پیشنوشت: مطلبی که اینجا مینویسم، کاملاً شخصی است و مناسب فضای عمومیتر نیست. چند روز پیش یکی از دوستانم پرسید «اوضاع پزشکیان را چطور میبینی؟» و من هم کمی برایش توضیح دادم. بعد با خودم گفتم روزنوشته فضای شخصی و شبهخصوصی من است و خوانندگانش دوستان نزدیکم هستند. شاید آنها هم بدشان نیاید پاسخ من به آن دوستم را بدانند. فقط باید پیشاپیش توضیح دهم که من ارتباط مستقیم یا غیرمستقیمی با دولت ندارم. بنابراین، حرفهایی که میزنم را مبتنی بر اطلاعات درونی و معتبر در نظر نگیرید. دادههای خام من، چیزهایی است که در سایتهای خبری ایران و جهان میخوانم، روندهایی که در کشور دنبال میکنم، و دادههای جانبی که در گفتگو با مدیران صنایع مختلف کشورمان کسب میکنم. بنابراین حرفهای من بیش از آنکه از جنس «تحلیل» باشند، «حدس»هایی هستند که البته با خواندهها و آموختههایم اندکی تقویت شدهاند …
اجتماعیات
گفتگو با دکتر غلامرضا حداد | تحلیل جنگ ایران و اسرائیل و مفهوم بازدارندگی
امروز صبح کاملاً تصادفی گفتگوی سایت انتخاب (به میزبانی حمزه صالحی) با دکتر غلامرضا حداد استاد روابط بینالملل دانشگاه علامه طباطبایی را دیدم. متأسفانه پیش از این ایشان را نمیشناختم و چیزی از صحبتهایشان نشنیده و از نوشتههایشان نخوانده بودم. بیشترین چیزهایی که در صحبتهایشان برای من جذاب بود، ساختار بسیار منظم، چارچوب شفاف، مفهومپردازی دقیق و منطق استدلالی محکم بود. شاید توضیحات زیر پیشزمینهٔ بهتری برای دنبال کردن گفتگو در ذهنتان ایجاد کند: (۱) چند دقیقهٔ اول گفتگو ایشان دربارهٔ نگاه به روابط بینالملل از منظر نظریهٔ بازیها (Game Theory) حرف میزنند. اگر به نظریه بازیها و مباحث مرتبط با آن علاقه نداشته باشید، ممکن است این چند دقیقه بهنظرتان کمی سنگین بیاید. اما باز هم با دقت گوش کنید. برای قسمت بعدی بحثشان بسیار ضروری است (اگر هم با نظریهٔ بازیها و نظریههای مشابه، مانند نظریهٔ شبهٔ عوامل …
در روزهای پس از اوجگیری تنشهای میان ایران و اسرائيل، تعدادی از شرکتهای کشور بخشی از کارکنان خود را تعدیل کردند. این تعدیلها اغلب در بخش استارتاپها، کسبوکارهای دیجیتال، پلتفرمها و آن چیزی بود که معمولاً «اکوسیستم استارتاپی» نامیده میشود. در این مدت، با برخی از دوستانم، که هم در گروه تعدیلکنندگان و هم در دستهٔ تعدیلشدگان بودهاند، حرف زدم. قطعاً نمونهٔ جمعیتی من آنقدر بزرگ نیست که برداشتهایم قابلاتکا باشد. با این حال، بهعنوان کسی که طی سالهای گذشته هم همیشه شاهد و پیگیر روند فعالیتهای استارتاپهای کشورمان بودهام، (متأسفانه) احساس کردم اتفاق غیرمنتظرهای نیفتاده است. یعنی ریشهها و نشانههای بسیاری وجود داشت که – به قضاوت من – نشان میداد ما در مقاطعی شاهد چنین تصمیمهایی خواهیم بود. در ادامه چند نکته، برداشت، قضاوت و پیشنهاد را فهرستوار میآورم. اصلاً اصرار ندارم که همهٔ آنها درست هستند. و …
اگر مائو به واشنگتن آمده بود… | بخشی یکی از نوشتههای باربارا تاکمن
مقدمهٔ اول فکر میکنم باربارا تاکمن (۱۹۱۲ تا ۱۹۸۹) را در ایران بیش از هر چیز با کتاب تاریخ بیخردی میشناسند. کتابی که بههمت نشر ارزشمند کارنامه و با ترجمهٔ حسن کامشاد به بازار عرضه شده است (از کامشاد در متمم خود-زندگینامهاش با عنوان حدیث نفس و نیز ترجمه کتابهای آداب روزانه و درک یک پایان معرفی شده است). تاکمن معمولاً برای مخاطبان عام مینوشت و دوست داشت جامعه (و نه لزوماً دانشگاهیان) آثارش را بخوانند. در همین راستا سهم داستان و روایت هم در نوشتههایش پررنگ است. و بههمین علت، گاهی حرفهایش با سادهسازیهایی همراه میشود (در داستان، اصالت با روایت منسجم است و نه تحلیل همهجانبه). در عین حال، همین سبک زیبای آمیخته با روایت باعث میشود نوشتههایش جذاب و خواندنی باشند و ذهن را بهشدت درگیر کنند. نکتهٔ دیگری هم در مورد تاکمن هست که بد نیست …
چرا با دوره های آموزشی و کتابهای آموزش کسب و کار برای کودکان مخالفم
در سالهای اخیر، بازار آموزش کارآفرینی و کسب و کار به کودکان رونق پیدا کرده است؛ هم در جهان و هم در کشور خودمان. هم دورههای آموزشی در این زمینه زیاد شده و هم کتابهای فراوانی در این زمینه عرضه شده است. تشخیص علت و انگیزهٔ رونق این بازار هم چندان دشوار نیست. والدین برای فرزندانشان راحتتر از خودشان هزینه میکنند. اگر ثروتمند باشند، بهسادگی هزینه میکنند و اگر وضع مالیشان خوب نباشد، حاضرند از نان شبشان بزنند و خرج آموزش فرزندانشان کنند. طبیعی است عرضهکنندگان خدمات آموزشی و فرهنگی، یعنی موسسات آموزشی، نویسندگان و ناشران هم وقتی چنین بازار درآمدزایی را میبینند، نمیتوانند چشمشان را به روی پولی که در این حوزه است ببندند. تقاضا هست. پس عرضه هم به وجود میآید. طبیعتاً میدانید که من طرفدار کنترل در سمت عرضه نیستم. یعنی در عین اینکه – خواهم گفت …
درباره معنا و تعریف چپ و راست در سیاست و اقتصاد
پیشنوشت یک بعد از کامنت محمد منصوری زیر نوشتهٔ مذاکره ایران و آمریکا همونطور که به محمد قول دادم، میخواهم کمی دربارهٔ چپ و راست بنویسم. چند سال است که دوست دارم در اینباره بنویسم، اما بهعلت وسواس همیشگیام در شرح جزئيات و استناد دقیق، این کار تا امروز عقب افتاده است. الان هم قصد ندارم یک مطلب دقیق و مستند و مستدل بنویسم. اما چون حس کردم نیاز این روزهای ماست، با خودم گفتم نوشتن مطلبی ساده، ناقص و با دقت کم، بهتر از این است که هیچ چیزی ننویسم. پیشنوشت دو با توجه به توضیحاتی که دادم، امیدوارم کسانی که این مباحث را دقیق میشناسند، بهخاطر سادهسازیها بر من خرده نگیرند. و دقت کنند که هدفم بیشتر این است که «چندبُعدی بودن فضای سیاسی – اقتصادی» را یادآوری کنم. بدون آن مقدمهٔ تکراری (تاریخچه چپ و راست) رسم …
مذاکره ایران و آمریکا | چرا جز توافق همهجانبه در هر توافق دیگری بازندهایم؟
پیشنوشت یک: وقتی از مذاکره ایران و آمریکا یا هر مذاکرهٔ دیگری حرف میزنیم، دو موضوع کاملاً متفاوت وجود دارد. یکی «درستیِ مذاکره» و دیگری «مذاکرهٔ درست». «درستی مذاکره» همانطور که از نامش پیداست، به این سوال میپردازد که آیا اساساً مذاکره کار درستی است یا نه؟ اما «مذاکرهٔ درست» به این سوال میپردازد که «روش درست مذاکره» چیست؟ فرایند تصمیمگیری در مورد درستی مذاکره شفاف است. در کشورهایی که پارلمانی اداره میشوند، نمایندگان مردم دربارهٔ درست یا نادرست بودن مذاکره تصمیم میگیرند. در کشورهایی مثل ما هم که پارلمانی نیست (و فقط چیزی به اسم مجلس شورا داریم)، قضاوت در اختیار کادر ارشد حاکمان کشور است. بنابراین طبیعتاً در این زمینه نمیشود از «نظر کارشناسی» حرف زد. اما بحث «مذاکرهٔ درست» یک بحث کاملاً کارشناسی است. همانطور که شما دربارهٔ «درستی تصمیم خرید خودرو» خودتان تصمیم میگیرید. اما این …
خبرگزاری فارس در خبری که اخیراً منتشر کرده، به تفاوت دیدگاهها دربارهٔ آینده ادارهٔ غزه، پس از اجرایی شدن توافق اولیهٔ اسرائيل و حماس پرداخته است (+). این خبرگزاری در «خبر» خود، نظرات محمود عباس رئيس جنبش خودگردان، جمال نزال سخنگوی جنبش فتح، نتانیاهو، بایدن و حسام الدجنی را دربارهٔ آیندهٔ غزه نقل کرده است. اگر پیگیر اخبار منطقه باشید، محمود عباس، جمال نزال، نتانیاهو و بایدن را میشناسید. اما به نظرتان حسام الدجنی کیست؟ نمایندهٔ نیروهای حافظ صلح سازمان ملل؟ نمایندهٔ ارشد دولت مصر؟ نمایندهٔ لبنان؟ نمایندهٔ کشورهای خلیجفارس که قرار است بخشی از هزینههای بازسازی را بپردازند؟ نه. اشتباه میکنید. حسام الدجنی استاد دانشگاهی در غزه است. در واقع، لابهلای چند رأی اصلی (که اختلاف و تعارض میانشان وجود دارد و خواننده میخواهد تفاوت دیدگاهها و عمق شکافها را ببیند) یک «رأی اضافی» تزریق شده است. از اینکه …
در کانال تلگرام با متمم مطلبی به اسم شورای خوب، شورای خوبتر نوشتم. فعلاً در اولویتم نیست که کاملش کنم. چون بحثش به مقدمات بیشتری نیاز داره. اما اینجا میذارمش که گم نشه. علت اینکه این بحث رو مهم میدونم، این نیست که دغدغهٔ سیاسی دارم. چون مشکل ساختار بروکراتیک ما بسیار بزرگتر از مسئله شوراهاست و تعداد عواملی که اون رو به سمت زوال میبرن انقدر زیادن که یکی دو تا کمتر یا بیشتر خیلی فرقی نمیکنه (به همین خاطر میگن دشمن نمیتواند هیچ غلطی بکند. واقعاً کار غلطی نمانده). با این حال، بحث شوراها فرصت خوبیه که در حاشیهاش دربارهٔ تصمیمگیری سیستمی و ارتباطات اثربخش سازمانی حرف بزنیم. متن رو احتمالاً از اول مینویسم. چون متنی رو که برای تلگرام نوشتم، در حال پیادهروی وسط خیابون بود و میشد بهتر باشه. اما اگر بخوام حرف آخرم رو در …
فرقی میکند، فرقی نمیکند، فرقی میکند، فرقی نمیکند، فرقی …
سالیان سال است که ما گرفتار بازی «تفاوتها» هستیم. با دو عبارت کوتاه که سرآغاز بسیاری از حرفهایمان شده است: «فرقی نمیکند که …» و «بالاخره فرق میکند که…» این بازی را ابتدا مسئولان ما یاد گرفتند؛ چه در زمین بزرگ جهان و چه در داخل خاک ایران. آن زمان ما هنوز این دوگانه را بلد نبودیم. از نظرمان همهچیز با همهچیز فرق میکرد. اما به تدریج، وقتی ساختار سیاسی دوگانه «فرق میکند» و «فرق نمیکند» را به بازی بگیرد، جامعه نیز اسیر این دوگانه خواهد شد. و به تدریج از صبح تا شام، سرگرم بازی و جملهسازی با گزارههای «فرق میکند» و «فرق نمیکند» خواهد ماند. دلم میخواست مطلب کوتاهی دربارهٔ دورهٔ دوم ترامپ بنویسم. این چند جمله را نوشتم. فرصت، حوصله و امکان کامل کردنش نیست. اما همین هم که هست، به گمانم بهتر از هیچ است. تولستوی …
