برخی میگویند ولن-تاین، متعلق به فرهنگ و جامعه ما نیست و نباید آن را در ایران جشن گرفت.
من اما وقتی به تاریخچه ولن-تاین فکر میکنم، میبینم خاستگاه این سنت، شرایط اجتماعی و تاریخی خاصی است که در آن عشق ورزیدن و دوست داشتن، جرم محسوب میشود و عاشقان باید پنهان از نگاه حکومت، در کنج متروک خانه ها و کوچه های خلوت، عشق بورزند. این شرایط در مقاطع مختلف و در کشورهای مختلف مصداق پیدا کرده است…
پس اتفاقاً ولن-تاین را میتوان اینجا جشن گرفت! چرا که سپندارمزگان در شرایطی بوده که نظام حاکم شأن و مقام زن را به رسمیت میشناخته و برای آن جشن رسمی میگرفته است. ما در شرایط فعلی شباهتمان به وضعیت ولن-تاین بیشتر است تا سپندارمزگان
پ.ن: بر اساس داستانها و افسانه ها، ولن-تاین کشیشی بوده که در دوره ممنوع بودن عشق، عشق ورزی و ازدواج برای عشاق، دعای ازدواج میخوانده است.
علت عاشق ز علت ها جداست
عشق اسطرلاب اسرار خداست.
کاش فقط پنهان از نگاه حکومت بود ولی باید از دید همه پنهان بود.
xeeeeeeili aaaaaaaaali
بسیار عالی نوشتید. واقعاهمینطوراست
سلام. اخيش. بلاخره تونستم باگوشيم واردبخش ديدگاخها بشم. چطوري محمدرضا? ايام بكام. يادش بخير يه زماني زودبزود مطلب ميذاشتي. بامابه ازاين باش ك باخلق جهاني.
با اینکه خواننده خاموشتونم استاد ولی وقتی میام و میبینم چند روز مطلب نذاشتین دلم تنگ میشه 🙂
سلام برنامه خیلی خوب من از اجرا انها عازم
سلام
من یه سوال غیر مرتبط داشتم
لطف میکنید کمکم کنید
وانشناس خیلی خوب میتونید معرفی کنید که در مورد بیماری دوقطبی و آسیب دوره کودکی کار کرده باشند ؟
مهندس اینجا تعطیل شده؟؟
اول اسفند تولد امام یازدهم علیه السلام مبارک
سلام
خوب هستید؟ امیدوارم شاد باشید و اوضاع روبراه
خواستم سلامی عرض کنم و اینکه مدت زیادیه نمی نویسید دیگه 🙂
سلام محمدرضای عزیز
یک هفته ای هست که ازت خبری نداریم دلم برا رادیو مذاکره تنگ شده
راستی قراردادهای دکتر حیدری رو از کجا مینونیم تهیه کنیم؟
ممنون
سلام مهندس دلمون گرفت از بس اومديم ديديم نيستي كجايي برادر؟
محمدرضا نمیخواد حرفی بزنه؟!
دلمون تنگ شده
خواهش میکنم سعیده جان ،پیشکشی بود برای روز “ولن تاین” این روزگار!
به امید «سپندارمزگان» 🙂
شیما جان ،من با حرف محمدرضا مشکلی ندارم.
یک بار دیگه متن محمدرضا وکامنت من رو بخونید ،متوجه خواهیدشد، که در یک راستا صحبت کردیم،با دومنظر متفاوت!!! 🙂
من هم یک انسانم و”خیلی” تعصبی برخوردنمیکنم.اما یه جاهایی خوبه آدم به داشته هاش که حالا دست دیگرانه وحسرتش رو میخوره ویا فکر میکنه دیگران یه چیزایی دارن وخودش اون چیزا رو نداره،فکر کنه وببینه چی شد که اینجوری شد؟!
بیشتر توضیح نمیدم.شاید چون بلدنیستم خوب بنویسم ،سوءتعبیرشده!
حرفامو به دل نگیر دوست من؛این روزا کمی درگیر شیطون وفرشته م ،شاید تا انسان شدن فاصله دارم! ؛)
سمانه جان من برداشت خاصی از صحبت هات نکردم، اگه جسارتی شده عذر میخوام.
با حرفت کاملا موافقم، فقط اینجا به نظرم دیدگاه محمدرضا درست تر بود
سلام محمدرضا جان
استاد ما را چه شده که دیگر آن شور و هیاهوی پاسخ گویی و بحث و خوش و بش با کسانی که امید فراوان به وی دارند، را ندارند ؟؟؟
اقا محمدرضایی که شاید روزی دو سه تا پست میذاشت و کلی بحث و خوش و بش، الان دیگه انگار نه انگار که دوستان سوال میپرسن .
استادم را چه شده ؟؟؟!!!!
البته دوست نداریم که اون ایام در بستر بیماری بودن استاد باشه و چند تا پست .
اما شاید…..
استاد یا اتفاقی افتاده یا اینکه ما رو فراموش کردی!!!
خبری ازت نیست.نگرانیم ها
محمد رضا جان روز عشق که یک بهانه است خوبه آدم هر روز زندگیش عاشق باشه و عشق بورزه !
اما این بهانه به شما و همه دوستان مبارک!!!!!!
خوب نوشتی. مسلما هدف از این نوشته برتری دادن یک مراسم بر دیگری نبود. هدف چیزی فراتر از این بود.
پیشاپیش فرا رسیدن روز ولنتاین ایرانی یعنی سپندارمذ را به همه عاشقان تبریک میگم.
دلم نمیخوادفقط این روز ، روزِ عشق باشه…
دلم میخواد هر روز ، روزِ عشق باشه…
بدون بهانه، بدون بازی با کلمات، بدون گوشه و کنایه ، بدون انتظار برای یک اتفاق،بدون اما و اگر،….بدون ترس…رهااااااااا
ارادتمند همیشگی شما
سمیه
امیر
سلام بچه ها و محمد رضا
اگر به تعداد دیدگاهها در مورد عشق نگاه کنیم به راحتی می بینیم که مردم ما نسبت به عشق فوق العاده کم توجه اند و از قدرتش، بی خبر. فکر کنم علاوه بر کارگاه مذاکره به کارگاه عشقم نیاز دارن
امیر
سلام بچه ها اگر به تعداد دیدگاهها در مورد عشق نگاه کنیم به راحتی می بینیم که مردم ما نسبت به عشق فوق العاده کم توجه اند و از قدرتش، بی خبر. فکر کنم علاوه بر کارگاه مذاکره به کارگاه عشقم نیاز دارن
بدم می اید از این ادا ها به نظرم این روز ها و این هدیه دادن ها و این جور کار های فانتزی به درد فیلم ها می خورد.نه به درد چیز دیگری.من که هرچه دور و برم را نگاه می کنم میبینم زندگی واقعی چیز دیگری است نه رویایی که در ذهن من است
تاریخچه سپندارمذگان:ولنتاین ایرانی
ولنتاین ایرانی :در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، که از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بودهاست. در تقویم ایرانی دقیقا مصادف است با ۵ اسفند که در گاهشماری کنونی برابر است با ۲۹ بهمن، یعنی تنها ۴ روز پس از روز ولنتاین. این روز سپندارمذگان یا «اسفندارمذگان» نام داشتهاست.
ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است که ایرانیان باستان این روز را روز بزرگداشت زن و زمین میدانسته اند. فلسفه بزرگداشت این روز به عنوان “روز عشق” به این صورت بوده است که در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هر یک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. بعنوان مثال روز اول “روز اورمزد”، روز دوم، روز بهمن معنی “سلامت، اندیشه” که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی “بهترین راستی و پاکی” که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی “شاهی و فرمانروایی آرمانی” که خاص خداوند است و روز پنجم “سپندار مذ” بوده است. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق می پنداشتند
سپندارمذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا میکردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه میدادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت میکردند. اخیرا گروهی از دوستداران فرهنگ ایرانی پیشنهاد کردهاند که به منظور حفظ فرهنگ ایرانی سپندارمذگان بجای ولنتاین به عنوان روز عشق گرامی داشته شود.
سلام استاد
ولنتاين مبارك
تو اين روز دوس داشتني از كي هديه گرفتين؟
راستشو بگيد ديگه…
سلام محمدرضا جان
عشاق هر روز و هر لحظه به هم عشق ميورزند و منتظر سال و ماه و روز نيستن به نظرم اين روزها و اسمهاشون براي يادآوري عشق و دوستيه كه بين دو نفر از بين رفته و حالا بخوان حداقل اين روز رو به ياد هم باشن و به هم كادو بدن و از فرداش دوباره هر كي بره برا خودش
من به عشق و معجزاتش ايمان دارم به همون اندازه كه به خالق عشق ايمان دارم
محمد رضا جان يه چيز منو ناراحت ميكنه و اون اينه كه ادمها براي بيان خيلي از حسها كه معلوم نيست از كجا روييدن گرفته؟!!! كلمه ي “عشق” رو به كار ميبرن حال اينكه به نظر من نفس ” عشق “مقدستر از اين حسهاست!!
اميدوارم هر روزتون روز عشق و دوستي باشه
چه بسیار بیگانه که از خویشان نزدیک تر باشند و چه بسیار خویش که همچون بیگانگان ناسودمند.
نه آن کس که از میهن خویش به دور باشد غریبش بدانی، بلکه غریب در حقیقت آن کس باشد که بی دوست به سر برد.
روزهای عشق ولنتاین و سپندار مزگان بر همه عالمان عامل عاشق مبارک باد.
سلام محمدرضای عزیز
آره حق با توست …
در هر صورت چه ولنتاین چه سپندارمزگان …
“روز عشق” به همه ی عاشقا مبارک !
کاملا” موافقم محمد رضا.
من تمام جشن هایی که در آن شادی، دوست داشتن و عشق ورزیدن وجود داشته باشد را دست دارم حالا برای هر فرهنگی که باشد. چه می شود اگر ما دو روز از سالمان را جشن بگیریم یا حتی هر روز از سالمان را به بهانه های مختلفی جشن بگیریم.
می گویند دنیای غرب فرهنگ اش را به ما تحمیل می کند،
اما
ما مردمی هستیم که کسی در بین ما وجود داشت که آن شخص هیچ یک از هموطن هایش را دوست نداشت و بزرگترین دزدی را انجام داد.
ما مردمی هستیم که از علوم رایگانی که دنیای غرب در اختیارمان قرار داده نمی توانیم استفاده کنیم بعد به دانشمندانمان می خواهیم افتخار کنیم.
ما مردمی هستیم که اگر کسی بخواهد به ما شادی ،عشق ورزیدن را یاد بدهد می گوییم به ما تحمیل می کند، چه برسد که خودمان بریم یاد بگیریم.
اگر در دورانی پادشاهی در دنیا غرب عشق را ممنوع کرده بود ما امروز خودمان عشق را برخود ممنوع کرده ایم، چه انتظار رود…
آخه علم، دانش، عشق، دوستی، شادی، خوشبختی هم تحمیل کردن داره؟
زمان منتظر ما نمی ماند
به گمانم که سخت دوست می دارمش
می کشاندم زمان
یکی یکی
قدم قدم… تا کنار شانه اش!
سینه ام ولی هنوز
بی تکان!! نمی تپد!!!!
هرچه بیشتر نگاه می کند دلم
آرزوی مرده اش
غصه تر به خواب زااااااااار می رود
هرچه سخت رشته می کنم
ریشه های سست دل سپردنم
شادی تو را تبااااه می کند، دددلم!!
عاشقی کجاست!!!!!! دود شد رفیق!
آخر این هوای شوم
آخر این هوای تلخ
آنچه در سرت سفید رسته بود
می کشاندش به دود
خنده های شادمانه ی تو را
این
همممممین پشیز عشق
عاقبت سییییاه می کند،دلم!!!!!!!
پی نوشت:دلم خواست و همین حالا
نوشتم و سبک
شدم .برای همه عشق آرزو می کنم
و
عشق…
ولنتاین مبارک…
گرچه بر واعظ شهر این سخن اسان نشود.
تا ریا ورزد و سالوس مسلمان نشود.
عشق میورزم و امید که این فن شریف
چون هنرهای دگر موجب حرمان نشود
ذره را تا نبود همت عالی حافظ!
طالب چشمه خورشید درخشان نشود.
نوع عشق: شاگرد به استاد
زمان ابراز: امروز-روز ولن تاین
نیت و قصد از ابراز: صرفا جهت اطلاع
ولن تاین مبارک محمدرضای عزیز!
پ.ن: راستی امروز یاده خوکچه هاتون بودم،براشون محیطی رو فراهم کنین امروزو بتونن به هم عشق بورزن!!
حتی میشه براشون عوض شکلات هندونه بخرین،اونوقت هندونه خوردنشون رو تماشا کنین و لذت ببرین از بس با عشق هندونه می خورن!!!!
پيوند ميا من و تو…
آنچه مرا به تو می پیوندد شاید، نگاه مشترک ما به زمین و زمان باشد .
نه این هست. اما این خود به تنهایی برای یک پیوند کافی نیست …
آنچه مرا به تو می پیوندد شاید، دوستان مشترکمان باشند. یا هر آنکسی که هر دو می شناسیم و محترم می شماریم .
این نیز هست. اما این خود به تنهایی برای یک پیوند کافی نیست …
آنچه مرا به تو می پیوندد شاید، لحظاتی شیرین، شاد و سرشار در گذشته باشد .
نه این هست. اما این خود به تنهایی برای یک پیوند کافی نیست …
همه هست. اما کافی نیست .
آنچه مرا به تو می پیوندند شاید تمام خاطرات زیبا، به یاد ماندنی و فراموش نشدنی در آینده است که هرگز تجربه نکرده ایم…
…..
………
پ.ن:اين رو تو فايل “براي فراموش كردن” خوندم.
تمام اون چيزي كه من براي گفتن به اطرافيانم دارم.
سئوالی از محضر شما خوبان داشتم و آن این است که با توجه به اینکه ولنتاین عمری چندین ده ساله در غرب دارد چرا از سال ۱۳۷۵ به بعد در کشور ما رواج یافته بطوریکه حتی دردورترین نقاط کشور این واژه ملموس است ولی واژه ای مانندسپندارمزگان جایگاهی در بین نسل های ایرانی ندارد من به نوبه خود با این گونه جشنها و مراودات مردمی مشکلی ندارم ولی چرا این چنین یکطرفه . یادش بخیر در فیلم دایی جان ناپلئون مرد انگلیسی به …. می گفت : حال اسبت چطوراست؟ وقص الهذا
در پایان به تمامی عاشقان ایران زمین درود می فرستم ولنتاین شما مبارک
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در این گنبد دوار بماند
سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد
وانچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
روز عشق فرنگی (ولنتاین)
و
روز عشق ایران باستان (سپندارمزگان)
تنها به فاصله ی چهار روز از هم قرار دارند!
شرایط اجتماعی و تاریخی خاص؟!!
اجازه بدهيد!اجازه بدهيد!
من به شدت مخالفم!
مگر نه اينكه اين اجتماع واين تاريخ را ماييم كه ميسازيم؟
پس نق زدن بر شرايط اجتماعي وتاريخي دردي را دوا نميكند.ديگران نميدانند،ما كه ميدانيم.
خير سرمان حكومت دموكرات داريم !
گوسفندي ازخودمان است.اين يك نمونه كه ديگر نفت وكالا وتحريم و…نميشناسد.
دردم را تازه كردي محمدرضا….
هيچ نميگويم.هيچ.
من هم “سكوت “ميكنم عين ديگران وفخرميكنم به روز ولنتاين!!!!
اما ،روزسپندارمزگان است كه منتظر تبريك مينشينم وتبريك ميگويم به عاشقاني كه جرات ميكنند ساز عاشقي كوك كنند وبگويند:
به خدا عشق به رسوا شدنش مي ارزد
وبه مجنون وبه ليلا شدنش مي ارزد
دفتر قلب مرا واكن ونامي بنويس
سند عشق به امضا شدنش مي ارزد…«ازعلي اصغر داوودي»
پ ن:به گمان حلاج ميشويم واز شاخه گلي آزرده!
سمانه جان قشنگ تر نیست از دیدگاه یک “انسان” به این موضوع نگاه کرد و نه یک ایرانی؟
به نظر من حرف محمدرضا درسته
سمانه جان چقدر شعری که گذاشتین عالی بود…خیلی لذت بردم.
ممنون