خانه » تلخ یا شیرین؟

تلخ یا شیرین؟

توسط محمدرضا شعبانعلی

دو نفر با هم در حال گفتگوی عاشقانه بودند،

اما تنها یکی از آن دو، این را میدانست…

همچنین ممکن است دوست داشته باشید

66 دیدگاه

فاطمه ۱ بهمن، ۱۳۹۴ - ۱۵:۵۲

نه تلخ و نه شیرین. یا شاید هم تلخ و هم شیرین.
… دو نفر وانمود می کردند که در حال گفتگوی عادی هستند،
اما هر دو می دانستند.

Nasim... ۱۹ مهر، ۱۳۹۳ - ۰:۵۳

چشمام رو بستم و دوباره زير لب تكرارش كردم…
چقدر هر بار كه ميام اينجا بيشتر از شما و سميه جان(دوستى كه منو به اين خونه دعوت كرد) ممنون ميشم
اين همه حس هاى خوب و يهويى رو مديون هر دوتونم

Neda.sh ۲۷ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۱:۳۷

يادمه در پست” قصه من و سايت من” نوشته بوديد” در هر لحظه از چيزي مينويسم كه برايم دغدغه شده باشد”
مدتي است دغدغه اتون شده عشق و … خبري است استاد عزيز؟!؟!؟!؟!
باشه ما كه بخيل نيستيم
:)))))
اميدوارم اين روزها رنگ زيباي عشق جزيي از رنگهاي زندگيتون شده باشه
و من ميدونم كه عشق ستاره هاي آسموني با عشق منجماي زميني فرق ميكنه

سمیرا ۲۷ آبان، ۱۳۹۱ - ۵:۵۷

سلام
عشق واقعی زمانی است که دو طرف بتوانند از نظر احساسی و ذهنی همه احساساتشان را با هم شریک باشند. این یک عشق سالم، متوازن و درست است. پس اگر به کسی ابراز عشق کرده‌اید و به نظر می‌رسد که او این احساس را به شما ندارد، دیگر عشق با ارزشتان را صرف او نکنید. با اینکه کسی را دوست دارید که دوستتان ندارد، اما یادتان باشد که این پایان دنیا نیست. با گذشت زمان با کسی آشنا می‌شوید که می‌تواند شاد و خوشبختتان کند و به همان اندازه دوستتان خواهد داشت.

ش ۲۷ آبان، ۱۳۹۱ - ۴:۳۵

میگن قشنگی عشق در نرسیدن عاشق به معشوقه.
چون تنها این زمان حس عاشقی برای همیشه تو وجود عاشق می مونه.

حس عاشقی قشنگه.یه حسه تو وجود یه نفر.چه اهمیتی داره طرف مقابل بدونه یا نه…
مهم اینه که همیشه این حس باهات باشه و تو ازش لذت ببری.

زیبا ۲۶ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۲:۵۵

کجایی مهندس؟
اوضاع خوبه؟
نگران شدیم…………

میتا ۲۶ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۱:۱۴

هزار كاكلي شاد در چشمان تو
هزار قناري خاموش در گلوي من
عشق را اي كاش زبان سخن بود……………………………………………………………………………………………………………………………………………….

یک دوست ۲۶ آبان، ۱۳۹۱ - ۲۰:۰۷

طبیعت زن و مرد متفاوته، زمان اینکه یک زن حس کنه گفتگوش عاشقانست با زمان این حس از طرف مرد متفاوته. اما درنهایت ، اگه گفتگویی عاشقانه باشه هردوطرف حسش میکنند. به قول معروف دیر یا زود داره، سوخت و سوز نداره

سمانه ۲۶ آبان، ۱۳۹۱ - ۱۹:۳۱

امروز كه دوباره ميخونمش
انگار خيلي تلخه ….
همه چيز بستگي به شرايطي داره كه در اون به سر ميبريم (هر اتفاقي )
اميدوارم اون “حال”ي كه درونش گفتگو شكل گرفته ،يك حس متفاوت ،يك تعبير ويژه از عشق وگفتگوي عاشقانه اتفاق افتاده باشه .
اما تنها يكي از آن دو ،اين را ميدانست …
اگه بخواد ادامه پيدا كنه واين ادامه براي دنياي بانويي باشه از سرزمين من خيلي………
دلم وذهنم كليد كرد
قفل قفل

چون تو همين چند روز
اتفاق افتاد …….

بیتا ۲۶ آبان، ۱۳۹۱ - ۱۹:۱۵

وقتی که بود ندیدم ،وقتی که خواند نشنیدم
وقتی دیدم که نبود ،وقتی شنیدم که نخواند
و چه غم انگیز است چشمه زلال در کنارت بجوشد و بخواند و تو تشنه آتش باشی نه آب…
چشمه از آتشی که تو تشنه ان بودی بخار شود و به هوا برود…
وقتی چشمه خشکید و آسمان اتش بارید انگاه تشنه اب گردی و انگاه یک عمر گریستن در غم نبودن کسی که تا بود در غم نبودن تو میگریست…………

الف ۲۶ آبان، ۱۳۹۱ - ۱۹:۰۷

شب بخیر

معما طرح کردید……..

النا ۲۶ آبان، ۱۳۹۱ - ۱۹:۰۷

اگه دل سوخته ای عاشق،منو نسوزونم……..
استاد…ماها چه گناهی کردیم که میایم پشت در بسته….. 🙁

1 2

نظرات بسته شده اند