دوستان من سلام.
امیدوارم سالم و سلامت باشید و بتونید این دوران سخت و پرتنش رو در کنار عزیزانتون با کمترین سختیها و تلخیها (البته با استاندارد متناسب این روزها) بگذرونید.
همینطور یاد میکنم از همهٔ عزیزان هممیهنمون که امروز بین ما نیستند؛ انسانهای عزیزی که نه در پی مرگ بودند و نه شایستهٔ مرگ. خانوادههای این عزیزان، علاوه بر درد و ابهام و تلخیهای این روزهای سخت، عزادار هم هستند.
چون مدت زیادیه روزنوشته رو بهروز نکردهام (و فعلاً هم قصد ندارم بهروزرسانی منظم روزنوشته رو شروع کنم) دیدم خوبه که در قالب یک گزارش مختصر، چند نکته رو خدمتتون عرض کنم:
نکتهٔ اول | دربارهٔ بهروزرسانی روزنوشته
مهمترین علتی که باعث شده روزنوشته رو بهروز نکنم اینه که دربارهٔ موضوعات روز حرف تازهای ندارم و موضوعات دیگه هم الان موضوعیتی ندارند.
در مورد متمم، اوضاع متفاوته. بهعلت تعهدی که به اعضای متمم هست، تلاش من اینه که همیشه بهروز بشه. خصوصاً که اعضای متمم عضو متمم شدهاند که یادگیری رو فراتر از اوج و فرودهای روزمره دنبال کنن. اما مبنای روزنوشته، متفاوته. و رابطهای که بین من و شماست، اجازه میده که در مواقع سختی، فشار، تنش و بیحوصلگی، خودم رو از نوشتن و حرف زدن در اینجا معاف کنم.
اینکه میگم دربارهٔ موضوعات روز حرف تازهای ندارم، ناشی از اینه که پیش از این به اندازهٔ کافی حرف زدهام و بهنظرم هنوز همون حرفها تا حد زیادی مصداق داره؛ از ضعف شناختی گرفته تا ساختارهای سیاسی با دسترسی محدود.
بهطور ویژه، حس میکنم توضیحاتی که چند سال پیش در مورد دینامیک سیستمهای بسته نوشتم همچنان عینک مناسبیه که میتونه به درک تحولات فعلی کمک کنه.
هر چی نگاه میکنم در بین اتفاقهای جدید، چیزی نمیبینم که مستلزم افزودن توضیحات، توجیهات و تفسیرهای جدید باشه.
در مورد بستن اینترنت و فعال کردن نت ملی
معمولاً شما عادت دارید در روزنوشته دربارهٔ چیزهایی بخوانید که بعداً با تأخیر در رسانهها دیده میشه یا لازم میشه خود من بعداً بهش ارجاع بدم (مثل همین سیستم بسته که بالاتر گفتم).
دلم میخواد صرفاً برای ثبت در تاریخ، حرفی رو که پیش از این هم چند جا گفتهام تکرار کنم که عمیقاً معتقدم قطع دسترسی به اینترنت و طبقهبندی کردن دسترسیها (با هر توضیح، تفسیر و توجیه و اسم) و اینترنت طبقاتی، جدا از اینکه برای مردم و جامعه آسیبزا، هزینهزا و دردسرآفرینه، برای کل کشور هم تبعات امنیتی جدی داره.
درک این مسئله برای کسی که اندکی با نظریه شبکه آشنا باشه سخت نیست که چرا این سیستم میتونه خطرات امنیتی جدی ایجاد کنه (اگر حوصله و علاقه دارید میتونید با کیوورد DSNM دربارهاش جستجو کنید: Dynamic Subgraph Network Mapping).
فکر میکنم اگر اینترنت به شکل متعارف – که در اکثر کشورهای جهان هست – در ایران وجود داشت، بسیاری از کسانی که امروز نیستند، همچنان بودند.
اخیراً دیدم وزیر ارتباطات هم – اگرچه بسیار دیر – این نکته را فهمیده و اشاره کرد که این شکل از اینترنت تبعات سنگین امنیتی داره.
به عنوان یک شهروند – که کمی ریاضیات، شبکه، گراف و … میفهمم – متوجه نمیشم استراتژیای که همزمان هم مردم رو آزار میده و براشون هزینهٔ مالی و روانی ایجاد میکنه و هم مسئولین رو مستقیم زیر ذرهبین شبکههای اطلاعاتی جهان قرار داد و میده، چهجوری در کشور ما تعریف، تدوین و اجرا شده.
مطمئنم سالها بعد در این باره حرفهای زیادی خواهیم خواند و شنید. نوشتم که بماند برای ارجاع در آینده.
و دلم میخواد این رو هم تأکید کنم جدا از جنبهٔ امنیتی – که تبعاتش تجربه شد – از نظر منطقی، علمی و با نگاه توسعهگرا هم اولویتبندی فعالیتهای مردم کار درستی نیست. از نظر سیاستگذاری، نمیشه تشخیص داد که باز بودن اینترنت یک استاد دانشگاه در اقتصاد، توسعه و نوآوری موثرتره یا یک کشاورز در یک روستا.
نگاه قیممآبانه به اقتصاد، مدیریت و سبک زندگی و تصمیمگیری از بالا به پایین، اگر قرار بود به توسعهٔ «متوازن» اقتصادی منجر بشه، در این سالها میشد. همهٔ دنیا هم به همین علت، دنبال مکانیزمهایی هستن که تنظیمگری و تصمیمگیری متمرکز در این حوزهها رو به حداقل برسونن.
نکتهٔ سوم – دربارهٔ متمم
همونطور که میدونید متمم برای سرور خودش از سرویسهای میزبانی بینالمللی استفاده میکنه (البته همچنان مدیریت سرور بر عهدهٔ شرکت پارسپک هست؛ عزیزانی که تقریباً از اوایل شروع به کار متمم کنار ما هستن).
لازمه یادآوری کنم که سرور متمم در ۱۲ سال گذشته همیشه در ایران بود. اما بعد از اینکه در بهمن سال ۱۴۰۴ یک ماه فیلتر شد، ما متوجه نکتهٔ سادهای شدیم که قبلاً بهش توجه نکرده بودیم.
اگر متمم در یک سرویسدهندهٔ بینالمللی میزبانی میشد، در دورهای که فیلتر شده بود، سه اتفاق میافتاد. اول اینکه خود ما با ویپیان میتونستیم بهش دسترسی داشته باشیم. و دوم اینکه ایرانیانی که در کشورهای مختلف جهان از متمم استفاده میکنن، اشتراک خریدهان و عضو متمم هستند و همینطور عزیزان فارسیزبان در افغانستان و تاجیکستان و کشورهای دیگه میتونستن از متمم استفاده کنن و ارائهی خدمات بهشون مختل نمیشد.
اما وقتی یک سایت داخل کشور میزبانی میشه و فیلترش میکنن، تا زمانی که فرایند رفع فیلتر طی بشه (که در مورد متمم حدود یک ماه، یعنی ۷۰۰ ساعت طول کشید)، هیچکس، دقیقاً هیچکس، به سایت دسترسی نداره. یعنی منِ نوعی در دورهٔ فیلتر شدن سایتم، حتی خودم به نوشتهٔ خودم که کنار گوش خودم در شهر و کشور خودم میزبانی میشه دسترسی ندارم (يادآوری: ما داریم در سال ۲۰۲۶ دربارهٔ چنین اتفاق عجیبی حرف میزنیم. امروز انسان تونسته به مودمی که خودش ساخته و ۲۱ میلیارد کیلومتر دورتر فرستاده دسترسی داشته باشه).
بنابراین فیلتر شدن سایت ایرانی در ایران – بر خلاف فیلتر شدن سرویسهایی مثل اینستاگرام و … – چیزی فراتر از فیلتر شدنه: عملاً «معدوم شدن» یک سایته.
این بود که «با طولانی شدن فرایند رفع فیلتر متمم» به نتیجه رسیدیم بهتره متمم از سرویسهای میزبانی بینالمللی استفاده کنه تا دسترسی هرچند حداقلی برای خودمون و اعضای متمم در کشورهای دیگه تضمین شده باشه. بعد از رفع فیلتر متمم در اواخر بهمن ماه هم دیگه عملاً بر اساس قراداد و توافقی که انجام شده بود، میزبانی متمم به همین شکل ادامه پیدا کرد.
با این توضیح، با توجه به اینکه در ایام جنگ ایران و آمریکا دسترسی به اینترنت در کشور قطع شده و صرفاً اینترانت ملی وصله، طبیعتاً دوستان متممی از داخل کشور دسترسی به متمم ندارن؛ درسته مثل همهٔ سایتها و سرویسهای بینالمللی. این موضوع رو از این جهت توضیح دادم که دسترسی نداشتن فعلی به متمم رو بهاشتباه به معنای فیلتر شدنش در نظر نگیرید.
البته ما به مسئولین مربوطه گفتیم و آیپی متمم رو اعلام کردیم که دسترسی رو ایجاد کنن، اما بروکراسی کشور ما در شرایط عادی هم کنده؛ چه برسه به شرایطی جنگی و قاعدتاً این فرایند کمی زمان میبره.
بههرحال، ما زمانی که اینترنت دوباره در کشور وصل بشه، مطابق سنتی که تمام سالهای گذشته داشتیم، به همهٔ اعضای ویژهٔ فعلی به اندازهٔ مدتی که نتونستن استفاده بکنن اعتبار میدیم (توی این مدت هم هر اکانتی که اعتبارش تموم شده لغو نکردیم).
و این رو هم خوبه اشاره کنم که در این ایام ما همچنان داریم محتوای متمم رو بهروز میکنیم (و عزیزانی که بعداً وصل بشن مطالب تازهٔ زیادی برای مطالعه دارن). همینطور از این فرصت استفاده کردیم و زیرساختهای متمم رو توسعه دادیم و بهروز کردیم. جنبهٔ ملموسش برای شما اینه که متمم بسیار سریعتر از قبل شده. ولی از نظر هستهٔ نرمافزاری هم تغییرات بسیار مهم و ارزشمندی داشته که زمینهٔ رشد بلندمدت و تحمل ترافیک بیشتر رو فراهم میکنه.
نکتهٔ چهارم – دربارهٔ خودم در این روزها
در مورد خودم هم – به قول نامهنویسهای قدیم: اگر احوال من را جویا باشید – بگم که خوبم. همون کاری رو میکنم که فکر میکنم اکثر شما هم انجام میدید. سعی میکنم خودم رو با کار، روزمرگی و مطالعه مشغول کنم و به این روش روحیهٔ خودم رو حفظ کنم؛ تنها کاری که الان میشه کرد.
خبرها رو دنبال میکنم. اما سعی نمیکنم از تکتک جزئیات خبری سر در بیارم. بهنظرم الان واقعاً زمان «کشف و درک» رویدادهای محیطی نیست. چون ما دسترسی بسیار کمی به اطلاعات داریم. ضمن اینکه تصمیمگیران و عوامل تأثیرگذار هم بسیار زیادن. احساسم اینه که تمام بازیگران فعلی عرصهٔ قدرت، روز به روز، بر اساس تحولات میدانی دربارهٔ گام بعدی تصمیم میگیرن و اونها هم به جای پلن میانمدت و بلندمدت، صرفاً سعی میکنن در حد توان خودشون در کوتاهمدت بهترین تصمیم رو بگیرن.
عملاً الان، جنگ، بیش از اونکه جنگ نظامی باشه، جنگ شناختیه. منظورم از جنگ شناختی این نیست که هر کی بیاد یه اراجیفی در جواب یکی دیگه در شبکههای اجتماعی و رسانهها بگه (ظاهراً عدهای در کشور ما فکر میکنن جنگ شناختی یعنی اینکه یه عده چند تا اکانت توییتر بسازن و مدام حرف بزنن). جنگ شناختی یعنی:
رقابت طرفهای درگیر
با یکدیگر
در زمینهٔ «کشف بهتر واقعیت»،
«اصلاح مفروضات نادرست»
و «درک بهتر وضعیت امروز میدان»
و اقدام بر اساس این درک.
هر یک از طرفها که در این کار بهتر از بقیه عمل کنه، تسلط بیشتری بر صحنه پیدا میکنه.
خلاصه اینکه چون جنگ فعلی اینقدر پیچیده است، عملاً آدمی مثل من، هر تلاشی برای فهم جنبههای روزمره و عملیاتیش بکنه بیفایده و گمراهکننده است. دینامیک کلی رو میشه حدس زد و تشخیص داد، اما جزئیات عملیاتی رو واقعاً نمیشه.
همین باعث شده به نتیجه برسم که خودم رو با کارهای خودم مشغول کنم تا زمان بگذره و همزمان قدرتم در تحمل فشارهای متعدد و متنوعی که هست افزایش پیدا کنه.
توصیهام برای شما واقعیت اینه که هیچ توصیه، نکته، پیشنهاد، تحلیل، حرف و نظر خاصی برای شما ندارم. فکر میکنم تحلیل کردن، توصیه کردن و نظر دادن در این شرایط، ویژگی گروه خاصی در کشور ماست که من جزوشون نیستم.
