صاحبخانهی گرامی برایم از باغ خانهمان گل چیده بودند و هدیه آورده بودند. خواستم به عنوان قدردانی، گل را جایی جا دهم و عکس بگیرم و برایشان بفرستم (خودم با گل چندان میانهای ندارم و …
-
-
پیش نوشت: از بین #زنگ تفریحهای متمم (حداقل در هفتههای اخیر)، زنگ تفریحی که به عکسهای عنکبوتها پرداخته بود برای من دوست داشتنی (و شاید تداعی کنندهتر از بقیه) بوده است. دلم میخواست مطلبی در موردش بنویسم. …
-
گفتگو با دوستان
برای پویا شیخ حسنی: در مورد طراحی ساختار سخنرانی یا کلاس
توسط محمدرضا شعبانعلیتوسط محمدرضا شعبانعلینوع مطلب: گفتگو با دوستان برای: پویا شیخ حسنی پیش نوشت: در یکی از #لحظه نگارها تحت عنوان یادداشتها، تصویری از یادداشتهای خودم مربوط به فایل صوتی حرفه ای گری را گذاشته بودم که پویا، زیر آن مطلبی …
-
روزمرگی
یک پیشنهاد برای مدیریت بهتر زمان: حذف ساعتهای رُند
توسط محمدرضا شعبانعلیتوسط محمدرضا شعبانعلیما به بهانه های مختلف در متمم در مورد مدیریت زمان و #نظم شخصی صحبت کردهایم. با این حال، دلم میخواست یک عادت کوچک را که از سال پیش شروع کردم و نتیجه های فراتر …
-
پیش نوشت یک: به بهانهی تبریک گفتن به بعضی دوستان و پاسخ دادن به تبریک برخی دوستان دیگر، این چند روز کمی بیشتر از حالت متعارف، به پلتفرم های اجتماعی سر زدم. به همین علت، بحثها و …
-
برنامه ریزی
سالی که گذشت | راهنمای برنامه ریزی برای سال جدید
توسط محمدرضا شعبانعلیتوسط محمدرضا شعبانعلیمعمولاً در روزهای پایانی سال، تب برنامه ریزی برای سال جدید بالا میگیرد. اغلب انسانها – حتی کسانی که میانهی چندانی با برنامه ریزی و هدف گذاری ندارند – سعی میکنند با تصمیم گیری های کلیدی، …
-
کبوتر، چند ساعتی بود که مشغول خانه ساختن بود. روی ماشینی که کنار خیابان متوقف شده بود. شتابزده میرفت و میآمد و چوبها را کنار هم جمع میکرد تا لانهی امنی برای خود بسازد. واضح …
-
پیش نوشت: دیروز با یکی از دوستانم گفتگوی کوتاهی درباره مهاجرت و ادامه تحصیل داشتم که حس کردم بد نیست آن را در اینجا هم نقل و ثبت کنم. لازم به تکرار نیست که آنچه مینویسم، مثل …
-
دل نوشته ها
روزگاری است که عدم، گریبان خلقت را گرفته و رها نمیکند
توسط محمدرضا شعبانعلیتوسط محمدرضا شعبانعلیماههای گذشته، بیش از آنچه انتظار داشتهایم، خبرهای تلخ مرگ را شنیدهایم. مرگهایی که اگر چه افشین یداللهی آنها را به این سال پرمسافر کبیسه گره میزد، اما خوب میدانیم که پایان مشخصی برای آن …
-
«از نظر من، عباس کیارستمی، داریوش مهرجویی و مسعود کیمیایی، خودشان یک یادگار و میراث هستند و همانطور که به یک بنای تاریخی احترام میگذاریم و دور آن حصار میکشیم تا کسی روی آن یادگاری …
-
داشتم این یادداشتها رو میریختم دور. گفتم عکسش رو اینجا بذارم یادگاری بمونه. اگر خوانا نیست، روش کلیک کنید با رزولوشن بهتر میتونین ببینین 😉
-
قبلاً یک بار در مورد تبلیغ خلاقانهی نیویورک تایمز نوشته بودم. ترجیحم این بود که با فاصلهی زمانی کم، دوباره مطلب مشابهی منتشر نکنم. اما وقتی تبلیغ دیگری از نیویورک تایمز را دیدم، حیفم آمد …
-
قبلاً مطلبی نوشته بودم تحت عنوانِ همدلی: بخش فراموش شدهی هوش هیجانی این حرف هم به نوعی به همان بحث مربوط میشود:
-
بعد از درس آنالوژی که به عنوان یکی از ابزارهای تقویت #تفکر استراتژیک در متمم مطرح شده بود، مطالعهی کتابی در زمینهی آنالوژی رو شروع کردم. اسم کتاب هست: Surfaces and Essences و توسط داگلاس هافستادر …
