهتر است آن را در یک مطلب مستقل بنویسم. ابتدا حرفهای مصطفی را میآورم: امروز داشتم مقدمه کتاب « چرا ملت ها شکست می خورند؟ » رو میخوندم که به این جمله برخوردم : « انحصار در تامین امنیت، به انحصار در بازار سیاست و اقتصاد منجر میشود.» این سوال برام پیش اومد که چه روندهایی باید در یک جامعه شکل بگیرند، تا این انحصار شکسته شود؟ حالا یا شکستن انحصار در تامین امنیت و یا شکسته شدن انحصار در سیاست و اقتصاد به صورت مستقل. و این که به نظر شما این روندها بیشتر جنبهی فرهنگی یا سیاسی یا اجتماعی …
کاربرد منابع و مآخذ برای کسی که زبانش ضعیف است چیست؟
در حاشیهی بحثی که دربارهی اهمیت منابع و مآخذ با عنوان کتابهای دُمبریده مطرح کردم، سوالها و نکات متعددی وجود دارد که لازم است به آنها پرداخته شود. این مطلب را به یکی از سوالهایی که ممکن است در ذهن تعدادی از دوستانم شکل گرفته باشد، اختصاص دادهام. اجازه بدهید این سوال را به شکل زیر مطرح کنم: دربارهی اهمیت اشاره به منابع و مآخذ، بحثی ندارم. اما در ترجمهها و نیز بعضی کتابهای فارسی، غالب منابع به زبان انگلیسی هستند. من زبانم قوی نیست و اساساً علت مراجعهام به ترجمههای فارسی همین است (و گرنه کتاب زبان انگلیسی را میخواندم). با این اوضاع، چرا باید به بخش منابع و مآخذ حساس باشم؟ ضمن اینکه ناشر با حذف این منابع و مآخذ، کتاب را ارزانتر کرده و به دست من رسانده است و با این کار، خرید کتاب برایم سادهتر …
کتابهای دمبریده – دربارهی اهمیت توجه به منابع و مآخذ و ارجاع
پیشنوشت: ترجیح میدادم که این مطلب را در زمانی دیگر، با حوصله و سر فرصت بنویسم. اما به خاطر نزدیک شدن ایام نمایشگاه کتاب، حس کردم شاید الان زمان مناسبتری برای نوشتن آن باشد. چون با توجه به بالا رفتن قیمت کتاب و محدود بودن بودجهای که اغلب ما برای خرید کتاب در نظر میگیریم، توجه به منابع و مآخذ میتواند یکی از مولفهها در تصمیمگیری برای انتخاب و خرید کتاب باشد. تلاش میکنم در اولین فرصت، چند عکس و نمونه از کتابهای مختلف هم به این مطلب اضافه کنم. بنابراین فعلاً آن را در حد یک چرکنویسِ غیردقیقِ ناقص در نظر بگیرید. اهمیت ارجاع و استناد در نوشتههای غیرتخیلی کلمههای Cite و Citation، برای همهی آنهایی که مطالعهی علمی و دانشگاهی داشتهاند آشناست. آن را میتوان به ارجاع یا استناد ترجمه کرد. به این معنا که نویسنده وقتی مطلبی را از منبع دیگری …
هفت قسمت قبلی این بحث: کتابهای مرجع – اولین نسل از کتابهای کاغذی که منقرض شدند درباره جهان کتابها درباره روش کتابخوانی (ما کتاب نمیخوانیم) نکاتی در مورد کتاب و کتابخوانی (روایتی از نکاتی که دوستان عزیزم مطرح کردند) لااقل در مدرسه بمان و بدُزد (چه شد که به هر شکلی از کتابخوانی راضی شدیم) به جای کتاب خواندن چه کاری انجام میدهید؟ یادداشت برداری من از حرفهای دوستانم در مورد کتاب با ظهور ابزار جدید، معمولاً لازم است فعالیت قدیمی دوباره تعریف شود برای قرنها، وقتی از کتاب و کتابخوانی صحبت میکردیم، مشخص بود از چه چیزی صحبت میکنیم. اما امروز این پرسش، پاسخ شفافی ندارد. علت هم – همچنانکه همه میدانیم – تغییر ابزارهاست. کتاب خواندن زمانی، خواندن کلمات مکتوبی بود که روی کاغذ گردآمده بودند و با ابزار صحافی به بند کشیده شده بودند. هر کتابی ابتدایی …
نام مدرسهای که کلاس اول تا چهارم دبستان را در آن درس خواندم، شیخ طوسی بود. مدرسهای کوچک و دولتی در جنوب شرق تهران. نزدیک به خیابان هفدهم شهریور و پایینتر از جایی که امروز به بزرگراه محلاتی شناخته میشود و آن سالها، کوچهای باریک بیش نبود. شاید علت اینکه در میان خیل بزرگان ایران و اسلام، به او کمتر از بسیاری دیگر ارادت داشتهام و دارم، این است که شیخ طوسی را بیش از آنکه به واسطهی خدماتش به اسلام بشناسم، به عنوان ساختمانی قدیمی در خیابان مخبر در جنوب شرق تهران به خاطر دارم که بهترین سالهای کودکیام را – مانند بسیاری از مدارس دیگر در بسیاری از نقاط جهان – بلعید و هرگز پس نداد. میانْ توضیح: همیشه گفتهام که کاش بیشتر دقت کنیم که اسم چه کسانی را روی چه چیزهایی میگذاریم. چون تاثیر نامها بر اشیاء …
کتاب و کتابخوانی – فهرست برخی از نکته های مطرح شده
معمولاً برای اینکه یادم بماند چه نکتههایی در زیر مطالب روزنوشته مطرح میشود، هر نکته را در حد یک جمله یادداشت میکنم. از آنجا که در قسمت اول بحث روش کتابخوانی، نکتههایی متنوعی مطرح شد و من هم قصد دارم این بحث را ادامه دهم، احساس کردم بهتر است فهرستی را که نوشتهام در اینجا منتشر کنم تا بقیهی دوستان هم به آن دسترسی داشته باشند. در تنظیم این فهرستها، معمولاً به اینکه کدامیک از دوستانم، یک نکته را مطرح کردهاند توجه نمیکنم. همچنین ثبت نمیکنم که گوینده، در تایید آن نکته صحبت کرده یا در رد آن. موافقت یا مخالفت خودم با هر نکته را هم ثبت نمیکنم. صرفاً موضوعات مطرح شده را – در حدی که بعداً بتوانم آنها را به خاطر بیاورم – فهرست میکنم. ضمناً در نوشتن و خلاصه کردن، تداعیهای ایجاد شده هنگام خواندن صحبتهای دوستانم …
خالق کارتون بالا: هیجابی دمیرچی (کاریکاتوریست ترک) آنچه در اینجا مینویسم از جنس مطالب گفتگو با دوستان است. بنابراین بسیاری از ویژگیهای آن نوع مطالب، عملاً در این نوشته هم وجود دارد: نه سر و سامان و ساختاری دارد و نه در آن کوشیدهام حرف جدیدی بزنم. صرفاً مجموعه حرفهایی دوستانه است که در پاسخ دوستانم مینویسم. به امید اینکه فضایی برای فکر کردن بیشتر، گفتگوهای دقیقتر و شاید تغییری در نگاه و نگرشمان ایجاد شود و بهانهای شود تا دوستان خوبم، حرفها و ایدههای جدیدی را مطرح کنند و این نوع گفتگوها، کاملتر شوند. بنابراین، تکراری بودن یا واضح بودن بخشهای مختلف این نوشته را ببخشید و زمانی آن را مطالعه کنید که کار مفیدی برای انجام دادن در ذهن ندارید.
درباره کتاب: به مناسبت هفته کتاب و کتابخوانی – قسمت اول
پیش نوشت یک: کلاً این مناسبتها (از هر نوع) به نظرم یک پیام پنهان دارند. اونهم اینه که دارن به یک چیزی که فراموش شده یا داره فراموش میشه اشاره میکنند. عموم مناسبتها، تلاش و تقلای مذبوحانه برای حفظ (یا وانمود به حفظ) چیزی هستند که حفظ کردنش تفاوت چندانی با مومیایی کردنش نداره. چیزی که وجود داره و در زندگی جاریه، بعیده نیازمند بزرگداشت و نکوداشت و برگزاری روز و هفته و این چیزها باشه. چرا ما الان هفتهی «آدم بودن» نداریم؟ چون لابد هنوز فکر میکنیم که چنین چیزی باید هر روز و هر لحظه در زندگی جاری باشه و اعلام هفته به عنوان «آدم بودن» (اگر چه ضروری و قابل توجیه هست) اما نوعی نامگذاری توهین آمیز محسوب میشه. به هر حال، حس من به هفته کتاب و کتابخوانی هم چنین چیزیه. پیش نوشت دو: در طول این سالها …
بهشت، اگر در کنار جوی شیر و عسل و اکواب و اباریق، کتابخانهی بزرگی نداشته باشد، چیزی کم دارد. آیندهی کتاب کاغذی، چیزی است که در موردش گمانه زنیهای زیادی مطرح میشود. من هم یک بار در پاسخ به دوست خوبمان خانم منیر محمدی، حدسیات و توضیحاتم را به این شکل نوشتم. البته همین الان هم که فکر میکنم، کتاب محصولی لوکس شده. چون وقتی میتوان با یک اکانت Scribd یا Kindle یا سرویسهای مشابه، با قیمت نسبتاً مناسبی به منابع دسترسی داشت (یا Pdf های رایگان را جستجو کرد) همین الان هم، خریدن کتاب به قیمت هر عدد بین 50 تا 500 هزارتومان، به نظرم عملاً همان معنا را دارد. اگر این فرض را بپذیریم، شاید بتوان گفت همین که امروز کتاب فروشیها در سراسر جهان همچنان وجود دارند و رونق خود را حفظ کردهاند، یعنی اینکه چند سال …
