خانه » هزار تولد و یک مرگ…

هزار تولد و یک مرگ…

توسط محمدرضا شعبانعلی
تولد محمدرضا شعبانعلی

چند روز پیش برای تولد یکی از دوستانم متنی نوشته بوده و امروز که تولد خودم (ششم مهر ماه)‌ نزدیک است، احساس کردم آن حرف‌ها را باید به خودم هم یادآوری کنم.

تصاویر شخصی محمدرضا شعبانعلی

محمدرضا شعبانعلی – از ۱ سالگی تا ۳۴ سالگی

روزگاری بود که انسان، جز شکار و کاشت و برداشت نمی‌دانست.

در آن روزگار، برآمدن و فرو رفتن خورشید، مهم‌ترین رویداد زندگی هر انسان بود.

هر روز را می‌شمرد. هر هفت روز را یک هفته نامید و هر چهار هفته را یک ماه و هر دوازده ماه را یک سال و هر سال را سالگردی می‌گرفت برای شادمانی تولدش…

روزگار‌، دیگر گشته است ولی آن سنت عصر شکار و کشاورزی، همچنان باقی است.

هر سال، یک روز را به جشن می‌نشینیم و شمعی برافروخته را با بازدم خود خاموش می‌کنیم، نمی‌دانم به چه نشانه‌ای.

به نشانه‌ی سالی که گذشت یا به یادآوری سالهایی که بدون ما خواهد گذشت…

اما پایه‌ی زندگی امروزی، نه شکار است و نه برداشت. نه طلوع و نه غروب. چه روزها که می‌خوابیم و چه شبها که بیدار می‌مانیم.

دنیای امروز دنیای فکر و احساس است.

هر بار که دنیای جدیدی را می‌بینیم و ایده‌‌های جدیدی در ذهنمان متولد می‌شود. هر بار که احساس زیبایی را تجربه می‌کنیم. هر بار که یک دوستی تازه شکل می‌گیرد. ما متولد می‌شویم.

چنانکه هر بار که دنیا عوض می‌شود و باورهای ما ثابت باقی می‌ماند، هر بار که احساس‌های تلخ، آرامش را از ما می‌ربایند، هر بار که پیمان یک دوستی خوب، شکسته می‌شود، ما می‌میریم.

انسان امروز گاه در یک روز، بارها و بارها متولد می‌شود و گاه در یک شب، بارها و بارها می‌میرد.

برایت هزار تولد خوب و تنها «یک» مرگ آرام، آرزو میکنم.

توضیح: در صورتی که به متن‌ها و نوشته‌های ادبی علاقمند هستید، احتمالاً سر زدن به مجموعه مطالب پاراگراف فارسی می‌تواند برای شما مفید باشد.

موارد زیر، برخی از پاراگراف فارسی های پرطرفدار متمم هستند:

همچنین ممکن است دوست داشته باشید

127 دیدگاه

رحمت ۳ مهر، ۱۳۹۲ - ۲۲:۰۰

یادمه از روزی که تو کنفرانس مدیریت اخر سخنرانیتون فرمودید برای پیدا کردن من تو گوگل سرچ کنید شعبانعلی یک میلیون رکورد میاد که …. تا امروز همیشه پیگیرتون بودم ، البته دوری من از تهران متاسفانه محرومیت هائی رو به همراه داشته ، ولی باز شیرینه در معرض آثار شما بودن حتی اگه تو دنیای مجازی باشه … و باز متاسفنه کمی دیر به طرح متمم رسیدم و دیگه امکان ثبت نام نبود ظاهراً ، علی ایحال امروز اولین باره که کامنت میگذارم ، از صمیم قلب براتون عمری شیرین و خاطری همواره آسوده ارزو دارم ، لبریز از سلامتی و شادی
برقرار باشید

بهنام ۳ مهر، ۱۳۹۲ - ۲۰:۳۶

از همون بچگیتون معلوم بود کنجکاو و زرنگ بودی محمد .
هزاران هزار تبریک.همیشه موفق باشید و ما رو هم موفق تر کنید.
اون قضیه 20 ساعت کار کردن رو حتما بگو.
چون میخام واسه کنکور دکترا بخونم.
اگه قرصی هم مصرف میکنید اسمشو بگید تا بخریم.
ممنون

محمدرضا شعبانعلی ۴ مهر، ۱۳۹۲ - ۱:۵۷

قرص نیست بهنام جان.
زمانی به زحمت بیدار می‌موندم و این روز‌ها استرس حجم بسیار زیاد کارها بهم اجازه نمی‌ده بخوابم.
اگر قرص خواب نباشه همون دو ساعت رو هم نمی‌تونم بخوابم 🙁

محمد علی هشیار ۳ مهر، ۱۳۹۲ - ۲۰:۳۲

محمد رضا فکر میکردم تنها و اولین کسی که تولدت رو تبریک میگه من هستم
برات یه متن زیبا نوشته بودم.
اما میذارمش واسه سال بعد که اون موقع هم بهت نزدیکترم هم .
اگه افتخار بدید یه tranc party به افتخارت داشته باشیم.
محمد رضا به تو که فکر میکنیم از تو که میخونیم به یادت که مینویسیم.
به یاد سخاوت اسمون میافتم
تو مثل مردمک چشم من همه دنیا رو میبینی اما خودت رو نه
تو بی دریغ بر ما میباری امید وارم کویر روح ما از طراوت و زیبایی تو لبریز بشه
درود بر شیر پاک مادرت و هزار درود به نان پاک پدر مهربانت.
محمد رضا تبریک من فقط به تو نیست دوست دارم به پدر و مادرت هم هر چند که نمیشناسمشون و نه دیدمشون قدر دانی کنم خوش به سعادتشون که فرزند مهر پرورو مهر زاده ای مثل تو رو به این دنیا هدیه کردن.
فقط می خواهم بهت بگم کلمات من کوچک اند اما با عشقی سرشار اون ها رو نوشتم
امید وارم مصمم تر از همیشه به راهت ادامه بدی
امید وارم من ستاره ی دنباله داری باشم از نور تو

باقري ۳ مهر، ۱۳۹۲ - ۲۰:۲۱

سلام
تولدتون پيشاپيش مبارك تولد انسانهاي شايسته اي چون شما را بايد بار ها و بارها تبريك گفت و جشن گرفت
اينكه متولد ماه مهر هستيد برام بسيار جالب و خوشايند بود چون من و همسرم هم مهري هستيم شايد اينكه با لبخند هاتون تو تصاويرتون انس عجيبي رو هميشه احساس ميكنم با اينكه شما رو از نزديك ديدار نكردم يه علتش هم مهري بودنمون باشه ارزو ميكنم روزهاي پيش رو تون هم پر از موفقيت هاي بزرگتر باشه همراه با حس رضايت جاودان

محمدرضا ۳ مهر، ۱۳۹۲ - ۲۰:۱۳

سلام
اینبار متن رو نخوندم.تصاویر توجه من رو به خودش جلب کرد.تو بیشتر عکس ها لبخند زدی.خیلی حسودیم شده.خیلی تلاش کردم همیشه لبخند روی لبهام باشه ولی نمیشه.ولی نمیشه.ولی نمیشه
کاش منم یکم شاد بودم،مثه بقیه
کاش فقط ای کاش

محمدرضا ۳ مهر، ۱۳۹۲ - ۲۰:۱۶

یادم رفت ((تولدت مبارک.راستی تولد خودم کی بود؟

حسین ۳ مهر، ۱۳۹۲ - ۲۰:۰۶

من تا چند روز بعد به اینترنت دسترسی نخواهم داشت
همین حالا می گم: تولدت مبارک
شادی دوستان در جشن تولدت یعنی از بودن تو خدا را شاکرند

فرین ۳ مهر، ۱۳۹۲ - ۱۹:۳۳

بار اول که کامنتم رو فرستادم فراموش کردم اسمم رو تایپ کنم، عذر

فرین ۳ مهر، ۱۳۹۲ - ۱۹:۳۰

سلام محمدرضای عزیز
مثل همیشه از نوشته های پربار و قابل تامل تون لذت بردم.
“بلندی جهان به کوتاهی عمر ماست.” امیدوارم در این عمر کوتاه، بارها و بارها متولد شدن رو تجربه کنیم. جا داره بگم یک لدت شخصی هم از مطلب شما بردم و اون اینه که متوجه شدم که من و شما هر دو متولد 6 مهر هستیم.
تولدتون مبارک استاد عزیز

ناشناس ۳ مهر، ۱۳۹۲ - ۱۹:۲۵

سلام محمدرضای عزیز
مثل همیشه از نوشته های پربار و قابل تامل تون لذت بردم.
“بلندی جهان به کوتاهی عمر ماست.” امیدوارم در این عمر کوتاه بارها وبارها متولد شدن رو تجربه کنیم. جا داره بگم یک لذت کاملا شخصی هم از مطلبتون بردم و اون اینه که متوجه شدم من و شما هر دو متولد 6 مهر هستیم.
تولدتون مبارک استاد عزیز

حمید محمودزاده ۳ مهر، ۱۳۹۲ - ۱۹:۱۲

برایت آرزوهای خوبی دارم،
آرزوهای خوب، خوب هاااا
به اندازه شایستگی ذهن ت دارایی
به اندازه مهربانیت، مهر، مهر و مهر
به اندازه توان ت، آزمون
به اندازه بی اندازگی لطف بی دریغ ش، آرامش، که در آن بیاسایی و در لم این آسودن برای ما بباری
محمدرضای عزیز، برای آرزوهای خوب آرزو می کنم، از آن دست که فقط برای تو باشد

پ ن: من نمی دانم تو با این همه شایستگی چرا در ماه خرداد متولد نشده ای!

محمدرضا شعبانعلی ۳ مهر، ۱۳۹۲ - ۱۹:۲۷

حمید عزیز. ممنونم.

تو یک شریک و همکار خوب هستی. خیلی خوب.
اما من همیشه وقتی به یاد تو می افتم، اول یک «دوست» را به خاطر می‌آورم.

به امید هزاران روز خوب در کنار هم.

رها_اسفند ۳ مهر، ۱۳۹۲ - ۱۸:۲۲

تولدتون مبارك … مانا باشيد…

سعیده (آذر) ۳ مهر، ۱۳۹۲ - ۱۸:۱۲

سلام استاد گرامی…

تولدتان پر از خیر و برکت…

از بچگی هم نگاهتون متفکرانه بوده، کاملا واضحه…

راستی پایینترین عکس از سمت چپ، عکس کوچولوییتون، علاوه بر اینکه بسیـــــــــار دوست داشتنیه دقیقا شبیه الانتونه، حالت نگاه و چشماش، لبخندش، ..خیلی کار خوبی کردین عکسهای بچگیتونو گذاشتین.

مهدی گ ۳ مهر، ۱۳۹۲ - ۱۸:۰۳

محمد رضا ی عزیز و مهربان
سالروز تولدت مبارک باشه

طنین ۳ مهر، ۱۳۹۲ - ۱۷:۴۷

یادت باشه روباه ب شازده کوچولو چی گفت (ادم ها این حقیقت رو فراموش کردن اما تونباید فراموش کنی تو تازنده ای نسبت به ان کسی که اهلیش(عاشق)کرده ای مسئولی)

فرين ۳ مهر، ۱۳۹۲ - ۱۷:۱۰

سلام محمدرضاى عزيز
مثل هميشه از نوشته هاى پر بار و قابل تأمل تون لذت بردم. ” بلندى جهان به كوتاهى عمر ماست.” اميدوارم در اين عمر كوتاه بارها و بارها متولد شدن رو تجربه كنيم.
جا داره بگم يك لذت كاملا شخصى هم از مطلب شما بردم و اون اينه كه متوجه شدم من و شما هر دو متولد ٦ مهر هستيم.
تولدتون مبارك استاد عزيز

مریم ۳ مهر، ۱۳۹۲ - ۱۷:۰۷

سلام آقای شعبانعلی
اول اینکه تولدتون مبارک!
یعدشم اینکه شما واقعا فرد فوق العاده ای هستین…
میشه یکم راجع به زندگی روزمره خودتون با 20 ساعت کار بنویسین .. واقعا هم برا ما جالبه و هم خیلی بهمون انگیزه میده.
مرسییییییییییییییییییییییییییییییی

محمدرضا ۳ مهر، ۱۳۹۲ - ۱۶:۵۹

دوست خوبم محمدرضای عزیز. تولد مبارک.
یاعلی

Mina ۳ مهر، ۱۳۹۲ - ۱۶:۲۲

محمدرضا تولدت مبارک!

نسيم ۳ مهر، ۱۳۹۲ - ۱۵:۰۵

سلام چه جالب من دو روز پيش تولدم بود يكم مهر ، امروزم همكارام واسه ام كادو خريدن خيلي خوشحال شدم…
تفلدتون مبارك استاد

کربلایی ۳ مهر، ۱۳۹۲ - ۱۴:۳۷

سلام
تولدتون مبارک

عکسهاتون خیلی قشنگ اند و روند تکاملتون رو به خوبی نشون میدن در ضمن الان خیلی پخته تر بنظر می آین.

زندگیتون پراز شادی وسلامتی.

فرشته ۳ مهر، ۱۳۹۲ - ۱۴:۳۱

سلام
پیشاپیش تولدتون مبارک
” هر بار که یک دوستی تازه شکل می‌گیرد. ما متولد می‌شویم.” با تمام وجودم این جمله را درک میکنم. به تازگی با یک انسان بزرگوار اشنا شده ام. از دوست تازه ام درس زندگی می اموزم.

آزاده م ۳ مهر، ۱۳۹۲ - ۱۳:۵۵

تولدتون مبارک استاد
من هم خیلی دوست داشتم فردا در همایش شرکت کنم ولی بخاطر دوری راه نمیتونم بیام. فردا جای من و سایر دوستانی که نتونستند بیان خالی کنید.
موفق باشید.

ماهساقی ۳ مهر، ۱۳۹۲ - ۱۳:۳۲

البته تو دنیای ادم بزرگا یاد میگیری که باید انقد بی احساس باشی که لذت صدها بار زنده شدن رو از خودت بگیری تا
شکنجه ی هزاران بار مردن رو تجربه نکنی!

راستی چقد خوبه ادمایی مث تو با دنیا اومدنشون، اینجارو قابل تحمل تر کردن 🙂
تولدت مبارک دوست خوبم 😉

دُرفینه ۳ مهر، ۱۳۹۲ - ۱۳:۳۱

آنها که در روز تولد خوشحالند، به دور شدن از نقطه ی عزیمت فکر می کنند، و آنها که غمگین، به نزدیک شدن به نقطه ی پایان.

L

سید رضا ۳ مهر، ۱۳۹۲ - ۱۱:۱۴

سلام و درودتبریک
به تویی که آشنایی این روزهای من با تو تبدیل به چالشی شیرین و آموزنده در زندگی ام شده است
همیشه عزیز باشی و دلسوز و متفکر

بهار ۳ مهر، ۱۳۹۲ - ۱۰:۵۰

تولدتون مبارک استاد
امیدوارم لحظه لحظه زندگیان شیرین باشد وشاد

آمیتریس ۳ مهر، ۱۳۹۲ - ۱۰:۲۹

تولدتون مبارک ، پیروز و شاد باشید.

36 ۳ مهر، ۱۳۹۲ - ۱۰:۲۸

درود
تولدتون پیشاپیش مبارک.
جناب شعبانعلی ببخشید که سوالم ارتباطی به نوشتتون نداره،ولی در طی چند ماهی که با شما آشنا شدم چندین بار دیدم که می گین روزانه چیزی حدود بیست ساعت کار می کنین ولی همش برام سواله چطوری ممکنه؟یکی از اساتیدم می گفت من 15 ساله دارم سخت کار میکنم که الان تونستم روزی 18یا 19 ساعت کار کنم و مشکلی نداشته باشم(از نظر جسمی)یا مثلا هادی ساعی می گفت فیزیک بدنم جوریه که می تونم در روز حتی نخوابم،…
ولی خواستم اگه امکان داره ی توضیح بدین چطور من دانشجوی 21 ساله هم می تونم روزی 20 ساعت کار کنم.
چون از هم سن و سالای خودم بخاطر اینکه سالها عشایر بودم خیلی عقبترم(مثلا نه موسیقی بلدم نه زبان بلدم،…)و فک می کنم الان خیلی بیشتر از اونا باید کار کنم تا به اون چیزایی که می خوام برسم.

محمدرضا شعبانعلی ۳ مهر، ۱۳۹۲ - ۱۲:۱۹

دوست خوبم. اگر اجازه بدی. فردا شب یک متن کامل راجع به این ماجرا می‌نویسم برای تو و بقیه دوستانم.

محسن ۳ مهر، ۱۳۹۲ - ۲۲:۵۴

من هم منتظر همچین نوشته ای هستم
سپاس

ناشناس ۴ مهر، ۱۳۹۲ - ۹:۲۰

سپاسگزارم.

مجتبی ۴ مهر، ۱۳۹۲ - ۱۱:۰۷

پس فردا شب منتظریم!

پريسا ۳ مهر، ۱۳۹۲ - ۱۰:۰۱

بهار از جنس توست…ماندني و خواستني!…چون طعم بهار باش چون هميشه، زيرا كه زمستان نيز به تمناي بهار مي ميرد

صفورا ۳ مهر، ۱۳۹۲ - ۹:۴۸

تولدتون مبارک.

setayesh ۳ مهر، ۱۳۹۲ - ۸:۲۶

تولدتون مبارک.اگه وقت کردین لطفا به ایمیلتون هم یه سر بزنین

Fateme ۳ مهر، ۱۳۹۲ - ۸:۱۹

روز ميلاد تو باران آمد
روز ميلاد تو بود
كه هوا
بوي شبنم وشقايق مي داد
و خدا مي خنديد
عطر ياس از در و ديوار هوا مي پاشيد
و نسيم از تو بشارت مي داد
باد بر پنجره پا مي كوبيد
زلف افشان را بيد
در مسير تو پريشان مي كرد
هر كجا سروي بود
به تواضع سر راه تو بر پا مي خواست
تاكها با تو تباني كردند
غوره ها از تپش قلب تو انگور شدند
سركه ها را خير آمدنت شيرين كرد
برگ ها از سر تعظيم تو مي رقصيدند
و خزان در قدم شاد تو نقاشي كرد
وبه تر دستي استاد ازل
شعبده اي بر پا بود
گوشها منتظر
اولين گريه ي شيرين تو بود
چشمها منتظر
اولين ساغر سيماي تو بود

روز ميلاد تو باز
مثل همواره خدا حاضر بود
آسمان جشن گرفت
ابر ها مژده ي ديدار تو را مي دادند
رعد در حنجره از شوق تماشاي تو غوغا مي كرد
طبل آغاز تو را مي كوبيد
برق آغاز تو را مي تابيد
مه فضا را به هواي تو در آغوش گرفت
آنسوي پيله ي مه
ماه تا فرصت ديدار تو بيدار نشست
در جهان از قدم مهر تو مهماني شد
شعر از مركب فرخنده ي احساس تو الهام گرفت
واژه ها در شعف وصف تو شادي كردند
و غزل
قالب همواره ي توصيف تو شد

روز ميلاد تو باز
آسمان جشن گرفت
و به يمن قدم سبز تو باران باريد
اي تسلاي خزان
سينه ي پر عطشم
كه ز گرماي حضور خشكي تاول زده است
از عبور نفس خيس تو باراني
اي تمناي بهار
سينه از بركت ميلاد تو نوراني باد
در دل خسته ام از عشق چراغاني باد
سرنوشت من و دل آنچه تو مي داني باد
عشقم از بيم رقيبان تو پنهاني بود.
مجتبي كاشاني

محمد علی هشیار ۳ مهر، ۱۳۹۲ - ۲۰:۳۸

مرسی نقایص متن من رو هم پوشاندی

پگاه ۳ مهر، ۱۳۹۲ - ۸:۱۲

سلام.مبارکا باشه…(یوگاییها اعتقاد دارن مدت زمان زندگی هرکس در این دنیا و در این کالبد نه به تعداد سالهای عمر که با تعداد نفسهاس که مشخص شده…برای همین سعی میکنن عمق دم و بازدم رو زیاد کنن تا طول عمرشون زیاد بشه ….و حالا آرزوی من برای تولد شما 🙂

امیدوارم خداوند آگاهی را در تولد لحظه هایت جاری کند و همواره دم و بازدمی داشته باشید عمیققققققق و جاری 🙂

فرحناز ۳ مهر، ۱۳۹۲ - ۶:۳۱

بسيار زيبا بود . تولدتون مبارك براتون آرزوي سلامتي و سعادت ميكنم.

malihe khammar ۳ مهر، ۱۳۹۲ - ۰:۳۵

سلام استاد
من یک سوال داشتم ازتون هم اینجا پرسیدم هم میل کردم ازتون خواهش می کنم اگه امکان داره منو راهنمایی کنین
من واقعا به راهنماییتون احتیاج دارم
ممنون

سپید ۳ مهر، ۱۳۹۲ - ۰:۲۶

سلام
الهی چقد شما تو سن یه سالگی و دو سالگی با اون موهای بلوند دوست داشتنی بودین 🙂 البته الان هم با منش و دانشتون هستین 🙂
راستش میخواستم بهتون بگم چیزی که به نظرم شاخص هست در بخش طرح متمم اختصاصی بودن مطالبش برای مدیران و یا کارکنان بوده و در هر حال کسانی که با یک شغل منظم سرو کار دارن.من شغلم آزاده (گرافیستم) و گاهی پیش میاد مدتی کاری بهم پیشنهاد نمیشه،میشه لطفا در متمم کسب و کار بخشی هم برای مشاغلی که روند منظمی ندارند قرار بدین.

مینا ۳ مهر، ۱۳۹۲ - ۰:۱۹

برایت تمامی خوبی های دنیا را می خواهم، سلامتی ، آرامش، موفقیت بیشتر، دوستی های پاک و ماندگارو خلاصه اینکه امیدوارم به هر چی میخواهی برسی . تولدت مبارک.

حسین ۲ مهر، ۱۳۹۲ - ۲۳:۴۲

سلام
تبریک برای همه هزاران تولدی که تاحالا داشتی و انشالا در آینده خواهی داشت
و همچنین یک تبریک ویژه به مناسبت تولدت در 6 مهر هرچند از دیدگاه عصر شکار باشد. 🙂
راستی محمدرضا به عکسهات دقت کردم. انصافا الان خیلی با کلاس تر از قبل شدی!!1 🙂 🙂

میترا ۲ مهر، ۱۳۹۲ - ۲۳:۳۴

بعضی مرگها باید وجود داشته باشن تا بعضی تولدها رو ببینیم، یک مرگ کافی نیست

شیوا مژدهی ۲ مهر، ۱۳۹۲ - ۲۳:۲۵

محمدرضا جان! ممنونم از تو. بارها بارها نامه ی تولدم رو خوندم. جملات زیبایت رو زمزمه می کنم و با خودم تکرار می کنم.من این زمزمه ها و تکرار ها رو دوست دارم. چه زیبا از تولدها گفتی و چه خوب از مرگ گفتی…منم برایت “هزار تولد خوب ” آرزو می کنم…

آرام ۲ مهر، ۱۳۹۲ - ۲۳:۰۲

سلام

تولد بعضیها رو نه به خود اونها بلکه خیلی بیشتر از اونها باید به خودمون تبریک بگیم.

«تولدت رو به خودم تبریک میگم. با بودن تو دنیای زیباتری دارم…»

همیشه زنده باشی و سربلند, ایستاده بر فراز …
تولدت مبارک!

رویا ۲ مهر، ۱۳۹۲ - ۲۲:۴۱

دیروز تولدم بود استادم بهم گفت میگن مهرماهی ها ادمای بزرگی میشن در مورد شما که صدق میکنه.

مریم ۲ مهر، ۱۳۹۲ - ۲۱:۳۰

خدایا بگیر از من هر انچه که تو را ازمن میگیرد
محمد رضای عزیزم سلام
پیشاپیش تولد بهترین استاد زندگیمو تبریک میگم استاد از خداوند متعال عمری با عزت را براتون خواستارم .امید وارم ما لیاقت شاگردیتون داشته باشیم.

سمانه ۲ مهر، ۱۳۹۲ - ۲۱:۲۰

الان عصر عصر ماهیگیریه محمدرضا 😉
یه کم داریم تغییر میکنیم شاید 🙂 اما جدای از شوخی
این نوشته با اینکه برای تولد بود وتولد همیشه برای آدما پر از شادیه_که من هم نمیدونم چرا اینجوریه وبه چه دلیلی تولد گرفته میشه وشمعی فوت میشه وکیکی وبساطی.چون خودم هر سال بیشتر از هرروز دیگه ای به این فکر میکنم که چقدر به مسئولیت هام اضافه شده ،بیشتر غمین میشم.نه فقط به خاطر مسئولیت ها به خاطر فهم برخی چیزها که تا قبل از فهمیدنشون به خیالم زندگی راحتی داشتم که اون هم از ندونستن بوده _حس میکنم این متن با یه غم ،با یه حس دلتنگی ،نمیدونم اسمش رو چی بذارم.اما میتونم بگم متفاوت بود.عین همه ی کارها و نوشته هات
امیدوارم همیشه و هر لحظه ی از زندگیت تولدهای به یاد ماندنی رو تجربه کنی و همون آرزوی آخر نوشته ت که تنها یک مرگ .مرگی که حتی با اتفاق افتادنش در هر تولدی پس از تو ،دغدغه هایی که همیشه از اونها یاد کردی وبراشون تلاش کردی دیگه وجود نداشته باشه وزندگی بهتری تجربه بشه ،باهمه ی چیزهایی که تو در دنیا به ارث گذاشتی.نه فقط برای همسر وخانواده وفرزندت ،که برای تمام کسانی که دوستشون داشتی و برای تو معنی تولد بودن وهستن…
جاودان بمانی به عشق…
دوست همیشگی تو سمانه ،اگر که لایق بدانی
تولدت پر از فهم و نور و روشنی و دوست داشتن هایی بدون مرگ… 🙂

فرزانه ۲ مهر، ۱۳۹۲ - ۲۰:۵۵

. . . . . . . .و هر بار که اینجا میایم و دل‌نوشته هایی رو میخونیم که بعدها بارها و بارها و بارها به ذهنمون خطور میکنن، هزار هزار بار متولد میشیم..
تولدتون پیشاپیش مبارک. . .

Mr.ink ۲ مهر، ۱۳۹۲ - ۲۰:۲۸

هزار تولد…برای خودم متاسفم که تعداد تولد هایم کم بوده اند!
راستی آقای شعبانعلی محصول جدید تراست زون را زود تر قرار بدین ما طاقت صبر نداریم!

محمدرضا شعبانعلی ۳ مهر، ۱۳۹۲ - ۰:۳۴

امشب گرفتمش. خودم دوستش دارم. زود آپلود میکنم

حمیده ۲ مهر، ۱۳۹۲ - ۲۰:۲۲

سلام
تولدت مبارک!
چه راست گفتی که باهربار پیمان یک دوستی خوب میشکند ما می میریم
ای کاش که هرلحظه متولد بشیم…

فائزه ۲ مهر، ۱۳۹۲ - ۱۹:۴۸

هر سال ، کوتاه شدن جاده ناهموار زندگی و نزدیک شدن به مرگ آرام را به شادی می نشینم …
اما برای تو اینگونه نباشد ! برای تو ، شمع نماد مادر باشد …
مادری چشم انتظار که امیدوارانه اشک میریزد و می سوزد و تو در چنین روزی ، با نفس هایت ، او را از سوختن و اشک ریختن نجات می دهی و هر سال این رویداد زیبا را زنده نگاه میداری .

shirin ۲ مهر، ۱۳۹۲ - ۱۸:۵۶

آرزوی خیلی قشنگی بود و ای کاش زندگی همه اینچنین بود..

حسین ۲ مهر، ۱۳۹۲ - ۱۸:۵۶

تولدت مبارک محمد رضا.
راستی تولد منم 7 مهر ماهه.

1 2 3

نظرات بسته شده اند