سلام دوستان. وقتتون بهخیر باشه.
دیدم مناسبه یه توضیح کوتاه دربارهٔ اوضاع و احوال این روزهای خودم اینجا بنویسم.
سال گذشته، از همون ماههای نخستش، سال بسیار سنگینی برای من بود (کارها، پروژههای شخصی و سفرها)؛ سنگین اما هنوز قابلتحمل.
بعد از فیلتر شدن یکماههٔ متمم در بهمن ماه گذشته و تبعاتش، فشار کاری من بسیار بیشتر شد (توضیح ارتباطش، فراتر از این نوشتهٔ کوتاهه).
و بعد از جنگ ایران و آمریکا و محدود شدن اینترنت در ایران، پیچیدگیهای دیگهای هم به کار و زندگیم اضافه شد (خصوصاً با در نظر گرفتن تنوع کارها و فعالیتهای من). در حدی که گاهی یک کار ساده که میشد در یک دقیقه انجام بشه، نیازمند سفر چندروزه شد و بسیاری از کارها و فعالیتهایی که قبلاً بهسرعت و سادگی انجام میدادم، چند برابر یا چندده برابر زمانبرتر شدن.
در ماههای اخیر، حجم کارها و ساعت کارم جوری زیاد شده که اگر توضیح هم بدم، باورکردنی نیست (در نظر بگیرید که پیش از این هم من آدم زندهای رو نمیشناختم که بیشتر از خودم کار کنه. گاهی بهشوخی به دوستانم میگفتم: من به کسی که فقط روزی ۱۰-۱۲ ساعت در روز و ۳۶۵ روز در سال کار کنه میگم یه فرد عیّاش و بیکار. و تازه گاهی ۱۰-۱۲ رو به ۱۴-۱۶ افزایش میدادم).
نتیجه این شده که الان چند ماهه از پاسخ دادن به ایمیلها، پیامها و پیامکها عقب افتادهام. قبلاً هم همیشه بخشی از پیامها و ایمیلها و پیامکها رو از دست میدادم و نمیتونستم پاسخ بدم. اما الان انباشت پیامها دیگه خیلی زیاد شده. جدا از پیامهای افراد دورتر (که آمارش از دستم در رفته) چند هزار پیام از آشنایان دارم که نخونده باقی مونده. اگر فقط بخوام پیامها رو باز کنم و بگم «ممنون» خودش یه پروژهٔ بزرگه.
این رو نوشتم که هم از همهٔ کسانی که به من پیام میدن (یا دادهان)، چه اونهایی که کار یا درخواستی دارن (یا داشتهان)، چه کسانی که احوالپرسی میکنن (یا کردهان) و من نتونستم و نمیتونم فعلاً جوابشون رو بدم، پیشاپیش (و پساپس) عذرخواهی کنم.
فکر میکنم چند ماه طول بکشه تا من بتونم به همون تراکم متعارف قبلی برگردم. چون اثرات این چند وقت، بهشدت روی کار و زندگیم باقی مونده و چیزی نیست که بهسرعت رفع بشه. البته تمام این مدت، سعی خواهم کرد متمم با نظم و ترتیب ادامه پیدا کنه و اگر فرصت محدودی برای تعامل هست، اون رو به خوندن حرفها، کامنتها و تمرینهای شما رو در متمم بگذرونم و بهشون پاسخ بدم و خودم هم تمرینهای متمم رو انجام بدم. چون برام مهمه که جمع متممیها – که من متعهد به حفظش هستم و یکی از مهمترین انگیزانندههای زندگیمه – فعال و بالنده باقی بمونه.
امیدوارم زودتر شرایط کاریم کمی سبکتر بشه و بتونم دوباره به سبک و سیاق قبلی برگردم.
ممنون که شرایط من رو درک میکنید.
محمدرضا
