نوع مطلب: گفتگو با دوستان برای: یاور مشیرفر موضوع بحث – یاور عزیز، مدتی پیش در زیر بحث توسعه قلمرو یا توسعه ظرفیت بحثی را مطرح کرد که بخشی از آن را در اینجا میخوانیم: [toggle title=”صحبتهای یاور (کلیک کنید)”] من الان با یه مفهومی به نام «ارزشگذاری» درگیرم که به طور کامل نمیتونم درکش کنم. بخشی از بحث به استراتژی محتوا ربط داره و خیلی بخشهاش نداره. من الان مدتیه که احساس میکنم به اندازهی کافی از زمانی که میزارم «درآمد» ندارم. بعضیوقتها مثلا میتونم حساب کنم که درآمد ساعتی من مثلا باید «هشتاد هزار تومان» باشه و اگه ۸ ساعت در روز و به عبارتی ۲۴۰ ساعت در ماه کار کردهباشم، باید در مجموع آخر ماه، مبلغی حدود ۱۹ میلیون درآمد کسب کردهباشم. این شاید در حالیه که من از «تمام ظرفیت وجودی» خودم برای کارم استفاده کردهباشم. سؤال اولم اینه …
گفتگو با دوستان
در زیر مطلبی که برای چهارمین سالگرد متمم نوشته بودم، در میان حرفها و لطفهای دوستان عزیزم، محمدصادق اسلمی سوالی را مطرح کرده بود که آن را اینجا نقل میکنم: رفتار ما در صفحه نمایشهای مختلف چگونه است؟ چه تفاوتهایی بین رفتار کسانی که با لپتاپ، تبلت، موبایل وارد سایت میشن وجود داره؟ از لحاظ وقتی که میذارن، دقتشون توی خوندن مطالب، حل کردن تمرین، زمان و شاخصهای دیگهای که میتونه وجود داشته باشه میدونم جواب به این سوال خودش میتونه چند صد صفحه باشه و مطمنا وقت تو هم اجازه چنینکاری رو نمیده. اما قطعا شواهد ارزشمندی داری که میتونی در موردش حرف بزنی، حتی در حد چند خط، خیلی کنجکاوم بدونم چه تفاوتهای رفتاری وجود داره در صفحه نمایشهای مختلف ( مخصوصا برای یک شخص، یعنی کسی که یه بار با گوشی وارد شده یه بار با لپتاپ) اما …
برای سعید محمدی: آمادگی برای زندگی در جهانی با یکپارچگی افقی
پیش نوشت: این مطلب را میتوان زیرمجموعهی مطالبی دانست که تحت عنوان گفتگو با دوستان مطرح میکنم. در یکی از بحثهای مربوط به کانکتوگرافی به یکپارچگی عمودی و یکپارچگی افقی رسیدیم و دیدیم که به نظر میرسد هرمِ دنیا هر چه بیشتر در حال حرکت به سمت یک ساختار مسطح است. در آنجا سعید به آمادگی برای زندگی در جهانی با ساختارِ یکپارچهی افقی اشاره کرده بود و فکر کردم بد نیست به بهانهی حرف سعید، چند جملهای بیشتر در اینباره صحبت کنیم. حرفهایی که در اینجا مینویسم، ناشی از تسلط بر این بحث یا پختگی در مواجهه با یکپارچگی افقی یا هر چیزی از این دست نیست. فقط حس کردم شاید بشود به بهانهای، بر اهمیت بحثِ یکپارچگی افقی تأکیدی دوباره کرد. من همیشه – حداقل در مورد فرایند فکر کردن و یادگیری خودم – دو نگرانی جدی داشتهام. …
پیش نوشت: مینا رهنما زیر مطلب لطفاً با دنده سنگین حرکت کنید لطف کرده بود و تبریک یلدا گفته بود و پرسیده بود که امسال فال حافظ نداریم؟ مطلبِ زندگی تقویمی را به بهانهی حرف مینا مینویسم. زندگی تقویمی مینا جان. ما همه یاد گرفتهایم که بین این چند نوع اظهارنظر تفاوت و تمایز قائل شویم: گزارش/توصیه/رفتار/تصمیم بر اساس سلیقه شخصی گزارش/توصیه/رفتار/تصمیم مبتنی بر تجربه شخصی گزارش/توصیه/رفتار/تصمیم مبتنی بر روش علمی بنابراین لازم است تأکید کنم آنچه در اینجا برای تو مینویسم از جنس حرفهای دستهی اول است. ماجرای شب یلدا در وبلاگ من به زمانی مربوط میشود که از وبلاگِ برای فراموش کردن به وبلاگ شخصی خودم کوچ کردم. اولین شبهای یلدا، موضوعی را تعیین میکردیم و با هم در مورد آن حرف میزدیم؛ موفقیت، برنامه ریزی، هدف گذاری و معنای زندگی، از جمله بحثهایی بود که مطرح میشد. گاهی هم جنبههای شخصیتر زندگیمان …
برای امیرمحمد قربانی: دربارهی زندگی در جهان مسطح (این پختستانِ جدید)
پیش نوشت یک: اگر چه هنوز در سطر نخست این مطلب هستم، اما یقین دارم که این نوشته طولانی و پراکنده خواهد بود. به همین علت، پیشاپیش عذرخواهی من را بپذیرید. پیش نوشت دو: امیرمحمد قربانی از دوستان قدیمی متممی است و احتمالاً شما هم به واسطهی شناسنامهاش در متمم و وبلاگش به اسم در راه شناختن، او را میشناسید. من مطلبی با عنوان سهم آموزش و غریزه در یادگیری داشتم و در زیر آن، امیر کامنتی گذاشته بود که این مطلب را در پاسخ به آن یا با اتکاء به آن، یا به بهانهی آن مینویسم. پیش نوشت سه (برای امیر): میدانم که بخشی از آنچه در ادامه مینویسم (و شاید همهی آنچه در ادامه مینویسم) الزاماً به حرفهای تو مربوط نباشد. اما این را هم میدانم که انتظار نداری مستقیماً چیزی در پاسخ نوشتهات بخوانی. چرا که موضوع آن خارج …
پیش نوشت: سنت ما در این وبلاگ این بوده که در حد توانمان، هر رویداد خوشایند یا ناخوشایند را به بهانهای برای فکر کردن، ارزیابی کردن، تبادل نظر و یادگیری تبدیل کنیم. بر همین منوال، به بهانهی درگذشت مریم میرزاخانی مطلبی نوشتم که محتوای آن بیشتر موضوعِ به اشتراک گذاری مشکلات و دشواریها استوار بود. دوست خوب متممی ما، سمیه، به نکتهی مهمی در زیر آن بحث اشاره کرد که احساس کردم فرصت خوبی برای فکر کردن بیشتر و جدیتر به موضوع فراهم میکند. برای اینکه مجبور نشوید دوباره به نوشتهی قبلی سر بزنید، حرفهای سمیه را در اینجا نقل میکنم: حدس زدن اینکه مریم میرزاخانی دلیل ش برای پنهان کردن بیماری اش با توجه به موقعیت خبرسازش چی بوده خیلی دشوار نیست…. مطمئنم با توجه به رسانه های موجود تصمیم درستی گرفته… سوالی که اینجا مطرح شد این بود که اگر ما جای او …
دربارهی آن بیست نفر – روشهای نادرست کتابخوانی
نوع مطلب: گفتگو با دوستان برای: سامان عزیزی / پوریا صفرپور / علی طاعتی مرفه / میم توضیح: مدتی پیش مطلبی منتشر کرده بودم و در آن دو تصویر از اتاقم را با فاصلهی زمانی ۱۵ سال (یا شاید بیشتر) نشان داده بودم. در جایی از آن مطلب، به بیست نویسنده / متفکر اشاره کرده بودم که هدفم این بوده که برای مطالعهی آنها وقت بگذارم و بخش قابل توجهی از آثار آنها (یا لااقل آثار مطرح آنها) را مطالعه کنم. کاری که به مرور زمان و طی پانزده سال اخیر انجام شده است. در زیر آن مطلب، سامان و پوریا و علی و میم (که البته برای شما میم است، وگرنه هویت پنهان ندارد) در مورد آن بیست نفر (یا تعدادی از آن بیست نفر) پرسیده بودند. آنچه در ادامه میآید به این موضوع مربوط است. اصل حرف من: امروز که …
برای جواد عزیزان: در مورد ترجمهی لغت Consciousness
نوع مطلب: گفتگو با دوستان برای: جواد عزیزان حرفهای جواد (در زیر عکس گل کنار پنجره یا هدیهی ناخوانده) کدامیک برای ترجمه لغت Consciousness صحیح تر است، هوشیاری یا خود آگاهی ذهن؟ تئوری هوشیاری چیست و قوانین آن کدامند؟ آیا انسان ها می توانند هوشیاری ذهنی خود را تقویت کنند؟ (مراحل رشد هوشیاری ذهن کدامند؟) آیا می شود انسان به سطحی از هوشیاری برسد که بدون انجام برخی از کارها، حافظه اش فکر کند که آن کار را واقعا انجام داده است؟ ارتباط هوشیاری با تمرکز چیست؟ چگونه هوشیاری می تواند باورهای (ادارک) ما را تغییر دهد؟ پیش نوشت صفر: این مطلب، احتمالاً برای غالب دوستان من جذاب و مفید نیست و صرفاً به احترام یکی از دوستانم نوشته شده. پیشنهادم این است که به جای خواندنش، وقت خود را صرف کار مفیدتری کنید. پیش نوشت یک: جواد جان. با توجه به اینکه قصد من …
برای پویا شیخ حسنی: در مورد طراحی ساختار سخنرانی یا کلاس
نوع مطلب: گفتگو با دوستان برای: پویا شیخ حسنی پیش نوشت: در یکی از #لحظه نگارها تحت عنوان یادداشتها، تصویری از یادداشتهای خودم مربوط به فایل صوتی حرفه ای گری را گذاشته بودم که پویا، زیر آن مطلبی نوشت که احساس کردم شاید بتوان چند سطری در مورد آن توضیح داد. حرف پویا این بود: محمدرضا. چطور ذهنت را برای چنین ارائه ای منسجم میکنی و پازل نقشه اش را تو ذهنت ترسیم میکنی؟ مثلا تو این فایل صوتی، جدای معرفی و جمعبندی که بنظر من اهمیتش بیشتر از بقیه بحث نباشه کمتر نیست، خودِ اون به پنج مورد میانی و همچنین مثالهاش و مصداقهاش را از بین این همه ورودی که قبلا داشته ذهنتون، چجوری بازخوانی میکنی؟ فکر میکنم نقطه تمایز معلم ها همین دسته بندی ذهنشون، انسجامشون و قفسه بندی و چینش کتابخونه ذهنشون هست. توضیحات من: پویا. قطعاً بهتر از من میدونی …
نوع مطلب: گفتگو با دوستان برای: محمدصادق اسلمی توضیح: بحثی که محمدصادق مطرح کرد به نظرم مهم بود. به همین علت با وجودی که جواب کامل یا دقیق یا قابل اتکایی برای آن بحث نداشتم، تصمیم گرفتم آن را در قالب یک مطلب مستقل در روزنوشتهها مطرح کنم تا هم خودم چند جملهای بنویسم و هم فضایی ایجاد شود که بقیهی دوستان، نظرها و حرفهایشان را مطرح کنند تا شاید در نهایت با خواندن همهی حرفها و دیدگاهها، هر کدام از ما بتوانیم به پاسخی مناسب شرایط خودمان برسیم. بحثی که محمدصادق در زیر مطلبی که به نشریه گاردین پرداخته بودیم، مطرح کرده: این سوال بعد از خوندن #انواع محتوا در متمم برام ایجاد شد. بعد از خوندن این مطلب (خودافشایی گاردین) احساس کردم شاید این فضا برای مطرح کردنش بهتر باشه. اونجا گفته شد که: از مطرح کردن نقاط ضعف و منفی (به طور …
