مطالب مرتبط با لحظه نگار

لحظه نگار | کوکی، بلوط و ماهی روباتیک

کوکی و بلوط

در روزها و هفته‌های اخیر، تراکم کارها بسیار زیاد شد و اتفاق‌هایی افتاد که فرصت نشد به روزنوشته‌ها سر بزنم. کامنت‌های متعددی هم زیر مطالب قبلی هست که حتماً دوست دارم در ادامه‌شان پاسخ‌هایی بنویسم تا زمینه‌ی بحث و گفتگوی بیشتر فراهم شود. نقد چشم انداز ۱۴۰۴ هم نیمه‌کاره مانده. اما نوشتن،‌ به سطحی از حضور ذهن و تمرکز نیاز دارد که در این چند هفته، از آن بی‌بهره یا کم‌بهره بوده‌ام. اما صرفاً برای به روز شدن روزنوشته، کلیپ کوتاهی از کوکی و بلوط را در این‌جا قرار می‌دهم. اخیراً متوجه شدم که یک نوع ماهی روباتیک چینی نسبتاً ارزان‌‌قیمت هست که می‌‌تواند سرگرمی خوبی برای گربه‌ها باشد. وقت‌هایی که کار سنگین دارم و می‌خواهم کوکی و بلوط سرگرم باشند، به این ماهی‌ها متوسل می‌شوم. ‌پی‌نوشت اول: اگر گربه دارید، این محصول را پیشنهاد […]

لحظه نگار | کوکی و بلوط

کوکی و بلوط

مدتی بسیار شلوغ بودم و فرصت نشد مطلبی در روزنوشته منتشر کنم. از طرف دیگر، خبر مهمی هم در جامعه در جریان نیست که بهانه‌ای برای نوشتن باشد. این بود که گفتم بعد از مدت‌ها، چند عکس و فیلم از کوکی و بلوط برایتان بگذارم. کیفیت عکس‌ها چندان خوب نیست. اما خودم دوست‌شان دارم و در گوشه‌ای از موبایلم آن‌ها را آرشیو کرده‌ام. احتمالاً بدون توضیح من هم متوجه می‌شوید که در دو تا از عکس‌ها، کبوتری بر پنجره‌ی واحد همسایه نشسته بوده و کوکی و بلوط به آن کبوتر خیره شده‌اند. در پایان هم دو کلیپ قرار داده‌ام. یکی از کلیپ‌ها مربوط به مراسم ماساژ دادن بلوط است که معمولاً روزانه چند بار تکرار می‌شود. کلیپ دیگر هم مربوط به نوازش‌ها و دعواهای کوکی و بلوط است. پیش از این، کوکی نمی‌گذاشت بلوط او […]

لحظه نگار | عکس سفارشی!

چند روز بود که دوست داشتم روزنوشته رو آپدیت کنم اما هیچ موضوعی نداشتم (البته کامنت می‌ذاشتم، اما پست تازه نذاشته بودم). این روزها خبرهای داخلی و خارجی جالبی هم هست که بعضی‌ها رو با خوف (و اندکی نگرانی) و بعضی‌ها رو با رجا  (و کمی لبخند) می‌خونیم، اما علاقه‌ای ندارم روزنوشته‌ رو به اون‌ها آلوده کنم. خلاصه در بی‌موضوعی مونده بودم که امیر جواهری کامنت گذاشت که عکس از خودت و کوکی بذار. دیدم بهانه‌ی خوبیه که روزنوشته رو با عکس آپدیت کنم. طبق سفارش امیر، یک عکس تکی گذاشتم و یه عکس دوتایی. البته کوکی علاقه‌ی خاصی به عکاسی نداره و برای این‌که حاضر بشه کنارم بشینه و به دوربین نگاه کنه، کلی مالت به عنوان جایزه گرفته و خورده. تار بودن و نور بدِ عکس رو هم بذارید به حساب حرکت‌های کوکی […]

لحظه نگار | پیرترین کتاب کتابخانه‌ی من

کتاب شورای دولتی دکتر مسعود حیدری

لحظه‌نگارها، قرار بوده عکس‌هایی با توضیحات کوتاه باشند؛ در حد پست‌های ساده‌ی اینستاگرامی. این بار گفتم به مناسبت درگذشت دکتر حیدری، عکس پیرترین کتاب کتابخانه‌ام را در این‌جا بگذارم: اولین کتاب دکتر حیدری که بیش از نیم قرن پیش، در سال ۱۳۴۷ با عنوان شورای دولتی (مطالعه‌ی تطبیقی در دادرسی اداری) نوشته شده است. واقعیت این است که از محتوای کتاب چندان سر در نمی‌آورم. هم تخصصی در موضوع آن ندارم و هم از دوره‌ی نگارش کتاب، زمان زیادی گذشته و محتوای آن، قدیمی شده است. اما هم‌چنان دقت و وسواس نویسنده در همه‌جای کتاب مشخص و نمایان است و توجه خاص او به ارجاعات و منابع، دقت و وسواس نویسنده‌ی حقوق‌دان کتاب را منعکس می‌کند. از ویژگی‌های دیگر این کتاب هم می‌توان به تلاش دکتر مسعود حیدری برای ساختن واژه‌های فارسی مرتبط با این حوزه […]

لحظه نگار | کوکی بعد از ۱۵ ماه

پانزده ماه پیش بود که کوکی را – در شرایطی که یکی دو هفته از زندگی‌اش می‌گذشت و مادرش را از دست داده بود – پیدا کردم (لحظه نگار قبلی). نگهداری کوکی با توجه به تراکم کارها، رفت‌و‌آمد‌ها و سفرها، ساده نبوده، اما به هر حال، شیرینی‌های خودش را هم داشته. وقتی فکر می‌کنم که کوکی همان شب که پیدا شد، می‌توانست بمیرد و الان زنده است، احساس خوبی پیدا می‌کنم. خصوصاً وقتی می‌بینم که سرحال است و خانه را قلمرو خودش می‌داند و درست مثل صاحب‌خانه، ادعاهای خودش را دارد. دوست داشتم چهار پنج عکس قدیم و جدید او را این‌جا کنار هم بگذارم تا از دیدن‌شان لذت ببرم. شاید مقایسه‌ی عکس‌ها برای شما هم جذاب باشد. با متمم:آسمان شب | ما آخرین نسلی هستیم که آسمان را به این شکل می‌بینیم فیلم چند […]

لحظه نگار | خودم – از سر بی‌موضوعی

محمدرضا شعبانعلی

از شما چه پنهان که مدتیه نوشتن در روزنوشته برام سخت‌تر شده. این رو قاعدتاً از فاصله‌ی زمانی بین نوشته‌ها هم می‌تونید حدس بزنید. علت‌های متعددی دست به دست هم داده‌ان تا چنین شرایطی پیش بیاد. اول از همه، تراکم کاریه که واقعاً فرصت کمی برای نوشتن در روزنوشته باقی می‌ذاره. اما این تنها علت نیست. طی سال‌های اخیر، روندهایی طی شده که به شکل سیستماتیک، فضا رو برای روزنوشته تنگ و تنگ‌تر کرده. اول از همه اینه که ترجیح می‌دم خیلی از مطالبی که «سر و ته» دارن و محتوایی دارن که به نظرم ارزشمنده، در متمم منتشر بشه. اون‌جا هم چارچوب شفاف‌تر و محکم‌تری داره و هم این‌که مطالب این فرصت رو دارن که بارها و بارها ویرایش و به‌روز بشن (مطمئنم هر نوشته‌ای، دوست داره پیوسته به روز بشه و به حال […]

لحظه نگار

لحظه نگار - محمدرضا شعبانعلی

معمولاً وقتی مطالب روزنوشته، کمی جدی و رسمی می‌شن، از #لحظه-نگار – که به فضای اینستاگرامی نزدیک‌تره – برای فاصله انداختن بین اون‌ها استفاده می‌کنم. در همین راستا گفتم فعلاً این عکس رو بذارم تا در نوشته‌های بعدی، بتونم بحث‌های جدیِ پیش از این رو، که اغلب نیمه‌کاره رها شده‌ان، ادامه بدم. با متمم:آسمان شب | ما آخرین نسلی هستیم که آسمان را به این شکل می‌بینیم فیلم چند نمونه فرود هواپیما همراه با باد پهلو (کراس ویند) ساتیا نادلا مدیرعامل مایکروسافت نیمی از سهام خود را فروخت آمار مصرف پروتئین حیوانی | حجم و ترکیب مصرف در نقاط مختلف جهان خوانش | این کلمه را به جای خواندن به کار نبریم هوش چیست؟ | یک تعریف ساده،‌ زیبا و کاربردی آیا تاریخ درسی برای آموختن به ما دارد؟ +۳۳۰   فایلهای صوتی مذاکره آموزش […]

آلودگی هوای تهران | دو عکس از یک نما

زمان ثبت و فاصله‌ی دقیق این دو عکس را نمی‌دانم. اما قدیمی نیستند و فاصله‌ی میان‌شان هم زیاد نیست. هر دو را خودم ثبت کرده‌ام. از یک نقطه، تقریباً یک کادر، با یک دوربین و بدون ادیت. سعی کرده‌ام تا حد امکان به شکل مشابهی برش بخورند (قطعه‌ی کوچکی از پشت‌بام یک خانه را در پایین هر دو عکس می‌بینید). در توضیحش هزار نوع حرف و قصه می‌توان نوشت. از کیفیت بنزین و فساد در صنعت خودرو تا ضعف در تفکر سیستمی. اما یکی از مهم‌ترین توضیحاتش می‌تواند ناآشنایی با مدیریت و به طور خاص، ضعف در تمرکززدایی باشد. ضعف در میان تصمیم‌گیرانی که با ذهنی بسته و دستانی باز، چنان دل به آسمان سپرده بودند که به نفرین زمین گرفتار شدند. #لحظه نگار   با متمم:آسمان شب | ما آخرین نسلی هستیم که آسمان […]

لحظه نگار – کوکی

لحظه نگار - کوکی

توی کوچه افتاده بود. شاید حدود دو هفته از تولدش می‌گذشت و ظاهراً چون مادرش، اون‌ها رو وسط یه پروژه‌ی ساختمونی به دنیا آورده بود، سر کارگر ساختمانی اون‌ها رو پرت کرده بود بیرون و این توی جوب آب داشت می‌مرد. نگهداری بچه گربه کار سختیه. باید شیر خشک مخصوص گربه بخوره (شیر گاو لاکتوز داره و نمی‌تونن هضم کنن) و بعد از هر بار غذا خوردن هم، شکمش رو تا مقعد آروم آروم بمالید تا نفخ نکنه (مامان‌شون اول با زبان و بعد با دست، این کار رو بعد از همه‌ی نوبت‌های شیر انجام می‌ده). این که البته دست و پاهاش هم ضعیف بود و نمی‌تونست روی پاهاش وایسه و مشکلاتش مضاعف بود. اسمش شد: کوکی. چون اولش راه رفتن بلد نبود و مثل عروسک‌های کوکی راه می‌رفت. حس خوبیه که الان بزرگ شده […]

لحظه نگار – زنگ تفریح میان نوشته‌ی دیگر

عکس محمدرضا شعبانعلی

مهم‌ترین انگیزه از گذاشتن این عکس – همان‌طور که معمولاً اشاره می‌کنم – فاصله انداختن میان نوشته‌هایی است که چندان روان یا دوست‌داشتنی نیستند یا طعم‌شان شیرین نیست. خصوصاً این‌که دو سه مطلبی هم که قصد دارم در روزهای آتی بنویسم، باز خشک و جدی هستند و لازم بود در میانه‌ی آن‌ها، فاصله‌ای ایجاد شود. ما این کار را در متمم، با انتشار عکس گرگ و جغد و روباه و گاو تحت عنوان زنگ تفریح انجام می‌دهیم. اما وقتی خودم هستم دیگر به سگ و گاو نیازی نیست و همین نوع عکس‌ها همان نوع کارکردها را دارند. دومین انگیزه هم، اشاره‌ی جواد در یکی از کامنت‌ها بود که عکس بگذار و چون جواد به ندرت خواسته‌ای را مطرح می‌کند، وقتی حرفی می‌زند نمی‌شود انجام نداد. سوم هم این‌که خواستم در کنار کتابخانه‌ی جدیدم عکسی داشته باشم تا […]