پیش نوشت: دیروز با یکی از دوستانم گفتگوی کوتاهی درباره مهاجرت و ادامه تحصیل داشتم که حس کردم بد نیست آن را در اینجا هم نقل و ثبت کنم. لازم به تکرار نیست که آنچه مینویسم، مثل همیشه یک دیدگاه شخصی است و بر تحقیق و مطالعه هم استوار نیست. بنابراین، میتوان آن را صرفاً به عنوان یک «نظر» و نه یک «نظریه» محسوب کرد. مفروضات: دوستم میگفت که علاقمند به مهاجرت است و تصمیم گرفته است که ادامهی زندگی خود را در نقطهی دیگری از جهان بگذراند. آنچه به عنوان «موضوعِ انتخاب» در ذهن داشت، شیوه و فرایند این مهاجرت بود. برای او، ادامهی تحصیل آکادمیک هم گزینهی جذاب یا مطلوبی نبود به راه اندازی و توسعهی کسب و کار در نقطهی دیگری از جهان فکر میکرد. اصل مطلب: به عنوان یک دیدگاه شخصی، بر این باور هستم که ادامه تحصیل میتواند بهانه …
برچسب:
مهاجرت
شاید نیمی از نامههایی که در حوزهی تصمیمهای زندگی از جوانان دریافت میکنم، نشاندهندهی وضعیتی است که آنها انتخاب خود را میدانند اما به دلیل فشارها و محدودیتهای والدین مسیر دیگری را ادامه دادهاند یا میدهند یا به دلیل همین تناقض، در مسیر زندگی متوقف شدهاند. این متن خطاب به آن والدین است و تقدیم به پدر و مادرم که اگر چه تحصیلات رسمی بسیار کمی داشتند، اما به من حق انتخاب و زندگی دادند. شاید به این دلیل که «شعور غیرطبیعی» پدر و مادر بودن در آنها بسیار بیشتر از «شور طبیعی» پدری و مادری بوده و هست. ————————————————————————————————————————————————————————— هر کس محبت شما را انکار کند انسان نیست. هر کس فداکاریهای شما را نبیند و نگوید، نابینا است.
