قبلاً مطلبی در مورد بیل گیتس و اسنپ و صنف اتومبیلهای کرایه نوشته بودم. دیدم در گزارش جدیدی که از دیدگاههای بیل گیتس منتشر (تکمیل و به روز) شده، دیدگاهی با ادبیات کاملاً متفاوت مطرح شده است. او این بار – با تغییری مهم و جدی – میگوید: این روباتها مثل Microsoft Excel هستند. اینها اگر هم چند شغل را از بین میبرند، شغلهای جدید ایجاد میکنند. از خواندن این گزارش در وال استریت ژورنال خوشحال شدم. موضع گیری قبلی بسیار نگرانکننده بود (حتی اگر روبوتکس، قابل دفاع باشد، کسی که در تمام عمر خود روبوتکس نداده، منطقی نیست از آن دفاع کند). امیدوارم در اطراف صنف اتومبیل کرایهی ما هم کسانی باشند که زودتر به این دوستان کمک کنند تا شرایط جدید را درک کنند. پی نوشت: گزارش وال استریت، یک ویژگی مهم و ارزشمند دارد. به ما یادآوری …
بیل گیتس
بیل گیتس و صنف اتومبیل کرایه همصدا و همداستان با هم
پیش نوشت یک: این مطلب یک مقالهی تحلیلی طولانی نیست. صرفاً اشاره به نکتهای است که به نظرم ارزش فکر کردن دارد. پیش نوشت دو: من قبلاً در جایی از بیل گیتس و ملیندا گیتس با احترام و به صورت بسیار مثبت تحت عنوان مومنان عصر بیایمانی یاد کردهام. در مورد اسنپ و تپسی هم، یک بار در مطلبی تحت عنوان اسنپ یا تپسی؟ مسئله این نیست، کمی نوشتهام. در مورد چالش اخیری که بین شرکتهای اسنپ و تپسی با کسب و کارهای سنتی وجود دارد هم، به نظرم مطلبِ اسنپ آمریکایی اعدام باید گردد در عصر ایران، مطلب خوبی است. اگر هم کامل نباشد، نقطهی شروع خوبی برای فکر کردن محسوب میشود. بنابراین، اینجا صرفاً نکتهی کوچکی را که در ذهن داشتم مطرح میکنم و قصد ندارم نگاهی همه جانبه به این چالش و این نوع چالشها داشته باشم. اصل ماجرا: صنفی …
نخستین باری که متن کاملی از حرفهای غیر تکنولوژیک بیل گیتس را خواندم، سال گذشته بود. زمانی که بیل گیتس، اقدامات گوگل را برای نصب بالنهای متعدد در آفریقا برای ایجاد یک شبکه اینترنت وایرلس، نقد میکرد. بیل گیتس به بلومبرگ گفت: «من خیلی تحت تاثیر این اقدام خیرخواهانه قرار نگرفتم. توسعه اینترنت بیشتر به گوگل کمک میکند تا آفریقا. نمیدانم چه احساسی خواهم داشت وقتی در حال مرگ از بیماری مالاریا هستم و به آسمان نگاه میکنم و بالنهای اینترنت گوگل را میبینم. توسعه زیرساخت برای بهبود کیفیت زندگی انسانها مهم است. اما تشخیص اولویت و فوریت، مهمتر است». گاهی به شوخی میگویم که خوشحالم مایکروسافت آمریکایی بود و نه فرانسوی. و خوشحالم که مایکروسافت در ایران فعالیت مستقیم نکرده است. شاید اخلاقشان عوض میشد. شاید مجبور میشدیم روی صفحهی مایکروسافت کلیک کنیم تا به ازاء هر 100 کلیک، …
